• جمعه، ۲۵ دی ۱۳۸۸
  • ادبیات کلاسیک ما با جهان درونی زنان بیگانه است
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 169
    کد خبر: 404

    davari.ketab.ghatar.jpg 
    علیرضا سیف‌الدینی در نشست نقد کتاب "میترا داور" که عصر دیروز برگزار شد، نثر رمان داور را نثر متناسب و هماهنگ با حرکت و فضای داستانی بیان کرد. یوسف علیخانی نیز از بیگانه بودن ادبیات کلاسیک با درونیات و شخصیت زنان سخن گفت./


     سیف‌الدینی در نشست نقد مجموعه داستان «قطار در حال حرکت است»، نوشته میترا داور که عصر دیروز(یکشنبه، ۱۷آبان) با حضور یوسف علیخانی و علی‌الله سلیمی در سرای اهل قلم برپا شد، دو داستان «قطار در حال حرکت است» و «خاله نوشا عاشق است» را ستون‌های این کتاب دانست و گفت: غیر از دو داستان، اغلب قصه‌ها زیرپوستی اند و خواننده احساس نمی‌کند که اوجی هم وجود دارد. منظورم این است که این داستان‌ها مانند قصه‌های رئالیستی نیستند.

    سپس علیخانی چیدمان داستان‌ها را زیرکانه و هوشمندانه دانست و توضیح داد: میترا داور نویسنده هوشمندی است و چیدمان داستان‌ها را زیرکانه نشان می‌دهد. داستان‌های او وضعیت یک موقعیت است. غیر از دو داستان، بقیه کارها، زندگی زنان شاغل و کارمند را در دنیای صنعتی و مدرن ما بیان کرده اند.

    نویسنده «اژدهاکشان» همچنین با بیان ویژگی‌های جهان داستانی داور گفت: نویسنده در این داستان‌ها سعی دارد کارخانه بی‌احساسی را تصویر کند که حتی رقص زبانی ندارد. در این دنیای ماشینی، آدم‌ها مانند مرغ‌های پرورشی‌اند و با یک اتفاق کوچک در متن، خواننده به جهان انسانی شخصیت‌ها می‌آید.

    در ادامه این جلسه نقد سیف‌الدینی نیز با بیان برخی اختصاصات محتوایی این اثر توضیح داد: من از یک نویسنده زن در نوشتن درباره شخصیت درونی زنان، انتظار بیشتری دارم. غیر از داستان «خاله نوشا عاشق است» در اغلب داستان‌ها عمق هستی زنانه مطرح نشده؛ این در حالی است که در بیشتر آثار داستان‌نویسان زن نیز این کاستی دیده می‌شود.

    این نویسنده با اشاره به لزوم جزئی‌نگری در ادبیات داستانی خاطر‌نشان کرد: در ادبیات ما نگاه به جزئیات ضعیف است. در حالی که در آثار داستان‌نویسان بزرگی مانند گلشیری، نوع پیش پاافتاده‌ای از ماجراها بزرگنمایی می‌شود.

    سیف‌الدینی با توضیح درباره داستان «قطار در حال حرکت است» گفت: در داستان «قطار درحال حرکت است» ما با یک قطار اسطوره‌ای مواجهیم؛ این قطار می‌خواهد معنای زندگی را نشان دهد و من فکرمی‌کنم کسی نباید از این قطار پیاده شود. در این داستان که فضایی وهم آلود دارد، نویسنده برخی قسمت‌های درون خودش را که شاید برای داستان لازم بوده، بازگو نکرده و به گونه‌ای جلوی سرکشی و سیلان در داستان گرفته شده.

    علیخانی نیز درباره وجوه آغاز و پایان داستان‌های این کتاب سخن گفت و توضیح داد: اولین داستان این مجموعه با تولد است و آخرین با مرگ. زبان داستانی داور شاید در وهله اول خشک به نظر برسد؛ ولی این خشکی زبان در فضای دنیای سنتی و تقابل سنت با مدرنیته شکل گرفته.

    سیف‌الدینی نیز که درباره نحوه به کارگیری زبان در داستان‌های داور توضیح داد، این‌گونه گفت: با خواندن کلی داستان‌های این کتاب در‌می‌یابیم که طرح با شکل قصه هماهنگ نیست. در برخی قصه‌ها، دیالوگ به کنش داستان کمک نمی‌کند و ما حرکت را نمی‌بینیم. ولی در داستان «خاله نوشا عاشق است» زبان با فضای داستان هماهنگ شده و نثر، سازگاری خوبی با محتوا یافته.

    علیخانی نیز پس از گفته‌های سیف‌الدینی با بیان اختصاصات دیگر این مجموعه داستان توضیح داد: حرف زدن بیرون داستان، شاید یکی از نواقص این کتاب باشد. مثلا نامگذاری داستان «حق مساوی» به گونه‌ای است که آدم را به یاد داستان‌های فمینیستی می‌اندازد. این ویژگی در داستان‌های «پدرم خیلی کتکم می‌زد، ولی ما عاشقش بودیم» و چند داستان دیگر هم دیده می‌شود. همچنین در همه داستان‌ها حسرت دنیایی وجود دارد که دیگر نیست .

    وی همچنین افزود:برخی داستان‌های این مجموعه از بعضی جهات بسیار زیباست؛ چرا که نویسنده در دنیای صنعتی به نکات ریز انسانی توجه می‌کند و در این داستان، کسی هست که مدام از طریق میکروفن به افراد هشدار می‌دهد.

    این داستان‌نویس درباره نقش ناپیدای زنان در ادبیات کلاسیک گفت: در ادبیات کلاسیک ما، زن، شناخته شده نیست و اصلا مجالی برای شناساندن درونیات و شخصیت زن‌ها داده نشده و زنان خوب تاریخ هم در سایه‌اند.

    وی تصریح کرد: خوشحالم که در این کتاب چند داستان بسیار خوب خواندم. به اعتقاد من این کتاب نقطه عطفی در داستان‌نویسی میترا داور خواهد بود.

    سپس سلیمی توصیف دنیای زنان کارگر یا کارمند را در ادبیات داستانی ما رویکرد و توجهی نو دانست و گفت: نگاه به زندگی زنان کارگر یا کارمند در فضاهای داستانی ما، به ندرت دیده می‌شود و این ویژگی نوعی ساختارسازی است که در آثار داور به ما معرفی می‌شود و نوعی شاخصه برای آثار او به شمار می‌آید.

    مجموعه داستان «قطار در حال حرکت است» نوشته میترا داور چندی پیش از سوی انتشارات «ققنوس» روانه بازار کتاب شد.

    ۱۸ آبان ۱۳۸۸

    خبرگزاری کتاب ایران ایبنا
     

    ********************************************************

     

    به گزارش خبرنگار فارس از این نشست

    ، در ابتدای این جلسه «میترا داور» بخش‌‌هایی از کتاب را برای حاضرین خواند.

     

    * قصه‌های این مجموعه واقعیت و هم‌آلود و واقعیت بدون وهم هستند

    در ادامه، علیرضا سیف‌الدینی در مورد اثر داور گفت: قصه‌های این مجموعه دو نوع است، یک نوع می‌توان گفت واقعیت و هم‌آلود، نوع دیگر واقعیت بدون وهم یا نزدیک به واقعیات روزمره است.
    سیف‌الدینی افزود: دو داستان «قطار در حال حرکت است» و «خاله نوشا عاشق است» همانند دو ستون این مجموعه هستند که هر دو زیباست.
    این منتقد بیان کرد: اگر به دیده فنی به داستانها نگریسته شود اکثر قریب به اتفاق داستانها از طرح و توطئه و یا پی‌رنگ زیرپوستی استفاده شده و خواننده با اوج رو به رو است.
    وی اظهار داشت: واقعیت وهم‌آلود همانند قصه‌های رئالیستی نیست. درست است که رئال نگاشته شده ولی خط سیر آن از خط سیری که برای داستان‌های رئالیستی وجود دارد پیروی نمی‌کند.
    این منتقد ادبیات داستانی در این راستا گفت: هنگامی که خوانش قصه به پایان می‌رسد خواننده می‌اندیشد که چه موضوعی مطرح شده است؟
    وی بیان کرد: هنگامی که نویسنده زن باشد انتظار بیشتر می‌شود چرا که خواهان آن هستیم از دنیای زنانه بیشتر بدانیم.
    سیف‌الدینی با اشاره به داستان «خاله نوشا عاشق است» گفت: شخصیت خاله نوشا درست است که پیداست اما «زن» بوده و این شخصیت حس‌هایی را در هنگام خواندن منتقل می‌کند که زن بودن با مرد بودن متفاوت است که در آن نگاه به کبوتر، اشیاء فیزیکی متفاوت و عمیق‌تر است.
    این منتقد افزود: چیدمان این قصه‌ها بسیار هوشمندانه است؛ در ادبیات ما نگاه به جزئیات خیلی کم است.
    سیف‌الدینی با اشاره به آثار گلشیری بیان کرد: از این قبیل خصوصیات در آثار گلشیری یا داستان «مثل همیشه» این جزئیات دیده می‌شود. در ادبیات این اتفاق که از کلیات به سمت جزئیات پیش رویم بسیار کم رخ می‌نماید.
    وی اضافه کرد: انتخاب این نام برای این مجموعه جالب بود اینکه حرکت این قطار اسطوره‌‌ای است و سوال اینکه ایا افرادی که مسافر هستند پیاده می شوند؟ و آیا اصلا پیاده می‌شوند؟
    سیف‌الدینی تصریح کرد: سکون در حال حرکت و حرکت در حالت سکون قطار می‌تواند نمادی برای زندگی و هستی باشد.
    این منتقد گفت: فکر می‌کنم کسی از قطار نباید پیاده شود و اگر پیاده شدن خیال می‌شد بسیار مطلوبتر می بود و در عین حال ثابت بودن و حرکت نشان داده نشود.
    سیف الدینی گفت: فضا وهم آلود و نوشتن داستان بسیار سخت است. گاهی احساس می‌شود نویسنده برخی از قسمت‌های درون خود را عمدا حذف کرده و ننوشته است.
    وی افزود: داستان کوتاه دارای فضایی محدود است. نوشتن داستانها با شخصیت‌های زیاد در فضای کوتاه سخت نیست بلکه نوشتن داستان با شخصیت بیشتر و دیالوگ کمتر سخت‌تر است.
    سیف‌الدینی تاکید کرد: نثر این مجموعه خوب است و در برخی نقاط نثر با حرکت داستان و فضا هماهنگ است.

    * داستان‌های میترا داور وضعیت یک موقعیت است

    همچنین یوسف علیخانی منتقد در مورد اثر میترا داور گفت: داستانهای میترا داور وضعیت یک موقعیت است؛ البته داستان «خاله نوشا عاشق است» و یا «خانه کوچک حشره» از این موقعیت جداست.
    وی گفت: مؤلف این اثر نویسنده‌ای هوشمند است و هوشمندی وی از این باب است که اگر زیرکانه به داستان‌ها نگاه شود چیدمان داستانها بر این مطلب صحه می‌گذارد.
    علیخانی افزود: میترا داور سعی دارد دنیایی را از ابتدا نشان داده و در داستان آخر دنیا را به شکل کامل شرح دهد.
    این منتقد تصریح کرد: داستانهای میترا داور وضعیت یک موقعیت است؛ البته داستان «خاله نوشا عاشق است» و یا «خانه کوچک حشره» از این موقعیت جداست. داستان یک جرقه و یک موقعیت هستند موقعیتی که در خدمت شرایطی است که نویسنده در پی آن است.
    وی بیان کرد: تمام داستان‌های میترا داور جز «قطار در حال حرکت است» و «خاله نوشا عاشق است» بقیه زندگی زنی کارمند در دنیای صنعتی و امروزی است که در هر قصه با اشاره‌ای کوچک این دنیا ساخته می‌شود.
    این منتقد اضافه کرد: نویسنده سعی دارد با ساختن این دنیا کارخانه بی‌احساس را تصویر کند که ظرافت‌ها و لفظ زبانی را ندارد و با زبانی خشک دنیای ماشینی بنا شده است.
    وی ادامه داد: دنیای ماشینی دنیایی است که آدمها همانند مرغ‌های پرورشی هستند؛ اما در این میان وجود یک اتفاق کوچک سبب می‌شود خواننده به دنیای انسانی شخصیت‌ها ربط پیدا می‌کند.


    علیخانی اضافه کرد: اولین داستان با تولد شروع می‌شود و اخرین داستان با مرگ پایان می‌پذیرد.


    وی چنین ادامه داد و گفت: ابتدا فکر کردم که چقدر زبان داستان‌های میترا داور خشک و دامنه لغت محدود است اما بعد متوجه شدم که می‌خواهد فضا را خشک نشان دهد. خشکی زبان داور مرتبط با دنیایی است که نقطه مقابل سنت است.
    علیخانی ادامه داد: گویی تمام داستانهای میترا داور نوعی حسرت به دنیایی که حالا وجود ندارد است (همانند داستان:پدرم کتکمان می‌زد ولی ما عاشقش بودیم)

    ۸۸/۰۸/۱۸
     

    فارس

     

    مطالب مرتبط:
    تحلیلی بر ادبیات مجموعه نمایشی "او یک فرشته بود" در ارتباط با نقش و جایگاه زن در آن
    تحلیلی بر ادبیات مجموعه نمایشی "او یک فرشته بود" در ارتباط با نقش و جایگاه زن در آن
    زن در ادبیات داستانی دفاع مقدس
    چهره‌ی زن در ادبیات معاصر
    تحول نقش مادری در رمانهای معاصر زنان