• یکشنبه، ۲۷ تیر ۱۳۸۹
  • معرفی زنان برای وزارت، برنده یا بازنده؟
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 429
    کد خبر: 22



    توران ولی‌مراد*

    سال‌ها است که زنان برای احقاق حقوق خود از راه‌های مدنی اعم از اجتماعی و سیاسی تلاش کرده‌اند. حضور مطالبه‌محور زنان در ارتباط با انتخابات گویای انسجام و ائتلاف و هماهنگی و مصمم‌ بودن آنان دراثبات توانمندی‌های خود بوده است.vali.ordi.desk2.jpeg

    آیا با معرفی سه زن به‌عنوان وزیر، فعالان امور زنان اعم از نخبگان، دانشگاهیان، هنرمندان، نویسندگان و روزنامه‌نگاران، پیشتازان و رهبران فکری و عملی فعالان امور زنان به علاوه احزاب زنان و زنان در احزاب باید چه واکنشی داشته باشند؟این نوشتار نه به چند و چون وزرا بلکه از زاویه امور زنان که خود موضوع حقوق انسانی و مدنی زنان است به معرفی زنان برای تصدی وزارت نگاه می‌کند.
    ... و اما وزارت زنان:

    در معرفی زنان برای تصدی وزارت چه موضوعاتی می‌توانند مورد توجه قرار گیرند؟

    حضور زنان در مراکز تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی یکی از موضوعات فعالان امور زنان

    بیش از دو دهه است که زنان برای احقاق حقوق خود از راه‌های مدنی اعم از اجتماعی و سیاسی تلاش کرده‌اند. حضور مطالبه‌محور زنان در ارتباط با انتخابات گویای انسجام و ائتلاف و هماهنگی و مصمم‌بودن آنان در اثبات توانمندی‌های خود بوده است. وجود تبعیض‌های گوناگون در حوزه‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی نسبت به زنان آنان را رهنمون کرده است که با تلاشی مستمر به‌طور واضح اهداف و راهکارها و ابزارهای دستیابی به اهداف خود را تبیین کرده و برای اجرایی ساختن آنها اهتمام ورزند.

    طرح مطالبات زنان در این دوره از انتخابات به‌طور شفاف و واضح این موضوع را نشان داد که زنان حضور خود را در مراکز تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی و مراکز استراتژیک به‌عنوان یکی از مهم‌ترین راهکارها جهت حل و رفع مشکلات خود در دستورکار دولت‌های پیش‌رو تعریف کرده‌اند. پاسخ‌های مثبت کاندیداهای ریاست‌جمهوری به این مطالبه بحق زنان بیانگر ایستادگی زنان و تعهد و همراهی مردان برای تحقق این هدف بود.

    مشخصا آقایان کروبی و رضایی وعده حضور یک یا چند زن را در کابینه دادند و خانم زهرا رهنورد هم پدیده ای شد که در آسمان سیاست ایران درخشید و در حالی که همپای کاندیدای ریاست‌جمهوری در صحنه حضور داشت، این حضور نوید قطعی نقش پررنگ و تاثیرگذار زنان در دولت احتمالی آقای موسوی بود. با این توضیح روشن است که معرفی زنان برای حضور در کابینه آقای احمدی‌نژاد تصمیمی نوظهور نیست. درست است که این مطالبه زنان در زمان تبلیغات انتخاباتی از طرف ایشان پاسخ مثبتی دریافت نکرد ولی عدم حضور زنان در کابینه دهم در واقع چیزی نیست جز عقب ماندن کابینه دهم از وعده‌های سایر کاندیداها در این ارتباط. توجه به این نکته لازم است که مطالبات زنان خود نشان بزرگی از پایبندی به حقوق شهروندی و بخش پررنگی از تحرکات حقوق مدنی است و این دولت نیازمند آن است که خود را متعهد به مراعات حقوق شهروندی و مدافع حقوق مدنی معرفی کند. حضور زنان ناتوان در پست وزارت باعث چه می‌شود؟

    معرفی زنانی که توانمندی‌های لازم جهت حضور در پست وزارت یا سایر پست‌های کلیدی را ندارند جدا از اینکه از مجلس رای اعتماد بگیرند یا نگیرند،ممکن است نتیجه حاصل از معرفی و وجودشان در دولت در عمل به زمین‌زدن این خواسته بحق زنان باشد. وزیر ضعیف باعث خراب‌تر کردن اوضاع وزارتخانه و موجب ناکارآمدی است.

    حضور زنان در پست‌های مدیریتی بالا به این دلیل که از اساس به دلایل فرهنگی با مخالفت روبه‌رو است علاوه بر مطلب فوق نتیجه‌ای ندارد جز اثبات عدم توانمندی زنان برای حضور در مراکز استراتژیک و برای همیشه این عمل اثباتی است بر کشیدن خط بطلان برای حضور زنان در مراکز تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری. تاکنون حضور برخی زنان ناتوان در مجلس و در جایگاه‌های مدیریتی دولتی به بی‌اعتمادی جامعه و به‌طور خاص جامعه زنان نسبت به آنها منجر شده است. این زنان، این پرسش جدی را در جامعه ایجاد کرده‌اند که زنان در این جایگاه قرار بگیرند که چه بشود؟ آنها که تاکنون در این پست‌ها بوده‌اند چه کرده‌اند؟ از همین رو است که با کاهش چشمگیر تعداد زنان در مجلس هشتم روبه‌رو بودیم.

    مجلس بدهکار و زنان بلاگردان مردان و دولت

    بدیهی است که معرفی زنان برای حضور در پست وزارت از طرف سیستمی که سال ها در مقابل آن مقاومت کرده با فشارهایی از بیرون همراه خواهد بود که به حذف زنان از وزارت بینجامد. اگر این فشارها به‌علاوه ضعف علمی و تجربه عملی مدیریت دو نفر از سه فرد معرفی‌شده به‌علاوه فشارهای واردآمده از بیرون به رای نیاوردن زنان برای وزارت منجر شود، در این صورت مجلس است که بدهکار می‌شود. این بدهکاری در مقابل با چه فواید و اثراتی همراه خواهد بود؟

    0- یادمان هست لایحه‌ای که با مجوز قانونی، ازدواج مجدد مردان متاهل را ترویج می‌کرد توسط همین مجلس برگردانده شد و افتخار حمایت از زنان نصیب مجلس شد. با رای ندادن به زنان برای وزارت، مجلس و دولت مساوی می‌شوند به‌علاوه اینکه مجلس متهم به تبعیض علیه زنان خواهد شد. به این شکل هم زنان به وزارت نرسیده‌اند و هم مجلس است که باید پاسخگوی زنان باشد. درواقع مجلس است که بدهکار خواسته و مطالبات زنان می‌شود.

    1- می‌بینیم افرادی به مجلس معرفی شده‌اند تا در جایگاه وزارت بنشینند، که توجیه مناسبی ندارند، مثلا وزیر دفاع برای وزارت کشور که سیاسی‌ترین جایگاه است معرفی می‌شود. می‌دانیم حضرت امام‌خمینی(ره) به‌طور شفاف نظامیان را از حضور در فعالیت سیاسی منع کرده است، قطعا مردم به دنبال همین خواسته‌ها هستند و مجلس موظف به حفظ آرمان‌های انقلاب است. مجلس چند وزیر پیشنهادی را می‌تواند رد کند؟

    اگر قرار باشد وزرایی از معرفی‌شدگان رای نیاورند روشن است که اول کسانی حذف می‌شوند که فشارهای بیرونی و درونی و فرهنگی و اجتماعی در مقابل آنان زیاد است که همانا زنان برای پست وزارت هستند. اینجا است که باز زنان بلاگردان مردان می‌شوند و با حذف زنان هم زنان از رفع تبعیض ناامید می‌شوند و هم مجلس بدهکار این قضیه است. در این میان فقط آقای احمدی‌نژاد است که پیروز این میدان خواهد بود.


    2- طیفی که مقابل توانمندسازی زنان حرکت کرده، چرا باید زنان طیف خود را مقتدرتر کند؟

    بدیهی است آنجا که فعالان امور زنان، وزارت را برای زنان خواسته، این پست را نه از سر لطف و ترحم و رقابت و حسادت و نه به‌عنوان جایگاهی جهت نمایش بلکه برای استیفای حقوق واثبات توانمندی‌های زنان خواسته است. هدف زنان برای حضور در جایگاه وزیر و سایر مراکز کلیدی و تاثیرگذار جهت رفع تبعیض از زنان و رفع محرومیت جامعه اسلامی با بهره‌بردن از توانمندی‌های زنان، بهره‌بردن از نگرش زنانه برای تمامی طرح‌ها و برنامه‌ها و از همه مهم‌تر جهت حل و رفع مشکلات زنان در سطح وسیع و گسترده است.

    تا زنان خود در مراکز تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی نباشند مشکلات آنان هم در سطح اختصاصی و در سطح عمومی جدی گرفته نمی‌شود. به‌علاوه طرح‌ها و برنامه‌ها و راه‌حل‌ها برای مشکلاتی که مربوط به زنان است نه‌تنها به‌دلیل یکجانبه‌نگری مردانه و تسلط نگاه مردسالار با هدف رفع مشکل زنان انجام نمی‌شود و نه‌تنها باعث حل آنها نمی‌شود بلکه باعث ایجاد و ازدیاد مشکل روی مشکل نیز می‌شود.

    برخی از زنان دولت نهم و مجلس هفتم و هشتم نه‌تنها راه‌گشای حل مشکلات زنان نبوده‌اند بلکه از یک طرف سخنگو و حافظ و مدافع منافع مردان بوده‌اند و از طرف دیگر زمینه‌سازان، توجیه‌گران و مجریان ضعیف نگاه داشتن، به حاشیه راندن زنان از جامعه و از دایره قدرت بوده‌‌اند. طرح‌ها و برنامه‌ها و عملکرد این طیف از زنان مبتنی‌بر نگرش ضعیفه‌ای در خدمت و ابزاری جنسی و نفقه‌بگیری زنان بوده است که باعث شده عملکردشان در مقابل توانمندسازی زنان باشد. بعضی از زنان این طیف تنها لطف‌شان به زنان این بوده است که سکوت اختیار کرده و از طرح‌های مردسالار دفاع نکرده یا کمتر دفاع کرده‌اند.

    مقاله «آماده‌باش دائم جنسی زنان» نگرش این طیف به زن را نشان می‌دهد. در عمل هم یکی از فرازهای مهم حرکت این طیف لایحه موسوم به حمایت از خانواده بود که به مردان متاهل مجوز قانونی برای گرفتن زن‌های متعدد در قالب ازدواج‌های دائم و موقت می‌داد. برخی از زنان این طیف در هر مقام و هرجا که بودند از دولت و مجلس و دفاتر و مراکز امور زنان در سایر مراکز و نهادهای دولتی با استفاده از امکانات و بلندگوهای رسمی و غیررسمی دولتی در دفاع از این قانون چیزی فرونگذاشتند.

    سوال اصلی این است که حضور زنان از این طیف در جایگاه‌های استراتژیک و حضور در مراکز تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی با زنان چه خواهد کرد؟ یا به تعبیر صحیح‌تر این حضور برای زنان چه ارمغانی خواهد داشت؟

    پاسخ به این سوال مشکل نیست. زمان تصویب لایحه فوق‌الذکر عملا یک چالش جدی در میان بود که به ظاهر در هر دو سو زنان بودند. از یک‌سو برخی زنان فرقه دولتی که صندلی و پست و بلندگو در اختیار داشتند و در مقابل زنان فعال در حوزه زنان و تمامی زنان جامعه. دولتی‌ها به صحنه آمدند تا بایستند و جواب بدهند و به زنان و مردان مخالف حمله کنند تا قانون مدافع چندهمسری مردان به تصویب برسد. در مقابل اما زنان جامعه با وحدت و انسجام و یگانگی، به توان و قدرت خود اعتماد کردند و ایستادند و مقاومت کردند.

    تقویت قدرت در روز بازآرایی ضروری به نظر می‌رسد. شرط عقل قدرتمند کردن زنان طیفی است که در مقابل توانمندی زنان حرکت می‌کند. مثل برداشتن یک گام به عقب برای قدرت گرفتن جهت پرش است. در این چالش که هنوز کار نیمه‌تمام است از یک‌سو فعالان امور زنان هستند که توانمندی زنان و رفع تبعیض از آنان را می‌خواهند و از طرف دیگر طیفی از زنان که می‌آید در عین خدمت کردن با نگاهی صدالبته سیاسی و با نگرشی مردمحور چونان برخی از زنان مجلس هفتم و هشتم و دولت نهم حافظ منافع مردان باشد. اعتراض‌های مدنی جامعه و توان زنان در این ارتباط خود را نشان داده است، در این بازآرایی قدرتمندتر شدن زنان در جناح دیگر پیش‌نیاز است.

    صرف‌نظر از میزان توانمندی و قابلیت این خانم‌ها برای پست وزارت که فقط خانم وحیددستجردی است که توانمندی‌های او ایشان را گزینشی توانمند معرفی می‌کند در کل سابقه و عملکرد خانم‌های معرفی‌شده نشان می‌دهد تاکنون در ارتباط با مسائل و مشکلات زنان و رفع تبعیض از زنان چه گفته‌اند و موضوعات زنان را چگونه دیده‌اند و از همه مهم‌تر وقت دفاع از زنان در کدام ‌سو و کجا بوده و چه کرده‌اند یا چه نکرده‌اند.

    چالشی که بین دولت نهم و فعالان امور زنان بوده است نیازمند قدرتمندتر شدن زنان در فرقه دولتی‌ها است.اگر موضوع حل مشکلات زنان بود، زنانی برای حضور در دولت معرفی می‌شدند تا علاوه بر توانمندی و کارایی و تخصص لازم دردآشنایی با مشکلات زنان و فعالیت برای حل و رفع مشکلات زنان معرف آنان بود. زنانی که علاوه بر توانمندی و کارآمدی لازم، تلاش برای رفع تبعیض از زنان و احقاق حقوق انسانی و مدنی آنان را در کارنامه فکری و عملی خود داشتند.

    یکشنبه، ۸ شهریور، ۱۳۸۸

    روزنامه فرهیختگان

     

    مطالب مرتبط:
    زن متدین دیروزی یا زن متجدد امروزی؟؟ مسئله این است
    زنان و رسانه های جهانی
    زنان و لایحه فقر زدایی
    زن و بازیابی نقش فرهنگی
    تضعیف خانواده، زنان مقصرند یا قربانى؟