اعظم طالقانی دختر آیت الله طالقانی هم اکنون دبیر کل جامعه زنان انقلاب اسلامی است. وی از فعالان ملی مذهبی ونماینده دور مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه حضور در زندانهای سیاسی حکومت پهلوی را دارد و پس از پیروزی انقلاب در رشته ادبیات فارسی به تحصیل پرداخت.
اعظم طالقانی پس ازانقلاب جامعه زنان اسلامی را با هدف آموزش زنان و حل مشکلات آنها تاسیس کرد. او همچنین هم اکنون دبیرکل جامعه زنان انقلاب اسلامی نیز هست.
وی نخستین زنی است که در سال ۱۳۷۶خود را نامزد ریاست جمهوری در ایران کرد.او مجددا در سال ۱۳۸۸ نیز اعلام کاندیداتوری کرد. وی در تاریخ سی ساله انقلاب همیشه از طرفداران و حامیان حقوق زنان بوده بوده است.
با وی در خصوص تعدد زوجات و ازدواج موقت به گفتگو نشسته ایم.
زن فردا: خانم طالقانی آیه سوم سوره نساء، که بحث تعدد زوجات را مطرح میکند، شرایط بسیار سنگین و سختی را قرار میدهد. هنگامی که قرآن می فرماید: مردی که قصد رها کردن همسر خود را دارد، بنا بر وسع و توانایی خود باید به همسرش از دارایی خود ببخشد(آیه ۲۳۶بقره)، اما آنچه در جامعه میبینیم مغایر با احکام قرآن و اسلام است. برای این مسئله چه توجیهی وجود دارد؟
در ارتباط با بحث تعدد زوجات، باید فرهنگ را تغییر داد زمانی که ما در اعتراضات خود بیان میکنیم، فقه ما مردانه است، بنا به همین دلایل و برداشتها ست. ماده ۲۳ لایحه به اصطلاح حمایت از خانواده که به دنبال آن ده شرط هم بیان شده است و در کمیسیون حقوقی- قضایی مجلس هم به تصویب رسیده است، واقعاً بحثبرانگیز است.
ممکن است خانمها هم در تنظیم آن دخالت داشتهاند ولی به نظرم آنها هم دچار یک سری مشکلات شدهاند که چنین نظرات و پیشنهاداتی دادهاند. اگر قرآن مواردی را مطرح میکند؛ استثناء و تبصره است. بعدهم در شرایط آن روز جامعه عرب و در واقع عصر جاهلیت، بحث یکی، دوتا نبود؛ هزارتا، پانصدتا، صدتا مطرح بود و در واقع اسلام اصل موضوع را محدود کرد.
زن فردا: یعنی معتقدید که شرایط زمانی بحث تعدد زوجات را ایجاد کرده است؟
بله شرایط زمانی، تعدد زوجات را ایجاب میکرد، آن هم برای موارد خاص و ضرورتها. هرگز نمیتوان ضرورتها را در جامعه کتمان کرد اما این بحث ریشه فرهنگی و جاهلی دارد، نمیشود با تعصب برخورد کرد. واقعبینانه این است که اگر خانوادهای یا جامعهای دچار مشکلی حاد است، راهحلش این است اما مشکل خانوادههای امروزی ما این نیست، به نظر میرسد که امروزه بحث هوسبازیست.
زن فردا: حرفهای بسیاری در تفاسیر و سخنان علماء مطرح میشود. در نهجالبلاغه آمده است که غیرت برای مرد است و برای زن خوب نیست. غیرت یعنی چه؟ یعنی حسادت، یعنی زن نباید حسود باشد و اگر ده هوو هم بر او آمد، بیاید؛ این نظر و تفسیر آقایان است، تفسیر خانمها چیست؟ البته خانم فقیه کم داریم، اجازه رشد و تسری عقاید و نظرها را به خانمهای فقیه ندادهایم!
در آیه ۱۲۹ سوره نساء داریم؛ شما تمایل به ازدواج مجدد دارید اما «وَلَن تَستَطِیعُوا أَن تَعدِلُوا بَینَ النِّسَاء وَلَو حَرَصتُم…»، و شما هرگز نمىتوانید میان زنان عدالت کنید هر چند [بر عدالت] حریص باشید ؛ پس این کار را نکنید. بنابراین با توجه به جمیع آیات ازدواج مجدد امری نهی شده است.
مضاف بر اینکه پیامبر در دوران حیات حضرت خدیجه(س) ازدواج مجدد نداشتند و حضرت علی(ع) هم در دوران حیات حضرت زهرا(س)؛ حضرت ابراهیم پس از اجازه سارا با هاجر ازدواج کرد و باز هم سارا فرزنددار شدن هاجر را تحمل نکرد و گفت او را به بیابان ببر. یعنی جریانات تاریخی- دینی هم نشان میدهد که ازدواج مجدد و تعدد زوجات اصالت ندارد که برای همه آزاد باشد و باب هوا و هوس عدهای باز شود با این عنوان که قرار است دختر یا زنی را مورد دلجویی قرار دهند.
البته به من هم زنانی مراجعه کردهاند که چندین سال است شوهران خود را از دست دادهاند و مثلاً شش فرزند دارند و دیگر توانایی اداره زندگی و سیرکردن شکم فرزندان خود را ندارند، بنابراین با مردی ازدواج کردهاند که به آنها نفقه پرداخت کند و میدانند که آن مرد همسر دارد و حتی مرد قید میکند که همسرش از این ازدواج مطلع نشود! خب! چرا باید اینطور باشد؟! ضمن اینکه در ازدواج موقت به جز مهر که باید در ابتدا پرداخت شود، نفقه اجباری نیست مگر اینکه قید شود و ارث هم تعلق نمیگیرد مگر اینکه فرزندی از ازدواج حاصل شود و ارث به او تعلق گیرد.
این ریشه فرهنگی دارد و باید با منطق و استدلال و الهام از آیات قرآن و سنجش شرایط امروزی مطرح شود. آیا ما در عصر جاهلیت هستیم یا در عصر علم و منطق و عقلانیت و خردجمعی؟!
- با توجه به شرایط جامعه چه لزومی به مطرحکردن چنین بحثی بود. ما مسائل مهمتری برای تصویب و رسیدگی نداشتیم؟!
درست است در کمیسیون کشاورزی برای واردات بادمجان تصمیم میگیرند! بعد هم میگویند؛ ما به معلول پرداختیم نه به علت! اینها نیاز ماست؟! خب! آقایان شما که همیشه به معلول پرداختهاید، ثابت کنید کجا به علت پرداختهاید؟! مگر زمانی که رقیب داشتهاید و به ضرر شما بوده که به علت پرداختهاید! منطق عقلانی میگوید در شرایط امروز ضرورت پیگیری و طرح مسائل مهمتری مطرح است.
فکر میکنید چرا مجلس این فرافکنیها را مورد پیگیری قرار نمیدهد؟! اگر آقایان از هر راهی وارد میشوند تا به هدف خود برسند یعنی ازدواج مجدد و زن صیغهای و غیره و ذالک، خانمها باید هوشیار باشند که چنین شرایطی را نپذیرند و صیغه یا عقد کسی نشوند که با چنین خفت و خواری زندگی کنند؛ به خدا قسم اگر زنی کارگری کند به اینکه زندگی کسی را از هم بپاشد، شرافت دارد مگر این که اضطراری در خانواده اول باشد و این زن برای خدمت به همسر اول به خانه او برود.
ما چند اصل برگرفته از قرآن و مشخص داریم که در دینمان هم رعایت شده و اساس است. اساس اجتهاد و حجیت، عدالت است. عدالت هم تکلیفش در فرهنگ اسلامی مشخص است به نحوی که ضرر روحی، روانی، جسمی، مالی به کسی وارد نشود. یعنی من تاجایی میتوانم حقوقی را مطالبه کنم که مضر به حال دیگر افراد جامعه و حقوق آنها نباشد.
زن فردا: با توجه به این تعریف از عدالت، با تصویب این قانون، عدالت در جمهوری اسلامی برقرار می شود؟!
این سیسال و قبل از این سیسال را که به خاطر میآورم میبینم این اتفاقات در کشور ما و سایر کشورهای اسلامی بوده و تعدد زوجات هم مهم نبوده است، مگر در برخی کشورهای اسلامی مانند تونس که فرهنگ آنها تغییر کرده است. تعدد زوجات شرعی و غیرشرعی ندارند(در اروپا رابطه های غیرشرعی هم هست) مگر در مواردی که دادگاه ضرورت بداند، آن هم با رعایت حق و حقوق کامل زن.
بنابراین وقتی اصالت با عدالت است و اسلام بر پایه عدالت است و آن هم مکتب تشیع که علاوه بر سه اصل اسلامی، می گوید عدل و بعد امامت. چطور می توان به عدالت بی توجه بود؟! اگر ما پیرو اسلام و تشیع هستیم، چرا من رفع تبعیض نمیبینم؟! من قبل و بعد انقلاب بودم و انتظار داشتم قوانینی باشد یا قوانین به نحوی اجرا شود که رفع تبعیض صورت بگیرد. نمیشود که در فرهنگ کشوری رشوه و پول و پارتی حرف اول و آخر باشد.
بسیاری از مردان جامعه که توانایی مالی اختیار همسر دوم یا همسر صیغهای ندارند یا اصولاً حجب و حیای آنها مانع از بیان چنین چیزی میشود، چه باید بکنند؟! چون پول ندارد و تاجر نیست و غیره باید با یک زن بسازد؟! این چه منطق غلطی است؟!
من خانم آمریکایی را میشناسم که با دو فرزند از همسر ایرانی خود جدا شد و به آمریکا برگشت و با پسر جوانی ازدواج کرد و این مرد به نحو احسنت از این فرزندان نگهداری میکرد ولی هر وقت پدر از ایران میرفت برای ملاقات فرزندان خودش، زن و شوهر منزل را ترک میکردند که این پدر و فرزندان راحت باشند؛ این انساندوستی است.
در دنیای امروز، انسانیت بسیار مهم است اما متأسفانه در ایران انسان و انسانیت و روح و جان انسان ارزشی ندارد! اینها مبانی اشکالات ما در این فرهنگ ساختگی میباشد؛ البته اشاعهدهندگان را هم میشناسیم و میدانیم به ضرر اسلام فعالیت کردند و به جای اسلامگرایی اسلامزدایی کردند و این خطر بزرگی است و تصمیمگیران مسئولند و باید پاسخگو باشند. آنچه من برداشت میکنم این است که ضرورتی برای طرح چنین مسئلهای نبوده، مضاف بر اینکه مردان ما بطور عادی و به راحتی چنین اقداماتی انجام میدهند و این نیاز به قانون ندارد!
درست است این مسئله بزرگی است که مطرح میشود؛ اینکه خانم از عهده مسائل زناشویی برنیایند! اما برخی آقایان آنقدر وقیحاند که خیلی راحت این مطلب را بیان میکنند. ورزش، کم خوری، استفاده از مغز، مطالعه، کار و تلاش منجر به این میشود که کمتر چنین حالاتی پیش بیاید؛ کسانی که براحتی میخورند و گردش میکنند و همه امکانات جامعه برای آنها مهیا شده است، توقع دارند ازدواج مجدد هم آسان شود؛ یکی، دوتا، سه تا هم بیشتر!
حجب و حیای کدام زنی به او اجازه میدهد که در دادگاه ثابت کند که همسرش را ارضا میکند؟! چهجور اثبات کند؟! برخی از آقایان از این امر سواستفاده کرده و این موضوع را مطرح میکنند و تنها به فکر اخذ مجوز برای ازدواج موقت و مجدد هستند که این نشاندهنده بیحیایی و بیشرمی آنهاست.
در مورد محصولات افزایش توانایی جنسی هم که اخیراً در آسیا رواج یافته و در بین عربها هم خیلی رایج است و متاسفانه جزء فرهنگ آنها شده درحالی که این مورد در غرب به دلیل شرایط جغرافیایی وجود ندارد، آنقدر برای خانمها تاکتیک و روش و آموزش دارند تا مردی را جذب کند و با آنها رابطه برقرار کند؛ در آمریکا وضعیت نسبتاً متعادلتری وجود دارد و بیشترین تاکید بر خانواده است اما در اروپا نه؛ در اروپا نیاز به چنین داروهایی هست به دلیل شرایط جغرافیایی و فعالیت زیاد؛ این محصولات بیشتر مورد نیاز است. اما در ایران و جامعه عرب فرق میکند، فروش چنین محصولاتی تجارت و سودبری است.
زن فردا: قبول دارید که در طی این سیسال فرهنگسازی درستی در این باره نداشتیم؟
درست است اما دیر نشده، از حالا شروع میکنیم به فرهنگسازی بر مبنای انساندوستی و عدالت. اگر در هر عملی این دو اصل رعایت شد، درست است و الا حرام است حالا هرچه میخواهد باشد ما این را از اسلام آموختیم و با همین نگاه انقلاب کردیم و همین حرفها را زدند که ما انقلاب کردیم.
با این قوانین تنها وظیفه زنان این است که مراقب همسرانشان باشند و از مسئولیتهای اجتماعی – فرهنگی و … بازمانند و مردها در برابر همسرانشان چنین وظیفهای ندارند! این تفکر انسانی و انساندوستانه نیست که نسبت به یک انسان دیگر احساس مالکیت داشته باشیم، بردهداری است و غلط است.
بر مبنای مسئولیتپذیری زمانی که مردی ازدواج میکند، مسئولیت پذیرفته است و ازدواج مجدد یعنی عدم پایبندی به تعهد قبلی و اضافه نمودن مسئولیتها و وظایف.
قرآن ازدواج مجدد را رد نمیکند ولی بحث قسط و یتیم را مطرح میکند. اصلاً مبنای ازدواج مجدد را خداوند بر اساس قسط قرار داد یعنی براساس عدل باشد و در عصر جاهلیت و جامعه عرب فرمان داد که شهوت را کنار بگذارند تا عدالت اجرا شود. حقوق هرکس را باید شناخت و بر مبنای آن حرکت کرد، این دستور اسلام است.
البته در تفسیر سوره نساء داریم که آقایان توانایی برقراری عدالت را ندارند پس بهتر است ازدواج مجدد نکنند و از تعدد زوجات خودداری کنند و به یک همسر مومن و آزاده بسنده کنند یعنی قرآن ازدواج مجدد را صراحتاً نهی میکند.
سفارش قرآن و پیامبر است که با زنان معاشرت به معروف داشته باشید و رفتار شما در عرف عقلانی جامعه بگنجد. یعنی ازدواج مجدد که موجب آزار و رنجش همسر اول میشود، نهی شده است.
در ۱۲ مورد به تحقیق بنده در قرآن سفارش شده است که با همسرانتان به معروف برخورد نمایید و تبلیغ ازدواج مجدد و برنامههایی از این دست با روح قران هماهنگی ندارد. (سوره نساء؛ یک سوره کامل قران به زنان اختصاص داده شده و هیچ سورهای به مردان اختصاص داده نشده است)
سه شنبه، ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ /