گزارش خبرگزاری زنان از زنان فجر آفرین (۲)
وقتی مشغول بازجویی از من بودند آقای حائری شیرازی در حالیکه دشداشه ای به تن داشت را وارد اتاق کرده و به زمین انداختند به من گفتند نگاه کن این است عاقبت رهبران شما سر ایشان را کنار تیزی دیوار گذاشته و به دیوار می کوبیدند و از او می خواستند .
اکثر ما با شنیدن نام «منظر خیر حبیب الهی» به یاد مسوولیت ها و سوابق اجرایی او در آموزش و پرورش شورای شهر می افتیم . اما وقتی متوجه شوم او از جمله زنان مبارزی است که مدتی از بهترین دوران زندگیش را در زندان های ساواک سپری کرده است به شنیدن وقایع بخش های دیگر زندگی او به خصوص خاطرات دوران مبارزاتش راغب می شوم .
منظر خیر حبیب الهی در سال۱۳۲۷ در تهران و در خانواده ای مذهبی و انقلابی متولد شد .
در سال ۱۳۴۸ همزمان در رشته های مختلفی چون فیریک ، ریاضی و اقتصاد قبول می شود و او چون در صدد کسب اطلاعات بهتر و بیشتر از اوضاع کشورش است رشته اقتصاد دانشگاه تهران را انتخاب می کند .
حبیب الهی از دغدغه های دوران دانشجوییش می گوید از سفر نیکسون به ایران و قربانی شدن دوستان هم دانشگاهیش به خاطر او ، تبدیل دشت لوت ایران به زباله دانی زباله های هسته ای آمریکا اینها و صدها دغدغه دیگر او را به این نتیجه می رساند که اوضاع مملکت در یک سراشیبی قرار گرفته و جوانان متدین و آگاهی چون او برای نجات مردم و میهن باید دست به کار شوند .
چون تنها دختر محجبه دانشکده علوم اقتصاد بود توسط واسطه ای به شهید رجایی برای تدریس ریاضی در دبیرستان رفاه معرفی مس شود .
شور و حال گروه در دبیرستان رفاه او را بیش از پیش به فعالیت های سیاسی و مبارزاتی وادار می سازد به طور کلی حضور در فعالیت های مبارزاتی دبیرستان را به دانشگاه ترجیح می دهد زیرا در دبیرستان از گروه های التقاطی و کمونیست که دانشگاه به وفور دیده می شد خبری نبود .
گروه همچنان در دبیرستان به فعالیت خود ادامه می داد که در سال ۱۳۵۲ با خیانت مدیر دبیرستان که عضوی از مجاهدین خلق بود لو رفت و همه اعضای آن توسط ساواک دستگیر می شود .
حدود ۴۰ روز در کمیته شهربانی (موزه عبرت) تحت بازجویی عمال ساواک بود . جرم او را خواندن کتاب و اقدام علیه امنیت کشور اعلام کرده بودند و با اینکه شایعات موجود در بازداشتگاه از ۱۰ سال حبس او در زندان خبر می داد به ۱ سال حبس محکوم شد .
از خاطرات زندان می گوید و اشخاصی که با آن ها در زندان روبرو شده است .
یکبار هنگامی که مرا برای بازجویی برده بودند با آقای حائری شیرازی روبرو شدم برخورد آن ها با روحانیون بسیار سخت تر از افراد معمولی بود به طوریکه همواره سعی داشتند به هر طریقی که شده آن ها را تحقیر سازند وقتی مشغول بازجویی از من بودند آقای حائری شیرازی را در حالیکه لباس دشداشه ای به تن داشت وارد اتاق کرده و به زمین انداختند به من گفتند نگاه کن این است عاقبت رهبران شما سر ایشان را به کنار تیزی اتاق گذاشته و دائم به دیوار می کوبیدند از او می خواستند به امام توهین کند و چون با مقاومت او روبرو شدند با شلاق به ساق پایش زدند .
پس از مدتی از سوراخ سلول پاهای خون آلود او را دیدم و متوجه محاسن پر پشت ایشان که در زندان توسط بازجویان کنده شده بود شدم . (روحش شاد)
«منوچهری» چهره ای لات و هیکل نسبتا درشتی داشت همیشه در یک دستش مشروب و در دست دیگرش شلاق بود . به نظر آدم بی سوادی می رسید در پرونده من ۷ اعلامیه با دست خط های متفاوت وجود داشت از من پرسید : این ها را کی نوشته ؟ گفتم همه را خودم نوشتم .
گفت : دروغ می گی ما افرادی داریم که خط افراد را تشخیص می دهند یک برگ از اعلامیه ها را برداشت و گفت مثلا این خط ، خط مردانه عریی است .
مشغول نوشتن شدم و در کمال ناباوری دیدم همان اعلامیه ای که خودم نوشتم .
چه بسیار الطاف و عنایت های خاص خدا را که می شد در زندان ها دید و همین مسئله باعث روحیه گرفتن افراد مذهبی در زندان و تحمل شکنجه های ساواک می شد .
و حتی برخی از سربازان بازداشتگاه به حقانیت راه ما و اعتقادات قلبی ما ایمان می آوردند .
در زندان افراد و شخصیت های مختلفی را دیدم مثلا خانم حداد عادل که تنها ۱۴ سالش بود و بعد از ۶ ماه از زندان آزاد شد برخی از دوستان و همکاران معلم دبیرستان رفاه ، خانم دباغ یکی از دوستان به نام «بهجت تیف تک چی» که شنیدم به همراه همسرش به شهادت رسید .
محبوبه افراز یک معلم نخبه که به دست منافقین و مجاهدین با سم آرسنیک پس از آزادی از زندان به شهادت می رسد .
همه این افراد جز دوستان و خاطرات فراموش نشدنی اوست ، کسانی که در سخت ترین روزهای زندگی امید به آینده بهتر و شیرین تر را در سابه صبر و استقامت به او نوید می دادند .
از خانم حبیب الهی راز پایداری و سربلندیش را می پرسم و او می گوید : خود سازی هنگامی که با عقاید و افکار امام (ره) آشنا شدم سعی کردم فرمول ۱۹ گانه او را در زمینه خود سازی در وجود خود تقویت کنم نماز ، روزه ، توانمندی در دانش روز و ...
من و هم نسل های من از خودمان شروع کردیم ادعای ساختن دیگران را نداشتیم اعتقاد داشتیم در صورتیکه خودمان تک تک به خودسازی مشغول شویم جامعه به خودی خود ساخته می شود .
حبیب الهی انقلاب را انفجار نوری می داند که در وجود همه متبلور خواهد شد در شرایطی که ما آماده پذیرش آن باشیم و زمینه های لازم را برای حضور و وجود او مهیا کرده باشیم .
این زن آزاده که مناصب اجرایی متعددی را تجربه کرده در خصوص نقش زنان در تداوم و انتقال ارزش های اسلامی به نسل های بعد می گوید : مخالفان هر جامعه برای ایجاد تغییر در نگرش افراد آن جامعه به سراغ زنان می روند .
زیرا مطمئنند با هدایت زنان به سمت خواسته های خود نسل آینده آن جامعه را در اختیار سلایق خود خواهد گرفت زن می تواند با توانایی خود فرزندانی را تربیت کند که حافظ منافع یکدست باشد در این مسئله نقش زنان و مادران به طرز بسیار محسوسی مهم و حساس است .
زنان ما باید با آگاه سازی خود و نسل آینده انقلاب کوشا باشند زیرا غرب سعی می کند آن ها را به سمت فاسد کردن سوق دهد .
۱۳۸۸/۱۱/۱۳
پایگاه شورای شهر تهران منظر خیر حبیب اللهی را این گونه معرفی کرده است:
نام: منظر
نام خانوادگى: خیر حبیب اللهی
عضو دوره: دوم
سال تولد: ۱۳۲۸
محل تولد: تهران
تحصیلات: فوق لیسانس فقه و مبانی حقوق اسلامی
Khayier@tehrancouncil.com :Email
آخرین سوابق اجرایى و اجتماعى:
- مشاور مدیر کل آموزش و پرورش استان تهران
- نماینده آموزش و پرورش در کمیسیون بانوان
- معاونت مالی و تربیتی مرکز تربیت معلم
- همکاری در دوران دانشجویی با گروه فرهنگی رفاه و مسئولیت همیاری با آقاِیان رجائی و باهنر
- دستگیری پس از تکمیل کارشناسی اقتصاد و منع از ادامه تحصیلات تکمِیلی در داخل و خارج در سال ۱۳۵۲
- حدود ۳۰ سال سابقه تدریس در مناطق آموزش و پرورش و مراکز تربیت معلم