حرفهای تازه ای درباره عشق
محمد جواد جزینی
همیشه خواندن داستان هایی که زن ها می نویسند من را به هراس می اندازد .هراس و نگرانی از این که تصور می کنم دنیای برآمده از جهان آنها ،مملو از کلیشه ها ، پیش فرض ها و شکواییه های احساساتی زنانه است. البته باید اعتراف کنم که بندرت گاهی ( البته فقط گاهی ) این تصور درست از آب در نیامده . یکی از همین استثنا ها ، مجموعه داستان "آمده بودی برای خداحافظی" نوشته «میترا صادقی »است که به تازگی از سوی نشر ثالث منتشر شده است. این کتاب سیزده داستان کوتاه دارد که هم به لحاظ فرم و هم به جهت درونمایه با آثا رقبلی نویسنده تفاوت بسیار دارد.
«صادقی» نوشتن را با چاپ چند مجموعه داستان برای کودکان و نوجوانان آغاز کرد. مجموعه هایی مثل "گهواره سبز" و "آفتاب مهربانی"که در واقع نوعی روایت معنوی را باز می گفت. بعد ها درمجموعه هایی مانند "مثل صدای پرنده"، "بی من به بهشت نرو"، "صاحب شبهای مین"، "پرندههای آبی مجنون" و ... به جنگ پرداخت .اما او در این مجموعه به تجربه های تازهای در فرم و زبان رسیده است. اگر چه مضمون اصلی اکثر داستانهای مجموعه "آمده بودی برای خداحافظی" مثل بسیاری از بانوان داستان نویس ، درباره زنان است؛ اما زنانی که او به ترسم سیمای فراموش شده آنها می پردازد در روزگار امروز و در پیچ و خم تحولات معاصر برای دستیابی به آنچه میخواهند داشته باشند و برای بدست آوردن آنچه از دست دادهاند در ستیزند.
داستان های این مجموعه ساختاری واقع گرایانه دارند. و به لحاظ پرداخت.، صیقلی شدن زبان و پرداخت به گونه داستان های «مینی مالیستی» شباهت دارند. عشق کلید گشایش موقعیت های داستانی این مجموعه است. در برخی داستان ها، این عشق در گذشته ای دور سامان گرفته وگاه نوستالوژی آن بازگومی شود. و در بعضی بزنگاه داستان در کوران یک عشق جلوه گر می شود. داستان «آمده بودی برای خداحافظی» که نام مجموعه نیز از آن گرفته شده از دیدگاه زنی به نام «اوین» روایت می شود. او برای ملاقات شوهرش آمده که حال اسیر است. « اوین» خیلی زود یکی از آنها را می شناسد. شوان از دوستان خانوادگی سالهای دورش بوده . و گره مهم داستان شکل می گیرد. اگر چه داستان در یک پس زمینه پرخشونت جنگی شکل می گیرد خیلی زود بارقه های عاطفی داستان پدیدار می شود.
« پترن » داستان بر تضاد ها استوار است. این تضاد تنها در زمینه داستان خلاصه نمی شود. شخصیت داستان هم در یک مثلث عاشقانه قرار می گیرد.پیرنگ دائم در حال تغیر است.عنصر زبان هم در عاطفه ی داستان بی تاثیر نیست.
داستان « لابد زنی هنوز روی سنگ غسال خانه خواب است » موقعیتی بسیار تازه وپرداختی بیاد ماندنی دارد.راوی داستان درانتظار مرگی سخت ووحشت بار قصه اش را از توی غسالخا نه برای ما باز می گوید.قصه ای که حکایت از پیش داوری وابهام دارد.
صادقی در این مجموعه نشان می دهد اگر چه دغدغه اصلیش مسایل زنان معاصر است، امااین تمایل او را از پرداختن به عمده ترین رویداد های اجتماعی دور نمی کند.
جنگ اما همچنان بر داستان صادقی سایه دارد اگر چه در این مجموعه بیشتر تاثیر و پیامد آن را، در سالها ی دور تر از جنگ بازگو می شود ، اما همچنان بعنوان بن مایه ها داستانی او حضور دارد.داستان « بانو »،« سفر به تاریکی »،«آمده بودی برای خداحافظی»و...همین دستمایه را دنبال می کند.

نقد مجموعه داستان میترا صادقی
نشست دویست و هشتادم کانون ادبیات ایران
مجموعه داستان «آمده بودی برای خداحافظی» نوشته میترا صادقی ـ نویسنده، منتقد و مدرس ادبیات داستانی ـ نقد و بررسی می شود. منتقدان این نشست حسن میرعابدینی و فهیمه جعفری و محمدرضا گودرزی هستند.
«آمده بودی برای خداحافظی» مجموعهداستانیست مشتمل بر سیزده قصه و با محوریت بیان وقایع تلخ اجتماعی زمان جنگ از دید یک زن. سفر به تاریکی، عشق توی فنجان قهوه، یکی از همین روزها، سهشنبهها کسی به قبرستان نمیآید، پلاک ۳۱ و... عنوان داستانهای این مجموعه است.
از میترا صادقی، پیش از این آثاری چون گهوارهی سبز، صاحب شبهای مین، پرندههای آبی مجنون، مثل صدای پرنده، آفتاب مهربانی و ما هفتادودو نفر بودیم منتشر شده است.
نشست نقد این مجموعه داستان روز دوشنبه ۱۳۸۹/۳/۱۷ ساعت ۱۷ در محل سالن اجتماعات کانون ادبیات ایران واقع در خیابان مفتح جنوبی خیابان اردلان شماره ۲۵ برگزار می شود و ورود تمامی علاقمندان به این نشست ادبی آزاد است.
تبیان