اتفاقاتی سبب شد به یاد خاطره ای از زنان افغانستان بیافتم. چند هفته پیش خبرنگار الحیات در مصاحبه ای که با من داشت اشاره ای به پیامی برای بانوان افغانی کرد. چندی بعد خبرنگاری افغانی از طریق وبلاگ سوالاتی را مطرح کرد و بالاخره یکی دو روز پیش برای سخنرانی در مراسم افتتاحیه نشست منطقه ای چالش های فراروی زنان مسلمان برای دسترسی به صلح و امنیت پایدار شرکت کردم. همه اینها باعث شد آن خاطره را موضوع این یادداشت قرار دهم.
اواخر سال ۱۳۷۶ بود که دعوت نامه ای از افغانستان رسید. آن روزها طالبان تمام افغانستان را به غیر از مزار شریف اشغال کرده بودند. یکی از بدترین آثار حضور طالبان در آن کشور فشارها و محدودیت هایی بود که بر زنان تحمیل می شد. آنها از تحصیل و اشتغال زنان جلوگیری می کردند و این در حالی بود که صدها هزار زن سرپرست خانوار در پی سال ها جنگ در آن کشور نیازمند اداره خود و فرزندانشان بودند. حتی در بسیاری موارد با تردد بانوان در سطح معابر برخورد می شد و در مجموع سیاستی خشونت بار و متحجرانه بر زندگی زنان افغانستان سنگینی می کرد.
این دعوت نامه از طرف اتحادیه سازمان های زنان افغانستان و برای سخنرانی در کنفرانس روز جهانی زن بود. با این که تمایل باطنی به این سفر داشتم و قبلا نیز چندین بار از آقای خاتمی خواسته بودم به عنوان سفیر امور بشردوستانه برای بررسی وضعیت زنان و محیط زیست افغانستان زیر سلطه طالبان به آن کشور بروم، به دلیل مسایل امنیتی و ناامنی آشکار دوران سیاه طالبان مورد موافقت قرار نگرفت.
اما برگزار کنندگان کنفرانس دست بردار نبودند. پنج شنبه بود. صبح که به سازمان رفتم، خانم ابتهاج داخل اتاق شد و گفت: کنفرانس روز شنبه برگزار می شود و مسئولینش با تماس های مکرر می خواهند شما حضور پیدا کنید.
به هر حال این کار شدنی نبود.
روز جمعه درگیرودار امور منزل و نیز پیگیری های تلفنی سازمان بودم که احساس کردم فکر زنان افغانی و رنجی که می برند رهایم نمی کند. اتفاقا خانم ابتهاج همان موقع زنگ زد و گفت: کاردار مجددا تماس گرفت. مسئولین کنفرانس گفته اند حالا که نمی آیید حداقل پیام بفرستید.
فکر خوبی بود. طالبان نه به زنان و کودکان رحم کرده بودند و نه به آبروی اسلام. حداقل اینکه حرفی در این باره می زدم.
چند جمله ای به ذهنم رسید: خواهران عزیز افغانی فریادهای سرکوب شده و ندای مظلومیت و حق طلبی شما را شنیدیم. خواهران ایرانی شما ضمن همدردی اعلام می دارند که اعمال طالبان در برخورد با زنان و کودکان و محروم کردن آنها از آموزش و حقوق خود، هیچ ارتباطی با تعالیم روشن اسلام و پیامبر بزرگوار آن ندارد. اسلام از تحجر، عقب ماندگی و تنگ نظری مبری است و ...
یکی دو ساعت بعد پیام ارسال شده بود. گرفتاری های روزهای بعد اجازه نداد موضوع را دنبال کنیم تا اینکه یک هفته پس از آن ماجرا متوجه شدم پیام انعکاس بسیار گسترده ای داشته و رسانه های بین المللی در سطح وسیعی آن را مخابره کرده اند. حتی در بعضی گزارش های خبرگزاری های خارجی آمده بود که معاون رییس جمهور ایران با چادر آمد و علیه تحجر طالبانی سخنرانی کرد. در حالی که من به افغانستان نرفته بودم و کارداری که چند ماه بعد در حادثه کشتار دیپلمات های ایرانی در مزار شریف به شهادت رسید، پیام را در افتتاحیه کنفرانس خوانده بود.
خبر آن پیام هنوز در بعضی سایت ها مانند میدل ایست تایمز قابل دسترسی است: می توانید این جا ببنید
این است که می گویند: خدا برکت بدهد. بعضی کارها یک دفعه می گیرد!
نویسنده : معصومه ابتکار - ٧ شهریور ۱۳۸٧