می گم خانوم بی خود شایعه درست نکنین بعدم باور کنین دست ساخته هاتونو کسی با ما مشکل نداره که
ما کاملا در چارچوبیم یه مختصر نقد داریم که از آن جا که دانستن حق مردم است گاهی با صدای بلند می گیم . عوضش این همه از توانمندی زن ها می گیم و مفت مفت تبلیغ می کنیم براشون به هم در .
می گه حالا من اسمتو قاطی بقیه دادم ببینم چی می شه و ظاهرا چیز خاصی نمی شه !!!
برنامه اردیبهشت رو خانم ولی مراد خودش تهیه و تنظیم کرده از ما هم مشورت گرفت برای چارچوب کلی و کارشناس های برنامه و روندش ما هم هرچی بلد بودیم گفتیم و کلی آدم بلد رو هم بهش معرفی کردیم . جلز ولز می زنه طفلک که بتونه برنامه هاشو اون طور که می خواد پیش ببره . خلاصه اسم ما هم رفت برای آفیش و مشکلی پیش نیومد . ولی مجری محترم گفت دیروز از هول مشکلات جنبی حتی اسمتو تو برنامه نیاوردیم و می گه امروز تو برنامه ای که از طرف ایونا در وزارت کشور برگزار شد کنار همسر سردار افشار نشسته بودم از مهمان امروز برنامه پرسید تا اسمتو بردم گفت زن فلانی؟ منتظر تلفن ها باش!!!
خوب البته طبیعیه که ایشون منو به عنوان همسر فلانی بشناسه همونطور که من ایشون رو با همین نسبت می شناسم ولی قرار نیست من به دلیل نسبتم با مردان قوم در برنامه شرکت کنم . قراره از کارآفرینی بگم و چالش هاش و مسائل زنان کارآفرین و توانمندی هاشون .
تلفن همراه که روشن میشه بعداز ساعت یک، پیام ها هم میاد یکی یکی و تلفن انجمن هم به کار میفته متعاقب اون و من بار دیگه یادم میاد تأثیر رسانه ملی و اهمیتش رو . بازخوردا خیلی جالبه . بیش از همه نفس حضورم در برنامه براشون عجیبه انگار ملت عادت کردن فقط گروه خاصی رو تو تلوزیون ببینن و برای همین بودن من متعجبشون می کنه .و بغضم می گیره وقتی می بینم خاتمی و همفکراش کوچکترین تریبونی برای ارتباط با مردم ندارن واقعا چه عدالت و برابری . البته خاتمی وقتی هم که رئیس دولت بود عملا رسانه ای در اختیار نداشت .
برنامه دیروز مشارکت هم خیلی عالی شد . علاوه بر سه سخنران اصلی ، نمایندگان گروههای مختلف زنان هم آمده بودند تا به لایحه نه بگن . تعدادی از آقایون هم بودند که در آخر برنامه بهشون فرصت داده شد حرف بزنن و اونها هم تبری جستند از تایید لایحه ای که منافی حقوق اولیه زنان و کودکان هست.
فردا کنگره دوروزه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی افتتاح می شه و باید خودمونو برسونیم به برنامه افتتاحیه . خداروشکر که بالاخره آقای آقاجری رو می تونم ببینم و برای سخنرانی ماه رمضان انجمن وقت بگیرم ازش. بعد هم هیأت اجرایی انجمن منزل یکی از دوستان و پیگیری مسائل پژوهشی و سمینار انجمن . از این جلسات خانگی فایده زیاد بردیم . فقط عیبش اینه که صاحبخونه میفته به زحمت. جلسه هفته بعد شاخه زنان مشارکت رو هم گذاشتیم منزل الهه جان که هنوز دوره نقاهت بعد از عمل رو می گذرونه و من مطمئنم دوستان هرگز نتونستن تلافی مهربونیاش و پیگیری کاراشو داشته باشن . مجردی در نوع خودش موجودی منحصر به فرده اینو همه می دونن. و این تو خونه موندن داره افسرده ش می کنه کم کم. پس ما با یک تیر چندین نشان می زنیم . و وجدانمون راضی و راضی تر می شه .
عنوان مطلب این پست هم به دلیل اینه که تقریبا نصف مطالب را در خواب یا لااقل خواب و بیداری نوشتم :d
۷ August ۲۰۰۸
وبلاگ روزنه