وضعیت اشتغال زنان در ایران مشابه با کشورهای در حال توسعه، در وضعیت مطلوبی قرار ندارد و همواره زنان فرصت های شغلی کمتری دارند و غالبا در بخش غیر رسمی با اندک دستمزد مشغول به کارند.
کمبود آگاهی زنان در ابعاد حقوق فردی خانوادگی و اجتماعی حرفه ای و عدم شرکت در تشکل های صنعتی حرفه ای و فعالیت های اجتماعی فرهنگی سیاسی بر استمرار ساخت نابرابری کمک می رساند. به دلیل نگاه جنسیتی ،فرصت های اجتماعی و شغلی کمتری به طور برابرو با توجه به شایستگی ها به افراد، فارغ از جنسیتشان اعطا شده است وهمواره شاهد تبعیض های جنسیتی در اشتغال هستیم.
علی رغم تلاش های گسترده ای که پس از انقلاب اسلامی در جهت ایجاد بیشتر رشد و اعتلای زنان و مشارکت آنان در فعالیت های اجتماعی صورت گرفته است، وجود نوعی نگرش اجتماعی و نگاه بسته ی فرهنگی مبتنی بر باورهای غلط و نیز برخی ابهامات و اشکالات در قوانین ناظر بر خانواده و قوانین کار، خود به خود موانعی را برای اشتغال و حضور موثر زنان در عرصه های فعالیت های اجتماعی و اقتصادی فراهم نموده است
هر چند در سالهای اخیر پیشرفتهایی در جهت احقاق حقوق زنان شاغل حاصل شده است . اما هنوز تبعیضهای شغلی وجود دارد. جای تردید نیست که وظایف مادری زن یعنی وظایف بارداری و زایمان و تربیت فرزندان او را از مرد متمایز ساخته و بر فعالیتهای اقتصادی او اثر میگذارد اما این دلیل به تنهایی کافی نیست . عوامل زیادی موجب تبعیض شغلی علیه زنان میشوند وموانع قانونی نیز به نوبه خود همین اثر را دارند و سایر عوامل تبعیض را تقویت و تشدید میکند.
مجمع جهانی اقتصاد در گزارش سال ۲۰۰۸ اعلام کرد که میزان مشارکت زنان ایران در نیروی کار کشور ۴۲ درصد است.میزان درآمد سالانه زنان شاغل ایران ۴,۴۷۵ دلار و مردان شاغل ایران ۱۱,۳۶۳ دلار اعلام شد که نشان میدهد مردان دوبرابر و نیم زنان درآمد دارند.
سرانه درآمد زنان ایران درحالی اعلام شده که میزان مشارکت آنها در نیروی کار سال گذشته با ۴۱ درصد در حال افزایش بوده است، اما درصد مشارکت مردان درطی دوسال گذشته درحد ۷۶ درصد ثابت مانده است.این در حالی است که بر اساس آخرین نتایج سرشماری مرکز آمار ایران، ۳۶ درصد زنان شاغل در کشور دارای تحصیلات دانشگاهی هستند، در حالی که این میزان برای مردان ۱۳ درصد است.
با این که زنان به طور کلی دستمزدهای پایین تری نسبت به مردان دریافت میکنند، میزان بیکاری آنها در تمامی سطوح تحصیلی تقریبا دو برابر مردان است و موقعیتهای شغلی کمتری نسبت به تحصیلات و تجربیات خود در بخشهای عمومی و خصوصی پیدا میکنند.
دکتر محمد جواد ناطق پور (جامعه شناس و استاد دانشگاه) در این زمینه می گوید: وقتی نگرش عمومی نسبت به کار زنان بدین گونه است که آنها فاقد قدرت اجرایی لازم هستند حتی اگر تخصص داشته باشندو هنگامی که با ذکر نام زنان نقش های سنتی آنها به ذهن میآید، مسلماً در جایگاه آنها برای پذیرش شغل تأثیرگذار خواهد بود.
دکتر ناطق پور با اشاره به نتایج یک تحقیق می گوید: بر اساس تحقیقی تحت عنوان «بررسی مشکلات و موانع اشتغال زنان در بخشهای دولتی در سطح ملی» که بر روی زنان استانهای قم، یزد و چهارمحال و بختیاری به عنوان استانهایی با مشارکت پایین زنان و استانهای سیستان و بلوچستان، لرستان و کهگیلویه و بویراحمد با مشارکت بالای زنان در زمینه اشتغال در بخشهای دولتی انجام شده است، مشکلات زنان برای مشارکت در اشتغال به دلیل بیعدالتیهایی است که در جامعه وجود دارد.
در هر حال ماهیت توسعه به گونه ای است که بدون مشارکت زنان در عرصه های مختلف اجتماعی، موفقیت چندانی در تحقق برنامه های توسعه حاصل نخواهد شد. فراهم آوردن زمینه های رشد بیشتر و افزایش مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی و کاهش تبعیضهای موجود در محل کار، موضوع مهمی است که عملا" باید در برنامه ریزی های کشور مورد توجه قرار گیرد.
درک نیازهای واقعی زنان، نقش اجتماعی آنان، افزایش توانمندیها و نیز بهره مندی از آن در توسعه کشور همان چیزی است که می تواند جایگاه و موقعیت واقعی زنان را در جامعه ایرانی بیان کند. در حقیقت، توجه به وضعیت اشتغال زنان و هدایت آنان به بازار کار می تواند زمینه بهره گیری بهتر جامعه از این نیروی بالقوه را فراهم آورد