سلامی دوباره به دوستان عزیز این خانه
خانه ای به نام ایران زنان
از این که بی خبر رفتم عذر می خواهم
مدت کوتاهی بود که نبودم. دلم برایتان تنگ شد. برای همه شما. چه آن ها که هر از گاهی یک سر می آیند و می روند و چه آن ها که از یاران پابرجا و دائمی این خانه هستند.
با این که روی ماه شما را نمی بینم و نام شما را نمی دانم ولی دلم برایتان تنگ شد. نام و نشان برای شناخت ظاهر است و ظاهر هم رفتنی است. آن چه ما را به هم پیوند می دهد روح خانه "ایران زنان" است و تلاش ما هم بر این است که ستون این خانه که پایه ای برای روح این خانه است عدالت خواهی باشد. ما در این روح مشترکیم.
این روح مشترک عدالت خواهی است، و عدالت است که ماندنی و جاوید است. عدل نامی از نام های خداست و خداست که باقی است. "کل شی هالک الا وجهه" - همه چیز نابود شدنی است جز او - (جز آن چه رو به او دارد)
ما در رنجی که می کشیم و در تلاشی که می کنیم، مشترکیم. در رنچی که می کشیم و در نفعی که نمی بریم، در رنجی که می کشیم و بهره ای که نمی بریم. ما نمی بریم ولی دیگری آن که برنده بازنده است می برد. ما در خداخواهی و نه خودخواهی، در حق پرستی و نه نفس پرستی، در صببوری و نه ناشکیبایی، در ایستادگی و نه خمودگی، در قوت و نه ضعف، ... مشترکیم. ما در داشتن دشمنان دوست نما و دوست نمایان خودمحور مشترکیم.
نه آمدن ها به دست ماست و نه رفتن ها. نه داشتن توفیقات به دست ماست و نه گرفته شدن توفیقات. آمدن ها و رفتن ها. داشتن ها و نداشتن ها. دانستن و ندانستن، توانستن و نتوانستن. فرصت ها و هدایت و توفیقات همه از خداست. وسع ما با خداست و سعی ماست که ما را می سازد. نقش ما عمل در شاکله خود است کل یعمل علی شاکلته.
تغییر شرایط هر زمان فرصتی است برای نمایش ما به خودمان و ثبت این نمایش در کارنامه ما. کارنامه این دنیایی و آن جهانی. دادن ها و گرفتن ها، وفور نعمت یا مصیبت در گرفتن آن ها، داشته ها و نداشته ها، مبتلا شدن ها ... تغییر فرصت ها و تغییر شرایط برای رونمایی از ماست، از "خود" ما، رونمایی مرحله ای نو از شدن و بودن ما با خلق صحنه های متفاوت. کل یوم هو فی شان. او هر روز در شانی است.
حرکت به سوی اوست که الیه المصیر. صیرورت و طور به طور شدن ها به سوی او است.
از خدا نیت خالص برای تقرب به خودش را می خواهیم.
به زیارت دل ها رفته بودم، امید که زیارتم قبول حضرت حق
توران ولی مراد