جمعی از تشکل های زنان به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیانیه ای با عنوان "زنان در سی سالگی انقلاب اسلامی" منتشر کردند. این بیانیه به امضای " جمعیت حمایت ازحقوق بشر زنان ، جمعیت زنان مسلمان نواندیش(ایران)، مجمع زنان اصلاح طلب و چند تشکل دیگر زنان رسیده است.
متن این بیانیه در ادامه می آید :
سی سال پیش درچنین روزهایی چشمان جهانیان ناباورانه تغییر سرنوشت ملتی را به نظاره نشستند که بنا به سنت الهی بادست خودو باخواست خودچنین تغییری را رقم زدند.آرمانهای انقلاب اسلامی که درنوع خود نقطه عطفی درتاریخ سیاسی معاصر ایران وجهان محسوب می شود ، توانست میلیونها تن از زن ومرد خسته از تمامی تحقیرها،سرکوبها،بی عدالتی هاونابرابری ها رابه حرکت درآورد.
دراین میان مشارکت ونقشی که زنان دردوران انقلاب وماقبل آن وسپس دردوران استقرار وتثبیت نظام جمهوری اسلامی ودراکثرتحولات سیاسی پس از آن داشته ودارند مورد اذعان همگان بوده وغیرقابل انکار است. ازهمان ابتدای آغازنهضت بیانات حکیمانه وداهیانه امام خمینی به عنوان رهبری انقلاب ومصلحی دردآشناوفقیهی زمان شناس خیل عظیم زنان راباخودهمراه کرد(۱) .
بعدها عملکردایشان درحمایت ازحضورزنان درمجلس خبرگان قانون اساسی وقراردادن یک زن درترکیب هیئت اعزامی جهت دیدار باگورباچف صراحتا پیامی برای آیندگان داشت که هرگز این پیام درک نشد. زنان با به دوش گرفتن نیمی از بار انقلاب درمقدمه قانون اساسی موردخطاب واقع شده وبه آنان وعده داده شد که"به دلیل ستم بیشتری که تاکنون از نظام طاغوتی متحمل شده انداستیفای حقوق آنان بیشتر خواهدبود" و اینکه"ازحالت شی بودن یا ابزار کار بودن درخدمت اشاعه مصرف زدگی و استثمار خارج شده و پیشاهنگ و همرزم مردان در میدانهای فعال حیات خواهند بود" و" درنتیجه پذیرای مسئولیتی خطیرتر و دردیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش وکرامتی والاتر خواهندبود".
درسه دهه گذشته وضعیت زنان به شدت متاثر وملهم ازشرایط حاکم بر جامعه ایران بوده است وتحت تاثیر آن رویکردهای متفاوتی نسبت به مباحث جنسیتی توسط متولیان امور اتخاذ شده است و برنامه های توسعه ای پنج ساله نیز ازاین شرایط تاثیر پذیرفته است:بی توجهی به مباحث جنستی دربرنامه اول توسعه وکم توجهی به این مباحث دربرنامه دوم که دربرنامه های سوم وچهارم تاحدودزیادی این ضعف جبران شد.
دردهه نخست جنگ تحمیلی،تحریم های اقتصادی وتاثیرگذاری گسترده دیدگاه حاکم بر جامعه درباره نقش مناسب زنان آنها را از عرصه فعالیتهای اجتماعی واقتصادی به حاشیه راند، هرچنددراین سالها فراهم آوردن امکانات آموزشی علیرغم شرایط جنگی حتی دراقصی نقاط کشوروتغییر نگاه خانواده ها به موضوع آموزش دختران به میزان چشمگیری موجب کمرنگ شدن موانع فرهنگی برسرراه آموزش آنان شد که نتایج آن سالها بعددرپیشی گرفتن دختران دردانشگاهها خودرانشان داد.
دهه دوم که مقارن بادوران سازندگی و تقدم توسعه اقتصادی بر سایروجوه آن بود سرآغازتوجه به مسایل زنان وپایه ریزی برخی ملزومات آن محسوب می شود.دراوایل دهه سوم که گفتمان اصلاح طلبی برکشورغالب شد درنتیجه این رویکرد واولویت توسعه سیاسی برسایر ابعادآن سنگ بنای ورود نگرش جنسیتی به برنامه ریزی های کلان گذاشته می شود و برنامه چهارم حاصل این رویکرداست که محور توسعه موردنظرآن انسان آگاه،خلاق وآزاد است و سرمایه های اتسانی اعم از زن ومرد دراین توسعه نقش بی بدیلی دارند تحت تاثیر این نگرش بالارفتن اعتمادبه نفس،تلاش برای کسب هویت مستقل ،رشداجتماعی وبهبودنسبی وضعیت زنان رادراین دوره شاهدیم که البته سالهای پایانی دهه سوم به دلیل تقارن آن باحاکمیت دولت اصولگرا و اتخاذ رویکردی بعضا متناقض بادوره قبل خودحکایت دیگری است و اثری از عزم واعتقادی جدی برای تحقق برنامه چهارم توسعه متصور نیست.
مجموعه این رویکردها درسه دهه گذشته منزلت وجایگاه دوگانه ای رابرای زن ایرانی به ارمغان آورده است که از یک سودربرخی شاخص های توسعه انسانی(ازجمله شاخص های آموزشی وبهداشتی)شرایطی بهتراز زنان کشورهای اسلامی ودرحال توسعه منطقه دارد وازسوی دیگر دربرخی شاخصها(شاخص های توانمندی سیاسی وفرصت های برابراقتصادی) بسیارعقب افتاده است.
حال که انقلاب اسلامی وارددهه چهارم می شود ، فرصت مغتنمی است تا با آسیب شناسی وبازخوانی آنچه برزنانمان دراین سالها رفته است پاسخی برای این سؤال بیابیم که درآغازدهه چهارم انقلاب زن ایرانی درکجا ایستاده است؟درپشت سر و پیش روی خودچه دارد؟ وآیا می توان ادعا کرد که آرمانهای انقلاب ومنویات رهبری آن درحوزه زنان محقق شده است؟نگاهی به وضعیت موجودزنان مارا دراین بازخوانی یاری خواهد کرد:امروزه زنان ایرانی آهسته وآرام وباپشت سرگذاشتن راهی سخت وصعب العبور به سمت آنچه استحقاق وشایستگی آن رادارند روبه جلودرحرکتندوعلی رغم تمامی موانع باانتخابی عقلانی مسیرخودراباآموزش وآگاهی جنسیتی هموار می کنندو باا حرازکرسی بیشتردردانشگاههامی روند تادرسالهای آینده به بازارکارسرازیرشده ونقش خودرا درسازندگی وتوسعه بیشتر جامعه خودایفانمایند.
به این دستاورد بزرگ که درعرصه آموزش ودانش آموختگی نصیب زنان ودختران ماشده است . بایدبهبود شاخص های بهداشتی وافزایش سن امید به زندگی درزنان،شناسایی مسایل ومشکلات حقوقی وقانونی واقدام به تغییربرخی قوانین ومقررات تبعیض آمیز ونیزرشد و توسعه کمی وکیفی سازمان های غیردولتی زنان و....راافزود. درنتیجه ودرسایه حمایتها،تاییدات وتاکیدات رهبری انقلاب دردهه نخست،ظرفیت های منبعث ازانقلاب اسلامی ونظام جمهوری اسلامی،تحولات جهانی وبویژه همت واراده زنان ودختران،زن ایرانی باسوادتر،آگاه تر،سالم ترومصصم تر از قبل شده ومطالباتی جدی وسؤالاتی اساسی داردکه متاسفانه وضعیت زنان درسایر شاخص های توسعه انسانی متناسب باآن مطالبات وپاسخگوی آن سؤالات نیست:
زنان به طورکلی ازعرصه های مهم وتاثیرگذاری چون ریاست قوای سه گانه، شورای نگهبان،مجمع تشخیص مصلحت نظام،مجلس خبرگان رهبری،مذاکرات هسته ای،سیاست خارجی ووزارت و....غایبند وحضوری بسیارکمرنگ وشکننده درسایرعرصه ها ،ازجمله قضاوت،فقاهت،اجتهاد،کمتراز۳درصدنمایندگان مجلس(۸از۲۹۰)،حدود۳درصدمدیران ارشد،یک ونیم درصداعضای شوراهای شهروروستادرکل کشور،۱۵درصداعضای شوراهای کلان شهرهاوحضوری غیرقابل توجیه درعرصه هایی چون ریاست دانشگاههاو مراکز علمی کشور و مدیریت عالی نظام آموزش وپرورش دارند که دراولین نگاه نظام حاکم برایران رانظامی کاملا مردانه جلوه می دهد.
به این واقعیت تلخ باید غیبت زنان از عرصه های کلان اقتصادی رانیزافزود(مشارکت زنان دربازار کار-خارج از بخش کشاورزی-حدود۱۶درصداست).این درحالی است که زنان با حدود سی وچهار میلیون وششصد هزارنفرجمعیت نقش وتاثیری اساسی درتوسعه کشور به عنوان نیمی از سرمایه انسانی دارند.بااستنادبه این وضعیت است که درگزارش ۲۰۰۸مجمع جهانی اقتصاددرزمینه نابرابری جنسیتی،رتبه ایران درشاخص توانمندی سیاسی زنان دربین ۱۳۰کشور،۱۲۸اعلام می شود!ودرشاخص مشارکت اقتصادی وارائه فرصت های برابربه زنان۱۱۸از۱۳۰!وطبق گزارش توسعه انسانی۲۰۰۷-۲۰۰۸برنامه ملل متحد که توسط دبیرکل سازمان ملل درشصت وسومین اجلاس مجمع عمومی ارائه شدایران درشاخص توسعه جنسیتی ازبین ۱۷۷کشوررتبه۹۴ و در شاخص توانمندی جنسیتی رتبه ۸۷ را کسب کرده است وتا کید شده است که ایران باوجود دستاوردهای مثبت باچالشهای جدی در زمینه توانمندسازی وبرابری جنسیتی زنان مواجه است ،مشارکت زنان ایرانی دراداره امور کشور بسیارمحدود وپیشرفتهای حاصله دردانش آموختگی زنان هنوزمنجربه جلب مشارکت زنان درسیاست و اقتصاد نشده است و زنان ایرانی بیشتر نقش پیاده نظام ونردبانی برای ترقی مردان دراین عرصه ها رابازی می کنند.
تلخ تر آنکه تفکرسنتی نسبت به نقش وجایگاه زن درخانواده وجامعه که در سالهای اخیر فرصت خودنمایی وظهور وبروز بیشتری یافته است سعی درتثبیت وتقویت وضع موجود وحتی پس روی وعقبگرد نسبت به آن راداردودرمقابل هرگونه تغییر وبرون رفتی از این وضعیت مقاومت می کند.دراین سی سال این تفکربیکارننشسته وهرزمان که زمینه را مساعددیده دست به کارشده است ، اماهرگز به اندازه چندسال اخیرنتوانسته قدرت وحاکمیت بیابدوبانقش آفرینی دیدگاههای خود را عملیاتی کند.تفکری که زن را موجودی وابسته،غیرمستقل،طفیلی،درجه دو،ضعیفه،ناتوان،مطیع وفرمانبر محض،واجب النفقه،دائم الحمایه،آسیب پذیرودرزمره صغارومحجورین می داندومی خواهد.
سیاستهای خلق الساعه،تصمیمات ابن الوقتی،اظهارات عجیب وغریب واتفاقات ریز ودرشتی که درحوزه زنان دراین سالها روی داده است همگی نشان از جان گرفتن وتحرک این جریان دارد که البته هیچکدام نیز ازسوی فعالین زن ومردان آزادیخواه وحق طلب بدون واکنش وپاسخ نمانده است.
سیاستهای به ظاهر حمایتی اززنان ودختران ودرباطن به ضرر وعلیه آنان،سیاستهایی که باچشم فروبستن برواقعیتها وتحولات جامعه وضرورتها والزاماتی که حضور زن دراجتماع ودربازارکارراایجاب می کند به جای حذف تبعیض وخشونت علیه زنان سعی درحذف زنان ودختران از جامعه وخانه نشین کردن آنان رادارد.گزارش های مستندحکایت ازکاهش ۳درصدی کارکنان زن دولت طی ۳ساله اخیردارد ! طنز قضیه آن است که از یک سوشعار حمایت ازتحکیم بنیان خانواده وغلودرنقش همسری ومادری زن گوش فلک راکرکرده وتقلیل ساعات کارزنان شاغل که اخیرا به زنان شاغل درصنایع نیز تعمیم پیداکرده است،افزایش مرخصی زایمان وافزایش ساعات شیردهی و....بااین هدف جامه عمل به خود می پوشد و ازسوی دیگر بادستکاری دولت درلایحه ارائه شده ازسوی قوه قضاییه درخصوص حمایت خانواده وافزودن ماده ۲۳به آن گامی اساسی درجهت تزلزل بنیان خانواده وفروپاشی آن برداشته می شود وآن را به لایحه ای خانمان برانداز مبدل می کند!
دراین سالها بخش رسانه ای مکتوب وشنیداری ودیداری نیز به مدداین تفکر آمده وباارائه دستورالعملهای رنگارنگ سهم خودرا درفرهنگسازی وتثبیت آن به کار می بندد وآشکارا دستور" آماده باش دائم جنسی زنان برای شوهران"(۲) خودرا صادرکرده وحتی از تریبون نماز جمعه تحصیل ودانشجوشدن خانمها مایه بدبختی ودردسردانسته می شود وپرچمدارشدن یک زن پیشاپیش کاروان ورزشی ایران درالمپیک پکن کسرشان قلمداد می گردد!
که به این موارد باید اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی بازوروضرب،دامن زدن به کلیشه های جنسیتی درکتب درسی رانیزافزودومهم تر آنکه باایجادمحدودیت وسهمیه بندی جنسیتی درگزینش دانشجو وبومی گزینی تلاش برای به محاق بردن بیشترزنان ودختران وپایین آوردن رتبه کشور درمعدود شاخص توسعه انسانی که می رفت تا مایه مباهات وسربلندی نظام باشدرا آغاز کرده اند!
عجباحضورومشارکت بسیارپایین زنان درعرصه های سیاست واقتصاد دراین سی سال هرگزاینگونه موجبات نگرانی ودغدغه خاطر برخی رافراهم نکرده ومطالبه جدی زنان برای سهمیه بندی جنسیتی به نفع زنان رادراین زمینه هرگز به روی خود نیاورده اند،اماجایی که این تدبیر به ضرر زنان ودختران به کار گرفته می شود به سرعت مورداستقبال واقع می شود! مجموعه این سیاستها وتصمیمات محرومیت کامل زنان ازحضور نیم بنددرعرصه های آموزش،فعالیت اجتماعی وبازارکاررابه دنبال داردکه درنتیجه نهایتاکل جامعه رادچارآسیب خواهدکردودودآن فقط به چشم زنان نخواهدرفت،جامعه ای که نیمی از نیروی انسانی خودرا عاطل وباطل بگذارد و ازتوانایی های خدادادی آنها بهره نگیرد قطعا در تمامی امور زمین گیر خواهدشد.
و وا اسفا که این همه به نام اسلام وبه نام دین تمام می شود و نا کارآمدی نظام درزمینه عدم بهره برداری کامل ازمنابع انسانی و معطل گذاردن نیمی از آن درمسیر پیشرفت کشور، کارآمدی اسلام برآمده از فقه شیعی را هم زیر سوال برده وهرشکستی به پای این دین نیز نوشته می شودودرنتیجه اسلام به عنوان عاملی بازدارنده برای تامین اهداف رشدو توسعه باکمک زنان معرفی شده وغیبت زنان از حوزه عمومی وتمامی نابسامانیهای جامعه وزنان به تجویزهای مذهبی نسبت داده می شودواین هشداری جدی است که امروزه اندیشمندان دین باور راباید به تامل واداردتابیش وپیش از زنان به داد مظلومیت اسلام برسند.
بازسازی چهره زن مسلمان وزدودن زنگارهاازآن بابازتعریف جایگاه امروزی اودرجامعه وخانواده ایرانی ووضع قوانین متناسب باآن وتغییرقوانین مردسالارانه،تبعیض آمیز وناعادلانه امکان پذیراست تابیش از این زن ودختر مسلمان ازاین چهره روی برنتابد ونگریزد وباگریز از آن هویت خودراازدست ندهدواین خودنیازمندازنواندیشیدن،بازفهمیدن ویک انقلاب فکری وفرهنگی وتجدیدنظر درمبانی استنباط احکام درفقه است وتااین اتفاق نیافتد تعارضات فقه با واقعیات امروز به قوت خود باقی بوده وثمره ای جزسرخوردگی وبدبینی زنان وجامعه به دین وپشت کردن به آن ونهایتا غیردینی شدن وسکولاریزه شدن جامعه نخواهدداشت.
براین باوریم که امروزه جامعه مابیش از هرزمان دیگری نیازمند تفسیری از دین ومتون است که بامقتضیات زمان ومکان وآموزه های دنیای مدرن سازگارباشد،آن هم دینی که بیشترین قابلیت وظرفیت تفسیرهای متناسب باشرایط وتحولات اجتماعی راداردومی تواند پاسخگوی سوالات ونیازهای جدید باشد.امروزه وازسرضرورت باید براساس تغییرات بنیادین اوضاع واحوال وهستی شناسی وانسان شناسی درتمامی عرصه ها به یک نوسازی واجتهاد برسیم که معطوف به یک هدف است وآن رشد و رسیدن زن و مرد به عالی ترین مرحله تکامل اخلاقی وفکری است. تنها دراین صورت است که می توان به تحقق سند چشم انداز نظام در افق ۱۴۰۴ و بویژه بند مربوط به جامعه " برخوردارا ز سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تامین اجتماعی،فرصت های برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر و فساد و تبعیض، و بهره منداز محیط زیست سالم "امیدوار بود و الا در صورت اصرار بر ادامه وضع موجود و تن ندادن به تغییرات و اقتضائات زمانه سی سال دیگر هم که بگذرد هرسال دریغ پارسال راخواهیم داشت.
باید طرحی نودرانداخت وتادیرنشده قدم درراههای نرفته بسیاری گذاشت.برای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی درحوزه زنان هنوز درمیانه راهیم.درک وشناخت درست وواقع بینانه ازوضعیت موجودوچالش های پیش روی کشور درحوزه زنان ودرس های آموخته شده در سی سال گذشته مارابه این حقیقت رهنمون می سازد که تنها گزینه پیش رو برای برون رفت از این وضعیت تداوم راه اصلاحات وواردشدن مسایل زنان درجای جای برنامه ریزی های کلان کشوروبویژه برنامه پنجم توسعه است درغیراینصورت اصراربه ادامه این وضع به تشدید دوگانگی ها دامن زده ومسئله زنان را به چالش جدی نظام درسالهای آتی تبدیل خواهدکرد.
- جمعیت حمایت ازحقوق بشرزنان
- جمعیت زنان مسلمان نواندیش(ایران)
- مجمع زنان اصلاح طلب
- انجمن روزنامه نگاران زن ایران(رزا)
- کمیسیون زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی
- جامعه زنان انقلاب اسلامی
- انجمن زنان پژوهشگر علوم اسلامی
- کمیته زنان حزب کارگزاران سازندگی ایران
- ----------------------------------------------------------------------------------
- (۱)- . ازجمله: "زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند" و " اسلام زن را مثل مرد در همه شوؤن همانطوری که مرد در همه شوؤن دخالت دارد دخالت می دهد" (صحیفه نورج ۵ص ۱۵۳)
"همه ملت ایران چه بانوان و چه مردان باید این خرابه ای را که برای ملت ما گذاشته اند بسازند بادست مرد تنها نمی شود مرد و زن باید با هم این خرابه رابسازند" (صحیفه نور ج ۱۱ص ۲۵۴)
"این بانوان را کی بسیج کرده که در همه شؤون کشور دخالت می کنند و دخالت بجایی هم می کنند اینها را خدا دعوت کرده اینها لبیک برای خدا دارند می گویند" (صحیفه نورج ۱۲ص ۲۳۷)
و تاکید مکرر ایشان بر همدوش بودن زنان با مردان و یا بهتر از آنان در بسیاری از عرصه ها (صحیفه نورج ۱۸ص ۲۶۳-ج ۹ص ۲۳-ج ۱۲ص ۷۲-ج ۱۰ص ۲۳۴ و ج ۲۱ ص ۱۷۲)
./(۲) برگرفته ازمقاله روزنامه کیهان در ۵شنبه ۱۸مهر ۸۷ تحت عنوان "زیباترین روش شوهرداری؛ معیارهای همسرنیکو از نگاه قرآن"