مقاله وارده بقلم:
حمید رهنورد/ کارشناس ارشد سیاست گذاری عمومی
در جوامعی که میزان مشارکت و موقعیت های عالی در تصمیم سازی و تصمیمگیری، جنسیتی می باشد و زنان دارای نقش حداقلی در ساخت جامعه شان می باشند، برای شناسایی عوامل عدم مشارکت پاسخ به این سوال ضروری به نظر می رسد که چه متغیرهایی باعث می گردد که کسب موقعیت های عالی در تصمیم گیری و مشارکت سیاسی زنان کاهش یابد؟ یا متناسب با دیگر پیشرفتهای تحصیلی و علمی زنان نباشد؟
برای پاسخ به سوال بالا می توان از دو رهیافت : ۱) سیاسی و ۲) اجتماعی – فرهنگی بهره بریم .
۱- از لحاظ سیاسی میزان مشارکت مردم با تحلیل و بررسی دو عامل : ۱- شکل حکومت ( باز یا بسته بودن میزان مشارکت مردم ) و ۲- قانون اساسی و قوانین موضوعه ( مجموعه قواعد و الزاماتی که سعی دارد رفتار شهروندان را به سمت خاصی هدایت کند ) مرتبط است.
با نگاه تحلیلی از وضعیت سیاسی کشورمان متوجه خواهیم شد که اولاً شکل حکومت در ج.ا.ایران برای مشارکت آحاد ملت « باز بوده » و دوماً براساس اصول دوم و سوم قانون اساسی به وضوح روشن است که، هدف مؤسسین آن هرگز جنسیتی نبوده ، بلکه بر « حضور زنان » برای ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل و تعیین سرنوشت سیاسی، اجتماعی خود اشاره شده است. پس به نظر میرسد برای پاسخ به سوال بالا ، بایستی به بررسی رهیافت اجتماعی – فرهنگی جامعه مان بپردازیم.
۲- آموزههای اجتماعی– فرهنگی هر کشوری متأثر از ساختار قدرت آن جامعه است که به نظر میرسد ساختار قدرت در ایران متأثر از ساختی پاتریمونیال یا پدرسالارانه است که بر اطاعت مطلقه از رئیس خانواده که شخص پدر میباشد، تعریف میگردد لذا این ساخت به عنوان نوعی گفتمان طبعاً امکانات محدودی را برای شکل گیری فردیت و کردارهای سیاسی فردی و آزادی عمل و اندیشه را به ویژه برای زنان فراهم نموده است.
در چنین فضایی ساختاری اطاعتپذیری ، اعتراض خاموش ، ترس گسترده و بدبینی و بی اعتمادی سیاسی شکل می گیرد . لذا به نظر میرسد موانع حضور زنان در قدرت سیاسی بیش از آنکه موضوعی حقوقی باشد ، موضوعی فرهنگی و عرفی است که ریشه در بستر تاریخ کشورمان دارد . به همین دلیل است که همواره سهم زنان در عرصه های تصمیم گیری کشور اندک می باشد. به آمار ذیل توجه نمایید :
۱- توزیع نسبی نمایندگان زن مجلس شورای اسلامی در دوره هشتم به کل نمایندگان دوره هشتم ۸/۲% بوده است.
۲- توزیع نسبی زنان داوطلب شوراهای اسلامی شهر و روستا در دوره سوم نسبت به کل داوطلبین این دوره ۸۷/۲% بوده است .
۳- توزیع نسبی زنان شاغل پست های مدیریت و سرپرستی دستگاه ها نسبت به کل مدیران در سال ۱۳۸۰ ، ۹۳/۶% برآورد شده است .
راهکارهایی برای افزایش مشارکت زنان در عرصه تصمیم گیری
لذا پیشنهاد می گردد از آنجا که موانع سیاسی مشارکت زنان در کشورمان ریشه در عوامل فرهنگی و تاریخی دارد ، برای رفع این موانع و چالشها موارد ذیل عملیاتی گردد :
- ارتقاء مشارکت زنان در عرضه مدیریتی تصمیم سازی و تصمیم گیری از طریق
۱- اختصاص سهم ویژه برای زنان در بخش مدیریت در سطوح ملی و فراملی
۲- تغییر در دروس تحصیلی مدارس برای اصلاح و یا تعدیل ساختار پدرسالارانه
۳- الزام بخش رسانه برای برگزاری جلسات علمی و ساخت برنامه های مستند اجتماعی به منظور عملیاتی کردن اهمیت و جایگاه زنان در قدرت سیاسی و مشارکت در عرصه های تصمیم سازی و تصمیم گیری
۴- تبیین و ترویج دیدگاه قانون اساسی ، حضرت امام (ره) و رهبری نسبت به مشارکت سیاسی زنان
۱۲ خرداد ۱۳۸۸