توران ولیمراد

مشاغل خانگی زنان نه حرف تازهای است و نه طرحی بدیع. ما حتی بخش کوتاهی از زندگی بشر و تاریخ خودمان را نمیتوانیم به یاد بیاوریم که زنان در آن فعال نبودهاند. در هر شرایط و در محلهای گوناگون زندگی، زنان در همه حال از تولیدکنندگان بودهاند اعم از کشاورزی و دامداری و هر نوع پرورش حیوانات اهلی خانگی و هرگونه تولیدی که بتواند در خانه صورت بگیرد و با فروش آن چرخ اقتصاد خانواده بچرخد.
زنان همواره مشغول بودهاند و مشکلاتشان هم مشکلات مشترک است که مهمترین آن موضوع فروش است که به مشکل سرمایه و امکانات برای تولید اضافه میشود. حاصل این تولیدات در قدم اول مصارف خانگی است و بعد مبادله میان فامیل و دوستان و آشنایان، و بازگشت سرمایه و سود کار از مشکلات اصلی زنان تولیدکننده بوده است. حال این طرح میخواهد زنان را به کجا ببرد؟
طرح ساماندهی مشاغل خانگی با هدف حمایت از این مشاغل و بازگشت زنان به عرصه تولید مطرح شد. برای این طرح مزایای زیادی از جمله بودن مادران در کنار فرزندان، شکستن قیمتها در بازار و کم شدن حجم ترافیک شهری برشمرده میشود. برای روشنتر شدن وضع باید توجه کرد که خواستههای تولیدکنندگان خانگی چیست؟
- آموزش برای تولید
- سرمایه جهت تهیه ابزار و وسایل برای تولید
- مکان کار
- تبلیغات و بازاریابی
- کمک جهت عرضه و محلی یا ابزاری جهت فروش
- فروشنده (عواملی جهت فروش)
- فروش به موقع و بازگشت سود و سرمایه
باید توجه کرد که طرح وقتی عملی میشود که نیازهای تولیدکننده به موقع و به ترتیب پاسخ داده شود. اگر زنان با هزاران مشکل مراحل اولیه را پشت سر بگذارند ولی آخرین مرحله که مرحله بازاریابی و فروش است انجام نگیرد نهتنها حمایتی از آنها نشده که با دردسرهای تازه نیز روبهرو خواهند بود که آن هم تولیدات انبارشده و سرمایه از دست رفته است که میتواند با قرض هم تهیه شده باشد.سوالها روشنکننده نتیجه است؛
سوالهایی از این قبیل برای تنظیم و تدوین این طرح:
- تا چه حد از شناخت وضع و مشکلات موجود زنان در این ارتباط و تحقیقات دانشگاهی بهره برده شده است؟
- آموزش لازم و حمایتهای مالی و تسهیلات جهت تهیه امکانات اولیه برای تولید خانگی چگونه تعریف شده است؟
- مکانیسمهای اجرایی جهت دادن این حمایتها و تسهیلات چیست؟
- هماهنگی و ارتباط و اتصال نیازهای تولیدکننده از تولید تا بازگشت سرمایه چگونه تضمین شده؟
- عرضه این تولیدات از تبلیغات و بازاریابی و فروش و فروشنده چگونه دیده شده؟
آیا همین که شهرداریها موظف دیده شوند مکانی به عنوان بازارهای موقت در اختیار این تولیدکنندگان قرار دهند مشکل فروش این تولیدکنندگان حل میشود؟ حلقههای جدا از هم حمایت مالی و دادن تسهیلات و امکانات از یک طرف، و تولید و تولیدکننده در وسط و فروش و بازگشت سرمایه و سود چگونه با هم مرتبط خواهند شد؟ آیا اینکه در عمل تولیدکننده از قدم اول تا آخر از اینجا به آنجا پاس داده شود و در آخر هم تولیداتش روی دستش بماند تغییر خواهد کرد؟
یک تحقیق کوچک نشان میدهد که همین امروز کم نیستند بانوان سختکوشی که حتی بدون دریافت کمک از دولت و بدون اینکه از حمایتهای مالی و آموزشی دولتی هم بهره برده باشند تولیداتی را با امکانات و تواناییهای خود راه انداختهاند و تولیداتشان در گوشه خانههایشان مانده است. در اختیار گرفتن یک غرفه جهت عرضه در چند فرهنگسرا یا هر محل دیگری بدون تبلیغات، چند درصد حاصل تلاش زنان را به آنان باز خواهد گرداند؟ زنان تا چه حد میتوانند روی بازگشت آن سرمایه و سود حساب باز کنند و روی آن میتوانند برنامهریزی کنند؟ کدام تحقیقات دانشگاهی پشتوانه پاسخ این سوالات است؟
وقتی شهرداری موظف به ایجاد محلی برای فروش میشود روشن است که این طرح زنان متخصص و دانشگاهی و تولیدکنندگانی را که نه تولید و نه شأنشان این است که یک نفر پشت دخلشان بنشیند و تولیدات آنها را به مشتریانی که به طور گذری و نظری مشتری میشوند عرضه کند، در بر نمیگیرد. آیا این طرح برای آن است که تحصیلکردگان دانشگاهی که برای انجام تحقیقات و انجام کارهای تخصصی آموزش دیدهاند نیز به آن بپیوندند و جزء کارگران تولیدکننده شوند؟ طرحی که کارگرانی که خود فروشنده تولیدات خود هستند چه تولیداتی را رواج خواهد داد؟ این طرح زنان را به کجا میبرد؟
بدیهی است که تولیدات مورد نظر این طرح صرفاً تولیداتی است که به شکل کارگری تولید میشود و خود باعث رشد و گسترش تولیدات کاذب خواهد شد؛ تولیداتی که فقط به امید داشتن مشتری رشد خواهند کرد. آیا بافتن لیف و کیسه و دستکش و...، تولید ترشی و مربا و سمنو... و ساختن گل چینی و گل کاغذی و گل سر و شمعهای تزیینی ...انواع و اقسام تولیدات دکوری و تزئینی... خیاطیهای خانگی ... تولیدات و کارگران فصلی را به ذهن نمیآورند؟ تولیدکنندگانی که بتوانند (اگر بتوانند) غرفههایی را در زمانی که هوا آفتابی است در اختیار بگیرند و کالاهای خود را به رهگذرانی که به پارک و فرهنگسرا و بازار فصلی میآیند (اگر بیایند) بفروشند. (اگر بتوانند بفروشند.)
اگر به همه اینها عدم هماهنگیها و همکاریهای بین دستگاههای مختلف را اضافه کنیم در حالی که حلقه ارتباط بین این ارگانها قطعشده و نظارت و بازرسی هم مشکلات خود را دارد، باید فقط دعا کرد و امیدوار بود که اجناس تولید شده قبل از اینکه بپوسد و بگندد به فروش رود. هنوز عدم همکاری دولت و شهرداری در ساختن منوریل یا قطار هوایی که در نهایت بعد از چند سال به جمع شدن و برچیده شدن همان پایههایی که زده شده بود انجامید، از خاطرهها پاک نشده. آیا دورنمای طرح مشاغل خانگی با این توصیف که میگوید تولید از زنان و فروش هم با خودشان و شهرداری هم موظف است که محلهایی موقت برای فروش در اختیار آنان قرار دهد، روشن نیست؟
آیا مشکل عدم بازگشت سرمایه و سود تولیدکنندگان خانگی با در اختیار داشتن چند مکان موقت در سال، اگر بتوانند در اختیار داشته باشند، حل میشود؟ یا مهمترین مشکل آنها که ناتوانی بازاریابی و تبلیغات که در واقع همان عدم توانایی جذب و جلب مشتری است، به قوت خود باقی نخواهد ماند؟ و مهمتر اینکه خود این طرح اگر هم بتواند با اما و اگرها اجرا شود باعث اضافه کردن مشکلی به عنوان «ایجاد شغلهای کاذب» که میشود آنها را «شغلهای سرکاری» هم نامید، نخواهد شد؟
روزنامه شرق: سال: ۱۳۸۹
صفحه: جامعه