• سه شنبه، ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
  • افسانۀ عمو نوروز، از منظر نشانه شناسی سلامت
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 206
    کد خبر: 900

    AMONOROz200.jpg

    "عمو نوروز"، افسانه ای است که اینجا می خواهیم آن را از منظر نشانه شناسی پزشکی و بهداشتی و سلامتی بررسی کنیم.


    بر اساس آن چه در متون تخصصی افسانه ها آمده است، عمو نوروز مردی است که دوران سالمندی خود را در خانه ای ییلاقی در منطقه ای کوهستانی طی می کند که بی شک میزان آلاینده های سمی و ذرات معلق و منو اکسید کربن آن از منزل خاله پیرزن که در شهر و پایین کوه است، کمتر می باشد. این است که عمو نوروز از سلامت قابل توجهی برخوردار بوده و همه ساله شب عید، از کوه پای پیاده راه می افتد و بدون بهره گیری از وسایل نقلیه از قبیل اتوبوس مسافربری والاغ و ماشین شخصی، مسیری طولانی را طی می کند تا به منزل خاله پیرزن برسد. پوشش او نیز تاکیدی است بر سلامت جسمی این فرد سالخورده، در الگو پذیری از کوشش نیاکان در راستای دستیابی به جسمی سالم : کلاه نمدی، زلف و ریش حنا بسته، کمرچین قَدَک آبی، شال ِ خلیل خانی، شلوار قَصَب و گیوۀ تخت نازک.

    به یاد بیاوریم همان گونه که مجلۀ سلامت نیز نوشته است، شلوارهای تنگ استکباری، عفونت مثانه می آورند و کفشهای تنگ، میخچۀ پا تولید می کنند. از این رو،عمو نوروز که دریافته عقل سالم در بدن سالم است، با انتخاب پوشش مناسب برای پیاده روی و انجام حرکات کششی هنگام پایین آمدن از کوه، امیدوار است که طلسم این افسانۀ قدیمی را بشکند.


    اما بشنوید از خاله پیرزن که یک دل نه صد دل،عاشق عمو نوروز است.با توجه به این که به گواهی افسانه ها،تلاش همه سالۀ خاله پیرزن برای دیدن عمو نوروز بی فایده بوده ،منشا و ریشه این حس او بر ما پوشیده است:آیا او دچار اسکیزوفرنی حاد است و در توهم به سر می برد که نادیده،اینچنین به عمونوروز دل باخته است ؟ بخصوص این که در دورۀ او، خوشبختانه از ابزارهای منحط براندازی مثل ایمیل و بلوتوث و امثاله نیز خبری نیست تا از این طریق با تصویردیگران آشنا شود.به حکایت بازمی گردیم: خاله پیرزن روز اول بهار،صبح زود پا می شود،جایش را جمع می کند،و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط،خودش را حسابی تر و تمیز می کند.


    در هیچ جای حکایت، خبری از ناشتایی خوردن خاله پیرزن نقل نشده است. آیا او دچار ثقل سرد است و اشتها برای خوردن صبحانه ندارد؟ آیا دچار وسواس بیمارگونه است و برای خوردن صبحانه وقت ندارد؟ هیچکدام از قصه گویان به این موارد اشاره نکرده اند و بر مبهمات جامعۀ بشری در رابطه با افسانۀ عمو نوروز افزوده اند. با این حال شواهد، بر ثقل سرد صحه می گذارد و وسواس را رد می کند: چرا که می بینیم خاله پیرزن پس از آب و جاروی حیاط، به خودش می پردازد: سر و دست و پایش را حنای مفصلی می گذارد و هفت قلم، از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کند.

    اینجاست که وجدان بیدار جوامع بشری به درد می آید و لزوم وارسی خانۀ خاله پیرزن های تاریخ را برای یافتن زمینه های وقوع فساد و اعمال مجرمانه به جوامع بشری یاد آور می شود. به یاد بیاوریم که خاله پیرزن، در منزل (که طبعاً فاقد وسایل استریل و مجوز وزارت بهداشت است) خط و خال می گذارد که بی شک امری غیر بهداشتی است و به مراکز دارای پروانۀ کار نیاز دارد. در اینجا معضل مهم دیگری نیز رخ می نماید: آیا حنای خاله پیرزن بهداشتی و دارای پروانه ساخت و مهر استاندارد از سوی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی زمان خود است و یا مستقیماً از سوداگرانی که از چین و ماچین کالاهای قاچاق و غیر استاندارد وارد می کنند تهیه شده است؟ راویان افسانه ها متاسفانه در این مورد اطلاعاتی ارائه نمی دهند.

    سپس شاهد صحنۀ دیگری هستیم: خاله پیرزن پس از پوشیدن یل ترمه و تنبان قرمز و شلیتۀ پرچین، مشک و عنبر زیادی به سر و صورت می زند که بی شک باعث پدیداری نوعی سردرد کششی و نیز اگزمای احتمالی می باشد. آیا توجه به این نکته که خاله پیرزن بعد از همه این کارها، در یک سینی قشنگ و پاکیزه، سفرۀ هفت سین می چیند و در یک سینی دیگر، هفت جور میوۀ خشک و نقل و نبات می ریزد، می تواند نشانه ای از توجه او به الگوی زندگی و الگوی تغذیه ای سالم ( با توجه به ارزش بالای غذایی میوه های خشک و برخورداری آنها از انواع ویتامینها) باشد؟

    فراز تراژیک افسانۀ عمو نوروز بر این احتمال مهر ابطال می زند و تن هر تنابنده ای را به قاعدۀ ۹ درجه در مقیاس درجه ریشتر می لرزاند: خاله پیرزن طی اقدامی تاسفبار و دهشتناک ، منقل آتش می کند و به شیوه ای مذبوحانه، اقدام به آوردن قلیان و گذاشتن آن دم دستش می نماید و می نشیند پای حوضچۀ فوّاره دار دم باغچه اش چشم به راه عمو نوروز. اما خوشبختانه پلکهایش سنگین شده و یواش یواش خواب به سراغش می آید و کم کم خرناسش می رود به هوا و از انجام عمل شنیع و زشت کشیدن قلیان باز می ماند.

    کارشناسان، گمانه های متفاوتی را در زمینه پدیداری این خواب بی موقع خاله پیرزن (با رویکرد به خرناس نامبرده) ارائه می دهند. برخی آن را نشانه دپرشن می دانند و می گویند که خاله پیرزن سالمند است و به دلیل فرسودگی بخش های مختلف سیستم عصبی، قادر به انجام واکنش های مناسب عاطفی نیست و از این رو زمینه های دپرشن در او فراهم است. بی شک شوق خاله پیرزن برای دیدن عمو نوروز، این گمانه را باطل می کند.

    گروه دیگری بر آنند که خاله پیرزن به آرترز (یک اصطلاح کلی برای درد و التهاب مفاصل که به دنبال تخریب و تحلیل غضروفها پدید می آید) مبتلاست. این گروه بخصوص به ابتلای نامبرده به آرترز زانو تاکید دارند. این افراد معتقدند که نامبرده به توصیه های پزشکان مبنی برعدم انجام یکباره و بدون وقفۀ کارها توجه نکرده است. امروزه معمولاً خانمها اعمالی را که خاله پیرزن در ساعات اولیۀ صبح انجام داده است، در طی یک هفته انجام می دهند و برای این امر از زهرا خانوم و آقای نوروزی و همسر گرامی نیز کمک می گیرند. از این رو، این احتمال بیشتر است که خاله پیرزن به انجام نادرست کارهای خانه پرداخته و باعث وارد آوردن فشار مکانیکی بیش از حد به ناحیۀ گردن و زانو و ستون فقرات شده و به تشدید آرترز مبتلا گشته است.

    همچنین امتناع او از خوردن ناشتایی بخصوص لبنیات و مواد حاوی کلسیم و ویتامین د به بحران سلامتی نامبرده افزوده و باعث شده پیش از آمدن عمو نوروز به خواب رفته و خروپف کند که این پدیده (خروپف) نیز شاهد دیگری بر بی توجهی نامبرده به الگوی زندگی سالم به علت برخورداری از وزن بالا (بالای ۷۵ کیلو) می باشد. در این بین می بینیم که عمو نوروز از راه می رسد و دلش نمی آید پیرزن را بیدار کند . یک شاخه گل همیشه بهار از باغچه می چیند و رو سینۀ او می گذارد و می نشیند کنارش .

    سپس برخوردی فاجعه آمیز نموده و در طی عملیاتی مذبوحانه، از منقل یک تکه آتش برداشته و سر قلیان گذاشته و چند پک به آن می زند و به این وسیله زمینه آلودگی محیط زیست و سوراخی لایۀ ازن و ابتلای خود به انواع  بیماریهای خانمانسوز گوارشی و تنفسی از قبیل برونشیت و آسم و عفونت های گوش و حلق و بینی را فراهم می سازد و خویشتن را در معرض پوکی استخوان قرار می دهد. آیا این امر نشانه ای از ممنوعیت استفاده از قلیان در اماکن عمومی آن روزگار نیست؟

    به یاد بیاوریم که اگر عمو نوروز امکان استفاده از قلیان در قهوه خانه ها را داشت، خانۀ خاله پیرزن را برای انجام این عمل شنیع انتخاب نمی کرد. بخصوص این که وقتی او می رود، تازه آفتاب یواش یواش پهن می شود و پیرزن بیدار می شود و می بیند ای داد بیداد همه چیز دست خورده و عمو نوروز آمده و رفته. این است که چاره را در این می بیند که یک سال صبر کند تا باز عمو نوروز از سر کوه راه بیافتد به سمت شهر.

    می گویند این ماجرا هر سال تکرار می شود و آخرش هم خاله پیرزن نمی تواند او را ببیند. این ندیدن مکرر علیرغم تلاشهای هر سالۀ خاله پیرزن ، یک بار دیگر بر اقدامات پیشگیرانه در ارتباط با آرترز و لوازم آرایش غیر بهداشتی و ثقل سرد و قلیان تاکید می کند و هشداری است برای جامعه بشری در راستای این که توصیه های بهداشتی را جدی بگیرد تا عیدش مبارک و نوروزش پیروز باشد.

    ***********

    مطلب بالا مطلبی ازضمیمۀ طنز ویژه نامۀ نوروزی سلامت .این ویژه نامه با آثاری از:دکتر مسعود کیمیاگر،محمد صالحی آرام، بهروز قطبی،سید علی میرافضلی،جلال سمیعی،محمد علی مومنی،رضا ساکی،شهرام شهیدی،مهرداد صدقی،ابوالفضل اقبالی،عباس تربن، فاضل ترکمن،مریم پورثانی،محمد رحمانی صانع،سهراب گل هاشم،نرگس قادری و با کاریکاتورهایی از محمد رفیع ضیایی ،لاله ضیایی و نوید شریفی ،در هشت صفحه چاپ شده است و قاعدتاًهنوز باید رو و زیر پیشخوان روزنامه فروشی ها باشد


    بی بی گل
     

    مطالب مرتبط:
    پدران نامرئی!
    زنان مطیع/ درباره مجموعه داستان کلاغ
    زنان در ادبیات
    بانو
    تحول نقش مادری در رمانهای معاصر زنان