• چهارشنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۸۹
  • سهم یک درصدی زن از روستا!
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 433
    کد خبر: 1332

    roosta.bar.jpgنگاهی به موانع مشارکت زنان در توسعه روستایی

    مشارکت به معنای حضور زنان در تمام مراحل توسعه، بررسی نیازها، شناسایی مشکلات، برنامه ریزی، مدیریت، اجرا و ارزشیابی است. برابری مشارکت در یک جامعه مردسالار به آسانی به دست نخواهد آمد، چنین امری نیازمند مشارکت دادن زنان، به ویژه زنان روستایی در پروژه هایی است که آنان در آن به نحوی ذی نفع هستند.

    جمعیت روستا نشین ایران، همواره نقشهای گوناگونی را در امر تولید و توزیع عهده دار بوده اند. بخش کشاورزی، تامین کننده حدود یک سوم اشتغال، بیش از چهارپنجم نیازهای غذایی کشور، نیمی از صادرات غیرنفتی، نه دهم نیاز صنایع به محصولات کشاورزی و یک پنجم تولید ناخالص داخلی کشور است.

    در تمامی جوامع، زنان روستایی به عنوان یک عامل مهم در نیل به اهداف توسعه روستایی مطرح بوده و در واقع نیمی از نیروی انسانی مورد نیاز توسعه روستایی می باشند، با این حال، در جامعه روستایی ایران، میان طبقه حاکم(صاحبان سرمایه) و روستاییان، میان شهری و روستایی، میان باسواد و بی سواد و میان مرد و زن، شکاف عمیقی وجود دارد. زنان به ویژه در روستاها از امکانات کمتری از لحاظ میزان سرمایه، اعتبار و قدرت برخوردارند.

    میران نقش آفرینی زنان روستایی، بیش از مردان، تحت تاثیر شرایط و عوامل گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اکولوژیکی قرار دارد. زنان روستایی، چه به صورت مستقیم(تولید محصولات زراعی، دامی، صنایع دستی و روستایی) و چه از لحاظ کمک به بخش کشاورزی(به عنوان نیروی کار) پتانسیل قابل توجهی در جامعه محسوب می شوند.

    حدود ۶/۵ میلیون زن در تولیدات بخش کشاورزی ایران نقش دارند. فعالیتهای مربوط به کاشت، داشت و برداشت محصول، فرآوری و تهیه خوراک دام، نگهداری و مراقبت از دام و طیور و برخی فعالیتهای مربوط به بازاریابی و فروش محصولات از جمله زمینه های نقش و مشارکت زنان روستایی به شمار می رود.براساس آمارهای موجود، زنان روستایی در صنایع تبدیلی ۵۰ درصد، تولید محصولات زراعی و دامی ۲۲ درصد، صنایع دستی ۷۵ درصد و در امور مربوط به کاشت، داشت و برداشت به ترتیب ۲۵، ۲۴، ۲۶/۴ درصد مشارکت دارند.

    همچنین در امور دامداری، ۲۳ درصد چرای دامی، ۴۲ درصد مراقبت دام و ۱۰۰ درصد کل پرورش طیور را در روستا انجام می دهند. بنابراین نقش آنان در دستیابی به امنیت غذایی، نقشی غیر قابل انکار است. اما این نقش تعیین کننده در جامعه و در فرایند توسعه روستایی کشور ما مانند اغلب کشورهای در حال توسعه، چندان آشکار نیست. در جامعه روستایی ایران، حدود ۸۰ درصد زنان کار می کنند، ولی در ردیف زنان خانه دار و جز» گروههای شاغل بدون دستمزد، کارگر خانگی، کارگر فامیلی و یا کارفرمای مستقل به حساب آمده اند.

    در این آمارها، اغلب اشتغال فصلی، پاره وقت، بدون مزد و فعالیت های خانه داری منظور نمی شود و تنها آن بخش از فعالیتهای زنان در علوم اقتصادی و اجتماعی مورد توجه و دقت قرار گرفته که در اقتصاد ملی و خارج از منزل ظهور داشته است. در اغلب تحقیقات و آمارها، مردان به عنوان سرپرست خانوار شناخته می شوند و مالکان زمین و اراضی کشاورزی نیز آنها هستند. البته این موضوع که تنها یک درصد مالکیت های روستایی کشور، متعلق به زنان است، چنین امری را تایید می کند.

    اما براساس آمار ارائه شده از سوی کمیته امداد امام خمینی(ره)، هم اکنون ۸۳۰ هزار و ۴۷۳ نفر(۴۸۳ هزار و ۸۹۷ خانوار) تحت سرپرستی زنان سرپرست خانوار روستایی قرار دارند که ۶۲ درصد این افراد بالای ۶۰ سال سن دارند.به طور کلی، توسعه فرآیندی است چند بعدی و دارای ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی... مشارکت زنان روستایی در این فرآیند، مشارکتی فعالانه و تاثیرگذار نبوده است. زیرا مهمترین جنبه این مشارکت تاکنون، بعد اقتصادی آن برای زنان روستایی بوده است. با این حال ارزش کار آنها در تولید کشاورزی کمتر به عنوان درآمد محسوب می شود و از استقلال برخوردار نیست.

    این در حالی است که در فرآیند توسعه و تغییر نظام اقتصاد کشاورزی پیشرفته، ارزش کار زن که قبلا به صورت نیروی کار بدون مزد در خانواده بود، باید به پول تبدیل شده و در اختیار او قرار گیرد. جز بخش کشاورزی که حوزه اصلی کار زنان روستایی است، در دو بخش دیگر اقتصاد، یعنی صنعت و خدمات نیز حضور زنان روستانشین بسیار ناچیز بوده است.در بحث مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان، مهمترین موضوع، شرکت در برنامه ریزی، تصمیم گیری، اجرای تصمیمات و ارزشیابی نتایج حاصله است. زنان به طور کل، سهم اندکی در چنین فرآیندی داشته اند.

    با وجود آنکه زنان روستایی در سال های اخیر حضور چشم گیرتری در مدیریت روستاها، حضور در تشکل های فرهنگی و اجتماعی، مدیریت تعاونی ها و... داشته اند، اما میزان پایین تر سواد و تحصیلات، درآمد شغلی و پایگاه اجتماعی نسبت به زنان شهری، باعث شده که آنان سهم به مراتب کمتری در کسب مقامات و مدیریت های دولتی، کسب نمایندگی مجلس و شوراهای اسلامی و به طور کلی حضور در ساختار قدرت داشته باشند.

    هم چنین نسبت به زنان شهری، فعالیت زنان روستایی در سازمان و جنبش های اجتماعی زنان(شاید به دلیل آشنایی و آگاهی کمتر آنان با آرمان های این جنبش ها و فاصله داشتن خواستهای چنین جنبش هایی با مسائل خاص آنها) بسیار ناچیز بوده است.

    از جمله موانع متعدد، در مسیر مشارکت و نقش آفرینی زنان که می توان آنرا به عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی تقسیم بندی کرد، پایین بودن سطح سواد زنان روستایی، حجم زیاد فعالیت زنان و افزایش کار داخل و خارج از خانه به دلایل مختلف از جمله مهاجرت فصلی مردان و تنوع زیاد کار زنان روستایی(بچه داری، امور منزل، کشاورزی، صنایع دستی، دامپروری و...)، سو» تغذیه و پایین بودن ضریب سلامت و بهداشت فردی، بافت مردسالاری جامعه و تعصبات خانوادگی به صورت موافقت نکردن پدر یا همسر با حضور زنان در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی به دلایل مختلف فرهنگی و یا تمایل نداشتن به از دست دادن نیروی کار منزل،

    باور و نگرش منفی نسبت به توانایی زنان و تبعیض های جنسیتی، فقر اقتصادی خانواده، آداب و سنن غلط نظیر خرافات، تقدیر گرایی و...، دسترسی پایین زنان به اعتبارات و تسهیلات نهادها و عوامل تولید، دور از دسترس بودن خدمات ترویجی، جهت گیری فعالیت های اجتماعی و برنامه های مشارکتی به سمت مردان، کمبود متخصصان زن در جهت آموزش زنان روستایی، مشکلات دسترسی به خدمات و تسهیلات اجتماعی و بهداشتی، پایین بودن دستمزد زنان روستایی در مقایسه با مردان، حضور بسیار اندک سازمان های غیر دولتی زنان برای پی گیری مسائل و مشکلات زنان روستایی، حضور کم زنان در مدیریت روستا و نهاد ده یاری می باشد.

    باید اظهار داشت که در مشارکت فعال و کارآمد زنان در توسعه، ابتدا باید نقش آنان در جریان توسعه به درستی مشخص شود و سپس موانع مربوط به ایفای نقش آنان شناسایی شود. مشارکت به معنای حضور زنان در تمام مراحل توسعه، بررسی نیازها، شناسایی مشکلات، برنامه ریزی، مدیریت، اجرا و ارزشیابی است. برابری مشارکت در یک جامعه مردسالار به آسانی به دست نخواهد آمد، چنین امری نیازمند مشارکت دادن زنان، به ویژه زنان روستایی در پروژه هایی است که آنان در آن به نحوی ذی نفع هستند.

    هرچند ظاهرا هیچ تفاوتی از بابت جنسیت در برنامه های توسعه مشارکت وجود نداشته، ولی واقعیت این است که زنان کمتر از مردان مورد توجه برنامه های مشارکتی قرار گرفته اند و اغلب این برنامه ها برای مردان برنامه ریزی شده اند. در نهایت نگاه مثبت برنامه ریزان امر توسعه به مشارکت زنان روستایی، کمک شایانی به ارتقای موقعیت یک خانواده بهره مند روستایی خواهد رساند و عاملی جهت کاهش شکاف میان خانواده های شهری و روستایی خواهد گردید.


    ابتکار نیوز

     

    مطالب مرتبط:
    از خشونت زبانی تا زبانشناسی اجتماعی گفتگو و تعامل ها
    نقش زنان در تأسیس مدارس دخترانه عصر قاجار
    زنان در انقلاب مشروطه
    نشریات زنان در عصر قاجار(۶)
    انجمن‌های زنان در دوران مشروطه / الهه باقری