نظر شما در باره کلیات لایحه حمایت
از خانواده چیست؟
لایحه خانواده بر خلاف نامی که بر آن گذاشته شده، در عمل بنیان خانواده را دچار تزلزل کرده است. در واقع صرف طرح آن آثار مخرب خود را در سطوح مختلف نشان داده است .به نظر می رسد بر اساس شواهدی که امروز در جامعه به چشم می خورد، در صورت تصویب آن لایحه با فرآیندی از وارد آمدن ضربات هولناک بر نهاد خانواده در کشور مواجه شویم . آنچه که در این لایحه مبنای طرح آن قرار گرفته اصلاح در فرآیند رسیدگی به دعاوی خانواده است که در این فرآیند ابهامات و مشکلات کاهش یابد؛ که متاسفانه با دست کاریها و تغییراتی که در متن این لایحه اضافه شده نه نتها مشکلی از مشکلات خانواده و دوام .و بقای آن در جامعه ما حل نشده، بلکه صرف مطرح شدن برخی از بند های این لایحه به نوبه خود موجب به وجود آمدن نگرانی در خانواده های ایرانی شده است.خانواده های ایرانی به ویژه زنان انتظارشان از نهاد های قدرت ،دستگاههای قانون گزاری و قضایی ارائه و تصویب طرح هایی است که این نهاد بسیارپر اهمیت را تقویت کند.
شما با کدام بخش از لایحه مخالفید ؟
با توجه به الزام قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت و مجلس وظیفه دارند اقدامات خود را به گونه ای انجام دهند که تقویت و استحکام نهاد خانواده را تضمین نمایند. بر این اساس در این لایحه گنجانده شدن بند هایی که استحکام خانواده را زیر سوال می برد غیر قابل قبول به نظر می رسد.اشاره دقیق من به" ماده ۲۳" این لایحه است که در آن بر خلاف قوانین گذشته برای تعدد زوجات ،مردان موظف به کسب اجازه از همسر اول خود نیستند و به صرف مراجعه به دادگاه و اظهار داشتن توانایی اداره دو خانواده امکان ازدواج مجدد از طریق صلاح دید قاضی فراهم شده است.
صرف طرح این موضوع باعث از بین رفتن امنیت روانی خانواده ها خواهد شد. زنانی که در خانه نشسته اند یا به کارهای خود مشغول هستند چه امنیتی دارند که همسران آنها از دادگاه شرکای جدیدی را برای زندگی مشترک آنها دست و پا نکنند. در واقع این سوءضن و بد بینی باعث بروز اختلاف نگرانی ها و ناامنی ها در نهاد خانواده خواهد شد و دوام و استحکام خانواده را متزلزل خواهد کرد. این که این اجازه به مردان داده شود که بدون اجازه از همسر اول و فقط از طریق دادگاه بتوانند ازدواج مجدد را ثبت نمایند،در واقع تیر خلاص را به نهاد خانواده خواهد زد . با توجه به مشکلاتی که ما امروز در عرصه ازدواج با آن مواجه ایم . موانع و مشکلات قانونی در امر زنان اگر با چنین لایحه ای تکمیل شود به نظر می رسد ما شاهد بالا رفتن سن ازدواج و امتناع دختران از ازدواج خواهیم بود.
یعنی شما با قانون فعلی که اجازه همسر اول را برای ازدواج مجدد شرط می کند موافقید؟
من معتقدم ازدواج مجدد تا آنجا که ما از آموزه های دینی اطلاع داریم و نتایج بررسی های علمی و جهانی را مطالعه می کنیم ،اساسا ازدواج مجدد قاعده نمی تواند باشد مگر در موارد خاص که با رضایت زن و صلاح دید دادگاه که آن هم شرایطش در قانون باید مشخص شود ،چنین اقدامی صورت بگیرد .یعنی به شکل کاملا استثناء ولی در این قانون این به قاعده تبدیل می شود.
مبنای این ادعای شما چیست؟ چه منبعی دارد؟
این را شما باید از حقوق دانها و به ویژه علمای فقه و حقوق بپرسید من بحثم بحث تخصصی نیست .
منظورم این است که این قانون استناد بر آیه ۳ سوره نساء دارد؟
این در واقع به نوعی محکمتر ترین و در واقع در دسترس ترین استدلالی است که می توان در این خصوص مطرح کرد. چون کسانی که این رفتار را دنبال می کنند به مبانی دینی آن اشاره می کنند و کسانی که به مبنای دینی آن اشاره می کنند به نظر می رسد که تفسیر خودشان را به دین نسبت می دهند یا عادات ورفتارها و فرهنگ هایی که در طول قرون متمادی وجود داشته را به نام دین به جامعه عرضه می کنند .
در این آیه شریفه که اساسا بحث مربوط به ایتام است و بعد از آن در مورد مهریه و برخورد با ایتام وکسانی که درمورد اموال آنها قادر نیستند حدودی را که تعیین شده رعایت کنند توصیه به ازدواج می شود یعنی در مورد خاص مطرح می شود. عرض من هم از ابتدا همین بود که ازدواج مجدد قاعده نیست. این لایحه دارد ازدواج مجدد را قاعده می کند واین خیلی بد است ؛یعنی اگر برای رفع مشکل خاصی ازدواج مجددی در نظر گرفته می شود این را ما به عنوان قاعده عام نباید مطرح کنیم .
اما در تفسیر المیزان خلاف آنچه شما می گویید آمده است و مرحوم طباطبایی مفسر بزرگ قرآن برای ازدواج مجدد شرطی قائل نشده اند.
طبیعی است که این یک تفسیر است یعنی یک نوع برداشت از محتوای این آیه شریفه در حالی که ما شاهد هستیم در بین مسلمانان و حتی در بین فقها ی شیعه این تفسیر هم مطرح می شود که این مسئله یک نوع تعلیق به محال دارد.چون امکان ندارد انسان بتواند در چنین موردی عدالت را برقرار بکند، پس در عمل این راه بسته شده است وبا توجه به اینکه بعضی می گویند که پس چرا اصلا چنین چیزی مطرح شده است باید این طور جواب داد که چون در آن زمان در جامعه عرب این رسم وجود داشته است وسنت اسلام هم برخورد با آداب و رسوم نبوده است بلکه آنها را در مسیر اصلاح بردن بوده است یعنی در طول زمان آنها را از بین ببرد .در مورد برده داری هم می بینید که شیوه وروش اسلام به نوعی حرکت به سمتی است که این روش منسوخ بشود
بنابر این من می خواهم این نکته را اشاره کنم که این یک تفسیر است بر اساس این تفسیر می توان قوانینی را تصویب کرد که به نفع زنان و خانواده عمل کرد هم می توان به ضرر خانواده و به نفع مردان تنوع طلب عمل کرد . در آخر آیه اشاره می کند به اینکه اگر می ترسید ...پس روی سخن با کسانی است که متقی هستند نه کسانی که اسما مسلمان هستند که ما در دادگاههای خانواده می بینیم که زنان با چه مشکلاتی روبرو هستند از باب قواینی که به مردان مسلمان تعلق دارد نه به انسانهایی که صرفا نام مسلمان دارند. بنابر این با این واقعیت هایی که در جامعه وجود دارد تصویب چنین لایحه ای تیر خلاص بر نهاد خانواده است.
در واقع این آزادی عمل را برای مردانی که به هر دلیل می خواهند زن اولشان را تحت فشار قرار دهند و در واقع آن را در معرض شرایطی قرار دهند که ناچار شود از حقوق خود چشم پوشی کند و به نظر من دست را برای این گونه سوءاستفاده ها باز گذاشته است . درقانون فعلی اجازه همسر جایگزین اجازه دادگاه است ازدواج به هر حال یک توافق بین طرفین است ومشروط به شرایطی است .ممکن است در یک شرایط خاص زنی مایل باشد که این اجازه را به همسر خود بدهد من البته معتقدم اساسا چنین اجازه ای نباید در قانون وجود داشته باشد و اگر مسائل خاصی وجود دارد باید قانون به صراحت مشخص کند و همین اجازه همسر اول یک کنترل حداقلی می تواند روی این رفتار باشد.
انتظار ما این است که به سمتی حرکت کنیم که قوام نهاد خانواده افزایش پیدا کند وزنان حقوق انسانی برابر داشته باشند.من تصورم این است که اگر چنین چیزی تصویب شود این نگاه ابزار گونه به زن در همه سطوح تقویت خواهد شد و این رفتار به نهاد خانواده محدود نخواهد ماند و بازتاب های گسترده تری خواهد داشت و ما را در برابر فشارهای بیرونی بی دفاع خواهد کرد .این بحث هایی که در دنیا مطرح است در مورد حقوق زنان ما انتظارمان این است که الگوی مبتنی بر دین توان پاسخگویی به همه نیازهای انسانی ما را در همه سطوح دارد وقتی که این قانون گزاری کارآمد نباشد به جای اینکه امنیت ،آرامش ،دوام و بقا ایجاد کند به تزلزل و گریز از ازدواج می انجامد .
آیا به نظر شماگرفتن اجازه از دادگاه به مراتب سخت تر از اجازه همسر اول نیست؟
وقتی ما در جامعه امروز مشکلاتی را در مورد اجازه از همسر اول داریم اگر این را به دادگاه ارجاع دهیم بدون تردید با توجه به اینکه فضای حاکم بر جامعه ما ،فرهنگ جامعه ما و واقعیت هایی که در جامعه وجود دارد این امر باعث تسهیل ازدواج مجدد می شود به این دلیل که مردان تصمیم گیرنده هستند و به نظر ما بسیاری از مسائل و مشکلات زنان توسط خود زنان قابل درک است و مردان اساسا قادر به درک آن نخواهند بود .پس نمی توان انتظار داشت که مردان از حقوق هم جنسان خود دفاع نکنند .و متاسفانه ما مصادیق بسیاری داریم. این قانون در عمل زمینه سوءاستفاده های بسیاری را به وجود خواهد آورد .ممکن است در یک نگاه تنوع طلبانه این یک فرصت را فراهم کند برای کسانی که به هر حال به مال و منالی رسیده اند وافرادی که به نظر من آدمهای نو کیسه هستند و این به نظر من شیپور را از سر گشادش زدن است.
یعنی به نظر شما این لایحه هیچ مبنای شرعی ندارد؟
به نظر من شرع با عقل در تناقض نیست .من ممکن است عالم دینی نباشم ولی می دانم که دین تجویزی نخواهد داشت که به اخلال و نا امنی و به سوءاستفاده های گوناگون دامن بزند . بنابر این فکر می کنم به نام دین این نوع مباحث را مطرح کردن در واقع برای حل مشکلات افراد خاص و گروه های خاص است که این امکانات برایشان فراهم است و حالا از سر دلسوزی می خواهند مشکلات جامعه را حل کنند .مشکل سر پرستی و ازدواج وظیفه دولت است و وظیفه افراد نیست که زنان را به عقد ازدواج خود در آورند و تحت حمایت و سرپرستی خود قرار دهند .
پس بنابر نظر شما قانون فعلی هم مبنای شرعی ندارد.
خوب این قانونی است که الان اجرا می شود و قضات به دلیل ارتباط مستمرشان با این مسئله باید نظر بدهند . مشکلی که درجامعه ماوجود دارد این است که ما نیروی انسانی متخصص بسیار ارزشمندی در اختیار داریم نیرویی که در کشور های دیگر مورد بهره برداری های مختلف برای اهداف رشد و توسعه کشور های مختلف قرار می گیرند متاسفانه در کشور ما به این نوع مسائل توجه نمی شود و نظرات کارشناسی آنها مورد توجه قرار نمی گیرد .
بنا به گفته شما آیه سوم سوره نساء تاکید بر تک همسری دارد .سوال من این است که این تفسیر را از کجا آورده اید و منبع آن کجاست؟
این نکته ای که من گفتم تجربه ای است که در تونس اتفاق افتاده است . در تونس با استناد بر همین آیه که در انتهای آیه آمده "اگر می ترسید که نتوانید عدالت را برقرار سازید پس به یکی اکتفا کنید" در تونس با استناد به انتهای همین آیه تک همسری را به عنوان قانون اجرا می کنند.بنا بر این من می خواستم بگویم که مهم تفسیری است که از این آیات می شود که در واقع در چه جهتی به کار گرفته شود .
ما نمی خواهیم تفسیر به رای کنیم و برای منافع خاص نتیجه گیری کنیم ولی این تفاوت هایی که در این خصوص با استناد بهمین آیه مشخص در رفتارها در کشور های اسلامی وجود دارد نشان می دهد که به هر حال این تفسیر می تواند تحت تاثبر عوامل گوناگون مورد اجرا قرار بگیرد . با توجه به معنی آیه که می فرماید "آنچه می توانید از زنان را نکاح کنید ،دو ،سه یا چهارو اگر می ترسید نتوانید عدالت را برقرار کنید پس به یکی اکتفا کنید " خداوند در این آیه مسئله ترس را مطرح می کند. چه کسی است که بتواند جرات و شهامت این ادعا را داشته باشد که بگوید من می توانم بین دو زن عدالت را برقرار کنم .بحثی که مطرح می شود این است که شاخصه های عدالت چیست .شاخص عدالت آیا فقط این است که به هر دو زن حقوق یکسان ماهیانه داده شود یا نه در کل روابطی که وجود دارد این مفهوم عدالت معنا پیدا می کند.
پس شما قبول دارید که ما در نص صریح قرآن چند همسری را داریم و خداوند آن را نهی نکرده است؟
بله .این که به هر حال بر اساس قرآن استناد می شود و وجود هم دارد و در طول تاریخ هم وجود داشته است .اما آن چیز که وجود دارد این است که این عدالت چطور و توسط چه کسی و با چگونه نظارتی محقق می شود.
پس شما معتقدید که ازدواج مجدد فی نفسه مشکلی ندارد؟
طبعا ما می توانیم روند را نگاه کنیم . از همین آیه می توان تک همسری را برداشت کنیم و از همین آیه چند همسری را برداشت کنیم.در بین کشور های اسلامی رفتار های متفاوتی وجود دارد .در بین فقها تفسیر های متفاوتی وجود دارد بنا بر این اگر ما شانیت انسانی زنان را در نظر بگیریم می توانیم از این تفسیر که عملا این راه را برای چند همسری می بندد استفاده کنیم .
یعنی بر خلاف مر قرآن ،ما به تفاسیر رجوع کنیم؟
مستند من آرای فقها وعلمای اسلامی است چون خود من در این مورد نظر نمی دهم .من شما را به حقوق دانان و فقها ار جاع می دهم .
می توانید چند نفر را نام ببرید یا چند کتاب را به ما در این زمینه معرفی کنید؟
الان متاسفانه من در دسترسم نیست . به نظر من خوب است که شما با خانم دکتر وسمقی صحبت کنید . چون در این زمینه کار کردند . من بیشتر از منظر مباحث اجتماعی و مسائل حقوق خانواده نه بحث تخصصی فقهی صحبت می کنم و طبیعتا وارد این حوزه نمی خواهم بشوم .چون در آن موقع اساس صحبت های ما روی هوا می رود .ما اصلا نمی خواهم وارد این مباحث شوم و به نظر کسانی که این دیدگاه را داشتند استناد می کنم .
دو شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۷
ایرنا