فرشته ولی مراد

خلاصه مطلب
یکی از محوری ترین موضوعات قابل توجه در این سریال در ارتباط با قدرت تصمیم گیری خانم ها، روابط خانم تهیه کننده و آقای مجری که نقش همسر او را دارد،است. هر دو با هم جلو می آیند و با تلفن هایی که در ارتباط با سایر مردم شده به آنها و موضوع مطرح شده در برنامه ارتباط برقرار می کنند و این ارتباط به دلیل نوع ورود و اختلاف نظرهای آن دو با آن چه باید انجام بگیرد قابل توجه است. تا جایی که این زن و شوهر هر دو یک نظر را دارند موردی نیست ولی آنجا که در نگاه و آنچه باید انجام شود بینشان اختلافی هست بازی قدرت وارد می شود. زن تهیه کننده است و مدیر مسئول ولی مرد که مجری است و در واقع موظف به اجرای تصمیم های تهیه کننده به راحتی تن به این تصمیمات نمی دهد.
سریال تلویزیونی «راه شب» که از شبکه ۳ سیما در حال پخش است در مورد قرار گرفتن زنان در موضع تصمیم گیری و اجرا، بازی «مادام؟ یس» دوران کودکی را به خاطر می آورد. موضوع این بازی تصمیم گیری و دادن اجازه جهت حرکت بازیکنان و رسیدن به خط پایان که خط تصمیم گیری است، می باشد. گفتن کلمه مادام با آهنگ سئوالی به معنی اجازه خواستن برای حرکت است و شنیدن پاسخ یس، جواب مثبت برای هر حرکت بازیکن.
آنها که این بازی را کرده اند یادشان هست که در این بازی هر چند نفر که بودیم به ردیف جلوی یکی از دیوارهای حیاط یا اتاق می ایستادیم و یک نفر به عنوان رئیس که فرماندهی بازی را در دست داشت جلوی دیوار روبه رو می ایستاد. این آرایش به گونه ای بود که دو نیرو در مقابل هم می ایستاد و همه فضای موجود میان این دو قرار می گرفت. در یک طرف یک نفر، که فرمان حرکت های بازی به دست او بود و ردیف دیگر همه بازیکن های دیگر. پایان هر دور بازی از این قرار بود که یک نفر از این ردیف آدم ها که همان همه هستند خودش را به رئیس برساند و جای او را بگیرد. اما نکته این بود که این رساندن به این سادگی ها که در ابتدا به نظر می آمد نبود. کل بازی عبارت می شد از یک باند بازی کامل و یادگرفتن فنون آن، تن دادن و سکوت در مقابل بازی قدرت که دست به دست می شد و حفظ ظاهر به جهت عدم اعتراض بازیکنان در عین حفظ هیجان بازی.
بازی در دست یک باند بود که باید قدرت را دست به دست می کرد و همین خودش بازی بود، باقی آدم ها در بازی حضور داشتند تا بازی انجام شود. اگر بقیه آدم ها که عضو باند قدرت نبودند وجود نداشتند که بازی، بازی نمی شد. هرچه این باند بهتر می توانست بقیه را بازی دهد که نفهمند حرکت ها بر اساس باند بازی است هیجان بازی بیشتر بود. همه چیز در دست های پر قدرت فرمانده بود. کل بازی هم این بود که فرمانده آدم ها را به نوبت صدا کند و به او بگوید که چند قدم به جلو یا چند قدم به عقب برود. نفری که اسمش صدا شده بود باید با ذکر نام رئیس با عنوان مادام با آهنگ سئوالی اجازه حرکت را می گرفت. اگر این کار را نکرده حرکتی می کرد باید به خط آغاز بازی برگردد. پاسخ اجازه مثبت برای حرکت هم همان یس (yes) بود که توسط رئیس داده می شد. نکته جالب توجه همان است که هرکس که قرار است به جای رئیس رسیده و جای او را بگیرد دقیقاً همان کسی است که از همان اول در ذهن رئیس مشخص بوده است. جالب است که همین جا جای باج دهی ها و قرار و مدار های نانوشته و گوش مالی دادن ها و خط و نشان کشیدن ها میان بچه ها و در واقع تعظیم و تحقیر آدم ها بود.
اصل و نفس بازی به گونه ای بود که ریاست که همان قدرت اجازه حرکت آدم های دیگر است در دست باند خاصی دست به دست شود. مراقبت خاصی هم نمی خواهد فقط حواسشان باشد که به هر کس تا چه حد اجازه حرکت بدهند و از طرف دیگر اگر کسی یک بار یک قدم به جلو آمد و بار دیگر هم یک قدم، و هر دوبار اجازه حرکت را هم فراموش نکرد، بار سوم حواس فرمانده باشد که او را دو قدم به عقب ببرد. بعضی از این رئیس ها برای این که خیلی متهم نشوند و یا هیجان بازی را حفظ کرده باشند و یا نخواسته باشند که دستشان برای بازیکن ها رو شود آنها را تا یک قدمی خود هم می آوردند و بعد یک قدم به عقب و بازی را در نزدیکی های خط خود به گردش درمی آوردند.
سریال «راه شب» یکی از همان هزاران هزار تولید فرهنگی، ادبی، هنری است که در همین راستا با همان فرمول بازی مادام؟ یس حرکت می کند. زنان یک قدم به جلو. مادام؟ یس. یک قدم به جلو. مادام؟ یس. چهار قدم به عقب. در واقع تولیدات فرهنگی، هنری، ادبی با سایر عوامل سیاسی اجتماعی، اقتصادی خانوادگی قانونگذاری و غیره دست در دست هم دارند تا خانم ها به مواضع تصمیم گیری راه پیدا نکنند و همچنان پیاده نظام باقی بمانند هرچند در قدم رو به جلو حرکت کنند. حرکت ها و چرخش های دیگر به کمک می آیند تا نتیجه همان باشد که در دستور کار است.
در این سریال نمایشی یک خانم تهیه کننده است که مدیریت برنامه را دارد و مرد همکار شوهر این خانم است و به همین بهانه اجازه دارد هرجا که بخواهد و هر وقت که تشخیص دهد نظر، رای، انتخاب و تصمیم گیری او را وتو کرده و در واقع او را از قدرت ساقط کند. جالب این است که چینش ها در داستان ها و خط کلی داستان به گونه ای است که هم بیننده و هم خانم تهیه کننده با ضعف توانایی خانم در تشخیص روبه رو شده و نشان می دهد که چه خوب است که مرد اجازه دارد بر خلاف تصمیمات تهیه کننده دست به عمل بزند.
در سریال «راه شب» دو شخصیت اصلی هستند که یکی تهیه کننده یک برنامه رادیویی است که خانم است و همسر این خانم هم کارشناس شناخته شده ای است که به همراه تهیه کننده هر دو با هم اجرای یک برنامه رادیویی به اسم «راه شب» را دارند. این برنامه به مسائل و مشکلات و درد دل های مردم می پردازد و در واقع زندگی اجتماعی با استفاده از آنتن رادیویی به هم پیوند خورده و جاری می شود. یعنی همان برنامه زنده که بیان و تبیین زندگی است. مردم می توانند در این برنامه مشکلات خود را بگویند و با کمک مجری و باقی مردم راه چاره بجویند. با یکدیگر سخن بگویند و به یکدیگر کمک کنند تا بتوانند بهتر زندگی کنند. وجه تمایز، جذابیت و برجستگی برنامه این است که نه فقط یک طرفه نیست که مجری بگوید و مردم بشنوند، حتی فقط دو طرفه هم نیست که مجری بگوید و مخاطبین هم تماس بگیرند و صدایشان پخش شود و حرف هایشان را بزنند، بلکه برنامه بعد دارد. به این معنی که نفر دیگر که مخاطب تلفن کننده به برنامه است و صدایش مستقیم پخش می شود، او با برنامه تماس می گیرد و جواب آن مخاطب را می دهد و یا مردم به کمک مجری می آیند و در صحنه حل مشکل حضور دارند.
این سریال دو شخصیت ثابت دارد که همین خانم تهیه کننده و آقای مجری هستند و چند شخصیت فرعی ثابت مرتبط با این دو به عنوان فرزند و همکاران. باقی آدم ها غیر ثابتند که در واقع شخصیت هایی هستند که داستان همان قسمت را به پیش می برند و به این شکل هر داستان یکی از معضلات اجتماعی را طرح و راه هایی را برای حل پیش پا می گذارد. شخصیت های ثابت و غیر ثابت این سریال با هر قسمت می آیند و با موضوعاتی که آورده اند در یاد و خاطره و فرهنگ این جامعه باقی می مانند. هر بار یک داستان است که بازی می شود و پیام و نتیجه ای که از آن حاصل می شود زیر پوست شهر می ماند.
تهیه کننده در واقع سردبیر برنامه است و نقش تصمیم گیری دارد، چرا که رابط میان برنامه و مدیران مسئول است. تهیه کننده است که برنامه میان او و مدیران به توافق رسیده و اوست که در نهایت به همین مدیران مسئول پاسخگوست. او رسماً موافقتنامه را امضا کرده و کلیه امکانات مالی و فنی در اختیار او گذاشته می شود و اوست که تیم مورد نیاز خود را برای تهیه برنامه و اجرای طرح گزینش می کند. در این سریال تهیه کننده برنامه یک خانم است، پس خانم ها یک قدم به جلو. مادام؟ یس و متعاقب آن در اجرا یک قدم به جلو برداشته شده است. بر همین اساس است داستان های این سریال نمایشی.
این سریال گاه در ارتباط با مسائل خانم ها با همان فرمول بازی مادام؟ یس به عمق می رود و مشکلات آنها را مطرح می کند و تلاش می کند تا شنونده ای برای این مشکلات پیدا و راه حلی برای آن طرح کند. گذشته از این که راه حل هایی که در چند دقیقه مطرح می شوند تا چه حد می توانند واقعی باشند. مثل آن قسمت که زن و شوهری در آسانسوری که در حال بالا رفتن است به حکم اجبار می مانند و باز بر اساس همین حکم اجبار مرد به حرف های زن گوش می دهد. حرف هایی که در یک عمر زندگی مشترک زن برای گفتن داشته و مرد شرایط شنیدن را فراهم نکرده. زن با ایثار و فداکاری و ازخود گذشتگی راه رشد مرد را فراهم کرده و مرد یکی یکی پله های موقعیت هایی را که برای او اعتبارات اجتماعی کسب کرده بالا رفته ولی در عین حال از زن و زندگی مشترکشان فاصله گرفته. فداکاری های زن را ندیده و او را با مشکلاتی که تعلق به هر دوی آنها داشته تنها گذاشته. این مشکلات عمیق شده و با بیماری در وجود زن جا خوش کرده اند. همه حرف ها گفته می شوند و با راه افتادن آسانسور بار زندگی سبک شده و بر همین اساس معلوم نیست این راه حلی که یک شبه حاصل می شود تا چه حد ماندنی و کارآمد خواهد بود.
نکته این است که هر چه باشند به هر حال مثل یک آرزو مطرح می شوند با این امید که بنابراین گذاشته می شود که قرار است راه جبران مافات را با هم پیدا کنند. قدم رو به جلو برای زنان در این برنامه این است که دست کم مشکلات از زبان یک زن طرح شدند. درد دل هایی که در اثر گذشت زمان روی هم انبار شده و به گونه ای محکم شده، رسوب کرده و جا خوش کرده اند که به این سادگی بیرون نخواهند رفت. هر چه هست مشکلات طرح شدند، پس خانم ها یک قدم و بلکه دو قدم به جلو. مادام؟ یس. و آقایان دو قدم به عقب. مادام؟ یس.
یکی از محوری ترین موضوعات قابل توجه در این سریال در ارتباط با قدرت تصمیم گیری خانم ها، روابط این خانم تهیه کننده و آقای مجری که نقش همسر او را دارد است. هر دو با هم جلو می آیند و با تلفن هایی که در ارتباط با سایر مردم شده به آنها و موضوع مطرح شده در برنامه ارتباط برقرار می کنند و این ارتباط به دلیل نوع ورود و اختلاف نظرهای آن دو با آن چه باید انجام بگیرد قابل توجه است. تا جایی که این زن و شوهر هر دو یک نظر را دارند موردی نیست ولی آنجا که در نگاه و آنچه باید انجام شود بینشان اختلافی هست بازی قدرت وارد می شود. زن تهیه کننده است و مدیر مسئول ولی مرد که مجری است و در واقع موظف به اجرای تصمیم های تهیه کننده به راحتی تن به این تصمیمات نمی دهد. او در ابتدا سعی می کند با منطق نظر زن (و در واقع مدیر مسئول اداری خود) را برگرداند، وقتی نتوانست می گوید که او براساس آن چه وظیفه خود می داند و در واقع بر اساس تشخیص خود عمل می کند.
اینجا دو نکته ظریف قابل توجه است. یکی این که چینش مسائل و مطالب به گونه ای است که مخاطب به خوبی و به راحتی با منطق و نظر و تشخیص مرد همراه می شود و آن را صحیح می داند. دوم این که مرد از جایگاه این که همسر زن است به خود حق وتو نظرات و تصمیمات او را می دهد. پس خانم ها دو قدم به عقب. با آن دو قدمی که جلو آمده بودند اگر فراموش نکرده و مادام؟ یس خود را به معنای گرفتن اجازه در حرکت بگیرند پیشرفتی در جایی که ایستاده اند ایجاد نمی شود. خانم ها همچنان به خط ابتدای حرکت برگردند. دو قدم به جلو. دو قدم به عقب.
روشن است در این چینشی بی دلیل نیست مردی که قرار است مجری و کارشناس برنامه باشد همسر خانم تهیه کننده است. در یکی از قسمت ها داستان از این قرار است که پسری خسته از فشار کنکور و خانواده و زندگی به بالای ساختمان چندین طبقه رفته و می خواهد به زندگی خود خاتمه بدهد. با برنامه تماس می گیرد و می خواهد حرف هایش را مستقیماً بگوید. خانم تهیه کننده به دلیل مسئولیتی که دارد نمی خواهد اجازه این کار را بدهد و آقای مجری که همسر خانم است اصرار دارد که اجازه این کار را بدهد.
یک اختلاف میان آقا و خانم. بیننده که نمی خواهد پسر جوان خود را به پائین پرتاب کند این خواست او را راه نجاتی می داند. از طرف دیگر جایی که پای جان یک جوان در میان است با کلماتی مثل مسئولیت اداری و داشتن مقام پاسخگویی نمی تواند کاری داشته باشد، به همین دلیل خود به خود به حکم فطرت با آقای مجری همراه می شود. آقا با اجازه خود و بدون کسب رضایت خانم تهیه کننده کار خود را می کند و موضوع ختم به خیر می شود. خانم ها یک قدم به جلو. مادام؟ یس؟ دو قدم به عقب. مادام؟ یس.
در نگاه بیننده ایرانی که خانواده را محترم می داند و در خانه جایگاه خاصی برای مرد خانه قائل است آقای مجری به عنوان همسر خانم تهیه کننده اجازه پیدا می کند تا بر خلاف نظر خانم هر کاری که می خواهد بکند. به بیان دیگر، این جایگاه به مرد برنامه داده شده تا اجازه عمل کردن برخلاف نظر خانم به او داده شود. بیننده هم از نتیجه کار راضی است پس قاعدتاً باید به این نتیجه برسد که چه خوب است که مرد توانسته نظر خانم را اجرا نکند.
برنامه با این نوع انتخاب از زن و مرد در واقع با یک تیر چند نشان زده. اول این که یادآوری کرده دلایلی که زنان دارند در مقایسه با استدلال مردان ضعیف است پس منطقی است که مردان مجاز باشند تا نظرات خانم ها را نشنیده بگیرند و براساس تصمیم خود عمل کنند. تولید کننده اثر در این مسیر، داستان را به گونه ای چیده که مخاطب خود نتیجه بگیرد که چه خوب است که مرد می تواند این گونه عمل کند، چرا که در نظر بیننده هم تصمیم درست همان است که مرد می گیرد، مثل همین قسمتی که جوان خود را به بالای برج رسانده و قصد خود کشی دارد. جوان فقط صحبت با مجری برنامه «راه شب» را می خواهد و زن که همان خانم تهیه کننده است اجازه این کار را نمی دهد. بیننده هم می خواهد که جوان از خودکشی منصرف شود پس می خواهد که تنها راهی را که جوان تقاضا کرده عملی شود.
با این توجیه می توان این روال را تعمیم داد و به این نتیجه رسید که تصمیم مرد صحیح تر از تصمیم زن است. اگر چه زن خود را به وادی مدیریت کشانده باشد. بالاتر از این مطلب این که بیننده کما بیش به این نتیجه برسد که چه خوب است که مرد می تواند نظر زن را ندیده و نشنیده بگیرد و به نظر خود عمل کند. (چرا که در داستان پیش رو با نتیجه این عمل راضی است.) از این نتیجه بدتر این که به جامعه آموزش می دهد انسان ها لازم نیست در اجرا به رده بندی سیستماتیک اجتماعی و اداری مقید باشند و اجازه دارند براساس تشخیص شخصی آن را نادیده گرفته و بر مبنای نظر شخصی خود عمل کرده و مافوق اداری را در مقابل عمل انجام شده یا تنگنای اداری قرار دهند. (همین مشکلی که سیستم اجتماعی ما شدیداً از آن رنج می برد و وقتی کاری یا مسئولیتی به کسی سپرده می شود به طور صددرصد نمی توان آن را انجام شده فرض کرد.)
دوم این که جایگاه خاص مردان در خانه را تعمیم داده و به اجتماع بکشاند در حالی که این تعمیم از پایه غلط است چرا که جایگاه زنان در خانه تفاوت های اساسی با حضور اجتماعی شان دارد. به بیان دیگر نقش و جایگاه زن و مرد در خانه روابطی خاص است با تعریف و حقوق و مسئولیت های خاص و این روابط جدای از نقش و جایگاه زنان و مردان در جامعه است. قرار بر این است که در جامعه انسان ها اعم از زن و مرد و به دور از نگاه جنسیتی وارد شده و هر کدام بر اساس توانمندی ها و استعدادهای خود به عنوان یک انسان فعال باشند. نه فقط در یک تولید رسانه ای و نه فقط در روالی که تولیدات ادبی هنری در پیش دارند بلکه در سیر بسیاری از حرکت های اجتماعی در ارتباط با زنان که یک تولید تلویزیونی می تواند آینه ای از آنچه در جامعه می گذرد باشد. می بینیم فرمول و قانون حرکت رو به جلوی بانوان دقیقاً پیرو همان بازی مادام؟ یس است. زنان آن مقدار اجازه حرکت دارند که به مرکز قدرت و بخش تصمیم گیری راه پیدا نکنند. اگر هم در اثر درایت، مدیریت، تلاش، صبوری، سخت کوشی و فعالیت خود نزدیک به خط فرماندهی شدند از ما بهتران مراقب باشند که آنها به خط پایان که همان به دست گرفتن تصمیم و مرحله تصمیم گیری است وارد نشوند.
در جامعه قدرت براساس محور مرد بودن دور می زند. از زنان هم کسی به درون باند راه داده شده و به خط تصمیم گیری نزدیک می شود که به اجبار یا دلخواه اصل را پذیرفته و وفاداری خود را در گفتار و عمل به باند مردانه ثابت کرده باشد. در غیر این صورت به راحتی کنار گذاشته می شده و جای او به کسی داده می شود که در این ارتباط مشکل ساز نباشد. حضور خانم ها که این محدوده بسته را شکسته و برای خود راه هایی را در اثر پایداری و شکیبایی باز کرده مبتنی بر همان حرکت دسته جمعی هماهنگ، هدفمند و عدالت جویانه است که با انقلاب اسلامی آمد. عامل محرکه ای که براساس نگرش اسلام به زن و مرد هر دو را، انسان می بیند و هر دو را به دلیل انسان بودن موظف، مکلف و مسئول می داند. زنان به دلیل عمل به وظیفه و مسئولیت، حرکت رو به جلوی خود را بدون تعهد به باند بازی در پیش دارند و سنگرها را یکی بعد از دیگری پشت سر می گذارند. به همین شکل هم قدرتمداران که شیرینی قدرت را چشیده و بهره و سود دنیایی انحصار طلبی را برده اند به عنوان نیروی مقاوم در مقابل ایستاده اند.
از ما بهتران همان ها هستند که قدرت را در دست دارند و این مهم در همه ابعاد مختلف خانوادگی و اجتماعی به عهده آنها است. این قدرت در همه ابعاد و همه زمینه ها و به هر میزان که باشد دست به کار است و هر قدم رو به جلو را کنترل می کند تا مبادا از دست خارج شود. بازی بازی قدرت است و این مراقبت که زنان به خط تصمیم گیری و تصمیم سازی نزدیک نشوند. آنان که فرمان بازی را به دست دارند به شدت مراقب همین نکته هستند و به زبان های مختلف اجازه نمی دهند تا این امر اتفاق بیفتد. فرهنگ و قانون و ریاست های مختلف جورواجور همه در این موضوع مراقبند. حیطه فرماندهی مراقب حیطه سیاسی است و هر دو مراقب حیطه اقتصادی و هر سه مراقب حیطه های فرهنگی و هر چهار مراقب قانونگذاری و همه با هم مراقب خانواده تا نکند یک وقت زنان به مرز تصمیم گیری وارد شوند و شاهنشاهان خانه ها تن به نظام جمهوری بدهند و اداره خانه از مدل شاهنشاهی به مدل جمهوری تغییر یابد.
وقتی موضوع انحصارگری قدرت تصمیم گیری است یک امر مورد توافق مخالفین در هر طیفی است و آن این که ثابت کنند که زنان در قدرت درک صحیح از ناصحیح ضعف دارند و آنجا که نظرشان مخالف نظر مردان است توان تشخیص صحیح را ندارند. به دلیل همین ضعف در تشخیص و تحلیل و نقص در فهم اگر تصمیم گیری به زنان ها واگذار شود به راه بی راهه می روند و همان بهتر که تصمیمات توسط مردان انجام گیرد. ورود زنان به وادی اجرا بلا اشکال است به خصوص آنجا که در بخش خدمت رسانی و نه بخش قدرت باشد، چه بسا خدمت کردن کار زنان است، با شرط پذیرش و اجرای دستوراتی از بالا که همان مردان یا وابستگان مردان (در بخش داخل خانواده) هستند، می آید.
همه صحبت ها بر سر قدرت تصمیم گیری و انتخاب است. در قسمت دیگری از این سریال که آقای مجری و خانم تهیه کننده توافق نظر دارند باز موضوع همین حق انتخاب است که اگر در دست یک زن باشد خرابش می کند و مرد قربانی این خراب کردن است. در این داستان جوانی که محور اصلی داستان است به همراه بینندگان می داند و تلاش می کند تا از این خرابی و خرابکاری که توسط یک مادر انجام گرفته بیرون بیاید. آنجا داستان پسری است که پدرش را در کودکی از دست داده و مادری دارد که از فرط علاقه همه کنترل زندگی پسر را در دست گرفته، باز بیننده می بیند اگر زن در جایگاهی قرار بگیرد که انتخاب و تصمیم گیری به دست او باشد کار را از حد به در کرده و اجحاف می کند. خانم ها یک قدم به جلو، سه قدم به عقب.
تصادفی نیست که داستان در مسیر دیگر پرداخت نشده. یعنی یک پدر نشان داده نشده که تصمیم گیری و کنترل زندگی سایر اعضای خانواده از جمله پسرش را به دست گرفته و این خرابی ها را به بار آورده؛ چرا که مردان این حق را به یکدیگر می دهند و اگر مردی این گونه کرده او را نه به پای میز محاکمه می کشانند و نه زشتی رفتار او به نمایش در می آید. اگر یک زن تصمیم گیری را به دست گرفته، به خطا رفته و آنجا که قرار است مدل اغراق آمیز از کسی که از به دست داشتن قدرت تصمیم گیری سوء استفاده کرده و برای فرزند مشکل آفرین می شود یک زن انتخاب می شود و نه یک مرد. همه هم از این انتخاب راضی به نظر می رسند.
مدیر مسئول برنامه، تهیه کننده، نویسنده و کارگردان و از همه حساس تر مخاطب. همه به این سلیقه عادت دارند. کسی هم قرار نیست با عادت ها کاری داشته باشد حتی اگر صحیح نباشند. پس چون مشکلی نیست مشکلی هم با ذائقه ای پیش نمی آید. در حالی که اگر به جای این مادر یک پدر را برای نشان دادن تصمیم گیرنده مطلق و مشکل آفرین نشان می داد هم پرداخت داستان ظرافت و دقت خاص می خواست و هم سر و صداهایی از گوشه هایی بلند می شد. پس چرا برای خودشان دردسر بسازند؟
می بینیم که باز خانم ها در عین حال که یک قدم به جلو، دو قدم به عقب. برای حرکت احتیاجی هم به گرفتن اجازه نیست چون هرچه جلو بیایند و هر چه درست کار کنند و حواسشان هم برای گرفتن اجازه جمع باشد باز چینش ها به گونه ای است که آنها را به خط آغاز حرکت براند. قرار نیست خانم ها به خط تصمیم گیری برسند؛ نه برای خودشان و نه برای دیگری. دایره تصمیمات آنها در همان بخش خدمات محدود است همان طور که کار کردن آنها.
۶/۴/۸۵
روزنامه شرق > شماره ۷۹۴ > صفحه ۱۶ (تئاتر و تلویزیون)