• پنجشنبه، ۰۶ اسفند ۱۳۸۸
  • زندگینامه بانوی مجتهده، نصرت الملوک امین
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 284
    کد خبر: 753

     

     

    نصرت الملوک دختر امین التّجار اصفهانی در سال ۱۲۶۶ هجری شمسی در خانواده ای اصیل و مذهبی در شهر اصفهان به دنیا آمد . او سنین کودکی را بر خلاف هم سن و سالان خود در تفکر وسکوت و دور از قیل و قال و بازی بچه ها گذراند . ولی از چهار سالگی به مکتب رفت این آغاز یادگیری علوم دینی و قرآن برای او بود او عاشق کتاب خواندن و تفکر بود و لحظات زیادی از عمرش را به مطالعه و یا خواندن قرآن می گذراند گویی در قرآن نشانی از بهشت را می یافت .

    پس از چند سال، این حجم از کار و تحصیل برای او کفایت نکرد و او در جریان جلسات یادگیری قرآن این نکته را دریافت که زنان در بین خود نیاز به یک مجتهد دارند تا مسائل مربوط به ایشان را به خوبی درک کرده، احکامش را به راحتی استخراج و در اختیارشان قرار دهند .

    پس از مدتی و با کسب اجازه و موافقت پدر، و در سن یازده سالگی آغاز به تحصیل علم به صورت جدی و هدفمند و با کمک معلمینی در منزل نمود وی در سن ۱۵ سالگی با پسر عموی خود میرزا پسر معین التّجار اصفهانی ازدواج کرد اما از آنجائیکه شوق به علم و ادامه تحصیل در وجود او شعله می کشید، حتی پس از ازدواج و همزمان با به دوش کشیدن دو وظیفه خطیر همسرداری و مادری، لحظه ای از یادگیری و علم آموزی فروگذار نکرد . آقا میر سید علی نجف آبادی اولین استاد او در این مرحله بود که تا آخر نیز همراه ایشان بود تا مگر دل دریائیش را سیراب نماید .

    او حتی پس از فوت چند فرزند بر اثر بیماریهای مختلف نیز ناامید و دست بردار نشد و همیشه به رحمت خداوند امیدوار و شاکر و شکرگزار او بود .
    در نتیجه این مجاهدت ها و تلاش ها و این شب بیداریها به کشفیات بسیاری دست یافت تا جائیکه صدای مناجات برگها و درختان و پرندگان و حتی سنگریزه ها را نیز با گوش دل می شنید از میان چندین فرزندی که به دنیا آورد تنها یکی از آنها برایش زنده ماند و شاید اینهم عرصه ی آزمایش دیگری از جانب خداوند برای او بود ، تا با سختی و داغ های پی در پی بتواند راه کمال را سریعتر بپیماید .

    در سال ۱۳۱۴ ایشان اولین کتاب خود، یعنی کتاب اربعین الهاشمیه که حفظ و ثبت چهل حدیث است، و به زبان عربی نوشته شده است ، تألیف می نمایند و این در حالیست که اجازه اجتهاد خود را از سه تن از علمای نجف دریافت می کنند . حضرت آیت ا... محمد کاظم شیرازی، آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم و حضرت آیت ا... ابراهیم حسینی شیرازی اصطهبانی سه تن از افرادی هستند که اجازه اجتهاد ایشان را صادر کرده اند .

    در سال ۱۳۱۶ پس از ارسال یک نسخه از کتاب فوق الذکر برای نجف، آیت ا... شیخ محمدرضا نجفی به بانو اجازه ی روایت می دهند :
    این سالها مصادف می شود با حکومت رضاخان و ترویج فساد و بی بندوباری توسط وی و کشیدن چادر از سر زنان و او به همین علت مشغول به پرورش و تربیت دختران مؤمنه و کوشایی که نمی خواهند در جامعه حضور یا بند، نمود . زینب السادات همایونی یکی از این شاگردان است که به خوبی راه او را می پیماید و همراه و هم مسیر او در طیّ الباقی طریق می شود . او کتابهای زیادی را در طول سالهای ۱۳۱۶ تا ۱۳۲۹ تألیف می نماید که از جمله آنهاست اخلاق و راه سعادت بشر سیر و سلوک در روش اولیاء ،النفحات الرحمانیه فی الواردات القلبیه ( که کتابی است مخصوص خواص به زبان عربی )وی در سال ۱۳۳۶ شروع به نگارش تفسیر پانزده جلدی مخزن العرفان می نماید که تا سال ۱۳۵۳ نیز به طول می انجامد . او با کمک برخی شاگردان در سال ۱۳۴۴ دبیرستان امین و پس از آن نیز در سال ۱۳۴۶ حوزه علیمه خواهران با نام مکتب فاطمه (س)، را تأسیس می نماید که نقش بسیار مهمی در تعلیم و تربیت دختران مؤمنه و انقلابی ایفا می کند .
    پس از آن در سالهای مبارزات مردمی بر ضذ رژیم شاه با وجودیکه با تمام وجود آرزوی همراهی و همدمی با مردم را داشتند ولی به دلیل پیری و ضعف نمی توانستند به صورت عملی در صحنه باشند اما آثار، شاگردان و کارهای پیشین ایشان چون مدرسه و مکتب فاطمه (س) نقش مؤثری در این حرکت مردمی ایفا می کنند . اما ایشان مسرور و شاکر خدا می شوند که با همان حال ضعف و بیماری، آنقدر زنده مانده اند تا طعم شیرین پیروزی اسلام را بچشند .

    سرانجام در شب دوشنبه اول رمضان المبارک ۱۳۶۵ هجری شمسی در حالیکه کوله بار نورانی ۹۵ سال تجربه، تلاش، علم اندوزی و عبادت و زهد را بر دوش دارند، چون قطره ای به دریا می پیوندند . آرامگاه ایشان در تکیه خانوادگیشان در تخت فولاد اصفهان و در کنار قبر حاج میرزا آقا معین التجّار اصفهانی می باشد . خداوند روحش را با بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) محشور نماید .

    شماری از آثار بانو امین

    این عالم فاضل و فقیه نادر در طول عمر پربار خود آثار متنوع علمی از خود به جای گذاشت که هر کدام چون گوهری ناب می درخشند. ذیلاً به معرفی این آثار می پردازیم:

    ۱- «الأربیعن الهاشمیه»

    ۲- «تفسیر مخزن العرفان» (در پانزده جلد) که یک دوره کامل تفسیر قرآن است.

    ۳- اقتباس و ترجمه «تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق این مسکویه»:

    ۴- جامع الشتات

    ۵- «روش خوشبختی و توصیه به خواهران ایمانی»

    ۶- «سیر و سلوک در روش اولیا و طریق سیر سعدا». از کتاب های مهم عرفانی خانم امین.

    ۷- «مخزن اللثالی فی فضائل مولی الموالی حضرت علی (ع)»

    ۸- «معاد یا آخرین سیر بشر»

    ۹- «نفحات الرحمانیه فی واردات قلیله»

    منبع کتاب بانو امین انتشارات چلچراغ
     

    مرکز امور زنان و خانواده

    ********************************

     

    درگذشت بانو مجتهده امین


    مهناز السادات حکیمیان:
    «مَنْ تَعَلَّمَ العِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لِلّهِ دُعِیَ فی مَلَکوتِ السَّمواتِ عَظیما؛ هرکس علم آموزد و به آن عمل نماید و برای خدا به دیگران یاد دهد، در ملکوت آسمان ها بزرگ خوانده می شود.»

    زمانی که صاعقه جهل، ساقه های سرشار گندم، آغوش لبریز از جوانه سیب و اندام آزاد سرو را می شکند و ردِّ سوخته ای از آتش جاهلیّت، دودمان سیاه خویش را به جا می گذارد. فکری بزرگ و دستی قوی، باورهای خاکی را بذر می پاشد و از وجود دریایی خویش آبیاری می کند، تا رو به آسمان بارور شوند.

    باید این جا زانو زد در برابر نام جاودان کسی که هم آهنگ باطنین گام های فطرت، در جاده پرفراز و فرود دانش و بینش قدم گذاشت تا وسعت سینه خویش را گنجینه آیات حق و علوم الهیّه گرداند و دامان بلند خو را گسترد تا در راه ماندگان این سفر، مجال نشستن یابند.

    در برابر آن که حق علم را ادا کرد، قلم را شرمنده خود نمود و شب را بی تاب و خواب آلوده خود ساخت؛ به احترام بانویی که امینِ علم و اجتهاد بود؛ بانو امین.

    چه حاجتی است فکرهای نم کشیده تاریک را؟

    جز این نیست که ابرها پس بروند و از جان آفتابی بانو، یک تارِ زری پائین بریزد و ذرّه ای از آنها را بالا ببرد؛ تا سطر سطر «نَفَحاتُ الرَّحمانیّه».

    و آن ستاره، آن شرقیِ پر آوازه را چهل بار بخوانند تا یک بار طلوع تازه ای از افق های روشن «اربعین الهاشمیّه» در دل هاشان پدید آید.

    ستایش در سرودن عشق است؛ از آستان بی ادعای خاک تا جبروت آبی آسمان و عشق در واژه های «مخزن الْلَئالی» است تا «مخزن العرفان»؛ آن جا که امینِ دین ارزش ها را حریم می کشد و حقیقت را قلم می زند.

    آری! زمانی که قهقهه شیطان، در عیش جام های شراب و شکستن بلور عِفاف بلند می شود و در پستی و کوری چشمان فاسد جامعه می پیچد، زیباترین مصداق حدیث نبوی «طَلَبُ العلمِ فریضهٌ عَلی کُلِّ مسلِمٍ و مُسلِمة» می شود که زبان اگر زبانه کشد، باز از بیانش به خاکستر نشیند.

    حال اگرچه عروج ملکوتی روحش را به غم نشسته ایم، اما او را با همه ناپیدایی، پیداترین می یابیم؛ در خطوط نورانی مکتوب، درآیند و روند قلم های مسئول و در تار و پود بودها و نمودها، که تا همیشه از بلندای زمان و مکان حضورش جاری است.

    بانو ایرانی
    ناهید طیبی
    ۸۸ سال از عمر پر برکت او می گذشت؛ ۸۸ بهار که عطر یاس و نسترن آن در مشام جان ها جاری بود. سال ها بود که بانوان، هر صبح که از خواب بیدار می شدند، عطر نفس های «بانوی ایرانی» را استشمام می کردند.

    آوای آسمانی او در گوش ها طنین انداز بود و صوت دلنشینش به هنگام تلاوت آفتاب، دل ها را طراوتی دیگر می بخشید.

    جلسه های تفسیر چهارشنبه ها، ملاقات های روزانه و دستان سخاوت او در هر کوی و برزن بر سر زبان ها بود.

    بانو امین، مجتهده ای فیلسوف بود که زیباترین تصویر را برای سیر و سلوک معنوی در کنار خدمت به خانواده ترسیم کرد؛ او می گوید:

    «از کودکی به دنبال گمشده ای بودم. وقتی کودکان ودختران همسن و سال من بازی می کردند، من به تفکر می پرداختم، به دنبال چیزی می گشتم و...»

    او آرام و قرار نداشت. به آسمان می نگریست و در مورد زمین و آ فرینش و هرچه در عالم هستی بود می اندیشید تا دستان عطای آفریننده آنها را ببیند ودید!

    مکتب خانه، اولین سُرایِش عاشقانه را به او آموخت؛ سوره توحید و حمد و آیة الکرسی و...

    سیزده بهار که از عمر او گذشت، از گلستان به بوستان قدم نهاد؛ هجرتی از خانه پدر به سرای همسر.

    بیست سال از عمر او گذشت وهماره چشمانش به آسمان دوخته شده بود، تا این که رحمت الهی بر دیده جانش بارید وروح تشنه او را سیراب معرفت کرد.

    از آن روز، اساتید بزرگواری به خا نه او می آمدند تا درس علم و عشق و عرفان را به او بیاموزند؛ «آقا سیدعلی نجف آبادی»، «حاج آخوند زفره ای» و «میرزا علی اصغر شریف»، اساتیدی بودند که چراغ خانه دلش را روشن می کردند و روح تشنه او را سیراب.

    بیست سال در برابر کرسی علم و دانش آن بزرگان، خاضعانه و عارفانه زانو زد و آن گاه که شجره پاک عمرش به نیمه رسید، برگ و بار فراوان خویش را نمایاند.

    در چهل سالگی، اولین کتاب خود، «اربعین الهاشمیه» را نگاشت؛ کتابی به زبان عربی و پس از آن، «مخزن اللئالی فی مناقب موالی الموالی»، «سیر و سلوک»، «اخلاق یا راه سعادت»، «روش خوشبختی» و «نفحات الرحمانیه».

    او بیست سال از عمر شریف خود را تقدیم قرآن کرد و تفسیر «مخزن العرفان» را که در شانزده جلد به چاپ رسیده است، نگاشت.

    آنان که فلسفه و عرفان را جداناپذیر می دانند و «عقل و نقل» را و «حال و قال» را دو یار دیرینه، از دریای تفسیر مخزن العرفان، مرواریدهای ارزشمندی را زیب جان خود خواهند یافت.

    از چهل و سه سالگی اجازه های اجتهاد و روایت از «آیت اللّه حائری یزدی»، موسس حوزه علمیه قم، «آیت اللّه آقا محمدرضا نجفی»، «آیت اللّه سیدمحمد کاظم شیرازی» و «آیت اللّه اصطهباناتی» دریافت کرد و خود نیز پس از چند سال، به «آیت اللّه مرعشی نجفی»، «زهیر الحسّون» و «بانو علویه همایونی» اجازه روایت عطا کرد.

    سرانجام در روز دوشنبه، بیست و سوم خردادماه ۱۳۶۲ آخرین برگ از دفتر زندگی این بانوی پاک علم و اجتهاد و عرفان ورق خورد و زنان و مردان علم و فضل را در سوگ خود عزادار ساخت.

    او رفت، اما یاد ونام و یادگاران ماندگارش هرگز از صفحه گیتی محو نخواهد شد.

    امید که در هر زمانی، از میان بانوان، «بانو امین»های دیگری جوانه زند و شکوفا گردد!
    اشارات :: خرداد ۱۳۸۲، شماره ۴۹


    ۲۵ خرداد ۱۳۸۲
     

    پایگاه اطلاع رسانی حوزه

     

    مطالب مرتبط:
    فخرعظمی ارغون
    طوبی آزموده: پیشگام تاسیس مدارس جدید دخترانه
    اولین مدارس دخترانه ایرانی
    بی‌بی خانم استرآبادی
    زخم‌های روح و تن خواهر طاهره