معصومه صادقی پیش از دولت نهم مدرس حوزه و مسئول فرهنگی مدیرت منطقه یک حوزه های علمیه خواهران بود. تحصیلات او پایان سطح دو حوزه است و با روی کار آمدن اصولگرایان از ابتدای ۱۳۸۵ تا پایان ۱۳۸۷ معاون امور اجتماعی و توسعه مشارکت های مرکز امور زنان و خانواده و در ۱۵ فروردین ۸۸ مشاور وزیر کشور و مدیر کل امور بانوان وزارت کشور شد. صادقی تا پایان بهمن ۸۸ در حوزه زنان با دولت دهم همکاری کرد اما این همکاری خیلی زود پایان یافت. گفتوگوی پنجره با خانم صادقی درباره جریانات و اتفاقاتی است که در حوزه مدیریت امور زنان از ابتدای دولت نهم تاکنون رخ داده است.
چه شد که شما با روی کار آمدن دولت نهم وارد عرصه مدیریت امور زنان شدید؟
کار من پیش از این بیارتباط با مسائل زنان نبود و خانم پروین احمدینژاد با شناختی که از من داشتند، پیشنهاد دادند و از آنجایی که محقق شدن یک دولت اصولگرا را فرصت و برکتی می دانستیم، در مرکز امور زنان و خانواده با ایشان و بعد از ایشان با دیگر دوستان، همکاری داشتم.
وقتی وارد این مرکز شدید، چه فضایی حاکم بود و بهطور کلی از آن چه در مرکز امور مشارکت زنان مانده بود، چه دریافتی داشتید؟
آن زمان با توجه به فعالیت ۸ ساله دولت اصلاحات، مرکز امور مشارکت زنان پایگاهی شده بود برای اشاعه تفکر فمینیستی با شعار توسعه مشارکت سیاسی زنان و در سایه این شعار از سمن ها و گروههایی حمایت کردند که دقیقا در راستای همان اهداف فعالیت میکردند. البته این درحالی بود که طبق مصوبه خودشان می بایست از سمن های مناطق کمتر توسعهیافته حمایت می کردند اما دیدیم که ۵۰درصد سمن های مورد حمایت این مرکز از تهران بودند. نکته بعد، برگزاری همایش ها و کارگاه های آموزشی بود که دقیقا اشاعه تفکر برابری جنسیتی و الحاق به کنوانسیون حقوق زن را دنبال می کردند؛ در حالیکه می دانیم علما و کارشناسان امور زنانی که نگاه دینی داشتند با الحاق به کنوانسیون مخالف بودند و رییس وقت مرکز زنان بهشدت اصرار بر الحاق داشت. در حوزه بینالملل علی رغم این که طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، ایران باید نشاندهنده جایگاه واقعی زن از نظر اسلام باشد اما فعالیت های مرکز امور مشارکت زنان علاوه بر فقدان نیروهای متخصص، بیشتر در راستای تأثیرپذیری بود تا تأثیرگذاری.
از جهتی دیگر، بودجههایی که مرکز امور مشارکت زنان در اختیار نهادهای دولتی قرار می داد، در راستای مصوبات شورای فرهنگی - اجتماعی زنان که به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی می رسید، نبود.
با روی کارآمدن دولت نهم و شعار ترویج مبانی اسلامی در همه حوزهها، اولین قدمی که در این مرکز برداشته شد، این بود که ما زنان را جدای از خانواده نگاه نکنیم، به همین دلیل نام مرکز تغییر پیدا کرد و تبدیل شد به مرکز امور زنان و خانواده؛ و برنامه های مرکز در راستای تقویت و تحکیم بنیان خانواده و بعد توانمندسازی زنان، طراحی شد و حتی قرار بر این بود که توانمندسازی زنان در راستای تقویت بنیان خانواده باشد.
در آن ابتدای کار و بازگشت به مواضع اصولگرایی در مرکز زنان، چه تیمی برای این تغییرات تشکیل شد؟
تیم اولیه از کسانی تشکیل شد که با این شعارها همسو بودند و سعی شد افرادی باشند که علاوه بر همسو بودن داری تخصص و تجربه در این زمینه باشند.
دقیقا چه کسانی بودند و اتاق فکر اولیه را چه کسانی تشکیل می دادند؟
خانم دکتر خزعلی که سالیان سال در زمینه مسائل زنان فعال بودند و مدتی هم ریاست شورای فرهنگی - اجتماعی زنان را بر عهده داشتند؛ خانم آیت اللهی، خانم دکتر سخایی، خانم پروین احمدینژاد، خانم دکتر صفایی که نماینده مجلس هستند، خود خانم سلطانخواه که در ابتدا ریاست مرکز را به عهده داشتند و پایهگذار این اتاق فکر بودند و متخصصین دیگری که بر اساس موارد مورد نیاز به آنها مراجعه می شد.
در آن اتاق فکر چه بحثهایی مطرح بود و چه چیزی را دنبال می کردند؟
در آن نشستها، تغییر مبانی و اصول مطرح بود که زنان را در سه عرصه فردی، اجتماعی و خانوادگی و بر اساس تفکرات حضرت امام و فرمایشات مقام معظم رهبری ببینیم. در ابتدا تغییراتی را در سند توسعه مشارکت زنان ایجاد کردند. این سند در اواخر دولت اصلاحات در یازده بند تنظیم و تصویب شده بود که توسط این اتاق فکر اصلاح و به چهارده بند تبدیل شد. در این اصلاحات، اولین تغییر، تقویت باورهای دینی زنان بود چون در آن یازده بند هیچ چیزی که روح دینی بر آن حاکم باشد، ندیدیم. این بازنگری، اولین قدمی بود که در این اتاق فکر برداشته شد و این چهارده بند در هیئت دولت مصوب شد و بهعنوان دستور کار و نقشه راه مرکز امور زنان و خانواده قرار گرفت.
این مصوبه هیئت دولت ابتدا در کمیسیون فرهنگی دولت مطرح و تصویب شد.
هیچ کس از اعضای کمیسیون با تغییرات شما مخالف نبودند؟
نه، هیچکس مخالف نبود و حتی بعضی فراتر از این را مطالبه می کردند. الحمدلله مجموعه دولت نهم همراه و همگام بودند و تا جاییکه من اطلاع دارم، تأکید آقای دکتر احمدینژاد این بود که برنامه های امور زنان طوری تنظیم شود که در عین باور به توانمندی های زنان، ضربه ای به خانواده نزند.
چرا شما در مرکز نماندید و به وزارت کشور رفتید و چه شد که از دولت دهم کلا جدا شدید؟
بعد از اتفاقاتی که در دفتر امور بانوان وزارت کشور در زمان وزارت آقای پورمحمدی افتاد و نظراتی در آن دفتر وجود داشت که بیشتر می خواستند برنامه های خودشان را اجرایی کنند، خانم دکتر طبیبزاده بهعنوان رییس مرکز زنان، مخالفتهایی کردند و ما برنامه ها و به تعبیری نمایشهایی را در دفتر امور بانوان وزارت کشور می دیدیم که نشانگر یک دولت اصولگرا و مذهبی نبود.
با آمدن آقای محصولی به وزارت کشور، خانم دکتر طبیبزاده به من تکلیف کردند که به وزارت کشور بروم و بعد با آمدن آقای نجار به وزارت کشور در دولت دهم یک روز به من خبر دادند که امروز مراسم تودیع شما و معارفه خانم عباسی به جای شماست. جدا شدن من از دولت دهم هر چند خواست شخصی من بود اما با خواست وزیر کشور همراه شد.
وقتی ابتدای گفتوگو از شما درباره تصمیم گیرندگان مسائل زنان در دولت نهم پرسیدم، می خواستم به این جا برسم که الان اتفاقی که دارد در حوزه مسائل زنان می افتد و تصمیمگیریهایی که در دولت در این زمینه انجام می گیرد، چه فرقی با آن زمان دارد؟ به هرحال در دولت نهم، چهره های شاخص اصولگرایی مانند آقای صفار هرندی، دکتر زاهدی، دکتر داوودی، آقای عزیزی، دکتر علی احمدی بودند که همراه دولت دهم نیستند و کمیسیون فرهنگی دولت به ریاست آقای مشایی برگزار می شود. الان چه اتفاقی دارد در حوزه زنان می افتد؟
با آمدن دولت دهم و تغییر و تحولاتی که در مرکز امور زنان و خانواده افتاد و معاونت ها در این مرکز تغییر کردند، نقد برنامه های دولت نهم در حوزه زنان شروع شد؛ در حالیکه این افراد جدید، مرکزی را تحویل گرفته اند و گذشته آن را نقد می کنند که ریاست دولت آن همین آقای دکتر احمدینژاد است.
بهعنوان مثال، من شخصا به اکثر استان ها سفر کردهام و برکات طرح رحمت مرکز امور زنان و خانواده را از نزدیک دیدهام. همه مربی ها و کسانی که آموزش می دیدند، عنوان می کردند که این طرح بسیار بر خانواده اثرگذار بوده و بعضا در خانواده ها انقلابی را ایجاد کرده است اما با آمدن تیم جدید، من در رابطه با طرح رحمت با مرکز امور زنان و خانواده باید چانهزنی می کردم و هر بار با مخالفت و مقاومت مواجه شدم.
تیم جدید در مرکز امور زنان چه ادبیاتی دارند. بازگشت به دولت اصلاحات؟
نه، به دولت اصلاحات رجوعی ندارند و بیشتر می گفتند که ما این بحث ها را قبول داریم اما وظیفه ما نیست. البته یکی از ویژگی های کسانی که در دولت دهم مرکز امور زنان و خانواده را در دست گرفتند این است که با ساختارهای اداری و دستگاه های دیگر آشنا نیستند. بهعنوان مثال آمدند کمیته دختران جوان را تشکیل دادند که من به این کار نقد دارم که با وجود سازمانی بهعنوان سازمان ملی جوانان، مرکز امور زنان و خانواده چه نقشی میتواند در مورد دختران داشته باشد.
یک نکته مهم دیگر این که من گاهی می دیدم در اتاق فکری که مرکز زنان دولت دهم تشکیل می دهد، افرادی حضور دارند که سابقه حضور در مجامع و سمنهایی دارند که زنان دولت اصلاحات در آن حضور داشتند. این ها آمده و مثلا اتاق فکر کارگروه خانواده مرکز را ایجاد کرده بودند. انتقاد من و بعضی از دوستانی که در مرکز امور زنان دولت نهم حضور داشتند این بود که تمام این زحمات و تمام خوندلهایی که خورده شده، دارد به هدر می رود و بینتیجه می ماند. من میگفتم که این دولت بهعنوان ادامه دهنده راه دولت نهم است پس در اهداف و مبانی حوزه زنان و خانواده، نباید تغییراتی ایجاد شود و باید بر اساس همان شعارها ادامه پیدا کند. دولت نهم چهار شعار داشت؛ خدمت به بندگان خدا، عدالتمحوری، گسترش و تعالی مسائل مادی و معنوی آحاد جامعه و مهرورزی.
چرا باید رییس جدید مرکز امور زنان و خانواده شعار جذب حداکثری و دفع حداقلی را مطرح کند. شعاری که در صحبت با افرادی در دولت و دفتر ریاستجمهوری مطرح شده است. من هم به شوخی به ایشان گفتم که پس ما حداقل هستیم و باید دفع بشویم و شما بروید سراغ حداکثرها و آنها را جذب کنید.
من به خانم مجتهدزاده گفتم که پیش از دولت دهم ما داشتیم کار خودمان را می کردیم. به این مجموعه وارد شدیم چون احساس کردیم دولتی سر کار آمده که از آرمان های امام و رهبری دفاع می کند و در همه عرصه ها آرمان های انقلاب را پیگیری می کند و حاضریم تمام تجربیات در این عرصه را در اختیار قرار بدهیم اما این اتفاق در مرکز زنان و خانواده نیفتاد .
منبع : مجله پنجر