• پنجشنبه، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • مطالعات زنان ، بایدها و نبایدها
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 203
    کد خبر: 1194

    monirpashmi.pngمنیر پشمی کارشناس ارشد مطالعات زنان در وبلاگ خود میوه ممنوعه نوشت:


    رشته مطالعات زنان ، رشته ای است که چیزی حدود یک دهه از حیات آن در کشور ما می گذرد و هنوز بر سر بایدها و نبایدها درباره آن بحث و حرف و جدل است و هنوز هم به عنوان یک رشته دانشگاهی شناخته شده و کاربردی جای خود را نه در دانشگاهها و نه در جامعه باز نکرده است. اولین دلیل آن ، وجود این رشته فقط در یک مقطع و آنهم در کارشناسی ارشد است که یک مقطع بینابینی است و نه پایه خود را در دوره لیسانس دارد و نه خاتمه و پایان و نتیجه خود را در دکترا . دلیل دوم که باعث محدود و محروم ماندن این رشته شده ظاهرا بی رغبتی دولت و مسئولین به این رشته و عدم احساس ضرورت وجود رشته مطالعات زنان است که آنهم ناشی از عدم شناخت دقیق از این رشته و توانایی ها و کاربرد آن در جامعه است.

     لذا وقتی تعریف دقیقی از رشته وجود ندارد و متعاقبا شناخت خوبی هم از آن حاصل نشده ، نتیجه همین است که می بینیم : یعنی هیچ کجا جای کار برای این رشته تعریف نمی شود و هیچ کجا در فهرست اسامی رشته هایی که مورد نیاز برای ارگانهای مختلف ارائه می شود ، رشته مطالعات زنان نمی آید و البته مسئولین محترم گناهی هم ندارند چون این رشته را نمی شناسند.

    وقتی ما در دانشگاهی که این رشته را داریم ، در حضور هرکسی اعم از استاد و دانشجو - که حتی در همان دانشکده هم فعال هستند – نام رشته را می بریم ، هاج و واج نگاهمان می کنند و می گویند : " مگه این رشته هم هست ؟! " چه توقعی باید داشت از دیگران ؟! که دلیل این امر نیز در اغلب موارد نداشتن یک گروه جداگانه برای مطالعات زنان در دانشکده ها است و اصولا به خاطر اینکه فقط در یک مقطع و به تعداد محدود دانشجو دارد ، طفیلی وار به گروههای دیگری مثل علوم اجتماعی اضافه شده است. در صورتی که اگر این رشته مقطع کارشناسی و دکترا را هم داشته و خودش یک گروه مجزا برای خود تشکیل دهد این رشته هم جایگاه خود را پیدا خواهد کرد.

    دلیل سوم برای خوب پیش نرفتن این رشته ، عدم وجود سرفصل های مناسب و کاربردی برای این رشته و همچنین فقدان اساتید مشخص و با تجربه در این زمینه است. به دلیل بین رشته ای بودن و اینکه دکترای مطالعات زنان در ایران نداشته و استاد مدعو هم از جایی نمی آوریم ،

    برای مثال در دانشگاه اصفهان می گشتند در هر گروهی التماس می کردند ببینند کدام استاد وقت آزاد دارد و قبول می کند بیاید به مطالعات زنان ها درس بدهد ، آنهم بعد از چند جلسه تاخیر از شروع ترم ، استادی با هزار ناز و کرشمه و اما و اگر می آمد سر کلاس و اصولا هم نمی دانست باید چه چیزی به دانشجو درس بدهد و حتی نمی دانست چه تحقیق و پژوهشی باید از ما بخواهد و خود دانشجو اگر اهل مطالعه و تحقیق بود و اگر خودش دلش به حال خودش و رشته اش می سوخت فعالیتی می کرد و سعی می کرد حداکثر استفاده را از کلاس و استاد ببرد و هر آنچه را فکر می کرد به دردش می خورد از استاد بخواهد و خودش هم در پژوهش هایش به کار ببرد و حداقل چند تا کتاب بهش معرفی کنند چون متاسفانه برخی از اساتید از معرفی کردن کتاب هم عاجز بودند!

    خدا وکیلی الان من این توانایی را در خود می بینم که بهتر از برخی از اساتید بتوانم سرفصل های مطالعات زنان را در دروس ارائه داده و حتی به دانشجوها درس دهم و از آنها کار پژوهشی بخواهم و انها را راهنمایی کنم . ولی متاسفانه از ما در دانشگاهها و در رشته خودمان استفاده نمی شود. حتما باید مدرک دکترا داشته باشیم ، یک کارشناس ارشد هر چقدر هم که بار علمی و پژوهشی داشته باشد به کار نمی آید به خصوص اگر پارتی نداشته باشد و برخی از سهمیه های مشخص که همه جا به کار می آید .

    و اما اساتید و مسئولین گرامی که در نشست های مختلف گرد هم جمع شده و برای مطالعات زنان تصمیم گرفته و برنامه ریزی می کنید ، پیشنهاد من برای شما این است که اگر در گردهمایی هایتان از فارغ التحصیلان این رشته کمک و هم اندیشی نمی گیرید ، حتما در جلسات بعد اینکار را بکنید ، چون مطمئنا کسانی که با علاقه و پشتکار در این رشته وارد شده و همچون موش آزمایشگاهی در این رشته آزمایش خود را پس داده اند و احتمالا اگر شبانه و یا آزاد وارد دانشگاه شده بابت این آزمون و خطا بیش از ۵ میلیون تومانی هم از جیبشان در آمده باشد ،

    حرفهای زیادی دارند برای این رشته و تجربیاتشان کم از اساتید و دکترها در گروههای دیگر نیست ! خدای نکرده مثل رئیس دانشگاه ما (در اصفهان ) نباشید که برای مشاور زنان خودش از یک دانشجوی ارشد " زمین شناسی " استفاده می کند ! و آنهم به این دلیل که ایشان کارمند دانشگاه و در حال تدریس در آزمایشگاهها هستند و هم زمان هم ارشد می خوانند و کس دیگری هم نبوده که این پست مشاوره در امور زنان را قبول کند و احتمالا آقای دکتر رئیس داشگاه هم نمی دانند که از دانشگاهشان افرادی با مدرک کارشناسی ارشد مطالعات زنان فارغ التحصیل شده اند و سرشان درد می کند برای مشاوره دادن در امور زنان!

    پی نوشت : بر خود لازم و واجب می دانم که از معدود اساتید برجسته و زحمتکشی که داشته و مشوق و راهنمایم بوده اند تشکر و قدردانی نمایم که اگر راهنمایی ها و دلسوزی آنها نبود مطمئنا من و امثال من راه به جایی نمی بردیم.

     

    مطالب مرتبط:
    معرفی/ انجمن ایرانی مطالعات زنان
    معرفی / سایت موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران / زن در تاریخ معاصر ایران
    جامعه شناسی جنسیت
    زنان و امنیت شغلی
    معرفی / پایگاه خبری زنان نیوز