فاطمه رجبی، همسر غلامحسین الهام که پیروزی احمدی نژاد در انتخابات را معجزه هزاره سوم و توفیق این بار او را تکرار این معجزه میداند، پس از حملات خود به هاشمی، خاتمی، محسن رضایی، ناطق نوری، موسوی، روحانی، قالیباف، لاریجانی و.... این بار خود احمدینژاد را به دلیل دو جمله هدف انتقاد قرار داد.
فاطمه رجبی، همسر غلامحسین الهام که پیروزی احمدی نژاد در انتخابات را معجزه هزاره سوم و توفیق این بار او را تکرار این معجزه میداند، پس از حملات خود به هاشمی، خاتمی، محسن رضایی، ناطق نوری، موسوی، روحانی، قالیباف، لاریجانی و.... این بار خود احمدینژاد را به دلیل دو جمله هدف انتقاد قرار داد.
در اوج جنگ روانی و فتنه تبلیغاتی براندازان که زنان و مردان سبزپوش و سگهای بغلکرده دارای قلاده سبز، با شعار «با موسوی – بیروسری» اسلامیت و انسانیت ملت را لگدمال مینمودند، میلیونها مؤمن خداجوی برای آرامش خود و امنیت کشور و نجات نظام اسلامی، اسلام، تشیع و ملت ایران، به خداوند و اهلبیت علیهمالسلام پناه بردند، چون ۴سال پیش، آنها در مقابل «منبع عظیم مالی مافیای قدرت و ثروت» به «منبع لایزال الهی» با «نذر»، «دعا»، «نماز» و «احیا» متوسل شدند، در این راه، هزینههای مادی بسیاری هم متعهد شدند، مثل انتخابات گذشته!
وی مینویسد:
دو نکته سبب گردید تا این نامه را بنگارم: یکی شنیدن جمله «من با تحجر مخالفم» در نخستین گفتوگوی تلویزیونی حضرتعالی پس از پیروزی، و دیگری «اعلان حضور وزرای زن در لیستهای منتشره» کابینه دهم!
در مورد اول به این نکات اشاره میکنم که امثال اینجانب از شنیدن جمله مذکور متحیر شدیم. زیرا ما مطمئن هستیم که شما به سلامت از بیماری روشنفکری عبور کردهاید، از این روی، ادبیاتاتان، از واژگان، تعابیر و جملات تروریستی اصلاحطلبی دینستیز پاک و منزه است. اطمینان داریم شما بر این امر واقفید که این واژهها و تعابیر، از پلیدیهایی است که گفتمان برانداز اصلاحطلبی علیه تفکر دینی، رایج کرد و بهدنبال آن در راستای شریعتسوزی آن را گستره داد.
چنین بود که محمد خاتمی سردمدار نشر این تئوری، با انجام مکرر اعمال حرام، ضدیت خود را با تحجر اعلان داشت؟!
حضرتعالی بهتر میدانید که در تخریب گسترده عقاید مذهبی و عدم التزام شما به غربزدگی و بیایمانی و شریعتسوزی ناشی از آن، کاربرد واژه شوم «تحجر» را علیه شما و دوستدارانتان به عرصه کشانید. در این ویرانگری فرهنگی دینی، علاوه بر اسلامستیزان نشاندار، افرادی چون حسن روحانی، ناطق نوری، هاشمی رفسنجانی و اذنابشان چه تاخت و تازها که نکردند! با این اطمینان است که شنیدن جمله مذکور برای ما سؤالبرانگیز شد. زیرا مطمئناً شما نیک میدانید در تفکر شیعی و گفتمان انتظارگرایانه، نه تنها تحجر جایی ندارد، بلکه تاروپود این اندیشه و مسیر سرشار از رشد و پویایی آن دقیقاً در نقطه مقابل غربزدگی ملحدانهای است که بیماری روشنفکری در وادی آن غرق گردیده است. چنین است که نتیجه روشنفکری «سنگشدن در برابر اندیشه دینی پویا و کارآمد به ویژه شیعی است، و تسلیم محض به پوچی و ناکجا آباد به اصطلاح ترقی و پیشرفت غرب!»
آقای دکتر احمدینژاد! رئیسجمهور محبوبی که با اراده الهی بینظیرترین آرای کمی و کیفی را در انتخابات دهم کسب نمودید و موجب سرافرازی بیشتر گفتمان اسلام ناب گردیدید و پیروزی باورهای منجیگرایانه را با شکست افکار سفیانی و دجالی در لباسها و نامهای مختلف، از آن خود نمودید، جنابعالی با افتخار به پایبندی انتظارگرایانه، یقیناً در علائم آخرالزمان خواندهاید، که امام باقر علیهالسلام فرمودند:
«هیهات! هیهات! فرج ما تحقق نمیپذیرد مگر این که شما [شیعیان] آزمایش شوید! بازهم آزمایش شوید! بازهم آزمایش شوید! تا آنجا که آلودگی برطرف شود و پاکی بماند. (مهدی موعود. ص ۸۸۰)»
به نظر میرسد اینک شما بهعنوان یک شیعه منتظر در عرصه قدرت اجرایی کشور، بار دوم آزمایش خود را با تشکیل کابینه دهم آغاز میکنید. چه زیباست که شکوه پایداریتان در عقاید ایمانی، همانند ۴سال پیش استمرار یابد، اوج بگیرد و بروز و ظهور بیشتری داشته باشد تا برای مرحله سوم آبدیدهتر گردید و ما دوستداران شما و منتظران ظهور بدان سزاوارتر. مرحله سومی که خدا میداند در کدام عرصهها آزمایش خواهید شد.
آقای رئیسجمهور! تصور میشود شما این مطلب را نیز از زبان مبارک امام صادق علیهالسلام رئیس مذهب تشیع نیز خواندهاید که «در آخرالزمان زنان بر دولت و سلطنت و هرچیزی که میل به آن دارند، [احتمالاً مناصب و مدارک و...] غلبه یافته و مسلط میگردند. (همان ص ۱۰۴۴)»
به صراحت میگویم آنچه میآید، نظر به فریاد افراد خاص ندارد و جامعه زنان مسلمان کشور را مبرا از آن میداند، زیرا اکثریت زنان ایران اسلامی مانند مردان آن، مفتخرند که در زمره «منتظران» هستند و نهایت آمالاشان آن است که در صف ۵۰ زنی قرار داشته باشند که ۳۱۳ اصحاب خاص مولایشان را کامل میکند.
اما در این نوشته بر آنم تا روندی که یک اندیشه جنسیتگرا و فمینیستی را حاکمیت میبخشد، اشاره کنیم. اندیشهای که از ریاستجمهوری هاشمی رفسنجانی در قدرت اجرایی خانه کرد و با ایجاد دفتر و دستک به مشاورت رئیسجمهور رسید و نهایت آن در گفتار و رفتار فائزه هاشمی و منجلاب اعتقادی فمینیستهای مرد و زن اصلاحطلب بروز و ظهور یافت. هاشمی در حقیقت نخستین بدعتگذار این فاجعه بود که در ادامه راه او، محمد خاتمی زنی دیگر را هم به معاونت برگزید. ثمره آن برای نظام اسلامی و ملت ایران از منظر اقتصادی و سیاسی و فرهنگی چه بود؟!
شما نیز آن راه را ادامه دادید و اینک ضروری است در کارنامه این معاونت تأمل کنید و «ضرورت حضور زن را در این معاونت که عمر آن به ۱۲سال رسیده است، بررسی نمایید.» سزاوار است احمدینژاد با گفتمان منجیگرایانه به تصمیمی برسد که در علائم آخرالزمان از بدعتها دیده میشود؟ و یا خواستههای بدعتگزارانه را حاکمیت میدهد؟ احمدینژاد با هاشمی و خاتمی متفاوت است و از حیث اعتقاد و عمل، کلاً از جنس آنها نیست. او بنا بر شناخت ملت، یک مسلمان معتقد و شیعه متعبد است و «قدرت» را «فرصتی برای خدمت» میداند و این «فرصت»، بستری برای ترویج گفتمان انتظارگرایانه"!
یک نظر این است که اگر وزرای زن ناتوان باشند، به جامعه زنان آسیب میرسد و...
اما این تحلیل و تفسیرها، موجب خوشایند و پسند گروهی است، و اینجانب بنا نداشته و ندارم، جز براساس عقاید و باورهایم بنویسم و این مسؤولیت و تکلیف را با مسأله دیگر جابهجا بنمایم.
آقای رئیسجمهور! قطعاً برای تشکیل کابینه با کمبود مردان دارای صلاحیت و توانمندی مواجه نخواهید بود، همچنین زنان دارای قابلیت اجرایی برتر از مردان در اولویت قرار ندارد. این که در آموزههای قرآنی زن و مرد در پیشگاه خداوند فقط براساس تقوا ارزیابی میشوند، نشانگر قابلیت رشد و بالندگی فکری و عملی زنان است که بر مبنای رضایت خداوند میتوانند حرکت کنند. یقیناً معتقدان به اندیشه و آموزه قرآنی، این مسأله را با «مدیریت»، «وزارت» و «ریاستجمهوری زنان» تحلیل و تفسیر نمیکنند.
نمیتوان پذیرفت در کابینه احمدینژاد حضور وزیر زن گام نخستی باشد که در کابینههای بعدی اهداف شوم فمینیست و سکولارها را حاکم کند. آیا بحث «ریاست جمهوری زن» که در هر انتخابات از سوی وابستگان به اندیشههای منحرف اوج میگیرد و گاه بحث «رهبری زنان»، مسائلی نیست که بتوان در این تصمیمگیری به آن توجه کرد؟
آقای رئیسجمهور! ما احمدینژاد را هاشمی و خاتمی نمیدانیم. احمدینژاد جنس دیگری است. او کسی نیست که مانند آنها و مانند نامزدهای شکستخورده ۲دوره انتخابات، از زنان، مردان و جوانان نردبان قدرت بسازد و مانند هاشمی و خاتمی، پس از کسب قدرت پایههای نردبان را بر دل و سینه زنان، مردان و جوانان و پیرها فرو کند و خود بر بالای آن در رأی مافیای قدرت و ثروت جای بگیرد!
آقای رئیسجمهور! فاطمه رجبی بر این تصور است که بنا بر عقیده شیعی خود و عهدی که با خداوند دارد، در راستای سنت معصوم علیهمالسلام و آموزههای آنها، به مقدار بضاعتی که در این عرصه دارد، گام بر میدارد، مینویسد، و میگوید. از این روی تاکنون ندیده و نشنیدهام که در این سنت معصوم علیهالسلام، زنانی در مدیریتهای بالای اجرایی قرار گرفته باشند. همچنین در سیره امام خمینی نیز چنین سابقهای وجود ندارد.
میدانم که این نوشته بیش از گذشته، مرا آماج تخریب و پرخاشگری راستهای ناراست میکند. به ویژه آنان که قدرت گرفتن زنان را در مسیر اهداف آتی خود، یک برگ برنده برای گفتمان خویش، و یک ضعف و کاستی برای گفتمان اسلام ناب احمدینژاد و بهانه برای تخریب بیشتر او میدانند. اما شیعه هستم و موظف به انجام تکلیف!
خداوند شما و دولتتان را مستدام بدارد و هرگونه انحراف و ضعف در تصمیمها و برنامههایتان را به درستی و قوت بدل نماید.
منبع: آینده نیوز
نظر استاد علی دوانی نسبت به دختر خود فاطمه رجبی در خبرگزاری فارس:
۸۵/۰۶/۲۱
واکنش علی دوانی به نامه دخترش فاطمه رجبی
خبرگزاری فارس: علی دوانی با انتشار نامه سرگشاده ای در واکنش به موضع گیری اخیر دخترش فاطمه رجبی اعلام کرد: موضعگیری تند بر ضد دولتمردان گذشته خدمت به دولت مردمی و کاری جناب آقای دکتر احمدینژاد نیست.
علی دوانی با انتشار نامه ای که نسخه ای از آن در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفت، افزوده است: متاسفانه مقاله اخیر دخترم دستاویزی مناسب برای بدخواهان داخلی و خارجی دولت خدمتگذار جناب آقای دکتر احمدینژاد و تخریب آن در شرایطی شده است که این دولت به ویژه در عرصه سیاست خارجی میدرخشد و امیدها در دل مسلمانان و مستضعفان جهان ایجاد کرده است.
وی در این مقاله می نویسد:در غیاب اینجانب که در سفر مشهد مقدس بودم، مقالهای به قلم دخترم خانم فاطمه رجبی پیرامون سفر جناب آقای خاتمی رئیس جمهوری سابق به آمریکا انتشار یافته است. از آنجا که این جانب مبتلا به کسالتهای حاد هستم، فرزندانم این گونه اخبار را به ملاحظه حالم به من نمیدهند؛ لذا مقاله مزبور و بازتاب آن را از من کتمان کرده بودند. اخیرا به طور اتفاقی از آن باخبر شدم و به جهت کسالت نتوانستم آن را بخوانم فقط مضمون کلی آن را به من گفتند که برای چندمین بار ناراحت شدم.
علی دوانی در ادامه این نامه یادآور شده است: هماکنون چند نکته را لازم به توضیح میدانم:
دخترم در زمان ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی چند بار مقالاتی در انتقاد از عملکرد ایشان نوشته بود که فقط یک بار آن را مطلع شدم و همان موقع به نشریه «یالثارات» به سبب چاپ آنها گلایه کردم و آن نشریه نیز گلایه مرا چاپ کرد.
چندی پیش هم این دخترم طی مقالهای بر ضد جناب آقای هاشمی رفسنجانی، جناب آقای خاتمی، و جناب آقای کروبی و دیگران موضع گرفته بود که آن را هم فرزندانم از من پنهان داشتند و پیامدی داشت که قضیه مسکوت ماند.
همان موقع نامهای خطاب به آقای کروبی نوشتم ولی روزنامه ایشان (اعتماد ملی) آن را به ایشان نداد.
در آن نامه نوشته بودم و در اینجا نیز میگویم قضاوت پیرامون عملکرد دولتهای گذشته و کنونی و آینده را مردم فهیم و بیدار ایران اسلامی مورد نقض و ابرام قرار میدهند، و نیازی به امثال ما که دور از وقایع هستیم، ندارد. و برای یک زن باحجاب اسلامی (چادر) و از یک خانواده روحانی و مذهبی، ورود به این عرصه چندان تناسب ندارد و یا لااقل در دیدگاه من اگر غیر از دخترم هم بود این نظر را داشتم و دارم.
بارها به فرزندانم (ذکورا و اناثا) گفتهام و سفارش اکید کردهام که راضی نیستم به هیچ وجه در امور سیاسی وارد جناحبندیها شده و با طیفی یا کسی طرف شوند و از وی نام ببرند، و در گفتار و رفتار و نوشتار بر ضد آنها موضعگیری کنند، چون با مشی من منافات دارد و از آن رنج میبرم. از اینمعنی بسیاری اطلاع دارند.
این محقق و پژوهشگر تاریخ تاکید کرده است: به حمدالله عملکرد فرزندانم از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون نیز چنین بوده است؛ چه آنها که سوابق انقلابی و مبارزاتی و زندانی سیاسی پیش از انقلاب داشتهاند، و چه آنها که در فضای پاک انقلاب اسلامی نشو و نما یافتهاند.
وی اضافه کرد: اما این دخترم به واسطه احساسات فوقالعاده و تعصب بسیار شدید که به امام فقید و خط آن بزرگوار و رهنمودهای ایشان دارد، طوری است که از حالت عادی هم فراتر رفته است، به گونه ای که وقتی خبر ارتحال حضرت امام را شنید با شیون و فریاد غش کرد و نقش بر زمین شد و روانه بیمارستان گردید. وی از سال اول وفات آن بزرگوار تاکنون هرساله مراسم ارتحال امام را در خانه خود با دعوت از بسیاری از مومنین و شخصیتها برگزار میکند و مراسم عزاداری و اطعام دارد. بارها به او گفتهام این عرض ارادت برای همان دو سه سال اول کافی است، ولی او همچنان این رویه را ادامه میدهد.
علی دوانی افزود: او در سخنرانیها و نوشتههایش روی همان احساسات شدید، به نظر خود احساس وظیفه میکند که در برابر آنچه به اعتقاد وی خطر انحراف از راه امام و انقلاب است موضع بگیرد و به دفاع از مظلومان برخیزد، آن هم با آن حال و هوایی که دارد. به همین جهت با همه سفارشی که به وی کرده و میکنم به راه خود ادامه میدهد و تحمل ترک آن را ندارد. تصور میکنم با شناختی که از منش، خصوصیات و خلق و خوی پسندیده آقای دکتر الهام دارم، ایشان هم از این روش همسر خود راضی نباشد.
به اعتقاد علی دوانی، نقد عملکرد دولتمردان گذشته و اقدامات فعلی آنها و موضعگیری تند بر ضد آنان نه تنها خدمت به دولت مردمی و کاری جناب آقای دکتر احمدینژاد نیست، بلکه ممکن است به زیان ایشان تمام شود؛ به ویژه پس از آنکه مقام معظم رهبری دامت برکاته به سبب شرایط فعلی و انتخابات مجلس خبرگان که در پیش است، همگان را از این امر برحذر داشتهاند.
وی تاکید کرد: چنان که شنیدهام متاسفانه مقاله اخیر دخترم دستاویزی مناسب برای بدخواهان داخلی و خارجی دولت خدمتگذار جناب آقای دکتر احمدینژاد و تخریب آن در شرایطی شده است که این دولت به ویژه در عرصه سیاست خارجی میدرخشد و امیدها در دل مسلمانان و مستضعفان جهان ایجاد کرده است.
علی دوانی محقق و پژوهشگر تاریخ در پایان مقاله خود به دخترش هشدار داده است: درخاتمه ضمن عذرخواهی از آقایان محترمی که در مقالات دخترم مورد انتقاد قرار گرفتهاند، به عنوان پدری که بیش از بسیاری از کسان با بیان و قلم به انقلاب و خط امام خدمت کرده است، به دخترم تذکر میدهم از این گونه موضعگیریها در گفتار و نوشتار خودداری نموده و طوری نشود که خدای ناکرده رابطه پدری و فرزندی ما قطع شود.