
یادداشتی از دکتر راودراد*که برای شبکه ایران زنان ارسال شد:
برنامه ای بود تلویزیونی به نام «اردیبهشت» که هر روز هفته سر ظهر از شبکه چهار سیما پخش می شد. یک روز خانم محترمی که بعدا فهمیدم خودشان هم از فعالان حقوق زن هستند، در تماسی با بنده خواستار شرکت در این برنامه تلویزیونی و گفتگو پیرامون چگونگی بازنمایی زن در سریال های تلویزیونی شدند. انکار من به دلیل عدم همخوانی دیدگاه هایم با دیدگاه های مسلط در تلویزیون با استدلال ایشان مبنی بر متفاوت بودن برنامه و بخصوص زنده بودن آن مواجه شد و در آن برنامه شرکت کردم.
موضوع بحث ما بیشتر حول محور نمایش چند همسری در سریال های تلویزیونی و طبیعی جلوه دادن این امر و نقد آن بود و تاکید من هم بر این بود که در این سریال ها وقتی می خواهند بگویند مردی بد است، او را دارای زن دوم پنهانی معرفی می کنند. و گفتم که این در حقیقت به معنای خیانت به همسر اول است ولی از آنجا که در برنامه های تلویزیونی ما نمایش خیانت به معنای ایجاد رابطه نامشروع میان مرد همسر دار با مرد دیگری، به دلایل اخلاقی ممنوع است، با پوشش همسر دوم مطرح می شود و همین امر هم باعث می شود که قبح آن به دلیل شرعی بودن موضوع ازدواج از بین رفته و خیانت جنبه شرعی پیدا کرده و امری طبیعی شود.
کارشناس مجری برنامه هم که همان خانم دعوت کننده بود، ضمن تایید حرف های من خود ابعاد دیگری از این بحث را باز می کردند. من که به دلیل شناخت خود از تلویزیون و محدودیت های آن سعی می کردم تا حدی محطاطانه صحبت کنم، تعجب می کردم که مجری خودش تا چه اندازه صریح و بی پرده سخن می گوید.
به هر حال آن برنامه انجام شد و بعدا شنیدم که در سایت های خبری هم با تعجب از اینکه چنین موضوعی این طور صریح بحث شده گفته شده بود که کارشناس و مجری هم جهت مساله چند همسری در سریال ها را نقد کردند. از آنجایی که شاغل هستم و معمولا ظهر ها در منزل حضور ندارم که این برنامه را ببینم، فقط روزهای پنج شنبه امکان دنبال کردن آن را داشتم.
چند پنج شنبه بعد که برنامه را دنبال کردم دیدم میهمانان برنامه، اگر چه از دیدگاه ها و موضع گیری های سیاسی مختلف، همگی از فعالان مسائل زنان هستند. موضوعات برنامه هم زیر چتر نابرابری های فراروی زنان، به فراخور تخصص کارشناس میهمان، شامل مسائل حقوقی، مشکلات اشتغال، نابرابری های آموزشی، نابرابری ها در عرصه های مدیریتی، سیاست گذاری های فرهنگی و مانند آن می شد. کارشناس مجری برنامه هم در تمامی این برنامه ها، علاوه بر طرح سوالات، خود پا به پای کارشناس میهمان در بحث ها شرکت می کرد.
واکنش من در برابر این برنامه و مشاهده قسمت های بعدی آن توامان رضایت و تعجب بود. رضایت از اینکه بالاخره تلویزیون مجالی برای طرح مسائل روز زنان جامعه فراهم کرده و با این کار یک قدم از شیوه قبلی خود که انگ زنی به کسانی بود که در باره این موضوع بحث می کردند فاصله گرفته و خود موضوع را جدی گرفته است.
اگر چه یک برنامه تلویزیونی در شبکه چهار و درست در نیمروز نمی تواند مخاطب وسیعی داشته باشد و عملا بیشتر مخاطبان آن را زنان خانه دار تشکیل خواهند داد. اما باز هم بهتر از هیچ بود و انتظار پخش چنین برنامه ای از شبکه سراسری و مثلا در ساعت هفت بعد از ظهر برای این که به مخاطب وسیع تری دسترسی داشته باشد،با توجه به شرایط موجود انتظار زیادی بود.
اما تعجب من به این دلیل بود که این برنامه پدیده جدیدی در تلویزیون بود و من می دانستم که با سیاست ها یا بهتر بگویم سلیقه های کلی رایج در سایر بخش های تلویزیون همخوانی ندارد. سیاست مسلط تلویزیون بر تاکید مداوم بر نقش خانوادگی زنان به عنوان مادر و همسر بود و تلاش برای آگاهی زنان از حقوق خود و تشویق آنها به مشارکت اجتماعی و سهیم شدن در سرنوشت خود و جامعه، کمترین اهمیت را در این سیاست داشت. به هر حال وجود آن را به فال نیک گرفته و نامش را در ذهنم ثبت کردم، اگر چه بعد از آن فرصت زیادی برای تماشایش نیافتم.
چند ماهی از این ماجرا گذشت، یک پنج شنبه دیگر که در خانه بودم تلویزیون را روشن کردم تا برنامه اردیبهشت را ببینم. با کمال تعجب مشاهده کردم که مجری برنامه تغییر کرده است. خانمی که به استناد زیرنویس تلویزیون استاد دانشگاه در رشته هنر بودند داشتند با یکی از میهمانان خود که ایشان هم یکی از خانم های فعال در رشته هنر بودند گفتگو می کردند. بلافاصله شصتم خبردار شد که ماهیت چالشی برنامه ای که چند ماه پیش در آن شرکت کرده بودم توسط سازمان تحمل نشده و تغییرات محتوایی در آن داده شده است.
چند پنج شنبه که این برنامه را دنبال کردم از این تغییرات محتوایی مطمئن شدم. در یکی از این برنامه ها بحث اصلی بر سر داستان فولکلوریکی بود که با جمله «دویدم و دویدم سر کویی رسیدم» شروع می شود و خانم کارشناس هم با تحلیل این داستان در مورد نقش زنان در فرهنگ جامعه صحبت می کرد. اینکه جمله «دو تا خاتونی دیدم، یکیش به من آب داد، یکیش به من نون داد» نشان دهنده چیست و الی آخر.
بحث این دو خانم استاد دانشگاه در جای خودش بحث جالب و شیرینی بود، اما در جای برنامه اردیبهشت که برنامه ای چالشی و در موضوع حقوق زن و مسائل اجتماعی زنان بود، به شوخی می مانست. با خودم فکر کردم، پس تعجب من بی دلیل نبوده است.
برنامه اردیبهشت در مدت زمان کوتاه پخش خود ادبیات تازه ای را رواج داده بود که مسئولان تلویزیون، تازه به نقش آن در آگاه سازی افکار عمومی و حتی زنان خانه دار که آگاهی کمتری از نقش و حقوق خود در جامعه دارند، پی برده و از آن ناخرسند شده اند. حال ترجیح داده اند که اگر هم قرار است در باره زنان صحبت شود حداقل در باره متون قدیمی و تحلیل های خنثی فرهنگی باشد که به جایی بر نخورد و مطالبات زنان را در حوزه اجتماع افزایش ندهد. نقطه اشتراک این اردیبهشت با آن اردیبهشت در دو چیز بود: نام برنامه و جنس مجری و کارشناس که هر دو زن بودند.
با خود گفتم اگر چه این یک عقب نشینی بزرگ است و من دیگر حاضر نخواهم بود در چنین برنامه ای شرکت کنم، اما باز هم امیدواری کوچکی وجود دارد که برنامه اثرات مثبتی به صورت غیر مستقیم داشته باشد. دلیل تصور من هم این بود که وقتی مخاطب می بیند که خانم های زیادی در این برنامه می آیند و به صورت عالمانه و آگاهانه از مسائل علمی، فرهنگی و هنری در باره زنان صحبت می کنند، خود به نقش مهم اجتماعی زنان و اینکه امکان رشد و بالندگی در صورت خواست فرد هنوز در این جامعه برای زنان وجود دارد پی برده و به طور غیر مستقیم به مشارکت در فعالیت های اجتماعی و تلاش برای ایفای نقش موثرتر در تعیین سرنوشت خود و جامعه تشویق می شوند. اما راه برای این امید کوچک من هم چند ماه بعد بسته شد.
چند ماه بعد پنج شنبه دیگری اتفاقا تلویزیون را روی شبکه چهار روشن کردم و چشمم به جمال آقایی روشن شد که زیر عنوان حک شدۀ اردیبهشت داشت رو به فرد دیگری که هنوز دیده نمی شد صحبت می کرد. با خود گفتم این هم از مجری، مجری هم تحمل نشد که زن باشد و تغییر داده شد به مرد تا با زنان دیگر در باره مسائل فرهنگی زنان گفتگو کند. اما وقتی نوبت به صحبت کارشناس رسید آه از نهادم برآمد؛ مردی دیگر روبروی آقای مجری نشسته بود. موضوع برنامه چه بود؟ مسائل و مشکلات خانوادگی و راه حل آنها از ابعاد اخلاقی، روانشناسی، دینی و امثال آن. برنامه تبدیل شده بود به یک برنامه مشاوره خانواده! آن هم با حضور مجری و کارشناس مرد و غیبت مجری و یا کارشناس زن.
فکر کردم شاید این اتفاقی باشد، اما هفته های بعد هم که برنامه را دیدم (نه اینکه تماشا کنم)، همین ترکیب و همین موضوع دنبال می شد. این در حالی است که چنین برنامه هایی به وفور در تلویزیون ایران پخش می شوند و در برنامه های هر روزه ای مانند تصویر زندگی در شبکه دوم یا برنامه خانواده شبکه اول و همین طور برنامه صبح شبکه سوم که نامش را به خاطر ندارم به اشکال مختلف روی مسائل و مشکلات خانوادگی و راه حل آنها نه تنها بحث و گفتگو می شود، بلکه در برخی از این برنامه ها حتی مخاطبان می توانند تماس گرفته با طرح مشکل خود به پاسخی از سوی کارشناس دست یابند.
تبدیل برنامه اردیبهشت چند ماه قبل به برنامه اردیبهشت امروز با این توضیحات مسلما نمی تواند به دلیل احساس نیاز تلویزیون به این گونه برنامه ها باشد چون به وفور از آن برخوردار است. تنها می توان گفت، تلویزیون تحمل عرضه نظرات متفاوت در باره مسائل زنان را ندارد، حتی در ساعات کم مخاطب نیمروز و در شبکه چهار که در مقایسه با سایر شبکه های تلویزیون مخاطب کمتری دارد.
سیاست های تلویزیون تغییری نکرده و فقط مدت زمان کوتاهی موضوع از دستش خارج شده بود. حال می توانم بگویم وجه اشتراک این اردیبهشت با آن اردیبهشت تنها نام دو برنامه است. به قول شاعر حالا دیگر «میان ماه من با ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است».
*عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و سردبیر فصلنامه علمی - تخصصی "هنر و رسانه" دانشگاه تهران