وقتی که دانشجوی " مطالعات زنان " باشی ، یکی از واحدهای درسی که می گذرانی " نقش زن در توسعه " است که باید در آن با خیلی از مفاهیم آشنا شوی و به طور خاص ببینی که جایگاه زنان و نقش آنها در ابعاد مختلف و از جمله توسعه اقتصادی چیست. و البته به نظر می آید که در شرایط فعلی جامعه حتما باید به بحث " کارآفرینی زنان " نیز پرداخته شود. و البته در زمانی که ما در حدود ۳ سال پیش این درس را در دانشگاه گذاراندیم اساتید محترممان اصلا طبق سرفصلها کار نمی کردند و اصلا کار آنچنانی نیز از دانشجویان ارشد نمی خواستند و نتیجه این بود که ما که مطالعات زنان می خواندیم در طول تحصیل چنین مباحثی به گوشمان نخورد و پس از فارغ التحصیل شدن است که خودمان و بر اساس علاقه و پیگیری و مطالعه و پژوهش داریم مباحث مختلف را پی میگیرم. این را نوشتم که اگر دانشجوی مطالعات زنانی ، این پست را می خواند ، بداند که به طور مثال چگونه و چه مباحثی را باید پیگیری کند.
کارآفرینی : واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre به معنای " متعهد شدن " نشاُت گرفته اسـت. بنابـر تعریف واژه نامه دانشگـاهی وبستر : کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره هـای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل کند. هدف اولیه از توسعه کارآفرینی تربیت نمودن افراد متکی به نفس ، آگاه به فرصتها و به طور کلی افرادی است که تمایل بیشتری به راه اندازی کسب و کارهای مستقل دارند.
کارآفرنی زنان : کارآفرینی در جهان امروز به سرعت در حال پیشرفت است،کارآفرینی زنان موضوع پرالتهاب کشورهاست.گزارش سا ل۲۰۰۲کارآفرینی جهان که توسط مرکز کارآفرینی کافمن منتشر شده است تاکید می کند کارآفرینی زنان نقش برجسته ای در سلامت اقتصاد ملتها دارد.
ازطرف دیگر، تئوریهای اجتماعی بیان می دارد که ساختارهای اجتماعی، محیط کار، خانواده وزند گی اجتماعی ساختار یافته،برروی دسترسی زنان به فرصتهای شغلی تاثیر داشته وبر عملکرد آنان موثر می باشد.هم چنین تبعیض شغل وانتظارات درمورد نقشهای خانواه می تواند زنان را در محیطهای صنعتی محدود نماید. به علاوه بر انگیزه ها،اهداف زنان و ریسکهای مالی وتجاری آنها نیز تاثیر می گذارد.
درحال حاضر ، زنان در کشور ما، بعنوان نیمی از جامعه نه تنها دیگر خانه نشین نیستند بلکه متقاضیان مهارت دیده و دارای تحصیلات عالیه ای هستند که از این نظر بر مردان برتری یافته اند، به طوری که هم اینک بیش از ۶۰ در صداز ظرفیتهای دانشگاهها را به خود اختصاص داده اند. با توجه به محدودیتهای سرمایه گذاری از سوی دولت ، کارآفرینی، اگر نگوئیم تنها راه پیش رو دست کم یکی از مهمترین راه حلهای معضل بیکاری زنان محسوب می شود.
اما جامعه ما با پذیرش این بینش که کار منزل برای زنان و کار بیرون برای مردان است و اولویت اشتغال برای مردان است زیرا آنان نان آوران خانه هستند، نیمی از آحاد جا معه را از صحنه های اقتصادی کشور حذف نموده اند.
ضرورت و اهمیت کارآفرینی زنان
زنان در کشورهای رو به توسعه امید اول، برای ارتقاء خانواده ها و رشد و توسعهُ کشورهای خود محسوب می شوند. موفّقیت رنان کارآفرینی درجوامع نه تنها سبب سودهای اقتصادی می شود بلکه منافع اجتماعی و فرهنگی هم ایجاد می نماید.
زنان به دلایل متعدد از جمله بیکاری و کاهش دستمزدها و نارضایتی از شغل قبلی وارد کارآفرینی می شوند چنانچه کارآفرینی راهی برای برون رفت از بیکاری معمول است. باتوجه به آمارهای رسمی در سالهای اخیر، سهم اشتغال زنان،فقط ۱۴درصد است و نرخ بیکاری در میان زنان خصوصاً نیروی تحصیل کرده افزایش قابل توجهی داشته است. نرخ بیکاری در سال ۱۳۸۳،حتی بسیار فراتر از متوسط نرخ بیکاری در کشور است.
لذا بنابه ضرورت توسعه سهم زنان در اقتصاد ملی و مقابله با بحران بیکاری زنان ضروری است که شرایط لازم برای توسعه و کارآفرینی زنان فراهم گردد تا زنان با ایجاد کسب و کار و فرصتهای شغلی برای خود و دیگران بتوانند معضل کنونی جامعه را پایان بخشند.