این شماره فرزانه همزمان با روزهای دهه فجر و سالروز پیروزی انقلاب اسلامی نوشته استقلال، آزادی، جمهوری » شد؛ سالروز ایامی که اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران بر شعار پای می فشردند. برای گوش های شنوا هنوز بعد از قریب سی سال غریو صدای « اسلامی مردم در خیابان های اصلی شهرها به گوش می رسد که خواهان استقلال کشور از منافع بیگانگان، آزادی از اختناق ستم شاهی و نظامی مبتنی بر جمهوری و آرای مردم بر پایه دین اسلام بودند.
در این شعارها همگان اعم از زنان و مردان هم صدایی داشتند. تاریخ نیک می داند که زنان این مرز و بوم نه کمتر از مردان بلکه در مواردی بیش از ایشان برای دستیابی به این شعارها تلاش کردند و طبیعی است که در رهگذر از دست دادن عزیزان خود در این راه، آسیب های بیشتری را نیز متحمل شدند که عوارض و عواقبش تا سالیان سال زندگی آنان را تحت تأثیر قرار داد.
انقلاب اسلامی پیروز شد و شعارهای ما به تحقق پیوست. اما ماندگاری این شعارها چیزی نیست که خود به خود صورت پذیرد و بدون تردید گذشت زمان و تغییرات و تحولات اجتماعی و سیاسی بر تکامل و پویایی و یا ایستایی و عقب گرد آنها مؤثر است. سرنوشت مفاهیم و آرمان های اجتماعی و حفظ اصالت شعارهای هر انقلابی البته به میزان پای بندی انقلابیون و تداوم انگیزه های آنان در رسیدن به جامعه مطلوب بستگی دارد.
زنان ایرانی خوشبختانه هم چنان که در روزهای انقلاب عزم و اراده خود را برای دستیابی به اهدافشان نشان دادند پس از انقلاب نیز در همه زمینه ها لیاقت و توانایی خود را به اثبات رساندند. افزایش قابل توجه سطح سواد و نیز تحصیلات دانشگاهی - به نحوی که هم اکنون بیش از ۲۰ هزار نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه ها را بانوان تشکیل می دهند – از شاخص های روشن در این زمینه است. آنها هر جا که با سقف های شیشه ای روبرو نبودند هم پا و هم تای مردان و گاه بسیار موفق تر از آنان درخشیدند و در عین حال در تمام این سال ها با دیدگاه های موجود مردسالارانه که حاضر نبوده و نیست تا نگاه ناباورانه خود را نسبت به تساوی زنان با مردان در توانایی های انسانی تغییر دهد، درگیر مبارزه ای آرام و مسالمت آمیز بوده اند.
این دیدگاه های مردسالارانه طی ۲۹ سال اخیر گاه قوی و مهاجم و گاه خزنده و آرام به حوزه اختیارات فردی، اجتماعی و خانوادگی زنان وارد شده و تلاش فراوانی را برای تسلط بر هویت زن ایرانی و اثبات تعریف خودساخته از آن کردند. معتقدان به این دیدگاه، جملات روشنی از امام خمینی مانند «زن مساوی مرد است. زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و خود را انتخاب کند »(۱) که ایشان با بهره مندی از عنصر زمان و مکان در اجتهاد فعالیت های بر آن تأکید داشتند، نادیده انگاشتند. صاحبان این دیدگاه طی سال های پس از انقلاب راه خود را رفتند و به انکار این اصل اجتناب ناپذیر در جوامع امروزی پرداختند. محدود کردن حوزه های مختلف اجتماعی در زندگی زنان شیوه این گروه بود، با این حال آنها نتوانستند مسیری را که زن ایرانی انتخاب کرده است سد کنند، اگر چه در برهه های مختلف موانعی را بر سر راه آنها پدید آوردند.
در این شرایط، زنان ایرانی وفادار به آرمان های خود هر جا که پای استقلال کشور در میان بود در صحنه ماندند و از جان و مال و عزیزان خویش گذشتند؛ هر جا که استحکام جمهوریت نظام مطرح بود مانند عرصه انتخابات – چه به عنوان انتخاب شونده و چه به عنوان انتخاب کننده – در میدان حاضر شدند تا کسی دیگر به جای آنان تصمیم نگیرد. آنان همواره بر باورهای دینی خود در حرف و عمل اصرار ورزیدند، هم چنان که آزادی را ستودند تا مباد که سخن در گلو بماند و قلم نلغزیده بر کاغذ شکسته شود.
که در وهله اول به ایده ها و آرمان ها « آزادی » اما واقعیت این است که واژه هایی چون تکیه دارد و در وهله بعد وابسته به رویه هاست، گرفتار مبادلات پیچیده میان این دو (ایده ها و رویه ها) می شود. یعنی اگر تناسب میان ساماندهی فضای عمومی، رویه های زندگی و ارزش ها و گفتمان ها مدیریت مطلوب نشود تضمینی برای تحقق آزادی وجود نخواهد داشت.
زن ایرانی می داند که چه می خواهد و نشان داده است که برای دستیابی به اهداف خود توانایی های لازم را دارد. زن ایرانی انتخاب گر است و تاریخ یک صد ساله اخیر ایران گواه را پاس می دارد و از « آزادی » است که همواره بهترین ها را انتخاب کرده است. زن ایرانی تحجر دوری می گزیند؛ همچنان که به پای استقلال، جمهوریت و اسلام ایستاده است.
بنابراین امروز در مسیر پیشرفت خود باید در مبادلات پیچیده ایده ها و رویه ها وارد شود و به بازساماندهی رابطه میان رویه ها و ارزش ها بپردازد، به ویژه آن که برخی حرکت ها هشدار دهنده است. اظهارنظرهایی که اخیرا صورت می گیرد، نحوه اجرای طرح هایی مانند طرح امنیت اجتماعی، محدودیت هایی که ایجاد می شود مانند لغو امتیاز ماهنامه زنان یا سهمیه بندی های جنسیتی در تحصیلات نشان می دهد جامعه در بحث هماهنگی ایده ها با رویه ها دچار چالش شده است.
لغو امتیاز یک مجله زنانه به این عنوان که نشریه تند فمینیستی است و طرح مسایل » « فمینیستی با مبانی اسلام تضاد دارد در شان جامعه اسلامی و زنان گرانقدر و ارزشمند ما نیست. مسلمان بودن با هویت زن ایرانی عجین است و حتی بانوان اقلیت دینی کشور نیز تضادی میان خود و اسلام نمی بینند. بانوان و دختران ایرانی قدرت تشخیص دارند و آنچه خلاف مبانی اسلام باشد را نخواهند پذیرفت. اما لطمه ای که به اعتماد آنها به خاطر محدودیت در آزادی بیان و قلم وارد می شود و آرمان های ایشان را دچار چالش می کند برای جمهوری اسلامی پرهزینه تر خواهد بود.
زن ایرانی انتخاب گری باهوش و آرمان گراست. او را در انتخابش آزاد بگذاریم و نیز او را به عرصه مدیریت میان ایده ها و رویه ها دعوت کنیم که ماندگاری شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی در همین مشارکت جدی نهفته است.
۱-صحیفه نور، جلد۲،صفحه ۴۵-۴۴ مورخ ۵۷/۲/۱۶
نویسنده: فریبا ابتهاج
مجله فرزانه دوره هفتم / شماره ۱۳/ تابستان ۱۳۸۷