• پنجشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۹
  • بررسی موانع ارتقا زنان ایران در عرصه مدیریت
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 814
    کد خبر: 1444

     دکتر اصغر مشبکی ، رؤیا اسدی فرد

    چکیده
    در مقایسه با پژوهش در سایر حوزه های مدیریت ، موضوع حضور زنان در رده مدیریت به عنوان حوزه ای پژوهشی ، نسبتاً جدید است . همچنین احراز پست های کلیدی برای زنان بسیار پیچیده است و متغیر های زیادی را دربر می گیرد . مسئله مورد بررسی در پژوهش حاضر این است که چرا با وجود اینکه نیمی از نیروی انسانی جامعه را زنان تشکیل می دهند و دارای توان بالقوه در افزایش سطح بهره وری جامعه هستند ، حضور آنان در مشاغل مدیریتی جامعه این اندازه ناچیز است . لذا پژوهش حاضر در پاسخ به این سوال است که موانع ارتقا زنان در عرصه مدیریت چیست ؟ ؛ این پژوهش که با هدف احصا موانع ارتقا زنان در عرصه مدیریت به شیوه توصیفی- اکتشافی انجام گرفته است با جمع آوری ۹۶ پرسشنامه معتبر از میان زنان مدیر و دانشجو با تحصیلات دانشگاهی مقطع کارشناسی تا دکتری به این نتیجه دست یافت که مهمترین موانع ارتقا زنان در عرصه مدیریت موانع اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ( که در مجموع موانع فراسازمانی را تشکیا می دهند ) و موانع سازمانی می باشند و موانع اقتصادی و موانع بیولوژیکی ( فردی ) تاثیری بر حضور زنان در عرصه مدیریت ندارند . امید است تا برطرف کردن موانع شناسایی شده ، در جهت رفع آنها برآییم .

    کلید واژه : مدیریت ، زنان ، موانع فراسازمانی ، موانع فردی ، موانع سازمانی .

    ۱. مقدمه
    زنان نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند . دو سوم از کارهای انجام شده در جهان توسط آنان صورت می گیرد ، در حالی که تنها یک دهم درآمد جهانی به زنان تعلق دارد . نیروی انسانی یکی از ذخایر مهم و با ارزش کشورهای در حال توسعه می باشد . چنانچه این کشور ها بتوانند نیروی انسانی را در جهت رشد و تعالی و تخصص بار آورند ، با کشورهای صنعتی رقابت خواهند نمود.
    میزان دستمزد پایین زنان نسبت به مردان و مشکلات و موانعی که برای آنان در آموزش و اشتغال وجود دارد وضع را همچنان به ضرر و زیان زنان ثبات می بخشد . به طور نظری اگر کنش افراد را به صورت یک نظام در نظر بگیریم ، رویکرد زنان به اشتغال خارج از خانه تحت تأثیر نظام های فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و نظام شخصیتی آنان است . زنان به واسطه نقش های محول خود انتظاراتی را باید پاسخگو باشند که از طریق جامعه پذیری در خانواده و مدرسه فراگرفته اند . یکی از هنجارهای جوامع برای زنان تشکیل خانواده و ایفای نقش مادری و همسری است . هر چه یک جامعه سنتی تر باشد به این نقش های محول اهمیت بیشتری داده و آزادی عمل برای یافتن موقعیت بهتر در نقش های اکتسابی را از افراد سلب می کند . ساختار کشور های در حال رشد طوری است که تغییر در نظام های ارزشی آنها بسیار کند صورت می گیرد و یکی از هنجارهای موجود در این گونه کشور ها این است که از زنان انتظار انجام نقش های محول را دارند و وقتی در شرایط جدید از نظر اقتصادی وجود زنان در فعالیت های خارج از خانه یک نیاز ، چه در سطح خرد که توجه به یک خانواده است و چه در سطح کلان یعنی نیاز به استفاده از نیروی عظیم در سطح کشور می باشد ، به نظر می رسد ، هم نوایی ارزش ها و هنجار ها با تغییرات موجود مدتی به طول خواهد انجامید و همین که در یک دوره بحران گذار از مرحله سنتی به مرحله مدرن تعارض هایی به وجود خواهد آمد ( فاطمی صدر ،۱۳۸۰ ص ۴ ) .

    ۲. بیان مسئله
    مسئله مورد بررسی در پژوهش حاضر این است که چرا با وجود اینکه نیمی از نیروی انسانی جامعه را زنان تشکیل می دهند و دارای توان بالقوه در افزایش سطح بهره وری جامعه هستند ، حضور آنان در مشاغل مدیریتی جامعه این اندازه ناچیز است ( در مجموع ۸/۲ درصد در سال ۱۳۷۸) .
    همچنین احراز پست های کلیدی برای زنان بسیار پیچیده است و متغیر های زیادی را دربر می گیرد ( حسینیان ، ۱۳۸۴ ، ۱۵ ) . حضور زنان در عرصه مدیریت با چالش ها و مشکلاتی همراه است که نیاز به بررسی زیادی در این زمینه وجود دارد که در پژوهش های گذشته یا چنین چالش هایی مورد بررسی قرار نگرفته و یا تنها بخشی از آنها مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است ؛ همچنین با توجه به روند روزافزون تحصیلات زنان و افزایش حضور آنان در عرصه های مختلف جامعه ، مسائل و چالش هایی در فراروی آنان قرار دارد که نیازمند انجام کار پژوهشی در این زمینه می باشد . لذا پژوهش حاضر به دنبال یافتن موانع ارتقا زنان در عرصه مدیریت می باشد ؛ به عبارت دیگر با انجام این پژوهش به دنبال یافتن پاسخی برای این سوال هستیم که « موانع ارتقا زنان در عرصه مدیریت چیست ؟ » . 
     

    ۳. اهمیت پژوهش
    به پژوهش درباره زنان در مقام مدیران ارشد ، سرپرستان و مدیران کم توجهی شده است . در مقایسه با پژوهش در سایر حوزه های مدیریت ، موضوع زنان در رده مدیریت به عنوان حوزه ای پژوهشی ، نسبتاً جدید است . مطالعات عمیق در زمینه مدیران عالی رتبه اجرایی زن اندک است . اول اینکه ، اکثر مدیران ارشد اجرایی شرکت های بزرگ مرد هستند ، و دوم اینکه ، به نظر می رسد که چندان تمایلی برای شناخت ویژگی های یک مطالعه کاملاً اختصاصی درباره فرد و سازمان وجود دارد (حسینیان ، ۱۳۸۴ ، ۱۸ ) . لذا پژوهش حاضر از یک طرف با شناسایی موانع ارتقا زنان در عرصه مدیریت می تواند به معرفی موانع ارتقا زنان در جامعه کمک کند و از طرف دیگر با شناسایی این موانع می توان راه حل هایی را برای برطرف کردن آنها در جامعه ارائه داد تا زمینه ای برای اقدام عملی فراهم گردد . پژوهش حاضر از طریق پررنگ کردن و نمایاندن ابعاد و موانعی که در مطالعات گذشته کمتر مورد توجه قرار گرفته بودند ، پژوهش نویی است که می تواند مورد توجه و استفاده سیاستگذاران در حوزه زنان ، مسئولان امر و مدیران جامعه قرار گیرد .

    ۴. هدف پژوهش
    هدف پژوهش حاضر احصا موانع ارتقا زنان در عرصه مدیریت می باشد ، که این پژوهش با طرح مدل مفهومی و آزمون آن مدل به بررسی و شناسایی و احصا موانع ارتقا زنان در عرصه مدیریت می پردازد .

    ۵. فرضیات پژوهش
    ۱) فرضیه اول : بین موانع اقتصادی و حضور زنان در عرصه مدیریت رابطه معناداری وجود دارد .
    ۲) فرضیه دوم : بین موانع اجتماعی و حضور زنان در عرصه مدیریت رابطه معناداری وجود دارد .
    ۳) فرضیه سوم : بین موانع فرهنگی و حضور زنان در عرصه مدیریت رابطه معناداری وجود دارد .
    ۴) فرضیه چهارم : بین موانع سیاسی و حضور زنان در عرصه مدیریت رابطه معناداری وجود دارد .
    ۵) فرضیه پنجم : بین موانع بیولوژیکی ( موانع فردی ) و حضور زنان در عرصه مدیریت رابطه وجود دارد .
    ۶) فرضیه ششم : بین موانع سازمانی و حضور زنان در عرصه مدیریت رابطه وجود دارد .

     ۶. مروری بر ادبیات نظری تحقیق
    ۶-۱. نقش آفرینی زنان در تاریخ صدر اسلام
    ۶-۱-۱. ظهور دین اسلام
    با ظهور دین اسلام تغییراتی در نظام اجتماعی زنان رخ داد . اگر چه مساوات انسان ها دربازه زن و مرد رعایت گردیده است ، اما انحرافاتی که بعداً در نظام اجتماعی مسلمانان روی داد موجب انزوای زنان و خنثی شدن تعالیم تساوی طلبانه اسلامی گردیده است . عده ای معتقدند که در نیمه قرن دوازدهم در جامعه ، زن صرفاً نقش اول را ایفا می کرده و فعالیت هایش عمدتاً محدود به کارهای داخل خانه می شود و نقش زن در خارج خانه ادامه نقش خانه اوست . به طور کلی فعالیت زنان به ، به دنیا آوردن فرزند و انجام کارهای خانگی و گاهی کشاورزی و نساجی محدود می شد و زنان در خارج از خانه مسئولیتی نداشتند .
    از دیدگاه اسلام برای ساختن جامعه توحیدی ، زنان به همراه مردان مسئولیت می پذیرند ، امر به معروف و نهی از منکر ، بیعت و هجرت اموری هستند که زن و مرد هر دو در قبال آن مسئول هستند . نقش زنان در تاریخ صدر اسلام عرصه های سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، نظامی و ... بسیار چشمگیر می باشد .

    نقش زنان در تاریخ صدر اسلام را برای نمونه به چند مورد اشاره می نمائیم .
    ۱- اولین مسلمان حضرت خدیجه (س)
    ۲- اولین شهید اسلام مادر عمار ، حضرت سمیه
    ۳- اولین بیعت در اسلام ، بیعت النساء سال دوازدهم هجری قمری
    ۴- دومین بیعت ، بیعت الحرب که زمینه ساز هجرت مسلمانان به مدینه منوره و تشکیل حکومت اسلامی شد . از ۷۵ نفر سه نفر از زنان صدر اسلام حضور داشتند .
    ۵- حضور در میادین جنگ برای رسیدگی به وضعیت مجروحان و حتی نبرد با کفار و مشرکین و دفاع از جان پیامبر که نمونه آن جنگ احد می باشد و نمونه های فراوان دیگر که در کتب تاریخی نقل شده است نشان دهنده نقش بی بدیل زنان در عرصه های مختلف است .

    ۶-۲. حضور زنان پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران
    پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران یکی از دگرگونی های اساسی ، تغییر بنیادی در نگرش به زن و جایگاه زن در جامعه ایران بود ، تجربه نزدیک به دو دهه زبان گویای این واقعیت است و به جرئت باید گفت که توجه به زنان در این مدت از نظر گستره انجام مطالعات و اجرای طرح های کاربردی و کارآمد با هیچ دوره ای از تاریخ این سرزمین قابل قیاس نیست . این تغییر نگرش از دریافت های ژرف یک زن مسلمان ایرانی سرچشمه گرفته و با حضور فعالانه ، دلسوزانه و متعهدانه سیاسی و اجتماعی وی در پیروزی انقلاب و در دفاع مقدس متجلی و بالقوه گردیده است و امید است که بتواند از این رهگذر به درجات عالیه هم از بعد اجتماعی و هم از بعد انسانی دست یابد ( همان ، ص ۶ ) .

    زنان ایران در انقلاب اسلامی نقش بسیار مهمی بر عهده داشتند ، چنان که سهم داشتن بانوان در انقلاب اسلامی یکی از ویژگی های آن شمرده شده است . هسته اصلی زنان فعال در انقلاب نیز به این ترتیب شکل گرفت ، در دوره پهلوی دو الگوی متفاوت برای زن وجود داشت ، نخست الگوی زن مدرن غرب گرا که رژیم به شدت از آن حمایت می کرد و چنین الگویی را برای تمام جامعه ایران تبلیغ می کرد ؛ دوم الگوی زن سنتی و عمدتاً خانه نشین و بی تفاوت به مسائل کلان جامعه . به تدریج بین این دو الگوی متفاوت و قشر بینابینی از زنان ایجاد گردید .

    این قشر جدید درحالی که به هر دو الگوی اشاره شده تعلقاتی داشت بر هیچ کدام از آن ها نیز کاملاً منطبق نبود . در واقع نقاط قوت هر یک را جذب کرده ، تلاش می کرد تا از نقاط منفی هر دو الگو کناره گیرد . مشخصه این گرده از زنان این بود که در عین حالی که تحصیل کرده بودند و حتی اشتغال داشتند ، غرب گرایی را به شکل افراطی آن نمی خواستند و همچنین در عین وفاداری به ارزش های سنتی و مذهبی و الگوبرداری از حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت زینب (س) خود را از حضور در صحنه های اجتماع کنار نمی کشیدند و درباره مسائل سیاسی – اجتماعی جامعه بی تفاوت نبودند .

    امام خمینی (ره) که رهبری نهضت را بر عهده داشتند با درایت خاص خود ، متوجه پتانسیل عظیم آنان گردیدند ، در نتیجه نه تنها زنان را به مشارکت در انقلاب دعوت نمودند بلکه شرکت آنان را در مراسم انقلابی را واجب و لازم شمردند و حتی موافقت پدر و شوهر را نیز لازم ندانستند ( طغرانگار ، ۱۳۸۳ ، ۱۴۵-۱۴۴) .

    ۷. مروری بر پژوهش های انجام شده
    پژوهشی تحت عنوان " موانع ارتقا زنان در سطوح مدیریتی ( در سطح دانشگاه های تهران ) با هدف شناسایی موانع فردی و محیطی موثر در عدم ارتقا زنان صورت گرفته است .

    یافته های پژوهش نشان می دهد که عوامل فرهنگی بیشترین تأثیر را در عدم ارتقا زنان به سطوح مدیریتی داشته است و عوامل فردی نیز اگر چه بی تأثیر نبوده ولی نقش آنها از عوامل محیطی کمتر بوده است ؛ و از جمله عوامل فردی ، عوامل شخصیتی است که بیشترین تأثیر را در بین عوامل فردی در عدم ارتقا زنان به سطوح مدیریتی دارا بوده است .

    در پژوهش دیگری که در این زمینه انجام شده است نتیجه حاصل چنین بوده است که انجام کار فرهنگی و ایجاد دانش و بینش انتقادی در جامعه از طریق هنجارها و ارزش ها و الگو های صحیح به خانواده ها و گروه ها و نهاد های اجتماعی و نهادی شدن این آموزش ها از طریق جامعه پذیری و اشاعه کلیشه های جنسیتی مثبت پیرامون زنان و بالا بردن سطح تحصیلات زنان و لزوم التزام عملی به رعایت قانون از سوی مدیران از جمله راه حل های پیشنهادی برای حل این معضل می تواند باشد و اولویت دادن به راه حل فرهنگی در مقایسه با راه حل های اقتصادی و سیاسی و حتی قانونی در مورد اغلب مشکلات زنان و به خصوص در مورد این مشکل ضروری است .

    در برسی که دکتر سفیری بر وری ۵۰ سازمان انجام داده است . طبق نظرخواهی از ۵۰ مدیر سطح بالای سازمان ها ، اکثریت بر انضباط کارهای بیشتر زنان نسبت به مردان و وظیفه شناسی و تعهد آنان اذعان داشتند و نیمی از آنان از پرسنل زن راضی تر از پرسنل مرد بودند با این حال در انتخاب افراد در رده های شغلی بالاتر در میان زنان و مردان با تحصیلات و تجربه مساوی ، مردان را ترجیح می دادند ؛ این امر بقایای پیش داوری های غلطی است که فرد علی رغم آگاهی و شناخت و بالا بودن سطح تحصیلاتش ، هنوز به آنها عمل می کند ( فاطمی صدر ، ۱۳۸۰ ، ص ۵ ).

    جدول ۱. نظریه های حضور زنان در عرصه مدیریت
    نظریه های حضور زنان در عرصه مدیریت

    ۱- نظریه منطقه حائل
    همچنانکه وجود تحرک زیاد پیرامون مرز میان کارگران یدی و غیر یدی می تواند مانع تحرک گسترده تر شود ، تجمع زنان در کارهای ساده منطقه حائلی است که جلوی تحرک اجتماعی آنان را می گیرد و درون هر طبق زنان سطوح پایین تر را اشغال می کنند و نقش حائل در برابر تنزل مردان را بازی می کنند .

    ۲- نظریه تحرک وارونه (موازنه منفی )
    با تخصصی شدن کارها و سطح بوروکراسی و ورود تکنولوژی پیشرفته ، تحصیلات مسیر تحرک اجتماعی را مشخص می کند و ارتقا شغلی درون نسلی چندان اهمیتی ندارد ، یعنی امروزه زنان با کسب صلاحیت های تحصیلی می توانند در بازار کار جابه جایی داشته باشند و تحرک درون نسلی را به طور سنتی موجب جایگزینی پسران به جای پدران در مشاغل مدیریتی می شد ، از اعتبار ساقط نمایند .

    ۳- نظریه سقف شیشه ای
    یکی از موانع فرضی که بر سر راه مدیران زن برای دستیابی به مقاطع عالی شغلی در بخش های خصوصی ، دولتی و یا سیاسی در سراسر دنیا وجود دارد ، سقف شیشه ای است . سقف شیشه ای اصطلاحی است که در دهه ۱۹۷۰ در امریکا برای توصیف موانع تصنعی نامرئی ناشی از تعصبات و تبعیضات سازمانی و دیدگاهی ابداع شد ، موانعی که در عمل زنان را از رسیدن به مناصب و موقعیت های شغلی باز می دارد .

    مطالعات انجام شده نشان می دهد سقف شیشه ای ، بسیاری از زنان را از بالا رفتن به سوی پست های مدیریتی باز می دارد ؛ "سقف شیشه ای " نگرش ها و تعصبات منفی است که مانع از ان می شود که زنان و گزوه های اقلیت ورای یک سطح خاص در سلسله مراتب سازمانی بروند .

    ۴- نظریه انسداد اجتماعی Social Closure
    مردان با بهره گیری از انسداد اجتماعی راه زنان را به سوی مشاغلی که دارای بالاترین منزلت است را سد می کنند و طبقات ممتاز شغلی را در دست خود نگه می دارند .

    ۵- نظریه جامعه پذیری نقش های جنسیتی
    در نظریات تئوری پردازان بزرگی چون پارسنز نیز می بینیم ، توجه به زن به عنوان موجودی که تنها وظایف خاص مادری برایش در نظرگرفته شده ، می باشد .

    ۶- نظریه های جنسیتی فمینیستی
    فرض اصلی در نظریه های جنسیتی این است که موقعیت زنان در بازار کار و خانه و خانواده با یکدیگر مرتبط و جزئی از نظام کلی اجتماعی است که در آن ، زنان تابع مردانند .
    یک موضوع کلیدی در تئوری های جنسیت ، اختصاص کار خانگی ( به ویژه مراقبت کودک ) بر عهده زنهاست . گفته می شود که مردها به منزله افراد حقیقی و نه جنس مذکر از کیفیت صحیح مدیریتی برخوردار هستند و در مقابل ، زنان در جایگاه مدیریت ، درست به این دلیل که زن هستند و نه افراد حقیقی فاقد کیفیت های مورد نیاز برای مدیریت توصیف می شوند . از این طریق مردان افرادی حقیقی و مدیرانی جنسیت خنثی هستند ، اما زنان مدیرانی جنسیتی توصیف می شوند .
    منبع : اقتباس از فاطمی صدر ، ۱۳۸۰

    با مرور مطالعات انجام شده و بررسی نظریه های موجود در این زمینه عمده ترین موانع موجود برای حضور زنان در عرصه مدیریت ، چهار عرصه اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، بیولوژیکی و سیاسی می باشد ؛ این موانع عبارتند از :
    الف ) موانع اقتصادی
    ۱- رکود اقتصادی سال های جنگ و انقلاب
    ۲- تأکید بر ویژگی ها و نقش های غیر اقتصادی زنان
    ۳- اجتناب بخش خصوصی از سرمایه گذاری در کارهای اشتغال زا
    ۴- عدم تنوع یا کم تنوعی فرصت های شغلی برای زنان
    ۵- بالا بودن هزینه نیروی کار زنان برای کارفرمایان
    ۶- صاحب سرمایه نبودن زنان


    ب) موانع اجتماعی
    ۱- بی سوادی و پایین بودن سطح سواد
    ۲- تبعیض در نمود زن در بسیاری از کتب آموزشی
    ۳- تبعیض در نمود زن در سینما و نمایش
    ۴- تبعیض و تفاوت در فرآیند اجتماعی شدن زن و مرد در جامعه
    ۵- ازدواج در سنین پایین
    ۶- سنگینی وظایف خانه داری

    ج) موانع فرهنگی
    ۱- طرز تلقی و نگرش جامعه به وظایف زنان
    ۲- تأکید بر فعالیت های خانه داری و انزوای اجتماعی زنان
    ۳- وجود سنت ها و باورهای خاص در خانواده
    ۴- وجود فرهنگ مرد سالاری
     

    د) موانع سیاسی
    ۱- عدم وجود نهاد های سیاسی مشارکتی
    ۲- کم بودن شانس زنان در کسب مقامات دولتی
    ۳- ساختار قدرت و نقش های سیاسی
     

    ه) موانع بیولوژیکی
    ۱- بلندی قد و یا کوتاه قدی مدیران زن
    ۲- کم رویی مدیران زن
    ( طغرانگار ، ۱۳۸۳ ، ۱۷۳- ۱۷۱).

    لازم به ذکر است که با مرور ادبیات نظری تحقیق موانع فوق الذکر در مقابل حضور زنان در عرصه مدیریت به چشم می خورد ، که بر اساس موانع شناسایی شده ، محقق آنها را به سه دسته کلی موانع فراسازمانی ، سازمانی و فردی تقسیم بندی کرده است و در ادامه مدل مفهومی پژوهش ارائه می گردد .

     شکل ۱. مدل مفهومی موانع حضور زنان در عرصه مدیریت

     ۸. روش تحقیق
    این پژوهش به شیوه توصیفی – اکتشافی انجام شده است ، شیوه گردآوری داده ها پرسشنامه بوده است . جامعه آماری تحقیق زنان مدیر و زنان شاغل و دارای تحصیلات دانشگاهی ، دانشجویان دختر با تحصیلات کارشناسی تا دکتری در مقطع زمانی تحقیق بوده است ؛ که از بین ۱۳۰ پرسشنامه توزیع شده ، ۹۶ پرسشنامه کامل شده معتبر مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت .

    ۹. نتایج تحقیق
    ۹-۱. بررسی فرضیات تحقیق
    در این بخش سعی می شود تا به بررسی هر یک از فرضیات تحقیق پرداخته شود. در ابتدا با استفاده از آزمون t به بررسی تعیین هر یک از عوامل و موانع حضور زنان در عرصه مدیریتی پرداخته می شود. نتایج آزمون t نشان می دهد که عوامل اقتصادی و بیولوژیکی تاثیری بر حضور زنان بر عرصه های مدیریتی ندارند چرا که در مورد عوامل اقتصادی مقدار عدد معناداری بیشتر از ۵ درصد بودن و مقدار آماره t کمتر از مقدار مجاز ۱.۹۶ می باشد. نتایج آزمون t در بعد بیولوژیک نشان می دهد که مقدار تفاوت میانگین منفی بوده و از طرفی سطح معناداری کمتر از مقدار ۵درصد و مقدار t نیز بالاتر از مقدار ۲- می باشد. نتایج آزمون t در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و سازمانی نشان می دهد که این ابعاد بر حضور زنان در عرصه های مدیریت اثر دارد. این نتایج نشان می دهد که در تمامی این ابعاد سطح معناداری کمتر از ۵ درصد بوده و مقدار آماره t نیز بالاتر از ۱.۹۶ می باشد. بنابراین ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و سازمانی جزء موانع حضور زنان در عرصه های مدیریتی به لحاظ می آیند اما ابعاد اقتصادی و بیولوژیکی تاثیری ندارند.

     One-Sample Test
    Test Value = ۳
    ۹۵% Confidence Interval of the Difference
    t درجه آزادی سطح معناداری تفاوت میانگین Lower Upper
    sicial ۷.۰۶۵ ۹۵ .۰۰۰ .۴۷۰۲۴ .۳۳۸۱ .۶۰۲۴
    cultral ۹.۵۰۰ ۹۵ .۰۰۰ .۷۸۶۱۱ .۶۲۱۸ .۹۵۰۴
    political ۲.۶۲۲ ۹۵ .۰۱۰ .۲۴۷۴۰ .۰۶۰۱ .۴۳۴۷
    organizational ۵.۰۴۸ ۹۵ .۰۰۰ .۳۶۳۸۹ .۲۲۰۸ .۵۰۷۰
    economic ۱.۵۹۹ ۹۵ .۱۱۳ .۱۰۱۹۳ -.۰۲۴۶ .۲۲۸۵
    biological -۳.۹۷۱ ۹۵ .۰۰۰ -.۳۷۱۵۳ -.۵۵۷۳ -.۱۸۵۸

    ۹-۲. بررسی مدل تحقیق:
    در اینجا مدلهای تحقیق مورد بررسی قرار می گیرند. اینکار با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم و با کمک نرم افزار لیزرل انجام شده است. نتایج به صورت زیر است.
    مدل موانع فراسازمانی
    مدل در حالیت تخمین استاندارد

    نتایج مدل در حالیت تخمین استاندارد نشان میدهد که عوامل فرا سازمانی تبیین کننده مثبتی بوده و مقدار تبیین کنندگی نیز بالا می باشد. مدل در حالت معناداری حاکی از آن است که این ضرایب معنی دار بوده چرا که مقدار t بالاتر از مقدار مجاز ۲ می باشد.
     

    مدل در حالت تخمین استاندارد

    نتایج مدل در حالت تخمین استاندارد نشان میدهد که موانع فراسازمانی و سازمانی تبیین کننده مثبتی بوده و مقدار تبیین کنندگی نیز بالا می باشد. مدل در حالت معناداری حاکی از آن است که این ضرایب معنی دار بوده چرا که مقدار t بالاتر از مقدار مجاز ۲ می باشد.

    ۱۰. بحث و نتیجه گیری
    در حوزه اشتغال و حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی پژوهش های زیادی انجام گرفته است اما هنوز این پرسش مطرح است که چرا با وجود افزایش حضور زنان در جامعه حضور زنان در عرصه مدیریت همچنان نامحسوس است . لذا پژوهش حاضر به منظور شناسایی موانع ارتقا زنان در عرصه مدیریت طراحی گردید تا با شناسایی آن موانع اقداماتی در جهت رفع آنان برداشته شود .

    با مطالعه ادبیات نظری تحقیق مهمترین موانع ارتقا زنان همراه با شاخص های هر یک از آنان شناسایی گردید که عبارتند از موانع اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، بیولوژیکی که در مجموع موانع فراسازمانی را تشکیل می دهند و موانع سازمانی . با بررسی فرضیات تحقیق ، پژوهش حاضر نشان داد که موانع اقتصادی ( مانع فراسازمانی ) و بیولوژیکی ( مانع فردی ) جز موانع ارتقا زنان محسوب نمی شود ؛ که از جمله وجوه متمایز پژوهش حاضر با سایر پژوهش هایی که در این حوزه انجام شده می باشد .

     فهرست مراجع
    ۱. خلیلی ، محسن . ( ۱۳۸۶) . " آسیب شناسی مشارکت زنان در جامعه معاصر ایران " ، پژوهش زنان ، دوره ۵ ، شماره ۲ ، ص ۱۸۶- ۱۶۵ .
    ۲. جعفرنژاد ، احمد ، اسفیدانی ، محمد رحیم . (۱۳۸۴) . " وضعیت زنان دراشتغال و مدیریت : مطالعه موردی ایران " ، مطالعات زنان ، سال ۳ ، شماره ۷ ، ص ۱۰۳- ۷۷ .
    ۳. فاطمی صدر ، فیروزه . (۱۳۸۰) . " موانع ارتقا زنان در سطوح مدیریتی در سطح دانشگاه های تهران " ، به راهنمایی دکتر مشبکی ، دانشگاه تربیت مدرس .
    ۴. شادی طلب ، ژاله . (۱۳۸۱) . " توسعه و چالش های زنان ایران " ، نشر قطره .
    ۵. کاوینگر آدیر ، لارول . مترجم سیما مهذب حسینیان . (۱۳۸۴) . " سقف شیشه ای : بررسی عوامل موثر بر دستیابی زنان به پست های کلیدی " ، انتشارات بهنام .
    ۶. کتاب معرفی نماینددگان مجلس شورای اسلامی : از آغاز انقلاب تا پایان دوره پنجم قانونگذاری ، اداره تبلیغات و انتشارات مجلس ، دی ۱۳۷۸ .
    ۷. ------ . ( ۱۳۸۰ ) . " زن و مشارکت سیاسی – اجتماعی " ، ناشر برگ زیتون .
    ۸. -------. (۱۳۸۰) . " مجموعه گفتگوهای هم اندیشی بررسی مسائل و مشکلات زنان ؛ اولویت ها و رویکردها " ، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان .
    ۹. -------. (۱۳۸۶) . " زنان ، مشارکت و برنامه ریزی برای توسعه پایدار " ، ج ۱و ۲ . مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری .
    ۱۰. باقری ، شهلا . ( ۱۳۸۲) . " اشتغال زنان در ایران " ، روابط عمومی شورای فرهنگی – اجتماعی زنان .
    ۱۱. م کینگ ، الیزابت . (۱۳۷۶) . " نقش آموزش زنان در توسعه اقتصادی" ، مترجم غلامرضا آزاد . انتشارات سحاب .
    ۱۲. طغرانگار ، حسن .( ۱۳۸۳) . " حقوق سیاسی – اجتماعی زنان " ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی .
    ۱۳. بانکی پور فرد ، امیرحسین . (۱۳۸۱) . " آیینه زن " ، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان ، مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران .

    Escobar-Lemmon , M.Taylor-Robinson . (۲۰۰۵) . " women Ministers in Latin American Government : When , Where , and Why ? " , American Journal of Political Science , Vol. ۴۹ , No. ۴, Pp. ۸۲۹-۸۴۴ .
    A. August Rachel , L. Tuten , Tracy .(۲۰۰۳). " The Korean Government's career growth " , Women in Management Review, Vol. ۱۸ . No. ۳ . Pp.۱۰۹-۱۲۱ .

    Sawer , Marian . ( ۱۹۹۹ ) . " Women's Ministries : An Australian Perspective " , Feminist Review . Autumn . No. ۶۳ .

    Burnett-Stevens , Jacquelin . (۱۹۹۹) . " Government Ministries for Women – A view from Jamaica " , Feminist Review . Autumn . No. ۶۳ .

    Purdon , Collen . (۲۰۰۴) . " Strengthening Women's Voices in Municipal Processes " , Women & Enviroments International Magezine ; Spring ; ۶۲/۶۳ ;

    Sanal , Mustafa .(۲۰۰۸) . " Factors Preventing Women's Advancement In Management In Turkey " , Education ; Spring ; ۱۲۸ , ۳ ; pg ۳۸۰ .

    Park , Kyung-AE . (۱۹۹۹) . " Political Representation and South Korean Women " , The Journal of Asian Studies , Vol ۵۸ , No ۲, Pg ۴۳۲-۴۴۸ .
    Curti , Lidia .(۱۹۹۹). " Ministries for Women as Ministers in Italy " , Feminist Review , Autumn , No. ۶۳. Pp ۱۰۰-۱۰۴.

     cwsut
     

    مطالب مرتبط:
    روان پریشی پس از زایمان
    روش نگارش وتدوین مقالات علمی _ پژوهشی
    ساحت اجتماعی دین‌ورزیدن
    آیت الله صانعی : ذکوریت شرط قاضی بودن نیست
    آیا سنگسار، یک سنت اسلامی است؟ / صدیقه وسمقی