• پنجشنبه، ۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • چالش‌های فراروی کارآفرینی زنان ایرانی
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 629
    کد خبر: 1007

    تحولات جدید جهانی و تغییر رویکردها و نگرش های حاصل از آن باعث شد تا دنیا از حالت در انحصار محض مردان به دنیایی تبدیل شود که در آن زنان جایگاه مطلوب و واقعی خود را پیدا کنند. 


    اگر کارآفرینی را یک الزام حیاتی برای جوامع عصرحاضر بدانیم باید به اساسی ترین عامل آن یعنی توانا سازی اعتقاد را سخی داشته باشیم .

    تحولات جدید جهانی و تغییر رویکردها و نگرش های حاصل از آن باعث شد تا دنیا از حالت در انحصار محض مردان به دنیایی تبدیل شود که در آن زنان جایگاه مطلوب و واقعی خود را پیداکنند و رفته رفته به این حقیقت نایل آید که از یکی دیگر از عناصر تاثیر گذار و با ارزش خود در صحنه معادلات جهانی یعنی نیروی خلاق ، مستعد ، پر ارزش و انگیزشی بانوان بهره جوید.

    زنان به جهت اینکه از کرامت و لیاقت و ویژگی های عالی انسانی برخوردارند و حتی در پاره ای از جنبه ها و زمینه ها ایفا کننده نقشهای اساسی تر و به مراتب حساس تر از جنس مخالف خود میباشنداز حقوق عالیه انسانی باید برخوردار باشند لذا یکی از مولفه های مهم حقوقی برای زنان به نحوه گزینش و انتخاب شیوه زیستن آنان توسط خودشان بر می گردد که باید مورد احترام و حمایت همه اقشار جامعه قرار گیرد بنابراین اگر کارآفرینی را انتخاب فلسفه نوین زندگی در عرصه های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی بدانیم باید این حق را برای آنان قایل گشت تا با تمام قوا و به دور از هر گونه تبعیض ، ناعدالتی ، قالب های سنتی و باورهای مذموم و تنها در سایه شایستگی ها و در چارچوب ارزش های متعالی جامعه در این عرصه اجتماعی حضور یابند.

    مع الاسف چیز اعجاب برانگیز است آن است که از کمک ها و مساعدتهای این قشر سرشار از ارزش و متعهد در راه هموار ساختن مسیر دشوار توسعه و تحقق اهداف آن استفاده بهینه نمی گردد و از نقش متعالی این سرمایه های انسانی غفلت می شود و شگفت تر اینکه حتی برخی از ذهنیت های متحجر در این بین از او بعنوان مانع و سدراه توسعه نام می برند به گونه ای که این عده برخود اجازه می دهند پدیده « سقف شیشه ای را برای محروم نگهداشتن زنان از تصدی و احراز پست های مهم و کلیدی مدیریتی القا نمایند.

    بی گمان کارآفرینان بعنوان عاملان تغییر و به مدد برخورداری از قابلیت ها ، توانمندیها و ویژگی های متعالی شخصیتی خود و با کمک و همت والا و تلاش مستمر خود و نیز بهره مندی از خلاقیت و نوآوری افرادی هستند که دارای نقش محوری بوده و خالق استراتژی کارآفرینی هستند.

    در این میان نقش بسیار موثر و حیاتی کارآفرینان زن بعنوان بخش عظیمی از جمعیت انسانی جامعه بسیار چشمگیر و حائز اهمیت است به گونه ای که می توان ادعا نمود که در آغاز هزاره سوم) آنان با شناسایی توانمندیهای خود و یافتن جایگاه واقعی خود در عرصه های متنوع و مختلف اجتماعی پیش قراولان حرکت و خیزش عظیم کارآفرینی جهانی قلمداد گردیده و می روند تا آفریدگار شگفتی های نوین در عرصه جهانی گردند امروزه جامعه جهانی با بازشناسی قدر و منزلت و عظمت یکی از موثرترین عناصر خود و از طریق قایل شدن حق حضور آنان در عرصه های مختلف می رود تا در مناسبات و معادلات خود تجدید نظر نماید چرا که روند گسترده پر وسه توسعه به پیش نخواهد رفت مادام که جامعه جهانی در این راه و مسیر طولانی بخشی از همراهان و نیروهای کارآمد و پویا خود را با خود همراه نسازد .

    در این بین در کشورهای در حال توسعه موضوع کارآفرینی زنان از حساسیت و الویت بخصوصی برخوردار می باشد چرا که روند توسعه و ترقی در این کشور ها مسیری بس دشوار و طاقت فرسایی را در پیش روی دارد و این کشورها بابرخورداری از همه ی ظرفیت های موجود انسانی خود و به جای اینکه به قول خانم ملو ( وزیر زنان کامبوج ) : "تنها نباید از زنان به عنوان استفاده کنندگان از برنامه های توسعه یاد کرد بلکه باید آنان را در اجرای برنامه های توسعه مشارکت داد.

    زنان، به عنوان یکی از عاملان توسعه پایدار:
    توسعه بعنوان پروسه ای است که دستیابی به شاخص های ارزنده آن هدف غایی اکثر جوامع و کشورها می باشد و از آن به عنوان یک روند خلاق و نوآوری یاد می گردد که در جهت تغییرات زیربنایی در سیستم اجتماعی می باشد امروزه قرار گرفتن در روند توسعه و تسریع آن مسئله ملت هاست پس در شرایط دشوار پیچیده آن و به منظور تحقق همه اهداف آن ضرورت دارد تا جوامع از همه ی ظرفیت های انسانی خود بهره جسته و با بکارگیری همه منابع و توانمندیهای انسانی خود به حرکت خود در این مسیر شتاب بیشتری ببخشد بنابراین باید استراتژی اصلی جوامع این باشد که در تعیین و تدوین اولویت ها و اهداف توسعه مشارکت دادن زنان را بعنوان یکی از عوامل موثر و کارآمد توسعه لحاظ نمایند چرا که در عصری که به عصر کارآفرینی لقب یافته است و استراتژی و اقتصاد کارآفرینی جایگزینی شایسته استراتژیهای موجود می باشد ، زنان کارآفرین عامل بسیار حیاتی و توان بخشی در این راه قلمداد می گردند.

    عدالت جنسیتی گامی در جهت تسریع روند کلی توسعه :
    هدف اصلی عدالت جنسیتی رسیدن به عدالت میان زنان و مردان به منظور تضمین دستیابی به توسعه پایدار است با ورود به هزاره سوم و در مواجهه با امواج تغییرات شتابناک ، جامعه جهانی خود را ملزم به خلق فضایی می داند که در آن زندگی بهتر با حذف بی عدالتی بر پایه جنسیت شکل گیرد .

    دستیابی به این مهم تنها از طریق ارتقای مشارکت زنان در فرایندهای تصمیم گیری مربوط به توسعه میسر نمی گردد ، بلکه آن از طریق کمک به زنان و دختران در تشخیص حقوق اساسی و انسانی خود ، کاهش تبعیض های جنسیتی در دسترسی به منابع و کنترل برآن و بهره گیری از مزایای توسعه است

    از میان تعاریف متعدد ساده ترین تعریف موجود آن است که عدالت جنسیتی را به معنای بیشتر شدن فرصت های در دسترس بر ای زنان و مردان جامعه دانست و زنان و مردان جامعه در کنار هم و با هم برای تغییر در نگرش ها ، باورها ، رفتارها ، نقش ها و مسئولیت ها در محیط کار ، خانواده ، جامعه و بازار جهانی تلاش کنند تا شأن والای انسانی آنان حفظ و اعتلا یابد

    ریشه محدودیت ها و تبعیض های پیش روی کار آفرینی زنان :
    ریشه این تبعیض به رفتارهای فرهنگی حاکم بر جوامع بر می گردد مانند:

    الف ) مخالفت مردان با فعالیت همسرانشان در بنگاههای اقتصادی و ایجاد یک حرفه یا شغل
    ب ) به دلیل محدودیت های فرهنگی از زنان انتظار می رود تااوقات زندگی شان را در یک محیط حفاظت شده سپری کنند تا آنها را از رویا رویی با افرادی قویتر حفظ کرده و دور نگه دارد
    ج ) همچنین از زنان انتظار می رود تا فعالیت های شان را به خانه داری و مراقبت از فرزندان محدود کنند .


    محدودیت عمده برای زنان کا رآفرین به شرح زیر می باشد :

    الف ) پر رنگ بودن نقش آنان درخانواده و همچنین نیاز رو به تزاید مردان به حضور دائمی آنان در خانواده
    ب ) وجود افکار و باورهای منفی در مورد نقش زنان در کسب و کار
    ج ) سطوح آموزشی نسبتا پایین تر برای زنان به دلیل دسترسی محدود به فرصت های آموزشی شغلی در اکثر کشورها


    د ) فرصت های محدودتر در بخش دولتی برای توسعه مهارتهای زنان
    ه ) دسترسی ناکافی زنان کارآفرین به تکنولوژی ، خدمات حمایتی و اطلاع رسانی
    و ) دسترسی کمتر زنان به اعتبارات مالی بدلیل ضعف مسائل مربوط به ضمانت و مقادیر کم اعتبارات و همچنین وجود نگرش منفی در خصوص توان بازپس دهی پائین زنان کارآفرین
     

    وضعیت اشتغال و کارآفرینی زنان در ایران :
    علیرغم اینکه از اوایل هزاره جدید جهان با یک پدیده اجتماعی و اقتصادی روبه رشد یعنی مشارکت فراگیر اقتصادی زنان در مشاغل خارج از منزل رو برو شدولی به لحاظ وجود برخی از مشکلات ساختاری وضعیت اشتغال زنان در ایران چندان مطلوب به نظر نمی آید مع الاسف همواره فرصت های شغلی کمتری به این قشر اختصاص داده شده است و آنان غالبا در بخش های غیر رسمی با اندک دستمزد مشغول بکار می گردند .

    امروزه در جامعه ایرانی بیشترین شاغلین زن در گروه حقوق بگیران قرار دارند ( ۶۰% ) . و حدود ۱/۲۶% از جمعیت زنان فعال مناطق شهری بیکارند و نرخ بیکاری زنان تحصیل کرده خصوصا در سال های اخیر مرتبا روبه تزدید است. همچنین نرخ کار آفرینی در زنان کمتر از مردان است .

    حقایقی در مورد کار آفرینی زنان :
    درنگاه اجمالی به علل و انگیزه های زنان بعنوان نقاط شروع کسب و کار می توان به این حقیقت واقف گردید که این انگیزه ها در پاره ای از موارد در آنان متعالی ترو مترقی تر ازانگیزه های شروع کسب و کار در مردان می باشد و با توجه به توانایی و ظرافت های هنری و دقت نظری که در زنان وجود دارد آنان همچنین در انجام فعالیت های اقتصادی خود از دقت و ژرف اندیشی و هنرمندی خاصی بهره جسته.

    و از دیگر موارد اینکه آنان به دلیل برخورداری از ویژگی های خاص عاطفی و انسانی لایق خدمات در عرصه های حساس تر اجتماعی نظیر آموزش و پرورش ، بهداشت و مشاوره هستند . بنابراین کار آفرینی زنان را نه تنها نمی توان درتقابل و تضاد با کار آفرینی مردان پنداشت بلکه باید آن را مکمل و متمم کارآفرینی مردان قلمداد نمود

    از حقایق دیگر کار آفرینی زنان این است که به پشتوانه پژوهش های بعمل آمده آنان تمایل بیشتری به استفاده بهینه از فرصت ها داشته و همچنین برای سلامت اجتماعی جامعه مفید هستند .


    بنابراین باید به این حقیقت صحه نهاد که زنان بعنوان سنگ بنای حیات اجتماعی بشر و بعنوان پیش قراولان عرصه پرورش ابنای آدمی از جایگاهی بس والا و از توان کارآفرینی بسیار بالایی بالاخص در نهادینه شدن فرهنگ کارآفرینی برخوردارند. پس چگونه است که انسانی که از همه ارزش ها ، توانایی ها و انگیزه های متعالی برخوردار است . به زعم برخی لیاقت و شایستگی ندارد و باید خانه نشین باشد .

    عوامل موفقیت کارآفرینی زنان :
    هلن فیشر ، انسان شناس دانشگاه را تجز آنان را به شرح زیر بر می شمارد :

    الف ) وجود مهارتهای ارتباطی :

    بسیاری از زنان در بیان خود بهتر از همتای مرد خود عمل می کنند .


    ب ) وجود مهارتهای مردمی :

    بسیاری از بانوان درخواندن احساسات از چهره دیگران و کشف رمز از اداها و ژست های آنها و در نتیجه در تعامل با دیگران بسیار ماهر هستند


    ج ) استفاده از تفکر شبکه ای :

    یعنی توانایی جمع آوری داده ها از محیط و ایجاد ارتباط میان قطعات داده های مختلف


    د ) برقراری توافق :

    زنان کار آفرین موفق غالبا خوب می توانند بحث کنند . آنها می توانند شرایطی ایجاد کنند که با طرفهای وارد در بحث روابط هماهنگ برقرار کنند .


    ه ) توانایی در ایجاد و گسترش روابط حسنه :

    حفظ روابط دراز مدت با مشتری در تجارت.


    چالش های فراروی زنان کارآفرین در آینده :

    امروزه نیاز به کارآفرینی زنان بیش از هر زمان مورد توجه قرار گرفته است . و از طرفی با توجه به میزان بیشتر خروجی زنان دانش آموخته از دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی که از توانمندیهای علمی وتخصصی بر خوردارند این روند بیشتردر صنایع خدماتی مشهود تر است به این دلیل که صنایع خدماتی کمتر از صنایع دیگر به سرمایه نیاز دارد از این رو موانع مالی کمتری بر سر راه آنان وجود دارد همه الزامات و ضرورتهایی که برای کارآفرینی زنان بالاخص زنان دانش آموخته در جامعه ایرانی وجود دارد و با توجه به وضعیت اشتغال زنان در ایران و آمارها و ارقام موجود که نشان دهنده توجه جدی و تلاش وافر دست اندر کاران و سیاستگذاران به امر اشتغال و کارآفرینی زنان می باشد

    بعنوان اولین چالش می توان به چالش مربوط به نقش خانه / محل کار اشاره نمود که تنشی به شکل تضاد نقش را بوجود می آورد.


    رفع شکاف سرمایه : مانعی که بر سر راه بسیاری از زنان کارآفرین قرار دارد امنیت بخشیدن به سرمایه اولیه است. شکاف سرمایه عبارت است از اختلاف میان میزان سرمایه مطلوب در دسترس برای همه شرکت های متعلق به زنان و میزان سرمایه واقعی.


    بخش خدمات : با رشد اقتصاد بخش خدمات فرصت های بیشتری برای شرکت های جدید فراهم می آورد از این رو صنایع خدماتی به هدف اصلی برای کار آفرینان آتی تبدیل شده است در حال حاضر حدود ۶۰%از کلیه زنان کار آفرین در این بخش مشغول به کار هستند واین بخش کماکان مهم ترین فرصت بر آنان است .


    آمادگی برای تغییرات :بطور معمول تعداد محدودی از زنان کارآفرین،آموزش رسمی لازم برای کارهای تجاری را دیده اند
    بررسی ها حاکی از این است که ۳ دسته عمده موانع در مقابل زنان کارآفرین قرار دارد :

    الف) دسته اول موانعی هستند که بطور عمده برای کلیه کارآفرینان ( زن یا مرد ) وجود دارد.
    ب ) دسته دوم موانعی است که به علت شرایط خانوادگی و اجتماعی و حقوقی در مورد زنان کارآفرین شدیدتر از مردان است.

    ج) دسته سوم موانعی است که منحصرا" در ارتباط با زنان کارآفرین می باشد .
    این موانع در دو مرحله دامن گیر کارآفرین است اول در زمان شروع به کار که عمدتا" به شکل کمبود تجربه کاری و دشواری کسب سرمایه و بی تجربگی در برنامه ریزی مالی نمایان می شود . ودر مرحله دوم مشکلات مربوط به ادامه کار است که در قالب کمی تجربه در برنامه ریزی مالی و هدایت سرمایه و دشواری در جلب مشتری خود را نشان می دهند.

    با توجه به مباحث مربوطه ، موانع و مشکلات فراروی کارآفرینی زنان ، واقعیت ها و شاخص های موجود در جامعه ایرانی از نظر شاخص های توسعه ای ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و تحصیلی در ایران می توان عمده ترین چالش های فراروی کارآفرینی زنان دانش آموخته در ایرانی را به شرح ذیل برشمرد :

    افزایش چشمگیر زنان فارغ التحصیل از دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی نسبت به مردان که با امکانات و زمینه های شغلی موجود برای زنان هماهنگ نمی باشد. امروزه در حدود %۷۰ از ورودیهای دانشگاه های در برخی از رشته ها اختصاص به دختران و زنان دارد در حالی که به نسبت این افزایش ورودی و خروجی از دانشگاهها کمتر به ایجاد بسترهای شغلی مناسب برای بانوان در جامعه ایرانی فکری شده است و نتیجه آن شده است که میزان بیکاری زنان نسبت به مردان در جامعه همواره بیشتر از مردان است یعنی توزیع فرصت ها ی شغلی و کارآفرینی برای بانوان ایرانی نسبت به مردان نا عادلانه می باشد و این خود باعث تشدید بیکار ، افزایش اشکالات و دامن زدن به سرخوردگی و احساس بی فایدگی در بین آنان گردیده که این خود از موانع جدی در راه اشاعه و ترویج کارآفرینی در بین زنان ایرانی است و القا کننده نوعی دوگانگی و سر خوردگی است بنابراین جا دارد از این چالش اساسی را به نحو مقتضی برخورد گردد و بدینگونه که همگام با افزایش تقاضا و نیاز بانوان به تحصیلات آکادمیک بسترهای مناسب جهت به کارگیری از این پتانسیل ها فراهم آمده است و سهم مناسبی جهت اشتغال کارآفرینان زن در در نظر گرفت .

    توزیع نامناسب تحصیل کرده های دانشگاهی یکی دیگر از چالش های عمده ی در بین زنان دانش آموخته می باشد . اگر ظرفیت های دانشگاهی بدون توجه به نیازهای کسب و کارهای موجود در جامعه در نظر گرفته شده است به گونه ای که در بسیاری از بخش ها با تراکم فارغ التحصیل روبرو گردیده حال آنکه در بعضی از زمینه ها و رشته ها اصلا" خروجی مناسب و پاسخگویی برای اشتغال در نظر گرفته نشده است و همچنین توجه کمتر آموزش ها ی فنی و علمی کاربردی وجود چالش های فرهنگی و مشکلات مربوطه به باورها و اعتقادات و سنن اجتماعی و قائل شدن تفاوت های غیر منطقی بین زنان و مردان در جامعه که منجر به این می شود که علیرغم همه توانمندی های بانوان و نیز بر خلاف الزامات و ضرورت های موجود نسبت به جذب دانش آموختگان زن دچار متغیرهای نا خواسته و ناروای جنسیتی شویم .

    چالش های مربوط به ساختارهای حقوقی جامعه نظیر باورهایی مثل احکام مربوط به ارث ، نفقه و یا منع کار زن در صورت عدم رضایت شوهر .
    چالش های مربوط به ساختار کلان اقتصادی .
    چالش های مربوط به ساختارهای قانونی و سیاسی .
    چالش های آموزشی نظیر در نحصار بودن برخی رشته ها برای مردان ، محدودیت اعزام به خارج از کشور برای ادامه تحصیل .
    چالش های جهانی ، نظیر جهانی سازی ، الحاق بهwto ، کارآفرینی جهانی و الزامات سازمان ها ی مدافع حقوق زن


    اینک که به این حقیقت پی بردیم که کار آفرینی زنان نه تنها در تضاد ،تعارض و تناقض برای کار آفرینی مردان نمی باشد بلکه بعنوان مکمل و متمم و یکی از دو بال پرواز همای سعادت کاروان بشری می تواند عامل بسیاری از پیشرفت ها و موفقیت ها درعرصه های متعدد باشد و نیز به عنوان شالوده بنیادین اجتماع بشری حتی در نهادینه ساختن فرهنگ متعالی کار آفرینی از طریق پرورش فرزندان متعهد و تلاش گر نقش بسیارمهمی را ایفا نمایند باید به عنوان حسن ختام و پیشنهاد متذکر شد با درک واقعی چالشهای فراوری دانش آموختگان زن کار آفرین در ایران که عموما" در حوزه ء مسائل فرهنگی می باشد و ریشه در باورها و ذهنیت ها ی جامعه دارد تلاش های اساسی و زیر بنایی را در جهت مرتفع ساختن و هموار نمودن راه پر فراز ونشیب ودور و دراز که آنان تا رسیدن به قله سعادت بشری در جامعه ایرانی در پیش روی دارند دارد پیشنهاد میگردد بالاخص در حوزهء فرهنگی ،رفتاری و آموزشی چالشهای مهم را شناسایی نموده واز دل آنان فرصت های تعالی آفرین را برای زنان تحصیل کرده این مرز وبوم که امروزه فی الواقع نشان داده اند که با عزم راسخ و امید به آینده پابه پای مردان این مرز پر گهر در جهت توسعه و ترقی این ملت حاضرند از هر گونه تلاشی فرو گزار نباشند بوجود آورد.

    بدیهی است باتوجه به اقبال گسترده ای که ازسوی بانوان ایرانی به تحصیلات دانشگاهی میشودنقش دانشگاهها و مراکز آموزش عالی درآموزش کارآفرینان زن ایرانی و نیز نهادینه ساختن فرهنگ کارآفرینی در جامعه بی بدیل و حیاتی می باشد و دانشگاه میتواند بعنوان خاستگاه و پایگاه کارآفرینان زن در جامعه ایرانی بسترهای مهم پژوهش و مشاوره را برای زنان جامعه که به تحقیق در زمره انسانهای متعالی و شایسته به کرات کفایت ولیاقت خودرابه اثبات رساندندفراهم نمایدبااین توصیف دانشگاه جامع علمی-کاربردی میتواندنقش پیشرووجلوداررادربرپایی این نهضت عظیم ایفانماید

    سید نبی‌اله حسینی

    پرتال کار
     

    مطالب مرتبط:
    از خشونت زبانی تا زبانشناسی اجتماعی گفتگو و تعامل ها
    نقش زنان در تأسیس مدارس دخترانه عصر قاجار
    زنان در انقلاب مشروطه
    نشریات زنان در عصر قاجار(۶)
    انجمن‌های زنان در دوران مشروطه / الهه باقری