به نام خدا
توران ولی مراد
آیا به کار گرفتن کلمات دهان پر کنی مثل وزارت خانه برای حل مشکلات عظیم و فراوان بر زمین مانده زنان کافی است یا موضوع چیز دیگری است؟ اصلا امور زنان چیست که مرکز داشته باشد یا وزارتخانه؟ آیا اگر مرکز امور زنان وزارتخانه بشود چه اتفاقی قرار است بیفتند؟
به خبر زیر که در سایت خبری آفتاب درج شد توجه کنید: "سخنگوی فراکسیون زنان و خانواده مجلس شورای اسلامی، لاله افتخاری، در جمع خبرنگاران گفت: «در دیدار اعضای فراکسیون زنان مجلس با سعیدلو معاون اجرایی رئیس جمهور، پیشنهاد شد مرکز امور زنان و خانواده به سطح وزارت امور زنان و خانواده ارتقا یابد». وی افزود: «در جلسه دیروز چالشهای عمده امور زنان و خانواده وساماندهی برنامه ها بررسی شد و بر اعمال تدابیر لازم در وضع زنان سرپرست خانوار و خودسرپرست در بحث هدفمند کردن یارانهها تاکید شد».
اعضای فراکسیون زنان مجلس همچنین با سرپرست کمیته امداد امام خمینی دیدار کردند. افتخاری گفت: «در این دیدار عملکرد کمیته امداد درباره افراد تحت پوشش به ویژه زنان سرپرست خانوار و نیز برنامه هدفمند کردن یارانهها و تاثیر آن بر دهکهای پایین بررسی شد»."
به چند سوال در این ارتباط توجه کنید:
۱- آیا مرکز امور زنان ریاست جمهوری شاخه زنان کمیته امداد امام خمینی است؟ آیا قرار است مرکز امور زنان به وزارتخانه تبدیل شود تا حتی کار برای زنان را حتی نه در مسیر بهزیستی که شرح وظایفش توانمند سازی است، بلکه کمیته امدادی انجام دهد. با این نگاه و اگر موضوع زنان سرپرست خانوار موضوع محوری مرکز امور زنان است با بودن کمیته امداد امام خمینی و بهزیستی چه احتیاجی به مرکز امور زنان است که وزراتخانه هم بشود؟ همان مراکز تقویت شوند و همین افراد که رسیدگی به زنان سرپرست خانوار را در دستور کار خود دارند جذب کمیته امداد شده و به فعالیت های خداپسندانه مشغول شوند. هم کارها نظم و نسق بهتری می یابد و هم از عرض و طول دولت کم می شود.
۲- بهتر نیست به جای دادن یارانه و سامان دادن به زن سرپرست خانوار، برای مردان و جوانان و زنان اعم از سرپرست خانوار یا غیره با این همه مسولیت شناسی و غیرت و همت و تخصص و توانایی و اشتیاق به فعال و مفید بودن کار و اشتغال ایجاد شود تا دیگر احتیاجی به وزارتخانه ای برای سامان دادن به زن سرپرست خانوار نباشد؟
۳- می دانیم ریاست جمهوری به معنی عالی ترین مقام اجرایی کل کشور است و موظف به اجرای طرح هایی است که در گستره کل کشور مطالبات مردم را پاسخ می دهد. در نتیجه کلیه راهکارهای اجرایی، برنامه ریزی ها و طرح های این نهاد باید که کل کشور را پوشش دهد. با توجه به این امر آیا مسئله زنان در کل کشور مسئله زنان سرپرست خانوار و خود سرپرست است و زنان مشکل دیگری ندارند؟ آیا می تواند موضوع محوری مرکز امور زنان ریاست جمهوری زنان سرپرست خانوار یا خود سرپرست باشد؟ مرکز، سازمان یا وزارتخانه چه تفاوتی می کند اگر مشکلات ریز و درشت زنان در سطح کل کشور به قوت خود باقی بمانند و کسی یا نهادی به فکر رفع این مشکلات نباشد.
مشکلاتی نادیده گرفته می شوند که به دلیل حل نشدن تکثر می یابند و به دلیل عدم پیشگیری از آسیب های ریز و درشت فردی و خانوادگی و اجتماعی نه روز به روز بلکه ساعت به ساعت بر تعداد دختران و پسران ازدواج نکرده و زنان سرپرست خانوار می افزایند. آیا کار عاقلانه این نیست که امور زنان سرپرست خانوار به مراکزی که به جهت پوشش دادن به همین امر تاسیس یافته اند سپرده شود و مرکز امور زنان به طرح ها و برنامه هایی بپردازد که رفع ظلم و تبعیض از زنان کل کشور را هدف قرار داده است؟ در واقع با این کار پیشگیری از اضافه شدن زنان سرپرست خانوار به کشور هم خواهد شد.
به عنوان نمونه اگر ماده ۲۳ لایحه حمایت خانواده که همین سرکار خانم دکتر لاله افتخاری و بعضی از همین نمایندگان محترم فراکسیون زنان مجلس و سرکار خانم دکتر طبیب زاده نوری مشاور محترم رئیس جمهور در امور بانوان از توجیه کنندگان و توضیح دهندگان و مدافعان آن بودند تصویب می شد آیا بر خیل زنان سرپرست خانوار افزوده نمی شد؟ به بیان دیگر اگر با تصویب آن ماده زن گرفتن مردان زن دار امری عادی و قانونی می شد در آینده ای نه چندان دور با چه آسیبی و چه تعدادی زن سرپرست خانوار و خودسرپرست مواجه می شدیم؟ همین زنانی که به دلیل شبیخون یک زن دیگر به زندگی آن ها و خیانت جنسی شوهرانشان فرزندانی را در خانه دارند که عزت و صلابت پدر برایشان شکسته و با فقدان پدر در خانه رو به رو هستند و زنی که به هویت خانوادگی و عاطفی و جنسی او حمله شده و چه بسا با فشار بار مالی خانه هم دسته و پنجه نرم می کند. آیا این آسیب ها نیستند که باید توسط فراکسیون زنان مجلس پیشگیری شوند قبل از این که تقاضای وزارتخانه ای برای سامان دادن به زن سرپرست خانوار داشته باشند؟
با عرض معذرت از تمام زنان با عزت و تلاشگر سرپرست خانوار، سوال می کنم مگر از یک عده صغیر ناتوان درمانده معتاد حرف زده می شود که می خواهند کارشان را سامان دهند. زن سرپرست خانوار انسان صاحب کرامت و تلاشگر است که هم خودش و هم فرزندانش جویای کارند تا با سربلندی کار کنند و از عهده زندگی شخصی و خانوادگی خود برآیند. این چه نامی است که بر این زنان با عزت گذاشته شده؟
۴- در کشور کدام نهاد متولی یافتن راه حل برای رفع مشکلات، مسائل، مطالبات، نیازها و خواسته های زنان در کل کشور است؟ دختران و زنان به طور عام که به دلیل دختر یا زن بودن با آن مشکلات رو به رو هستند می باشد.
۵- آن ها که کرسی های قدرت و بلندگوها را در دست دارند مشکلات زنان را چه می بینند؟ یک مصاحبه، یک نوشته، یک حرکت، یک نطق پیش از دستور که در مسیر حل مشکلات عمده زنان در بعد کلان کشوری از سیاستگذاری و قانونگذاری تا اجرا و فرهنگسازی باشد نشان دهید تا مطلب روشن شود. از مشکلات زنان در حیطه نگرش ها و کنش ها گرفته تا فرهنگسازی که این نگرش ها و کنش ها را در حلقه ای بسته حفظ کرده و به آن ها دامن می زند. مشکلاتی از حیث پایمال شدن کرامت و جایگاه انسانی زن در بعد هویت فردی و خانوادگی و اجتماعی گرفته تا دایره بسته انحصاری قدرت که مردانه است. از عدم اصلاحات قوانین مدنی بازمانده از زمان حکومت استبداد که بر اساس نگاه موجود صغیر محتاج قیم به زن شکل گرفته و ظلم و حق کشی بر زنان را به دنبال دارد و در نتیجه امنیت روحی و روانی و جسمی و اقتصادی زنان را.
یادآوری می کنم که نگاه انقلاب اسلامی به زن ، زن انسانی مستقل، فعال و تاثیرگذار است نه موجودی منفعل، وابسته و ابزار. مشکلات زنان مشکلات برآمده از تعارض این دو نگرش است و خواسته زنان اصلاح همه امور مبتنی بر نگاه انقلاب اسلامی به زن نه نگاه متحجرانه و واپس گرا. مشکلات زنان مشکلات ارتباطات بین فردی در خانواده و جامعه است تا نفوذ نگرش متحجرانه نسبت به زن در دستگاه های قدرتمند که جز نگاه ابزاری وابزار جنسی به زن را تقویت نمی کند. (نگاه کنید به مقاله با موضوع آماده باش دائم جنسی زن کیهان سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۷ - شماره ۱۹۱۹۹ و پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۷ شماره ۱۹۲۰۱)
از این رو که پیشنهاد فراکسیون زنان مجلس توسط سرکار خانم دکتر لاله افتخاری مطرح شده پس اجازه دارم موضوعی را به عنوان نمونه برای روشن شدن ذهن خوانندگان بگویم که بین کمیته تحقیقات و مطالعات جامعه زینب(س) و ایشان به عنوان تنها نماینده از مجلس که در خرداد و تیر ماه سال گذشته (۱۳۸۶) عضو شورای مرکزی جامعه و قائم مقام جامعه زینب بودند گذشت.
از خرداد و تیر ماه سال گذشته قانون اصلاح قانون ارث زن در مقام همسری در دستور کار شاخه حقوقی کمیته تحقیقات و مطالعات جامعه زینب و شورای زنان احزاب اصولگرا (به مسئولیت نگارنده) قرار گرفت که تا امروز هم ادامه دارد. در این دو سال جامعه زینب همه همت خود را بر اصلاح این قانون گذاشت. می دانید که در قانون مدنی در سهم زن از شوهر زمین منها شده است و زن در مقام همسر زمین را از شوهر خود ارث نمی برد.
به یاری خدا در خرداد ماه سال ۸۶ کمیته تحقیقات و مطالعات در کارش موفق شد و تحقیقات به خوبی به پایان رسید. نتیجه این تحقیقات ضمیمه نامه ای برای مجلس شد که ماده واحده ای مبنی بر این که زن در مقام همسر از زمین هم ارث می برد بر آن درج شد. به این ترتیب کار برای مجلس (مجلس هفتم) کاملا آماده شد. این جا بر اساس کار تشکیلاتی (جامعه زینب به عنوان یک حزب) کار باید به سرکار خانم دکتر لاله افتخاری سپرده می شد که با جمع آوری ۱۵ امضا از نمایندگان طرح به مجلس راه یابد. ایشان از انجام این کار امتناع کردند و کمیته تحقیقات و مطالعات مجبور به اتخاذ تصمیم دیگری شد و آن ارسال طرح تحقیقاتی آماده برای رئیس مجلس، مقام معظم رهبری و رئیس تشخیص مصلحت نظام بود.
مقام معظم رهبری در هفته زن در این ارتباط فرمایشاتی کردند که راه را بر همه باز کرد. رئیس محترم تشخیص مصلحت نظام که از ابتدا با تکیه بر حمایت ایشان جامعه زینب کار خود را شروع کرده بود همچنان قول حمایت و مساعدت دادند. دکتر حداد عادل رئیس محترم مجلس (هفتم) هم در نهایت همکاری ضمن ارسال نامه ای تشکر آمیز به جامعه زینب (س)، جامعه را مطلع کردند که طرح را به کمیته قضایی و حقوقی مجلس داده اند تا در دستور کار قرار بگیرد.
این طرح به جریان افتاد تا امروز که به شکر خدا شاهد موفقیت آن و اصلاح قانون سهم ارث زن در مقام همسر با تایید شورای محترم نگهبان هستیم. (مراحل اصلاح این قانون را از ابتدا تا انتها در سایت ایران زنان iranzanan.com بخوانید.)
حال سوال می کنم افراد، جریانات و دیدگاه هایی که برای رفع و حل مشکلات و معضلات زنان در جامعه فعال نیستند و نگرش آن ها از اساس با نگرش رفع ظلم و تبعیض از زنان تعارض دارد با گرفتن وزارتخانه می خواهند چه کند؟ وزارتخانه یا غیر وزارتخانه مهم این است که چه کسی می خواهد چه طرح ها و برنامه هایی را به اجرا درآورد. مهم تر از موضوع وزارتخانه این است که مشکلات و مطالبات زنان چه دیده می شود، از چه زاویه ای دیده می شود، چه موضوعاتی مشکلات و مطالبات زنان دیده می شوند و کدام ها موانع و حتی مطالباتی دیده می شوند که باید مقابل آن ها ایستاد؟
قبل از به پایان بردن نوشتار لازم می دانم موضوع دیگری را هم بگویم. زمانی که رئیس جمهور محترم انتخاب شدند در تیر ۸۴ حتی قبل از معرفی وزیران، این حقیر طرحی را که در ارتباط با زنان و مرکز امور زنان آماده کرده بودم در یک دیدار خصوصی برای ایشان ارسال کردم. در آن طرح اهداف و برنامه های لازم برای زنان را در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و خانواده که باید در کل کشور انجام شود نوشته بودم. آن جا خواسته بودم که مرکز امور مشارکت زنان به وزراتخانه امور زنان و خانواده تبدیل شود تا برنامه ریزی ها منسجم و یک دست باشد و با پیشگیری از موازی کاری یا طرح های جدا از هم، همه طرح ها و برنامه ها از جمله مشارکت اجتماعی زنان یک دست و هماهنگ با رشد و اعتلا و سلامت فردی، خانوادگی و اجتماعی باشد. (کامل آن متن در همین سایت)
امروز بعد از گذشت سی سال تلاش بی وقفه به این نتیجه رسیده ام که "مراقب باش چه آرزو می کنی" و مراقب باش "کدام حربه را به دست چه کسی می دهی". از ایده هایی که گفته می شوند و نوشته می شوند دیگر نمی شود گفت چرا که هر کدام روی زمینی می افتند و همان جا رشد می کنند. مهم این است که چه بذری در کدام زمین می افتد. دزدی ایده و فکر و نوشته و طرح بدون ذکر منبع و ماخذ هم که نه دزدی به حساب می آید و نه جرم.
امروز در آستانه انتخابات ریاست جمهوری مطالبات زنان در بستر اجرا رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. امروز زنان از همه جناح های سیاسی از اصولگرا تا اصلاح طلب، کارشناسان و اساتید دانشگاهی و زنان صاحب حزب و زنان در احزاب مختلف با هم ائتلافی فراجناحی کرده اند تا مطالبات خود را از ریاست جمهوری بسیار فراتر از این حرف ها بخواهند. (اطلاعیه ها و دیدارهای "ائتلاف اسلامی زنان" را ببینید)
این بار زنان تصمیم گرفته اند تا به آن کاندیدای ریاست جمهوری رای دهند که برای مطالبات آن ها پاسخ غیر شعاری و شفاف دارد. کاندیدایی که طرح ها و برنامه ها و استراتژی خود را در این ارتباط حتی با معین کردن مصداق ها (جایگاه زنان در مراکز قدرت) برای جامعه روشن می کند. کاندیدایی که بگوید برای حل مشکلات زنان چه برنامه هایی دارد؟ چرا زنان با این همه توانایی و توانمندی و درایت و قدرت مدیریت و تخصص در پست های کلیدی کشور و مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی و سیاستگذاری راه نداشته اند (و با کمال تاسف در این دوره حتی مسیر عقبگرد به خود گرفته است) و او برای این راه یابی چه خواهد کرد؟ چرا مراکز قدرت انحصاری در دست مردان است و او برای شکستن این انحصار چه برنامه هایی دارد؟
حرف این است که مگر همین زنان نبودند که با انقلابی که در آن سهم بیشتری از مردان داشتند همه کرسی های قدرت را از دشمن گرفتند؟ چه طور شده است که در وقت سهم بری از کرسی های قدرت سهم زنان صفر شده است؟ به همین دلیل است که مشکلات زنان بر زمین مانده و مراکز تصمیم گیر و تصمیم سازی از نگرش زنانه بی بهره مانده و در نتیجه آسیب های بی شماری برای خانواده و جامعه و اتلاف نیرو و انرژی های بسیاری را با خود به همراه داشته است.
اسفند ۸۷-