• چهارشنبه، ۱۴ بهمن ۱۳۸۸
  • قدس ایران/ گفتگو با خانم لیلی بروجردی درباره همسر امام خمینی (ره)
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 176
    کد خبر: 572

     


    به مناسبت در گذشت خانم خدیجه ثقفی، همسر امام خمینی رهbrojerdi.lali.jpg

    خانم لیلی بروجردی را که نوه دختری امام خمینی است در دفتر کارش ملاقات کردیم. او زاده سال ۱۳۴۲ ، یعنی مقطع مهمی از تاریخ معاصر ایران است. علاقه چندانی به معرفی خودش نشان نمی دهد و بروشور و مجله ای را که حاوی مطالب مورد نظر است ارایه می کند و می گوید: در این مورد می توانید از اینها استفاده کنید.

    در بروشور اما سخنی از او نیست و فقط به معرفی کمیته زنان و جوانان مجمع تشخیص مصلحت نظام پرداخته که وی ریاست آن را بر عهده دارد. ناگزیر می گوید: فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه تهران، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون وکلا هستم.

    حدود دو ماه از درگذشت بانو خدیجه ثقفی - قدس ایران - همسر امام و مادر بزرگ لیلی می گذشت و بهانه ما نیز از ملاقات، همین فقدان غم انگیز و مروری بر زندگی متفاوت این زن بزرگ ایرانی بود.

    مادرم مرا در شرایطی به دنیا آورد که مادربزرگم همراه پدربزرگ پس از گذراندن دوران حبس ایشان، در خانه ای تحت الحفظ زندگی می کرد. مادرم، خانم زهرا مصطفوی که در آن زمان ۲۰ سال داشت، مرا بدون حضور مادر و مضطرب از محاصره پدر به دنیا آورد. بعدها از زبان مادربزرگ شنیدم که: «هنگام تولد تو، در کنار مادرت نبودم. من ناگزیز بودم در کنار آقا باشم و تلاطم زندگی ما آنقدر بود که حتی نتوانستم لباس های اولیه یک نوزاد را برایت تهیه کنم .»

    مادربزرگ و پدربزرگم را دیدم و فقط خبر سلامتی ایشان را از تبعید می شنیدم. اما نمی خواهم از زبان من مطالب به نحوی بیان شود که سجایای فوق العاده ای را از ایشان ذکر کنم. چون در میان خانم های ایرانی بسیارند زنانی که بدین گونه همراه همسر بوده اند و پستی و بلندی های زیادی در زندگی دیده اند.

    خانم بروجردی سخن از همسر امام را با بیان ویژگی مهمی در او آغاز کرد. «من در خانم دیدم که بزرگتری در خانواده به معنای دخالت نیست. ایشان در هر برنامه ای از زندگی ما، فقط سوال می کردند. هنگام تولد هر دو فرزندم پرسیدند خیال داری چه اسمی برای فرزندت انتخاب کنی؟ و پس از پاسخ من گفتند: به! چه اسم قشنگی، مبارک است انشاءالله .»

    خانم اگر نظری بر تغییر تصمیم ما داشتند بعد از مدتی با فکر و تامل و تانی مطرح می کردند و اغلب هم نظرشان صائب بود. این رفتار ایشان باعث می شد که خانواده معمولا در مورد کارها با ایشان مشورت کنند. مثل نپذیرفتن حکم نمایندگی ولی فقیه در حج توسط حاج سید احمد آقا.

    خانم بروجردی با تاکیدی خاص از صراحت و صداقت و نیز حضور ذهن همسر امام می گفت: «در یکی از ملاقات ها با مسئولین، خانم از اوضاع مردم و کشور پرسیدند. آن مسئول پاسخ دادند کار زیاد است، هر چه انجام می دهیم، توقع جدیدتری به وجود می آید. خانم گفتند از مردم گله نکنید، این اقتضای پیشرفت است، مردم ترقی علم و زندگی را در دنیا می بینند و طبعشان به طرف چیزهای جدید است که البته حقشان هم هست. اگر این خواسته های مردم نباشد، میل و اشتیاق هم در شما برای کار و پیشرفت به وجود نمی آید .»

    خانم بروجرودی اضافه کرد: این حضور ذهن و قدرت انتقال برای خانم در سن نودسالگی باعث تعجب حاضرین شد. مطلبی که خانم فرمودند مضمون کلی یکی از اصول و مبانی رشد و توسعه است.

    خانم بروجرودی با تاکید بر اینکه همسر امام به لحاظ شخصیت والایی که داشتند در روبرویی با افراد بسیار محترمانه برخورد می کردند، گفت: اما تمجید و احترام ایشان بدون ریا و تظاهر بود و در عین حال هوشمند و سریع الانتقال بودند.khomeini.wife.jpg

    به خاطر دارم بعد از رحلت امام، یکی از مسئولین که خدمت ایشان آمده بودند چند بار با مضامین مختلف از خانم پرسیدند هیچ گاه نشد که شما متوجه شوید امام در اتاق نیستند و یا ایشان در اتاق باشند، بدون اینکه از در خارج شده باشند؟

    منظور آن مسئول غیب شدن و ارتباط با امام زمان(عج) بود. خانم خیلی سریع پاسخ دادند «نخیر، امام یک بنده مومن خدا بود مثل همه بندگان مومن و اهل عبادت، اما گناه نمی کرد و من طی شصت سال یک گناه هم از ایشان ندیدم .»

    خانم دقت داشتند که افراد با اغراق در تعریف از امام به او کراماتی مانند ارتباط با غیب را نسبت ندهند.

    خانم بروجردی به روحیه محکم بانو قدس ایران که همواره پشتوانه امام قرار می گرفت، اشاره کرد و گفت: در زمان جنگ به یاد دارم که هر شب بمباران هوایی و صدای پدافندهای جماران در خانه قدیمی و سست امام چه فضایی را ایجاد می کرد. خیلی از شب ها من آنجا بودم. یک بار در حین اینکه پدافند در و دیوار و شیشه ها را می لرزاند، خانم در تاریکی اتاق که فقط با نور یک شمع از غلظت آن کاسته شده بود، گفتند: چرا ملحفه روی نیمکت کج انداخته شده!

    من و دختر کوچک سه ساله ام و همین طور آقا سرگرم مرتب کردن ملحفه شدیم و به این ترتیب فضای سنگین اتاق را برای من و دخترم به حالت عادی برگرداندند و این نوع کارها هر بار به شکلی متفاوت تکرار می شد.

    خانم بروجردی از روحیه انعطاف پذیر مادربزرگ برای بهبود شرایط نیز یاد کرد: «تطبیق با اوضاع به معنی حذف و بی رایی در فضاهای به وجود آمده نبود، بلکه در همان چارچوب به جای آنکه خاطر خود را مکدر کنند، مشغولیاتی را مطابق با نظر و ذوق خود فراهم می کردند. طی روزگار پر فراز و نشیب، ایشان چندین بار زندگی را از نو ساختند. ابتدای ازدواج در شهر قم، زمان حبس امام در تهران و سپس در تبعیدگاه ترکیه و بعد از آن در نجف، یک بار در پاریس و بعد از انقلاب در قم، یک بار در بیمارستان قلب و بعد در خانه دربند، آخر سر هم در جماران. خانم در هر یک از این وقایع، تحت تاثیر فضاهای ایجاد شده قرار نمی گرفتند. بلکه جایگاه خود را در وضعیت به وجود آمده مشخص می کردند و با شرایط و امکانات موجود برنامه ای مستقل از امام، ولی مطابق با نظر و هدف ایشان طراحی می نمودند. مثلا در بیمارستان قلب که امام را با بیماری قلبی و با آمبولانس از قم به تهران منتقل کردند، بعد از اینکه از وضعیت بیماری امام توسط پزشکان مطلع شدند به دایی احمد گفتند: «از من کاری ساخته نیست، پس من اینجا مزاحم امور پزشکی نمی شوم و طی روز که پزشکان و پرستاران مشغول هستند و ملاقات های مسئولین با امام صورت می گیرد، وجود من ممکن است مانع شود. بنابراین عصرها می آیم تا در کنار آقا باشم .»

    مادر بزرگ با این برنامه ریزی مانع از ازدحام مراجعین و خانواده هایی که برای ملاقات با امام می آمدند، شدند. طی دو ماه که امام در بیمارستان قلب بودند خانم نه تنها خود را به محیط تحمیل نکردند بلکه در شرایط بحرانی سبب تسهیل امور شدند.

    خانم ثقفی پس از استقرار در جماران از حاج احمد آقا که معمولا امور را سر و سامان می دادند پرسیدند: «احمدجان، من در اینجا تا چه حد امکان مراوده دارم؟ اموری مثل خانه داری و منزل چگونه است؟ با دفتر است یا کسی جداگانه انجام می دهد؟ تهیه وسیله رفت و آمد با من است یا با شما؟

    ایشان خرج منزل خود را از دفتر امام مستقل کردند تا مخارج در کنترل خودشان باشد و تا آخر هم بدین گونه بود. از خرید منزل توسط مامور خرید سیاهه ای تحت عنوان «خرید خانم » که می بایست حتما با دستور خود ایشان باشد، تهیه می شد. این درایت موجب می شد هر خریدی که اضافه بر سیاهه باشد صورت نگیرد و یا اگر صورت گرفت قابل تشخیص باشد.

    خانم بروجردی اضافه کرد: اساسا ایشان در خرید و مصرف، همه جوانب را در نظر می گرفتند. حدود سه سال قبل از انقلاب همراه خانم برای خرید کفش رفته بودم. می گفتند کفشی می خواهم که هم بتوانم در عروسی یکی از بستگان در تهران – که از خانواده های متمول و خوش پوش بودند – بپوشم و هم وقتی به کفشداری نجف می دهم مناسب باشد. من خندیدم و گفتم جمع کردن این دو خصوصیت در یک کفش امکان پذیر نیست، دو جفت کفش بخرید. اما خانم بالاخره کفش ساده و در عین حال شکیلی را پیدا کردند و خریدند و قانع به خرید دو جفت کفش نشدند.

    خانم بروجردی با اشاره به زندگی سراسر درس و عبرت حضرت امام(ره) و همسر ایشان یادآور شد که اسلام بزرگ ترین مدعی عدم تبعیض است و ما مسلمانان با نوع زندگی خود نباید اجازه دهیم که غربی ها مساوات و عدالت میان زن و مرد را به نفع خود مصادره کنند. سیره نظری و عملی امام نشانگر جایگاه والا و مستقل زنان است و ایشان کاملا به چنین برداشتی از اسلام معتقد بودند. اما برای تحقق این نگاه امام هنوز تلاش های زیادی باید صورت گیرد.

    او با خاطره ای زیبا مطالبش را به پایان برد.

    بعد از فوت امام - حدود هشت سال پیش - خانم خوابی دیدند که برایم این گونه بازگو کردند: «در اتاق منزلمان در قم، امام را دیدم که به آسمان رفت، قصد کردم پیش ایشان بروم. بین ما آب بود، به آقا نگاه کردم. ایشان اشاره کردند که بیا. به آب نگاه کردم. روی آب گل های نیلوفر آبی ظاهر شد. هر پایم را که بر می داشتم یک گل نیلوفر آبی باز می شد و من قدمم را روی آن می گذاشتم و قدم دیگر در گل نیلوفر بعدی، تا به امام رسیدم .

    فرزانه
     

    مطالب مرتبط:
    نخستین همایش فعالان حقوق زنان در لیبی
    بیسوادی مهمترین عامل مصیبت زنان در جهان است
    مصاحبه با وزیر امور زنان سومالی
    تجاوز گروهی به دختران در ملاعام برای اعاده حیثیت!
    بریدن بینی، مجازات زن پاکستانی توسط خانواده همسر