امیدهای تازه در بین زنان اصولگرا و انقلابی زمانی شکل گرفت که با پیروزی محمود احمدینژاد در انتخابات ۱۳۸۴، گفتمان انقلاب به بدنه دولت بازگشت. اما این امید تا چه حد پایدار ماند یا بهتر است بگوییم تا چه حد توانست انتظارات جامعه زنان اصولگرا را تأمین کند. این موضوعی است که درباره آن با ناهید نقوی به گفتوگو نشستهایم.
ناهید نقوی در شاخه دانش آموزی حزب جمهوری اسلامی فعالیتش را آغاز کرد و پس از تحصیل در حوزه و دانشگاه تا مقطع کارشناسی، سالها بعد مدیر مرکز مشارکت های مردمی شهرداری تهران در زمان شهرداری محمود احمدینژاد شد. او در جریان انتخابات نهم ریاستجمهوری، نیروی اجرایی ستاد مرکزی احمدینژاد بود و بعد از آن مدیر اجتماعی و توسعه مشارکت های مردمی معاونت اجتماعی مرکز امور زنان و خانواده شد.
اولین سئوالم را خیلی صریح می پرسم. در حال حاضر بهواقع چه کسانی مرکز امور زنان را اداره می کنند؟
مرکز امور زنان الان بهلحاظ قانونی توسط مشاور رییسجمهور اداره می شود اما بهنظر می رسد گاهی اوقات مدیریت در سایه هم انجام می گیرد.
گاهی مدیریت در سایه هم انجام میگیرد، یعنی کمک به یک دستگاه اجرایی، که مشاوره هم گفته می شود؛ اما اینطور بهنظر می رسد که دولت اصولگرا همیشه سعی کرده ضعیفترین افراد را در حوزه زنان بگذارد؟ بهنظر شما این مدیریت در سایه که می فرمایید یک موضوع برنامه ریزی شده است یا همان مشاوره؟
یک دلیل مدیریت در سایه، می تواند مشاوره باشد ولی بهنظرم عمده ترین دلیل آن ساختار کوچک و محدودی است که سبب می شود آدم های بزرگ در آن جا هزینه نشوند. وقتی ساختار کوچک باشد، آدم هایی که انتخاب می شوند هم باید متناسب با این ساختار باشند. مرکز امور زنان بهعنوان یک مرکز سیاستگذاری است، به نظر شما چند دستگاه باید در حوزه زنان سیاستگذاری کنند؟ جوابش برمی گردد به اصل بنای این مرکز که در دوران سازندگی یک دفتر امور زنان بوده که تشکیل آن در وقت خودش ضرورت داشته. حالا چقدر وسعت داشته، بحث بعدی است که باید توسعه پیدا می کرده. دولت اصلاحات با نگرش خودش در حوزه زنان، از این فضا خوب بهره برد که دفتر امور زنان را به مرکز امور مشارکت زنان تبدیل کرد اما عملکرد آن در سطح وزارت زنان بود، یعنی جهت دهی و سامان دهی در کل کشور. حوزه و اعتبار حقیقی ای که دولت اصلاحات به مسئول مرکز زنان داده بود حتی در حد وزیر کار کرد؛ اما دولت اصولگرا بهعنوان گفتمان نو و جدید، شعار خانواده را داد و مرکز امور مشارکت زنان را به مرکز امور زنان و خانواده تغییر نام داد. البته این مرکز از جهت ساختار ارتقا پیدا نکرد که هیچ، به آن فردی هم که مسئولیت داده شد، اعتبار حقیقی را ندادند. به نظر من در دولت نهم یک واژه ای به مرکز اضافه شد ولی هیچ اتفاق نویی نیفتاد و در برخی مواقع از جهت عمل در مسیر گذشته قرار گرفت. مثلا بحث «زنان سرپرست خانواده» در همهجا پررنگ شد. خلاصه این که در این مرکز آدم های ضعیف نمی گذارند بلکه جایگاه ضعیف تعریف شده.
اینها محصول مدیریت در سایه است؟ یعنی آنها نمی گذارند انجام شود؟
بله، چون تعریف مشترکی ندارند.
تعریف ندارند یا تعریف اصولگرایی ندارند؟
تعریف اصولگرایی ندارند. دولت اصلاحات تعریف داشت و به هدفش هم رسید ولو این که ساختار ارتقا پیدا نکرد اما دولت اصولگرا تعریف ندارد؛ به همین دلیل ساختار را هم ارتقا نداد. از آن طرف، اعتبار حقیقی هم به آن فردی که نصب می کند نداده است. در صورتیکه ما همهجا از شجاعت دولت اصولگرا می شنویم و توقع داشتیم که بتواند وزارت خانواده را تعریف کند. اگر وزرات خانواده را تعریف می کرد تبدیل می شد به معاونت زنان و معاونت مردان و معاونت جوانان و حتی معاونت سالمندان؛ همانطور که آقای احمدی نژاد می گوید از تولد تا مرگ افراد را باید برنامهریزی کنیم. اگر وزارت خانواده می شد، هم با گفتمانشان سازگار شده بود هم کار نویی انجام گرفته بود.
راجع به مدیریت در سایه من دقیقا متوجه نشدم. آیا کسی در امور ریز زنان دخالت می کند یا فقط در تصمیم گیری به رییس مرکز زنان کمک می کند؟
بهنظر می ر سد در حوزه زنان مصلحتاندیشیهایی می شود که زمینه اعمال نظرات افراد و یا حتی سلیقه ای فراهم می شود. لذا گاهی اوقات در تصمیمگیریها، افرادی اعمال نظر می کنند که صلاحیت این امر را هم به لحاظ اجرایی و هم از جهت فکری ندارند.
موضوع اصلی بحث شما و همفکران شما چیست؟
کاملا مشخص است؛ همان چیزی که مقام معظم رهبری در سال ۱۳۸۵ مطرح کردند. ایشان فرمودند که ما از غرب در مسئله زنان طلبکاریم. لذا موضوع اصلی بحث، خانواده و تعریفی درست از زن در خانواده است که با ساختار کنونی این مهم اتفاق نیفتاده است.
اینکه شما می گویید تئوریک است. برنامه شما در عمل چیست؟ به زنان سرپرست خانوار اهمیت ندهند یا بدهند؟ برنامه به چه سمتی برود؟
ما یک بحث پیشگیری داریم و یک بحث درمان که پیشگیری در برنامه درازمدت است و درمان در برنامه کوتاهمدت. زوجی که می خواهند ازدواج کنند باید برایشان برنامه داشته باشیم. برای دختران و پسران در دانشگاه ها باید مهارت های زندگی به صورت طرفینی باشد نه یکطرفه. منابع درسی، آموزش های دوران تحصیل، مهارت بعد از تحصیل و... این بحث هایی است که اگر کسی وارد زندگی شد، بتواند زندگی را محکم نگه دارد. ما حضور اجتماعی زن را قبول داریم اما بحث ما، عدم اشتغال است. ما باید با شجاعت بگوییم که ما به اشتغال زنان اعتقاد نداریم. اشتغال بهمعنای امروزی یعنی حقوق مشخص در قبال زمان مشخص؛ که این زن را از روحیه عاطفی و معنوی می اندازد و او را سخت می کند و زن درنهایت در خانه همان برخوردی را دارد که در جامعه هم دارد. علت طلاق ها همین جابهجایی شخصیت زن در اجتماع است.
در بحث درمان، برنامه کوتاهمدت است. لذا باید در دو حوزه برنامه بریزیم. ما معتقدیم نباید زن بد سرپرست داشته باشیم یا کم داشته باشیم. زن مشکلدار و فراری نباید داشته باشیم. حالا که داریم، باید برای این ها برنامه بگذاریم. ما با این برنامه ها که داریم می ریزیم، آنها که سلامت دارند را هم آسیب پذیر می کنیم؛ یعنی برنامه بلندمدت را با دست خودمان خنثی می کنیم تا جاییکه برنامه های ما گاهی نه تنها همپوشانی ندارند بلکه با هم تضاد دارند.
در بحث مدیریت ها چگونه است. این نوع چارت که هر وزیر یک مشاور داشته باشد از نظر زنان اصولگرا چگونه است؟ چه چیزی آرمان شماست؟
این برمیگردد به ساختار. ما شعار فراجنسیتی و خانوادهمحوری می دهیم اما در عمل می آییم مرکز امور زنان می گذاریم و در کنار هر وزیر هم یک زن مشاور می گذاریم، در کنار هر استاندار هم یک زن می گذاریم. این به چه معناست؟ شعار جنسیتی بفهمیم یا خلافش را؟ و این ها را نه با ساز و کار لازم و نه با ساختار قوی و نه با اعتباری که گفتم می گذاریم؛ چون دید بیشتر مردان اصولگرای ما سنتی است و بهضرورت، این ساختار را پذیرفتند. وقتی در عمل نگاه می کنیم، وزارتخانه یا استانداری حتی سالی یکبار هم مشاور زنان را نمی بیند. اینها نه در استان و نه در هیئت دولت، نه در شورای معاونین آن دستگاه هیچ حق رأیی ندارند، و اعتبار هم که ندارند. آن وزیر اصولگرا هم ظاهرا هیچ باوری به این مسئله ندارد. ساختارش هم یک اتاق است با ۲ تا کارشناس. شرح وظایف سازمانی هم تعریف نشده. حالا با این شرایط امور زنان چه کاری می تواند در آن وزارتخانه و در استانها بکند؟ نتیجه این که مطالبات جامعه و زنان را بالا بردیم و بهخاطر فقدان همه این ها که گفته شد، متأسفانه ما بعد از ۵ سال هنوز نمی دانیم می خواهیم چه کنیم.
آیا ایده جدیدی هم دارید؟
اگر بحث ساختار به سمت وزارت خانواده برود، خوب است. وزارت زنان نه! چون با شعار اصولگرایی تضاد دارد.
شما می گویید بحث خانواده کمرنگ است. مصداق کجاست؟ در کجا به خانواده اهمیت ندادند؟
برمی گردیم به حرف اولمان. ما زنانی که در حوزه زنان نظریهپرداز باشند نداشتیم؛ اگر داشتیم اصولگراهای سیاسی قبولشان نداشتند؛ اگر هم یک جاهایی قبول داشتند عمل نکردند. در حالت دیگر هم مفاهمه ای برای زنان اصولگرا برای رهبری این مجموعه وجود ندارد که در نهایت برنامهریزی بشود. منشاء برنامه، سیاستگذاری است. وقتی شما در سیاستگذاری، آدم های هماهنگی ندارید، اتفاق مهمی نمی افتد. ما می دانیم چه نمی خواهیم ولی نمی دانیم چه می خواهیم. به همین دلیل، دچار تفرق از لحاظ اجرا، نظر و فکر هستیم. در حالی که ما ضرورتی نمی بینیم که مادر، بچه هایش را زودتر از ۶ سال رها کند. این قانونی که می خواهند وضع کنند، برگرفته از نگاه غربی است که می خواهد زن، احساس مجردی و استقلال کند و خانواده را فروبپاشد و قرارش هم همین بوده اما ما که این نیستیم.
برخی معتقدند کارهای مفید بسیار خوبی انجام شده است. آموزش زنان روستایی، حمایت از زنان سرپرست خانوار، پیشگیری از سرطانهای زنان و... در واقع آماری که ارائه می دهند، دولت نهم نسبت به دولت هفتم و هشتم، دستاورد خیلی بیشتری داشته یا در بحث درمان، در خیلی از استانها پی گرفته شده است.
بله انصافا در دولت نهم کارهای خوبی انجام گرفته است.
در مورد سمن ها چطور؟
مرکز امور زنان در مورد سمنها، در حالت انفعال است و ما اصلا حرکت روبهجلو نداریم.
پس آمارهایی که ارایه شده، آمارسازی است؟ گفته می شود که به سمن ها هزینه های مناسبی پرداخت شده؟
بله ما پول دادیم اما چقدر در راستای آن هدف همگرایی و سیاست کلان بوده؟ ما فقط مواظب بودیم که عقب نرویم و حرکت رو به جلو کمتر داشتیم. ممکن است ۱۰ تا خوبی داشته باشد اما با برآیند این ۵ سال و با زمینه هایی که دولت اصلاحات ایجاد کرده، انگار کاری نکردیم. آنقدر ضعیف و ظریف بوده، آنقدر واگرایی در کارها داشتیم که کارهای مفید نشان داده نمی شود. هر کس جزیره ای کاری کرده و قطعا هم اتفاقاتی افتاده اما چون در ابتدا سیاست کلان، برنامه و همگرایی نبوده، تبدیل به جریان نشده. در واقع کار شده ولی بهدلیل ضعف مدیریتی تبدیل به جریان نشده.
آقای احمدینژاد در ابتدای دولت نهم حرف های امیدوارکننده ای را زدند که تغییرات نگاه دولت به مسئله زنان از تغییر نام مرکز امور مشارکت زنان به مرکز امور زنان و خانواده مشخص بود. اما آیا تغییری در ساختار این مرکز اتفاق افتاد یا نه؟
نه، تغییری نکرده. کلمه خانواده اضافه شده بدون این که از نظر کمیت و ساختار وسعت پیدا کند.
یعنی هیچ مدیریت و معاونتی در بحث خانواده نداریم؟
ساختار مرکز امور زنان و خانواده با ساختار دولت اصلاحات یکی است. ممکن است ساختار درونی مانند این که سه معاونت شده باشد چهار تا یا دو مدیر کل شده باشد یک مدیر کل صورت گرفته باشد، ولی از نظر ماهیت ساختار تغییری ایجاد نشده؛ چون اعتبار مالی به آن داده نشده که بخواهد پیگیری بشود.
در برنامه های مرکز چطور؟
ابتدا که خانم طبیبزاده آمدند طرح رحمت را پیگیری کردند که اتفاقا طرح خوبی بود. همه با انرژی و انگیزه آمدند و نگاه هم مثبت بود. آموزش مهارت زندگی با رویکرد دینی برای زوج ها بود اما از آنجایی که منابع درسی را هنوز تهیه نکرده بودیم و اساتید فن را آموزش نداده بودیم و مشاور استاندار برای اجرایی کردن این طرح بودجه نداشت، نمی توانستیم در دستگاه ها آموزش بدهیم. البته در بعضی استانها نتیجه مثبت داشته مثلا در استان فارس خانم اردبیلی چون عروس امام جمعه بود و می توانست بودجه بگیرد، در آن جا کار خوبی انجام شد حتی نرخ طلاق تا حدی کاهش یافت ولی این هم با وجود آن آسیب ها عقیم ماند.
با وجود برخی اقدامات مثبتی که متذکر شدید با تغییر نگاه ها ما در بحث زنان و خانواده شاهد ادامه آسیب های اجتماعی بودیم؛ طلاق بالا رفت، اعتیاد زنان بالا رفت، آمار دختران فراری بالا رفت و وضع حجاب بدتر شد. این محصول چیست؟ آیا امور زنان نگاهی به این آمارها دارد؟
بله، چند بار هم از طرف آقای رییسجمهور نامه آمد که وضعیت افزایش طلاق را بررسی کنید. مرکز هم کمیته کاهش طلاق را تشکیل داد ولی در عمل اتفاقی نیفتاد؛ چون به موازاتش، در شورای اجتماعی وزارت کشور، این کمیته دیده نشد. شورای فرهنگی اجتماعی زنان گفت ما مصوباتی داریم که باید اجرایی شود و خود مجلس پیگیر شد و در نهایت به جایی نرسید.
ببینید مرکز امور زنان و خانواده هست، از طرفی شورای فرهنگی زنان داریم، مجلس شورای اسلامی، کمیته زنان و خانواده تشکیل می دهد و شورای اجتماعی وزارت کشور هم چند کمیته دارد که یکی از کمیته های آن کمیته تحکیم بنیان خانواده است. بعد هم سازمان ملی جوانان بحث تحکیم خانواده را پیگیری می کند، سازمان تبلیغات متولی بحث حجاب می شود و در آخر هم با این همه تشکیلات هیچ اتقاق روبه جلویی نمی افتد. در مرکز هم باز بهدلیل ضعف جایگاه و ضعف آدم ها این کمیته راه به جایی نبرده است.
خانم هایی که همسو با انقلاب بودند و کلی آرمان برای جامعه و خودشان داشتند، یک دفعه در دولت اصلاحات با موضوعی مواجه شدند که از طرف خود دولت اسلامی داشت مطرح میشد و در حوزه بحث زنان افکار فمینیستی از طرف دولت دنبال می شد. بعد از اینهمه دغدغه و نگرانی خانم های انقلابی، دولت اصولگرایی آمد و آن خانم ها و البته آقایان هم امیدوار شدند که این مسئله دیگر تمام شد و ما در حوزه زنان هم دیگر شاهد آن حرفها نیستیم. آیا هنوز آن امیدها وجود دارد یا نه
واقعا باید نسبت به مسائل زنان از منظر دینی ناامید بود؟ آیا در دولت اصولگرا نگاه درستی نسبت به این مسئله وجود ندارد یا ضعف در اجراست؟
من فکر می کنم آن اتفاقی که شما دنبالش بودید باید از ناحیه خود رییسجمهور می افتاد. از طرفی گفتند من وزیر زن می گذارم تا افق دید زنان جامعه را روشن کنم و از طرفی دیگر آمدند بحث زنان و خانواده را تعریف کردند. این حرکت پارادوکسی، من اصولگرا را دچار چه کنم، چه کنم کرد. باید پشت خانوادهمحوری حرکت کنم یا باید بدوم بشوم وزیر زن یا یک مادر خوب نمونه در خانه با حفظ حضور اجتماعی؟ با آن حرکت پارادوکسی رییسجمهور جایی برای حرکت تند و تیز من نمانده. این حرف خیلی از خانمهای اصولگراست که ماندهایم که چی درست است.
یعنی مفهوم اصولگرایی به معنای درستش در مرکز امور زنان حاکم نیست؟
من اعتقاد دارم که حاکم نیست.
آدمهایش هم نیستند؟
اصولگرای سیاسی هستند ولی اصولگرای معرفتی، فکر نکنم. چون یک موقع می روند سراغ قوانینی که فمینیستهای تند هم ممکن است آن قوانین را نپذیرند و یک موقع آنچنان بسته فکر می کنند که سنتگراهای ما هم در آن بحث دارند. همان نبود نظریه و نگاه پارادوکسی این که چه باشد؟ ما توقع داشتیم آقای احمدی نژاد با تمام شجاعت هایش در بحث داخلی و بین المللی، در حوزه زنان حرفی برای گفتن داشته باشد. خیلی راحت می گفت من اعتقاد دارم به وزارت خانواده، حالا بروید در اینها کار کنید؛ ولی به نظر من در عمل ایشان سکوت کرد.
خانم فراحی همسر رییس جمهور چقدر در تصمیمگیری ها مؤثر هستند؟
ایشان جزو زنانی هستند که در بین اصولگرایان در زمینه زنان فعالیت می کنند.
مگر خانم فراحی فعالیتی در این حوزه داشته اند؟
بله تا حدودی و الان بهعنوان همسر رییسجمهور در تمام جلسات شورای فرهنگی اجتماعی زبان و مرکز و حتی سفرها حضور دارند.
مگر ما جایگاهی بهعنوان زن رییسجمهور داریم؟
قبلا نبوده اما الان نمی دانم؛ شما اگر خبر دارید به ما هم بگویید.
نظرات ایشان چقدر در برنامه ها و بودجه های مرکز امور زنان مؤثر است؟
مؤثر است.
به خود مرکز و زنان اصولگرا برگردیم. از نگاه اصولگرایان، مشکلات زنان جامعه چیست؟
فقدان یک تعریف واحد از حضور اجتماعی زنان و عدم تعیین تکلیف نقش های متعدد زنان با رویکرد تمدن اسلامی.
بالاخره می خواهیم بدانیم با توجه به دیدگاه دولت اصولگرا مشکلات زنان چه بود؟
ما هرچه بگوییم باز می رویم سر خانه اول. ما چون مبانی نظری کاملی نداشتیم، هرچه رصد می کردیم می دیدیم آن چیزی که ما می خواهیم، نیست.
یعنی کاملا همان کار دیکته شده زنان دولت اصلاحات را انجام می دادید و همان جواب را می گرفتید؛ درست است؟
بله، دقیقا ما آن چه که موجود بود برایش برنامه می ریختیم.
شما از کجا با خانم پروین احمدی نژاد آشنا شدید؟
ما در ستاد انتخاباتی آقای احمدینژاد با هم بودیم