دکتر منظر خیر حبیب اللهی عضو شورای شهر در گفتگو با رسالت:
اشاره:
حجاب در لغت به معنی پوشیدن، پرده و حاجب است. اصولا پوشش و لباس دو کارکرد طبیعی دارد اول اینکه باعث حفاظت جسم و بدن از شرایط نامطلوب محیطی چون گرما، سرما و... می شود دوم آنکه استفاده از پوشش صحیح سبب ایجاد مصونیت ، حریم و رسیدن به آرامش روحی و روانی می گردد. اما سومین گزینه ای که عموما فرهنگ و تمدن غرب در راستای اهداف وایدئولوژی خود در رابطه با فرهنگ های سایر نقاط جهان طراحی واجرا نمود، بهره برداری از لباس به عنوان مشخصه طبقه و جایگاه اجتماعی افراد، تفاخر، خودنمایی، رقابت و ... در کل بروز نفسانیت شیطانی در استفاده از لباس با نام جدید “مد” بار دیگر موضوع حجاب و نوع پوشش مناسب در جامعه ما به طور جدی تری از سوی کارشناسان و مسئولین فرهنگی اجتماعی مطرح گردیده است. در این راستا با خانم “منظر خیر حبیب اللهی” کارشناس ارشد حقوق اسلامی و عضو کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران گفتگویی انجام دادیم که در ذیل از نظر می گذرانید:
حجاب و عفاف در جامعه اسلامی از چه جایگاه و اهمیتی برخوردار است؟
خداوند در قرآن می فرماید ما تمام اشیا و موجودات، از جمله زن و مرد را زوج آفریدیم و هدف از این زوج آفرینی همانا تداوم نسل در میان موجودات و انسان ها است. البته این زوجیت در انسان باید جزء کاملترین زوجیت ها بر روی کره خاکی باشد. به عنوان مثال برخی از ماهیان زندگی جمعی و گله ای دارند. آنها تخم ریزی می کنند یعنی باروری خارج از بدن موجود انجام می شود.
این گونه تکثیر از نوع دانی بازآفرینی است که موجودات نسل بعدی خود را به قضا و قدر می سپارند و در این چرخه ماهیها به وجود می آیند. اما نوع رده بالاتر زوجیت برای دو موجود هوشمند انس و جن است. جن و انس دو دسته موجود و آفریده خدا هستند که در واقع آگاه به اعمال نیک و بدخود هستند یعنی قدرت انتخاب دارند. جن در رده پایین تر انسان قرار دارد وانسان کاملترین موجود روی زمین معجونی از غیب و شهود روح خدایی و جسم خاکی است. نوع انسان اگر بخواهد زندگی کامل و سالمی داشته باشد باید بر اصول کتاب آسمانی حرکت نماید.
کتاب آسمانی نقشه و قانون اساسی انسان است که چگونه زیستن را به جانشین خدا بر روی زمین می آموزد. حال این سئوال پیش می آید که چگونه انسان می تواند جانشین خداوند بر روی کره خاکی باشد. خداوند در حدیث قدسی می فرماید اگر مرا اطاعت کنی می توانی قدرت خدایی پیدا کنی و می توانی مثل خدا در عالم و آنچه روی زمین است تصرف داشته باشی و ما معتقدیم عالی ترین مقام و بالاترین جایگاه در میان انسان ها مختص و مربوط به حضرت محمد(ص) است که بارها به معراج رفتند و بازگشتند و به شهر دانش در جهان علم دست یافتند که بالاترین و پیچیده ترین دانش زمین و زمان است
ما هرچه در تاریخ به سمت زمان های دورتر می رویم قطعا تکالیف انسان ها را ساده تر می یابیم. برای اینکه روابط آن دوران نسبت به امروز ساده تر بود وانسان های نخستین با پیامبران اولیه دانش ساده ای را نیاز داشتند. مثلا در زمان آدم و حوا قوانین حجاب حتما ساده تر از امروز بوده ولی دراین زمان روابط انسان ها بسیار پیچیده شده است. انسان پنج حس ظاهری دارد و باید این پنج حس ظاهری را با پنج حس باطنی بیامیزد. یعنی او مثلا باید بصرش را بصیر وسمعش را سمیع کند. برای این کار لازم است انسان تمرکز کافی داشته باشد و برای رسیدن به تمرکز باید دقیقا به طور تعبدی قوانین الهی و اجتماعی را رعایت نماید تا از گزند ناشناخته ها در امان باشد که رعایت حجاب جز یکی از همان قوانین است. ا
گر خداوند می فرماید زن باید حدود بیشتری از حجاب را رعایت نماید به خاطر این است که او از باطن این مخلوق خودآگاهی کامل دارد. هرچه جنس زن خود را بپوشاند و باوقار و شرم حیا باشد رغبت و میل مرد برای تشکیل خانواده پایدار و ابراز عشق به او بیشتر است و فرزندانشان کاملتر و سالمتر خواهند بود و برعکس هرچه زن برهنه تر باشد میل ورغبت مرد برای ارضای آنی هوای نفسانیش شدت می گیرد ولی پایداری در ارتباط کمتر می شود و فرزندان طلاق حاصلش خواهد بود.
در حالت پوشش و حیا احترام قلبی همراه با یک احساس ملکوتی که همانا خداوند آن مهر را در دلهای انسانها قرار داده شکل می گیرد و در صورت بی بند وباری نه تنها احترام عمیق نسبت به شخصیت زن شکل نمی گیرد بلکه زنان فقط جسما مورد استفاده قرار می گیرند. سئوالی که ممکن است در اینجا مطرح شود که آیا پوشش و حجاب تنها برای زنان است؟ خیر. قطعا مردان هم باید حدودی از حجاب را که لباس تقوا است و شرع مقدس لازم دانسته رعایت نمایند.
بعد از شرع، مسایل عرفی و آداب اجتماعی هر جامعه نیز مطرح است. یعنی اینکه عرف هر جامعه ای تعیین کننده شخصیت و آبروی اجتماعی افراد آن اجتماع است. ولی طبق قوانین اسلام زن وظیفه دارد جسم خودش به جز وجه و کفین را بپوشاند البته وجه وکفین هم باید بدون آرایش خالص باشد. ولی در حریم خانه آرایش، زیبایی و تنوع نه تنها مجاز بلکه لازمه تحکیم ارتباط خانواده است. در شرع اسلام به استفاده از زینت وخودآرایی و شادمانی برای همسر و محرم تاکید شده است. زن وقتی جنبه جنسی و ظاهری خویش را بیرون از خانه پوشش دهد در این صورت قالب انسانی اصیل و باطنی خودش را پیدا می کند. آنگاه می تواند به راحتی به انجام وظایف انسانی واجتماعی خود بپردازد و زنان دارای استعدادهای عظیمی هستند و به صورت کیفی و تخصصی می توانند به عنوان رئیس یک شرکت، نهاد ویا ارگانی خدمت نمایند و یا به بزرگترین وظیفه خود که خداوند بر عهده او گذاشته یعنی وظیفه همسری و مادری خویش مشغول باشند. مهم این است که در هرجایی که مناسب با شان و وقار اوست پوشش خود را حفظ نمایند.
به نظر شما عدم رعایت حجاب در جامعه توسط زنان چه پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت؟
ما از یک سو وظایف و از سوی دیگر تکالیفی داریم. وظیفه ما بندگی است و وقتی می خواهیم منظور از بندگی را بیان کنیم می گوییم بنده برای اینکه به کمال صفات و لیاقت جانشینی خدا بر روی زمین برسد اطاعت می کند. حالا ممکن است یکی توجیه علمی برای حجابش انجام دهد و بعد موضوع را بپذیرد. ولی فرد دیگری سواد چندانی نداشته باشد اما پاک و متقی باشد و بگوید آفریننده من آنچه را که من نمی دانم می داند. پس هرچه او فرموده به نفع وسود من است و من آن را می پذیرم و از آن اطاعت می کنم. نتیجه نورانی شدن قلب و یافتن بصیرت است. به تجربه ثابت شده اگر زنان در شرایط برهنگی و کم پوششی قرار بگیرند مورد انواع اهانتها، آسیب ها و سوءاستفاده ها قرار می گیرند.
اگر زنان با پوشش نامناسب در اجتماع و میان افراد نامحرم حاضر شوند باعث تحریک مردان بی تعهد می شوند. مردان با تعهد و با غیرت در این موارد نگاه خود را می پوشانند واز اینکه زنی در بیرون از منزل مورد اهانت دیگران واقع شود روحشان آزرده می شود. اگر زیبایی های یک زن فقط در حوزه همسرش خلاصه شود در آن منزل یک بهشت کوچک شکل می گیرد.
اما زمانی که زنی جسم خود را در بیرون از خانه در مقابل انظار همه قرار می دهد با تحریک غریزه بدون ارضا باعث ایجاد خشم و طغیان برای برخی از مردان مجرد می شود که به هر دلیلی نتوانسته اند همسری اختیار کنند و این خشم به صور مختلفی از جمله متلک های زننده و ... نمود پیدا می کند. برای همین یکی دیگر از آسیب های بدحجابی ایجاد انواع عقده های روحی و روانی برای محرومین از نعمت ازدواج و حتی حسرت و سرخوردگی همسرداران است.
من معتقدم رعایت نکردن حدود پوشش علاوه بر تخریب شخصیت وایجاد ناامنی برای فرد، موجب برهم زدن سلامت روانی جامعه می گردد و عدم رعایت پوشش مناسب که برخی آن را امری شخصی و فردی تلقی می کنند مانند آن فردی است که در کشتی نشسته بود ومی خواست با میخ محدوده خودش را سوراخ کند ولی غافل از آنکه آب همه کشتی را فرا گرفته و همه افراد آن کشتی را غرق خواهد نمود. بحث حجاب هم چنین حکمی را دارد.
نباید زنان و دختران ما فکر کنند که این لباس نامناسبی که می پوشند و در جامعه حاضر می شوند یک امر شخصی است و اگر هم صدمه ای در این خصوص به کسی وارد می شود تنها به ایشان برمی گردد. من فکر می کنم آثار و آسیب های بدحجابی تاثیر بیشتری به لحاظ روحی روانی بر اجتماع می گذارد. متاسفانه از سویی سن ازدواج در بین جوانان ما به دلایل مختلف از جمله فقر مادی و معنوی، تجمل پرستی، تبعیض، آزادی های نابه جا در بین جوانان و .... بالا رفته و این می تواند زنگ خطر جدی برای مسئولین باشد.
جوانان اگر در سن مناسب ازدواج نمایند از بسیاری از آفات جسمی و روحی دوران تجرد مصون خواهند ماند. چنانچه علم هم این موضوع را اثبات نموده است. عفاف در نزد دختران و زنان ما مانند آن گوهر درخشانی است که بسیاری قصد تصاحب آن را دارند. بنابراین بانوان ما باید با حفظ حجاب این ثروت وگوهر وجود خود را محفوظ نگه دارند. چرا که هیچ عاقلی دارایی خود را در مقابل همه بی مهابا به منظور تفاخر در معرض قرار نمی دهد.
شما چه راهکار و اقدام عملی د رجهت رفع مظاهر بدحجابی توصیه می کنید؟
بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب از سوی اسکتبار جهانی یک قتل عام فرهنگی اتفاق افتاده است. دشمن قسم خورده، بودجه های سنگینی را برای مبارزه با این انقلاب ارزشی اختصاص داده اند. این بودجه های کلان بی هدف پخش نمی شود و با روش حساب شده ای سرمایه گذاری می شود . مهاجمان فرهنگی دقیقا به این فرمول رسیده اند “زنان را با خود همراه کن، مردان به دنبالشان خواهند آمد و بیش از همه دختران سنین سیزده تا نوزده ساله را هدف گیری کرده اند چرا که این دختران جوان پرورش دهنده نسل بعد خواهند بود.
اگر دشمن می آید و به دو هزار مانکن جوان با لباس مستهجن حقوق می دهد که شما اینها را چند ساعت در خیابان های خاص جولان دهید به خاطر این است که می خواهند تظاهر به این شود که خدای ناکرده جامعه ایران و جوانان ما فاسد شده اند. در صورتیکه اینطور نیست. این دو هزار مانکن چه دختر وچه پسر مزدور هستند که ضمن ایجاد بازار فروش لباس وارداتی بیگانه، اینان پول خودشان را می گیرند.
لطمه ای که به جامعه ما می زنند این است که روحیه همه را خراب کنند که اجتماع ما بیمار شده است. در کنار این مسایل ما باید از تولید کنندگان داخلی به انحاء مختلف از جمله ارائه طرح های اصیل ایرانی حمایت کنیم و مانع ورود و عرضه لباس های تنگ و بدن نما و ارزان از طریق قاچاق چمدانی و مرزها شویم. البته وجود انواع لباس شاید مسئله چندان مهمی نباشد. اما اینکه کجا و در چه مکانی مورد استفاده قرار بگیرد مسئله است. یک دختر جوان در حریم خانه خود می تواند بهترین لباس ها را بپوشد.
همین طور یک زن همسردار باید بهترین لباس ها و زینتها را برای همسر خود داشته باشد ولی وقتی آن را نابجا مصرف می کند این نابجا مصرف کردن پرده دری است. این لباس هایی که الان اشاعه پیدا کرده اند بعضا حتی لباس های داخل خانه هم نیستند. اما به چند دلیل در اختیار جوانان قرار می گیرد: اول اینکه فراوان و ارزان است و دوم اینکه مانکن های هم سن و سال آنها قبلا با استفاده از آن در جامعه باعث پرده دری شده اند و مورد سوم این است که نهاد و فرد مسئولی به طور جدی مانع استفاده این افراد نشده است. پدر و مادرها هم وقتی ممانعت می کنند ممکن است به علت فراگیر شدن این گونه پوشش ها، باعث درگیری و فاصله دو نسل گردد.
مسئولان ما وظیفه دارند برای تولید و واردات برنامه ریزی کنند. پلیس یا مسئولانی که برای حفظ صیانت اجتماعی کار می کنند مراقب توطئه های حساب شده باشند وزارت بازرگانی نیز باید اصناف و تولید کنندگان را هدایت و راهبری کند. متاسفانه در طول دو دهه قبل به نام آزادی چیزهایی باب شد که در واقع حرمت زنان در کشور ما زیر سئوال رفت. چگونه می شود کتب فاسد با سرمایه های حساب شده و سوبسید اجازه ترجمه و نشر بگیرند اما کتاب های سالم سالها در نوبت چاپ بمانند، دست متعهدان خالی و بسته ودست مفسدان مغرض پر و باز باشد.
فیلم های گیشه پسند و بدمحتوا، صحنه جولانگاه زاغ و زغن باشد این معنی آزادی نیست بلکه توطئه است در اصل حمایت از دشمن صورت گرفته است وافراد سالم در محاق قرار می گیرند.
اگر دقت کنید می بینید دختران سالم ما برای پیدا کردن یک لباس خوب و مناسب مجبورند ساعت ها جستجو کنند و در مغازه ها حتی از طرف بعضی از فروشندگان که از طرف دشمن حمایت می شوند مورد تهاجم فکری قرار گیرند که شما عقب مانده هستید. خب یک آدم با تجربه می تواند جواب دندان شکنی به او بدهد ولی یک جوان به این آسانی ها نمی تواند در مقابل یک آدم مثلا سی چهل ساله مقاومت کند. در این میان جوان ارزشی ما به ترویج باورش می شکند. ما جوان شکل نگرفته و ارزشمند خودمان را در مقابل این سگان درنده رها کردیم و سنگی هم به دست پدر و مادرهایشان ندادیم که نامردان را بزنند.
وظیفه ما در این مقطع این است که از انقلاب ارزشی خود که با خون هزاران شهید به بار نشسته پشتیبانی جدی کنیم. اسلام ناب برای سعادت بشر است و سعادت بشر ایجاب می کند که جامعه، جامعه ای سالم باشد. متاسفانه در رابطه با حجاب از ابتدای انقلاب یک زاویه انحرافی ایجاد شده است که این انحراف ها در آموزش و پرورش و به نوعی در رسانه های ما رسوخ کرده و بیشتر شده است.
ما حجاب را با یونیفورم اشتباه گرفتیم. در حالیکه یونیفورم یک لباس فرم یک دست است که در هر فضایی می تواند به گونه ای باشد مثلا برای کارمندان و محصلین یک جور و برای آشپزها به گونه ای دیگر باشد. کمترین شرایطی که در واقع اسلام برای حجاب اعلام کرده این است که به اصطلاح مانتو و روسری که وجه و کفین را پوشش می دهد باشد و بیشترین آن هم چادر است که وقار ویژه ای فراهم می کند تا جایی که زن می تواند چنانچه زینت هایی در صورت و وجه دارد با آن چادر بپوشاند.
یکی از ایراداتی که به ما وارد است این است که مفاهیم و دلایل و محسنات حجاب را کمتر بیان کردیم. ما در خیلی چیزهای دیگر هم همین مشکلات را داریم به عنوان نمونه بنا نبود ما در مسایل اقتصادی به فقر برسیم یا در مسایل ارزشی اسلام به تبعیض برسیم. بنا نبود که فساد اداری داشته باشیم. وقتی از رئوس زاویه انحراف پیدا می کند آثار آن در پایین دست جامعه شدیدتر به صور مختلف بروز می کند. بعضی بدحجابی ها در اثر بی اعتقاد شدن افراد به وجود می آید. موارد دیگر از روی لجبازی صورت می گیرد.
بعضی از بدحجابی ها بر اثر بدعتها و تندروی های به ظاهر مومنان به وجود آمده گاه با وسواس حلال خدا نیز حرام می گردد. در کل ما با یک عده ای از افراد روبرو هستیم که کم ایمان بودند وتبدیل به ضد انقلاب شدند و اعمال برخی از مسئولان را به حساب دین گذاشتند که مسلما فضای سنگینی را به وجود آوردند. در این راستا رسانه ها با استفاده از جاذبه هنر باید خطرات و مخاطرات آن را هنرمندانه به جامعه عرضه کنند ودرنگ ننمایند. چرا که وقتی جوانی عمر، گوهر عفت وحرمت اجتماعیش را از دست می دهد شاید به راحتی نتوان روحیه تخریب شده اش را ترمیم و بازسازی نمود.
به چنین افراد مغفولی باید گفت که تو ولو اینکه با دین و مسئولین نظام لج داشته باشی با خودت که نباید لجاجت به خرج دهی و در این دنیا حداقل خودت باید از وجود خویش محافظت نمایی. مسئله بعد، مسئله نفس انسان است که گاهی اوقات در زندگی به طور احساسی و نه از روی منطق و عقل به دنبال برخی زیبایی های ظاهری و زودگذر می رود که نتیجه آن مثلا یک عشق خیابانی و کورکورانه است که یا تبدیل به زندگی همراه با تحمل و مشقت و مدارا است یا خدای نکرده جدایی و طلاق، که در هر دو صورت از روی اندیشه و آگاهی صورت نگرفته است. ساختن یک فیلم قوی اجتماعی می تواند بسیار در آسیب زدایی موثر باشد.
در خصوص برخورد با پدیده بدحجابی عده ای استفاده از قوه قهریه و زور و اصولا برخورد فیزیکی و گروهی دیگر به کارگیری روش های فرهنگی و آرام را پیشنهاد می کنند نظر شما دراین باره چیست؟
زور در واقع، ابتدایی ترین ، راحت ترین و با عجله ترین انتخاب است. در پاره ای از مواقع ما عجولانه با این پدیده برخورد کردیم که متاسفانه باز خورد مناسبی دریافت نکردیم. به نظر من حالا هم استفاده از زور نتیجه معکوس دربر خواهد داشت. یعنی این بار باید ارزش ها، ارزش و مصونیت جلوه کند و برخوردهای فیزیکی و سطحی در نظر برخی از افراد بدحجاب ناآگاه و کم تجربه برخوردهای ظالمانه و ضد ارزش جلوه خواهد نمود. ما نباید رویه را به ظاهر ترمیم نماییم بلکه باید کار ریشه ای تری صورت گیرد.
مادامی که شما فکر دختر و زن جوان ما را در مورد حجاب اصلاح نکنید کار اصولی صورت نمی دهید. هرچند باید در کوتاه مدت با هنجار شکنی مقابل کرد اما چاره کار در ارائه آموزش های فرهنگی است نه اینکه در سریال های تلویزیونی خود بانوان آرایش کرده ای را نشان دهیم که انواع اعمال جراحی زیبایی را انجام داده اند، این سریال در سراسر کشور پخش می شود. مطمئنا این سوال در ذهن و فکر آن دختر و پسر شهرستانی نقش می بندد که اگر این اصل است پس چرا من مثل فلان شخصیت تلویزیونی نباشم.
به هر تقدیر ما باید تکلیف مان را با خود مشخص کنیم یا زیر علم امام حسین(ع) هستیم و سینه می زنیم یا در زیر علم دشمن، این موضوع تعارف بردار نیست واین مثل آن حدیث آخرالزمان است که می گوید عریانانی که در عین پوشیدگی عریانند یعنی پوشیده اند ولی عریانند. ما باید با کار فرهنگی به بسیاری از خانواده ها و پدر و مادرها بفهمانیم که با زرق و برق کمتر هم می توان ازدواج کرد.
اگر جوان شما در سن مناسب ازدواج کند از بسیاری از آسیب ها و انحرافات مصون خواهد ماند. ما اصل را فراموش کرده و به فرع چسبیده ایم. باید فلسفه ازدواج را یک بار دیگر برای مردم مان در قالب های مختلف فرهنگی هنری مرور کنیم. البته دولت هم باید زمینه اشتغال و کار جوانان را بیش از پیش فراهم کند و جوانان نیز خویشتن داری بیشتری از خود بروز دهند و به خدای بزرگ و مهربان توکل نمایند. دختران و پسران مومن زیادی می بینیم که علی رغم همه کمبودها و تنگناها با توکل به خدا آگاهانه ازدواج می کنند.
وظیفه دستگاه های حکومتی واجرایی در رابطه با نوع پوشش و حجاب چیست؟
من در اوایل انقلاب طی صحبتی که با آقای دکتر باهنر داشتم گفتم که مدارس دخترانه ما باید مثل حوزه های علمیه که از اطراف محفوظند ساخته شوند تا دختران ما بتوانند آزادانه از آفتاب هوا و طبیعت و انواع بازی ها استفاده نمایند. در مدراسی که از اطراف پوشیده باشد دختران به چه دلیل باید حجاب بگذارند.
در اوایل انقلاب ما چنین مدارسی داشتیم. برخی از دوستان به این بهانه که می خواهیم همه مدارس را یکدست و به جای اینکه مدارس دیگر را مثل این مدارس پوشیده کنند تا دختران در مدرسه آزاد باشند همان تعداد مدرسه را هم مثل جاهای دیگر با بی منطقی محدود کردند ببینید ما یک مقداری عجله کردیم. به سادگی از کنار برخی مسایل مهم گذشتیم و نتیجه این شد. همان زمان که مدارس در حال ساخت بود می توانستیم الگوی مدرسه علمیه را بدهیم به گونه ای که از هیج جا اشراف نداشته باشد و در این صورت دختران کاملا آزاد، شاد، راحت از باد و باران و آفتاب و آن نعمت هایی که خدا برای آنان مقرر کرده استفاده نمایند.
منطق حجاب این است که در جایی که نامحرم نیست حجاب مفهومی ندارد و برداشت غیر ازاین بی مفهوم کردن بحث حجاب است. احداث پارک های ویژه بانوان در راستای همین منظور و نظر است.
یک زن در اسلام باید فضایی داشته باشد تا از طبیعت خدا استفاده کند و ما در حال ساخت این پارکها در چهار نقطه مشخص شده تهران هستیم. من معتقدم باید صادقانه با نسل جوان به گفتگو بنشینیم و خیلی صمیمانه نقاط ضعف و قوت خود را با آنان در میان بگذاریم. بگوییم که چه بودیم و چه کردیم تا به این جا رسیدیم. حتی اگر قصوری نیز از ما سرزد بگوییم.
چه اشکالی دارد دیواری را که کج بنا نهادیم با کمک نسل جوان صاف نماییم. باید با محبت با جوانان برخورد کنیم و از در دوستی با آنها درآییم. خوشبختانه صدا و سیما طی سال های اخیر با برپایی نشستها و میزگردهای علمی مختلف گام های خوبی در این راه برداشته است، اما کافی نیست.
در کنار این باید تولیدات فرهنگی هنری مخصوصا فیلم های داستانی هم داشته باشیم تا بتوانیم به سئوالات نسل جوان در خصوص حجاب به طور منطقی پاسخ گو باشیم. یکی از خصوصیات بارز جوانان این است که اگر به جواب صادقانه برسند و اگر این صداقت را در فرد پاسخگو ببینند خیلی زود دلشان را در اختیار او می گذارند. خیلی از دخترهای عزیز می گویند که من خودم از پوشیدن لباس نامناسب خجالت می کشم ولی چون همه دوستانم این طور لباس می پوشند ناچارا همرنگ جماعت می شوم. به نظر من ریشه آن در همه مقوله هایی است که عرض کردم.
از سر بی حوصلگی، عجله کاری و بی مسئولیتی همه اینها را مخلوط کردیم تا معجونی این چنینی به دست آمد. همه اینها را اگر یک مجموعه فرض کنیم و هر کدام را جداگانه بررسی نماییم خیلی از مشکلات حل خواهد شد. خانواده ها نگران فرزندان خود هستند وعلاقمند که آنقدر فضای جامعه سالم باشد تا جوانشان به راحتی در آن رشد کرده و مدارج ترقی را طی نماید. برگزاری مجالس آنچنانی براثر تماس و گروه بندی های خارج از عرف جوانان ما شکل می گیرد که در ادامه خدای نکرده انواع اعتیاد با مواد شیمیایی و ایدز و هپاتیت و ...
از این گونه مجالس به جامعه درز می کند که بعضی از آنها دیگر قابل برگشت و جبران نیست. عدم دسترسی راحت و آسان برخی از مدهای نامناسب برای استفاده کنندگان و ارائه الگوهای ایرانی اسلامی خوب و زیبا به مقدار زیاد با طرح و نقشه های بدیع و نو وارزان قیمت یکی از بهترین راه های مقابله با بدحجای است. ما باید در زمینه طراحی پارچه و دوخت دست به نوآوری بزنیم. خاصیت جوانی تنوع طلبی است و تولید کنندگان پوشاک ایرانی باید این خلا تنوع طلبی جوانان را پرنمایند وگرنه دشمن دست به کار خواهد شد.
به نظر می رسد بسیاری از انواع و اقسام مدهای نامناسب منشا و سرچشمه خارجی داشته باشند شما با این نظر موافقید؟
بله، از اول انقلاب که مبحث حجاب به طور اساسی در جمهوری اسلامی مطرح شد. دشمنان انقلاب با استفاده و به کارگیری بهترین طراحان خود دست به طراحی و دوخت انواع مانتو و روپوش برای زنان ایرانی زدند. در مقطعی مانتوهای گشاد عرضه کردند ودرزمانی دیگر مانتوهای بسیار بلند برای بانوان ما دوختند و جالب اینکه ما از آن استقبال کردیم. آنها می خواستند ما را بسنجند و در این کار موفق شدند. وقتی موقعیت را مناسب دیدند و ما به مصرف تولیدات انحصاری آنها عادت کردیم و خود عاری از هنر طراحی شدیم و آنها به طراحی وعرضه این مدهای بسیار نامناسبی که در طول این سالهای اخیر مد شده است دست زدند.
سئوالی که برای من پیش می آید این است که چرا باید آنها به ما مد لباس بدهند. چرا ما نباید برای اروپا مد نفرستیم. آن هم با این همه سابقه فرهنگی که داریم. امروزه از چین، هند، ترکیه واروپا به مقصد ایران البسه و پوشاک صادر می شود اما از ایران چه چیزی برای آنها می فرستیم؟
در حالیکه زنان روی آورده به حجاب در آن کشورها بسیار تشنه دریافت آن است. واقعا باید تمام دستگاه ها و نهادهای متولی امور اجتماعی و فرهنگی با یک همدلی و هماهنگی در خصوص پوشش به یک نتیجه علمی، منطقی واصولی برسند. این روزها بعضا می شنویم که حرف از طراحی لباس ملی می شود. مگر بعضی از دوستان فکر می کنند غیر از چادر برای زنان مسلمان ایران می توان لباس ملی دیگری در نظر گرفت. ما هرجا که می رویم این پرچم اسلام است. اما مهمترین نکته برای بانوان مسلمان این است که قادر به دوخت زیباترین لباس ها باشند و هنر پوشیدن به جا و به موقع هر لباسی را بدانند. زنان ما با ید بیش از آنکه چشم به بازار مد داشته باشند یا به اصطلاح مصرف کننده باشند خود باید تولید کننده باشند. ابداع فرمها و طرح های جدید لباس چیزی نیست که زنان خوش سلیقه و هنرمند ما از عهده آن برنیایند.
- با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید.
- من هم از شما متشکرم.
مریم حسین آبادی
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره ۵۸۷۶ ۹/۳/۸۵ > صفحه ۷ (گفتگو)