دتی است مشغول کار کردن بر روی موضوع " کارآفرینی زنان" و تهیه یک مقاله در این موضوع هستم . و از سوی دیگر از آنجا که خودم هم یکجورهایی بیکار ! هستم و جایی به طور رسمی ، مشغول کار نیستم ، هر روز ذهنم درگیر است و دنبال راهکارهای مختلف می گردم.سعی می کنم وضعیت خود را تیتر وار توضیح دهم :
در خانه کارهای پژوهشی می کنم ، مقاله و مطالعه و وبلاگ نویسی و ... و البته همراه با خانه داری و بچه داری.
در نظر دارم انشاء الله هر وقت دکترای مطالعات زنان را در ایران گذاشتند ، اقدام به ادامه تحصیل نمایم و لذا چون هنوز مدرک زبان معتبر ندارم باز هم در نظر دارم بروم مدرک تافلم را هم بگیرم.
از انطرف هیچ کجا آگهیی مبنی بر استخدام در رشته مطالعات زنان نمی بینم ولی بازهم گوش خوابانده ام که اگر جایی اعلام کردند بروم دنبال استخدام شدن در ارگانهای دولتی و نیمه دولتی !
و از سویی دیگر هر روز در فکر و ایده پروراندن هستم برای کارافرینی و ایجاد کاری و موسسه ای که گویا اگر بخواهی در زمینه زنان فعالیت کنی به این راحتی ها مجوز نمی دهند. یعنی امثال من تلاشهایی کرده اند و هنوز به نتیجه ای نرسیده اند و البته من هم تلاش خواهم کرد...
و در نهایت وظیفه خطیر بچه داری و انهم بچه های زیر ۷ سال ، که مرتبا برایم تضاد نقش ایجاد می شود و در هراسم که در صورت ایجاد اشتغال ، آسیبی به بچه ها نرسد.
و خلاصه اینچنین است که پژوهشگر هستیم و چندین مقاله علمی پژوهشی و آی اس آی نوشته ایم و همینطور ایده های کارآفرینانه در ذهنمان می چرخد و البته هنوز بیکاریم و بدون درآمد مالی و باز هم امثال مادرانمان توصیه می کنند که صبر کن کمی بچه هایت بزرگ شوند و بعضی ها هم جلوی پای فعالیت زنان و مطالعات زنان و هرچه نام زنان در ان باشد ، سنگ می اندازند و هنوز خیلی از زنان با ایده های بزرگ در خانه ها هستند و جامعه آنها را برای فعالیت اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و ... به خود راه نمی دهد...
میوه ممنوعه