توده زنان مسلمان عمده ترین تلاش ها و اقدامات سیاسی تاریخ معاصر ایران را رقم زده اند. مقاله حاضر نیز با فرض این اصل، در صدد پاسخگویی به این پرسش است که چرابیشترین فعالیت سیاسی زنان در دهه های گذشته تاریخ ایران به این قشر متعلق بوده است؟
بخش نخست مقاله که در شماره قبلی تقدیم خوانندگان گردید، با تبیین چارچوب های نظری بحث در قالب سه نظریه محافظه کارانه، آزادیخواهانه و میانه گرایانه، مهم ترین کوشش ها و مظاهر فعالیت سیاسی زنان تاریخ معاصر ایران در دهه های ۴۰ و ۵۰ راتحلیل کرد. تحلیل کوشش هاو نمودهای فعالیت سیاسی زنان معاصر ایران در دهه های بعدی را در این شماره از نظر می گذرانید.
زنان در دهه ۶۰
مقدمه این که دوره ای که از پیروزی انقلاب اسلامی ایران آغاز و باشروع جنگ تحمیلی پایان می پذیرد، دوره تثبیت ارزش های دین ومذهبی در زنان است، ارزش هایی که زنان بر پایه آن، انقلاب را در نیل به پیروزی مدد رساندند. به بیان دیگر، زنان با حضور حماسی خود درسال های انقلاب، به نفی دواندیشه و تفکر پرداختند. اندیشه ای که فعالیت سیاسی را برای زنان حرام می دانست، و عقیده ای که زن را یک شی ء زیبا و لوکس می خواست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نوبت آن رسیده بود که زنان نشان دهند، زن مسلمان نه در قالب اندیشه متحجرانه مقدس ماب های مذهبی تعریف می شود و نه در چارچوب تفکر مدرنیته روشنفکر ماب ضد دینی. بنابراین، او برای نهادینه کردن الگوی جدید زن مسلمان به ایفای نقش های جدید و ویژه ای پرداخت:
عرصه جدید خدمت: در نظام هستی، انسان یک عنصر مسئولیت پذیراست و حدیث شریف نبوی: (کلکم راع و کلکم مسئول)، نیز گواه بر این ادعاست که بشر اعم از زن و مرد، دارای مسئولیت الهی در قبال جامعه انسانی اند. امام خمینی (ره) با نام گذاری روز تولد حضرت فاطمه زهرا (ع) به عنوان روز زن، بر لزوم مسئولیت پذیری عمومی به ویژه زنان تاکیدورزید. از این رو، زنان انقلابی با الهام از اسلام و امام، پذیرش مسئولیت های جدید را یک ضرورت تلقی می کردند.
پیدایش احساس مسئولیت جدیدتر و پذیرش آن از سوی بانوان ایرانی، باعث تحول ودگرگونی روحی بزرگی در آنان شد، به گونه ای که این قشر عظیم که درنظام شاهنشاهی، بیشتر بی اعتنا به امور سیاسی و اجتماعی بود، به قشری زنده، فعال و متعهد تبدیل شد که می خواست توانایی حضورمصمم خود در همه عرصه ها را، به نمایش بگذارد. (شیدائیان، ۱۳۸۴: ۳۲)
یکی از مسئولیت های جدیدی که زنان بر عهده گرفته اند، مشارکت درامر جهاد سازندگی بود. امام تاکید و در خواست می کرد که چه بانوان و چه مردان به ساختن خرابه های بر جای مانده از رژیم ستم شاهی بپردازند، زیرا، معتقد بود که این خرابه ها تنها به دست مردان ساخته نمی شود، بلکه زنان هم باید در ترمیم آن مشارکت جویند. (ریحانه، ۱۳۸۴: ۱۷) مقام معظم رهبری هم فرموده: (زن بایستی در میدان تلاش و جهادعمومی و فعالیت های مشروع همگانی و در زمینه های سازندگی به اشکال گوناگون و در طیف وسیع حضور داشته باشد). (خامنه ای، ۱۳۷۹: ۶۵) به همین جهت، خواهران ایثارگر به عضویت نهاد جهاد سازندگی درآمدند و با فداکاری بی نظیر توانستند در میان دشوارترین شرایط و درسخت ترین مناطق جغرافیایی کشور، آثار ارزنده و همه جانبه ای برای مردم ستم دیده ایران به ارمغان آورند. (ریحانه، ۱۳۸۲: ۱۵) نکته جالب آن که بیشتر این زنان، خانم های تحصیل کرده ای بودند که هم دوش مردان به امر سازندگی پرداختند. (همان)
ماحصل پذیرش و اجرای مسئولیت های تازه، از زنان ایرانی عنصری ساخت که امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری آن را، این گونه توصیف می کند:
۱. (امروز زنان در جمهوری اسلامی، هم دوش مردان در تلاش سازندگی خود و کشور هستند). (امام خمینی، ۱۳۶۹: ۳۴۰)
۲. مجموعه زنان کشور ما از همه جای دنیا بهترند. وقت کار که می رسد، کار سیاسی، فرهنگی و تشکیلاتی، جلو هستند، وقت جهاد که می رسد، فرزندان خودشان را به جبهه می فرستند. وقت خانه داری وتربیت اولاد که می رسد، کدبانوهای خانه دارند. همه این ها در دنیاکمیاب است. این ها خیلی ارزش است. تربیت اسلامی است و امیدبخش است). (خامنه ای، ۱۳۸۱: ۹۶)
در جنگ و دفاع: اولین مسئولیت جنگی که زنان، به صورت خود جوش وهمپای مردان بر عهده گرفتند، جنگیدن با دشمن بعثی بود، حتی آنان قبل از مردان، کوکتل مولوتف ساختند، تا به جنگ تانک های عراقی بروند که قصد داشتند از مرز شلمچه بگذرند. البته تهیه و به کار بردن کوکتل مولوتف، ابتدایی ترین کار رزمی خواهران و زنان به شمار می آید، بعدها آنها خود را به سلاح مجهز کردند تا مردانه با دشمن بجنگند:
\"در قبرستان خرمشهر زن ۶۵ ساله ای را دیدم که تفنگ ام یک بردوش داشت. گفتم: مادر چه می کنی؟ گفت: پسر و دخترم آنقدر جنگیدندتا شهید شدند و این جا خفته اند. می روم راه شان را ادامه دهم. هر چه او رامنع کردم، نپذیرفت و گفت: باید از دینم، دفاع کنم. این تنها وظیفه شماپسرانم نیست، بلکه وظیفه من هم هست. جنگید و سرانجام با ترکش خمپاره شهید شد). (همایش، ۱۳۸۲: ۲۰۵)
زنان رزمنده در خرمشهر، کارهای دیگری را نیز بر عهده داشتند که مراقبت از تسلیحات، تسلیح رزمندگان، نگهبانی از پیکر شهداء، توزیع سلاح بین رزمندگان از آن جمله بوده است. در جبهه های دیگر هم وضع به همین صورت بود. مثلا در گیلان غرب، یک زن، چند سرباز عراقی ودر شادگان، چهار شیر زن، هشت سرباز بعثی را به اسارت در آورند. خانم فاطمه نواب صفوی، به همراه گروه چریکی شهید چمران و در ناحیه سوسنگرد، اسلحه به دست گرفت و جنگید. یک زن سوسنگردی با آردمسموم نان پخت و با آن تعدادی از عراقی ها را از پای در آورد، و باز دراین شهر مادر شهید الحانی، یازده سرباز عراقی را به خانه اش دعوت می کند، به آنها غذا می دهد، و زمانی که آنها به استراحت پرداختند و به خواب رفتند، او در اتاق را قفل می کند و بسیجی ها را با خبر می سازد، وخود او هم با چوب دستی به جان آنها افتاد. داستان این زن شجاع را مقام معظم رهبری، این گونه نقل کرده است:
(به خاطر دارم در سوسنگرد خانم عرب مسنی زندگی می کرد که همسرش نابینا بود. ایشان با وجود این که چهل پنجاه سال داشت، خیلی شجاعانه و در حقیقت مردوار از شهر دفاع می کرد. معروف بود که باچوب دستی، چند سرباز عراقی را انداخته است). (مافی، ۱۳۷۶: ۱۲۵)
صحنه های رزم زنان، اگر چه اندک بود، ولی اولا، تا پایان دفاع مقدس کم و بیش ادامه یافت، و ثانیا، تاثیر عمیقی بر روحیه رزمندگان داشت. به علاوه، زنان نقش های اطلاعات رزمی فراوانی را انجام دادند. خانم حورسی از مدافعان خرمشهر در این باره می گوید: (ما از آن لحظه ای که به نیروهای شناسایی ملحق شدیم، کار شناسایی دشمن، خنثی کردن بمب، شناسایی ضد انقلاب و پیدا کردن رد پای آنها در شهر و روستاها رادنبال کردیم). (قاسمی، ۱۳۸۳: ۲۲)
نوع دیگر کار اطلاعاتی و امنیتی را خواهران بسیجی انجام می دادند، آنها در لباس امدادگر و پرستار به شناسایی منافقینی دست می زدند که به صورت ناشناس به بیمارستان ها سر می زدند، تا به تعداد شهداء ومجروحان جنگ و... دست پیدا کنند، و آن را در اختیار عراق قرار دهند.
مشارکت گسترده: بیش از صد زن ایرانی به ریاست مشاور رئیس جمهوردر امور زنان، در چهارمین کنفرانس جهانی زن (۱۳۷۴) در پکن شرکت کردند، هر چند پیش از آن، زنانی از ایران در کنفراس هایی چون: سومین کنفرانس جهانی زن در نایروبی (۱۳۶۴) و کنفرانس جمعیت و توسعه قاهره (۱۳۷۳) حضور یافتند، اما این حضورها از نظر کمی و کیفی باکنفرانس پکن قابل مقایسه نبود. زنانی که به کنفرانس پکن رفتند، برخی از سازمان های دولتی و دیگران از بخش های غیر دولتی بودند، و جالب آن که دفاع برخی دولتی ها از نظام، انقلابی تر از دولتی ها بوده است،
البته ترکیب هیات به گونه ای بود که زن قدر قدرتی که خود دولتی است را به تصویر نمی کشید. از این رو، علی رغم کم تجربگی زنان ایرانی در چگونگی استفاده از محیطهای بین المللی، این هیات توانست توجه رسانه های بین المللی را به خود جلب کند، به حدی که اگر دولت، میلیون ها تومان هزینه می کرد، نمی توانست تا به این میزان، رسانه های بین المللی را متوجه جمهوری اسلامی و موقعیت مناسب زن در آن نماید. (فرزانه، ۱۳۷۴: ۲۳)
یکی از تاثیرات کنفرانس ۱۳۷۴ پکن بر امور زنان ایرانی آن بود که برنامه عملی ملی زنان جمهوری اسلامی بر اساس سند پکن تنظیم شدکه حرکت ها و فعالیت های بین المللی بعدی زنان ایران، بر پایه آن شکل گرفت. در این چارچوب، ایجاد تقویت و تحکیم مناسبات دو و چند جانبه و بین المللی در بخش زنان وارد مرحله جدیدی گردید و برقراری ارتباطبا سایر کشورها و حضور موثرتر و کارآمدتر در مجامع جهانی در دستور کارقرارگرفت که حاصل آن، شرکت زنان در اجلاس های سالیانه کمیسیون مقام زن، اجلاس ویژه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۰ (اجلاس پکن + ۵) در نیویورک و اجلاس منطقه ای آن در بانکوک (۱۳۷۸)، اجلاس عالی رتبه بین الدولی منطقه آسیا و اقیانوسیه به منظوربررسی چگونگی اجرای اسناد پکن و پکن + ۵ در بانکوک (شهریور۱۳۸۳) و اجلاس ۴۹ کمیسیون مقام زن (اسفند ۱۳۸۳) و ده ها کنفرانس تخصصی و منطقه ای دیگر بوده است. (مولاوردی، ۱۳۸۴: ۱۶۵)
مشاور رییس جمهور و رییس مرکز وقت امور مشارکت زنان، علت حضور فعال زنان ایرانی در سازمان های جهانی را این گونه بر شمرده است:
۱. معرفی اسلام به عنوان مکتبی رهایی بخش برای زنان
۲. معرفی الگوی زن مسلمان و ایرانی
۳. تاثیرگذاری بر روند جنبش جهانی زن
۴. تقویت روحیه معنویت و انسانیت در مجامع بین المللی زنان
۵. تقویت و انسجام روابط میان زنان کشورهای جهان به ویژه کشورهای اسلامی
۶. تاثیرگذاری بر روند تدوین اسناد بین المللی مربوط به زنان و خانواده
۷. رفع شبهات، ایرادات و ابهامات وارده بر وضعیت زنان در جمهوری اسلامی (همان)
مجلس قانون گذاری: در اولین انتخابات پارلمانی (۱۳۵۹ ۱۳۶۳-) چهارنماینده زن و در دوره دوم (۱۳۶۳-۱۳۶۷) نیز چهار نماینده زن به مجلس راه یافتند. در دوره اول خانم ها بهروزی، دستغیب، رجایی وطالقانی و در دور دوم، خانم ها بهروزی، دستغیب، رجایی و دباغ به نمایندگی مجلس انتخاب شدند. تعداد نمایندگان زن دو دوره اول و دوم نسبت به کل نمایندگان مجلس، ۶/۱ درصد و بالاترین تحصیلات دودوره، فوق لیسانس و پایین ترین آن ششم ابتدایی بود. میانگین سنی نمایندگان زن دوره اول ۵/۳۸ و دور دوم ۵/۴۳ سال را نشان می دهد.
در دوره اول مجلس، شانزده قانون درباره زن و خانواده به تصویب رسیدکه مهم ترین آنها عبارتند از: معافیت زنان متاهل پزشک و پیراپزشک وحرف وابسته در مناطق جنگی (۴آبان ۱۳۶۰)، قانون واگذاری حق حضانت فرزندان صغیر یا محجور به مادران (۷دی ۱۳۶۰)، قانون راجع به برقراری مستمری به خانواده بیمه شدگان نیروهای مسلح شهید ومعلول (۱۸بهمن ۱۳۶۰)، قانون اصلاح موادی از قانون مدنی درزمینه های تابعیت، ازدواج، طلاق و دیگر مواد مربوط به زنان و خانواده (۹آذر ۱۳۶۱)، قانون الزام دولت به تهیه لایحه تامین زنان و کودکان بی سرپرست (۱آبان ۱۳۶۲) و قانون راجع به خدمت نیمه وقت بانوان مستخدم دولت، شرکت های تابعه دولت و شهرداری ها. (معتمدی، ۱۳۷۷: ۱۳۰)
زنان شاهد تصویب سیزده قانون مربوط به خود در مجلس دوم بودند که قانون نحوه اجرای قانون مربوط به خدمات نیمه وقت بانوان (۱۸فروردین ۱۳۶۴) و قانون اعطای مرخصی بدون حقوق به زنان مستخدم به هنگام ماموریت همسران شان به خارج از کشور (۱آذر۱۳۶۶) از آن جمله است.
چند قانون حمایتی هم درباره خانواده و عفت عمومی به تصویب رسید. مانند: اصلاح لایحه قانونی راجع به تامین درمان معلولان و اعضای خانواده آنها (۲۵آبان ۱۳۶۳)، قانون محکومیت کسانی که در انظار عمومی، وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و یا موجب ترویج فساد و یا هتک عفت می شود، به تذکر، توبیخ، تهدید، تعطیل محل کسب، ده الی بیست ضربه شلاق و جریمه نقدی (۲۸اردیبهشت ۱۳۶۵) و قانون معافیت یک نفر از فرزندان خانواده های شهداء، معلولین، اسراء و مفقودالاثرها از خدمت وظیفه عمومی (۲۴ آذر۱۳۶۶) (ارشدی، ۱۳۸۴: ۷۹)
خلاصه این که زنان پس از انقلاب اسلامی عرصه های تازه ای را برای حضور خود یافتند. آنها مشارکت در این عرصه ها را هم تکلیف شرعی می پنداشتند و هم ضرورت و مصلحت را در آن می دیدند در شرایطی که انقلاب نوپای اسلامی دشمنان بسیار داشت خود را از میدان مبارزه وخدمت جدا نسازند و بیش از گذشته به فعالیت خود در دو عرصه خانواده واجتماع ادامه دهند و البته حمایت ها و رهنمودهای امام خمینی در این راه راهنما و مدد کار آنان بود.
زنان در دهه ۷۰
مقدمه این که در سال های اولیه پس از انقلاب اسلامی، زنان کوشیدندمفاهیمی کلی از ارزش های انقلابی چون: مسئولیت پذیری را نهادینه نمایند، ولی با دور شدن از آن سال ها، به ویژه پس از جنگ تحمیلی، ارائه مصادیقی از آن مفاهیم کلی که به حل مشکلات اجتماعی بینجامد، ضرورتی اجتناب ناپذیر پیدا کرد، از این رو، زنان در بخش های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، مصداق های فراوانی رابه عرصه آوردند تا نشان دهند، هنرشان تنها در طرح شعارها و مباحث کلی آرمانی نیست، بلکه می توانند همه آن مفاهیم کلی را بر سر سفره هاببرند و با آن به بهبود وضع اجتماعی مردم بپردازند:
فرهنگ و هنر: تولید علم، داستان نویسی، بازیگری سینما، مجسمه سازی، هنر تجسمی از جمله مواردی هستند که زنان به ایفای نقش در آن پرداخته اند. در واقع، هیچ عرصه ای را در فرهنگ نمی توان یافت که شاهد حضور فعال زنان نباشد، به آن دلیل که دفاع فرهنگی ازانقلاب اسلامی در مقابل تهاجم فرهنگی دشمن، توانایی در همه عرصه های فرهنگی را می طلبد. البته بیان حضور زنان در برخی از امورفرهنگی، می تواند مشتی بر خروار باشد:
استاد: در سال ۱۳۷۱، از مجموع ۱۰۶۶۰ استاد و مدرس تمام وقت درمراکز آموزش عالی، ۱۴۹۳ نفر آن، یعنی ۱۴ درصد از کادر آموزشی دروزارت علوم، تحقیقات و فناوری را زنان تشکیل می دادند، ولی این رقم در سال ۱۳۸۲ به ۳۸ درصد افزایش یافت که نشان دهنده حضور فعال این قشر در عرصه دانشگاه هاست. در سال ۱۳۷۵، از مجموع ۱۸۲۲۸عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، ۲۲۸۵ نفر یعنی ۵/۱۲ درصد ازآن زنان بود، اما در سال ۱۳۸۲ یک رشد ۳۷ درصدی در کادر آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی اتفاق افتاد. اگرچه این افزایش ها با توجه به رشدحدود ۷۰ درصدی ورود دختران به دانشگاه ها، کم است، با این وصف، یک روند تصاعدی خوبی را در اعضای هیات علمی دانشگاه ها نشان می دهد. (مرکز آمار ایران، ۱۳۸۳: ۴۸)
دانشجو: در سال ۱۳۶۶، سهم دانشجویان زن متخصص شامل دانشجویان مشغول به تحصیل فوق لیسانس به بالا در موسسات آموزش عالی، ۲۹ درصد و در سال ۱۳۸۲، ۳۸درصد بود. در سال ۱۳۷۶، ۳۰درصد دانشجویان متخصص دانشگاه آزاد اسلامی به زنان اختصاص داشت، این رقم در سال ۱۳۸۳ به ۲۹ درصد رسید. در سال ۱۳۶۶ فارغ التحصیلان زن متخصص در موسسات آموزش عالی، ۲۶ درصد، درحالی که در سال ۱۳۸۲، عدد ۳۰ درصد را نشان می داد. در دانشگاه آزاداسلامی و در سال ۱۳۷۰، سهم فارغ التحصیلان متخصص زن، ۱۸درصد و در سال ۱۳۸۲، این رقم ۳۸ درصد بود. سهم زنان شاغل به تحصیل در مقطع دکترای حرفه ای یا تخصصی خارج از کشور در سال ۱۳۷۸، ۱۸درصد و در سال ۱۳۸۲ به ۳۸ درصد افزایش یافت. (همان)
نویسنده: ظهور زنان داستان نویس در عرصه ادبیات کشور به اواخر دهه ۳۰ بر می گردد، اما دگرگونی های فرهنگی صورت گرفته در ایران پس ازانقلاب اسلامی، جلوه تازه ای از حضور زنان در این عرصه را رقم زده به گونه ای که آثار پرشماری از آنان طی سال های اخیر در بسیاری ازجشنواره ها صاحب رتبه شده اند.
به عنوان مثال، آثار خانم سمیرااصلان پور، بیشتر روایت زندگی نوجوانانی است که دل مشغولی های بزرگ سالانه دارند. به علاوه، مضمون جنگ تحمیلی و خاطرات جنگ، دست مایه اصلی نوشته های اوست. مثلا کتاب چشم جبهه (۱۳۷۶) مجموعه خاطرات رزمندگان از جنگ است که در دوره دوم جشنواره کتاب دفاع مقدس، مورد تقدیر ویژه قرار گرفت. (صادقی، ۱۳۸۴: ۳۱۹) به هر روی نویسندگان زن، فعالیت چشم گیری در تولید کتاب دارند، به حدی که در سال ۱۳۷۶، ۳۲۲۲ کتاب توسط زنان اهل قلم منتشر شد که در سال ۱۳۷۹ این رقم به ۵۶۱۳ عنوان کتاب رسید. (مرکز آمار ایران، ۱۳۸۳: ۵۱)
امور سیاسی: ایفای نقش زنان در امور سیاسی، اثرگذاری عمیق تری را به دنبال دارد، از آن رو که پدیده های سیاسی مستقیما با افزایش و کاهش اعتبار نظام سیاسی ارتباط پیدا می کنند. از این رو، زنان حضور پررنگ سیاسی خود را که از دهه ۴۰ آغاز شده، هم چنان حفظ کرده اند، البته به دلیل ضرورت های انقلاب، آن را در نقش های جدیدتری عرضه کرده اند:
همدلی سیاسی: همدلی زن و شوهر در همه تصمیم گیری های سیاسی افزایش یافته، زیرا، در مقابل این سوال که در خانواده شما، اغلب چه کسی تصمیم می گیرد؟ تنها ۵/۳۵ درصد پاسخ داده اند، پدر، لذا ساختارتصمیم گیری در خانواده دگرگون شده است. از همه مهم تر این که، جوان ترها و تحصیل کرده ها بیشتر موافق تصمیم گیری های مشارکتی در خانواده اند، پس ارتقای سطح آموزش، باعث شده که از قدرت انحصاری مردان نسبت به قبل از انقلاب اسلامی در تصمیم گیری هاکاسته شود. مشارکت زنان جامعه شهری در تصمیم گیری های خانواده به جامعه روستایی هم سرایت کرده، چون پژوهش های انجام شده در ۵۱روستای استان آذربایجان غربی و ۴۲ روستای استان یزد نشان می دهد، مشارکت نیمی از زنان روستایی (۷/۵۰ درصد در یزد ۹/۴۸ درصد درآذربایجان غربی) در تصمیم گیری ها پذیرفته شده است. (شادی طلب، ۱۳۸۱: ۲۶)
شوراها: در نخستین دوره انتخابات سراسری شوراهای اسلامی شهر وروستا (۱۳۷۷)، پنج هزار زن برای عضویت در شوراها، داوطلب شدند. این تعداد، تنها ۳/۷ درصد از کل نامزدها را نشان می داد، ولی آنهاتوانستند ۱/۳ کرسی اصلی شوراها را تصاحب کنند. در ۱۰۹ شهر، تعداد۱۱۴ نفر از زنان، نفر اول یا دوم اعضای شهر بودند. در ۱۷۶ شهر دست کم یک زن، در ۴۸ شهر، دو زن، در ۸ شهر، سه زن ودر یک شهر، چهارزن از اعضای اصلی شوراها بودند. در یکی از روستاهای کرمان، تمامی اعضای اصلی و علی البدل شورا از میان زنان انتخاب شدند. (صبح امروز، ۱۳۷۸: ۵)
حضور زنان در دومین دور انتخابات شوراها (۱۳۸۱) به جز دو استان چهار محال بختیاری و کردستان، از رشد کمی برخوردار بود،در حالی که تعداد کل منتخبان در انتخابات کاهش یافت. مثلا تعداد منتخبان آذربایجان شرقی ۹۷۸۴ و ۸۵۹۰ به ترتیب در دور اول و دوم بودند، ولی انتخاب شدگان زن از ۳۳ نفر دور اول به ۴۱ نفر دور دوم رسید. (بشیری، ۱۳۸۴: ۵۷)
مدیران: نرخ رشد درصد مدیران، قانون گذاران و کارکنان عالی رتبه مردان شاغل، طی سال های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ برابر صفر و نرخ رشد درصدزنان در مشاغل فوق، برابر ۵۹/۵ بود. آمار دیگری نشان می دهد که دردوره زمانی ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۲، نرخ رشد مشاغل مدیریتی برای مردان برابر۳۰۳ و برای زنان، ۱۸۰۹ درصد بود، البته سهم زنان از مدیریت کشور دررده های مدیران پایه و میانی بیش از مدیران عالی است.
به بیان دیگر، در سال ۱۳۸۰، از مجموع ۱۱۸۶ مدیر زن، ۵/۴۱ درصد در رده مدیران عالی، ۶۷/۲۰ درصد در ردیف مدیران میانی و ۱۲/۷۵ درصد در سطح مدیران پایه مشغول فعالیت بوده اند. نتیجه آن که افزایش سهم زنان درمدیریت کشور، تصمیم گیری های سیاسی را تحت تاثیر قرار می دهد. (مرکز امور مشارکت زنان، ۱۳۸۳: ۳۱)
عرصه اقتصاد: نقشی که زنان در امور اقتصادی برعهده گرفته اند، گاه ازنقش مشابه در مردان بیشتر است. جالب بودن این موضوع به آن است که با توجه به توانایی جسمی زیادتر در مردان نسبت به زنان، انجام کاراقتصادی موفق تر، از مردان انتظار می رود، ولی زنان حداقل در امور زیر، گاه برتری بالاتری را نشان داده اند، شاید از آن رو که برای پاس داشت انقلاب اسلامی، فعالیت عمیق تر اقتصادی را ضروری می بینند:
فعالیت اقتصادی: میزان نرخ رشد فعالیت اقتصادی مردان طی سال های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ برابر ۶/۰۴ درصد، ولی برای زنان، برابر با ۶/۹ درصد، ونیز، نرخ رشد کارکنان فنی و تخصصی از مردان شاغل طی سال های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ برابر ۴۹/۲ درصد و نرخ رشد برای زنان در مشاغل فوق برابر ۸/۱۰ درصد بوده، به طوری که در سال های مورد بررسی، در حدود۲۵ درصد زنان شاغل را کارکنان فنی و تخصصی تشکیل داده اند، امااین رقم برای مردان در حدود ۱۰درصد باقی ماند. (مرکز آمار ایران، ۵۶۱۳۸۳)
درآمد مالی: زنان در جامعه روستایی نقش بیشتری را در اقتصاد خانواده بر عهده داشته اند. دو پژوهش انجام شده در استان یزد و آذربایجان غربی به ترتیب ۵۱ و ۲۸ درصد را دارای درآمد مستقل گزارش کرده است. موضوع مهم دیگر، استقلال یابی زنان روستایی در چگونگی خرج کردن درآمد کسب شده است.
در استان یزد، ۶۹ و در استان آذربایجان غربی ۸۴ درصد از زنان، خود درباره نحوه خرج درآمدهای شان تصمیم می گیرند، و در این باره، صرف این درآمد برای هزینه های جاری زندگی، آموزش فرزندان و کالاهای بادوام بیش از دیگر موارد است. شاید توانایی مالی این دسته از زنان باعث شده که بانک کشاورزی برای زنان روستایی تسهیلات ویژه ای اختصاص دهد. (شادی طلب، ۱۳۸۱: ۲۶)
کار تولیدی: نگرش جامعه نسبت به کارکردن زنان در خارج از خانه متحول شده است. پژوهشی که در چهار استان ایران انجام شده، نشان می دهد که ۹/۴۶ درصد افراد، با ضرورت اشتغال زنان، موافق و ۴/۳۵درصد مخالف اند. پژوهش های دیگری که در سطح ملی انجام گرفته، چنین تحول نگرشی را تایید می کند، به طوری که ۶۰ درصد زنان و ۴۶درصد مردان، موافق کار کردن زنان هستند، از آن رو که با بالا رفتن سطح سواد، از مخالفت ها کاسته شده است.
رابطه سواد و کار زنان رامی توان در پاسخ مثبت ۴۲ درصد توده مردم و ۶۴ درصد نخبگان با کارکردن زنان به خوبی دید. تفاوت نگرش دختران جوان با مادرشان درمورد وظیفه اصلی زن در جامعه و سهم دو برابر دختران در مخالفت بااولویت داشتن در خانه ماندن، نشان دهنده تحول دیگر در این زمینه است. (همان)
مسائل اجتماعی: زنان برای دستیابی به ایفای نقش های مهم تر، به امورمسائل اجتماعی هم روی آورده اند. در این راستا، برخی از نقش هایی که برعهده گرفته اند، تازه تر از بقیه نقش هاست. تازگی نقش هایی چون کاردر پلیس و تاسیس و اداره سازمان های غیر دولتی، اراده آنان را در کمک و مساعدت به انقلابی نشان می دهد که برای پایداری، به خدمات گسترده نیازمند است:
امور ورزشی: آمارها نشان می دهد، پیشرفت زنان در امر ورزش بسیاربالاست. یکی از دلایل این پیشرفت ها آن است که ورزش نقش محوری و اساسی در پیشرفت های فردی و ملی (کشور) دارد. به این دلیل، تعدادمربیان زن در سال ۱۳۷۲، ۳۲۷۱ نفر و در سال ۱۳۸۲ با افزایش ۱۰۰۰درصدی به ۳۲۴۶۶ نفر در رشته های مختلف رسید. ۹۷۳ داور زن هم دررشته های مختلف ورزشی در سال ۱۳۷۲ به کار مشغول بودند، و پس ازیازده سال یعنی در سال ۱۳۸۲، ۱۶۴۸۹ داور زن برای امر قضاوت دررشته های مختلف ورزشی، تربیت شده اند که نشان دهنده رشد بسیارخوبی است. (احمدآبادی، ۱۳۸۱: ۱۵۳)
پلیس زن: پلیس زن می تواند به کاهش جرایم اجتماعی کمک کند و به این وسیله محیط را برای توسعه، امن کند، از این رو، مجوز استخدام پلیس زن در سال ۱۳۷۷ صادر شد. در سال ۱۳۷۸ برای اولین بار، حدود۳۰۰۰ نفر داوطلب در دفترچه های کنکور، برای ورود به جرگه پلیس زن اعلام آمادگی کردند ولی ۸۱۷ نفر آنان از سوی سازمان سنجش وآموزش کشور در مرحله اول معرفی و سرانجام ۱۰۰ نفر آنها توسطدانشگاه پلیس نیروی انتظامی، پذیرفته شدند. حاصل این کار، هم اینک به کارگیری ۴۰۰ پلیس زن در واحدهای راهنمایی، آگاهی وکلانتری و تاسیس اولین کلانتری بانوان است. در سال ۱۳۸۴ تعداددانشجویان پلیس زن به ۴۰۰ نفر رسید. (همان)
سازمان غیردولتی: این سازمان یک تجمع مستقل است که اعضای آن داوطلبانه و بدون اتکاء به دولت، فعالیت می کنند تا یک یا چند نیازاجتماعی را پاسخ دهند. این سازمان ها در زمینه های مختلف چون خیریه، جوانان، اعتیاد، محیط زیست، امور فرهنگی، آموزش و پرورش فعالیت می کنند. از این رو، به دلیل تاثیر رشدNGO های زنان خارج ازکشور بر داخل و حمایت های دولت از آنها، NGO ها به صورت یک نیازو ضرورت اساسی برای زنان در آمده است.
البته تجربه اولیه NGO هادر جریان انقلاب اسلامی و به ویژه در جنگ تحمیلی اتفاق افتاده، ولی پس از جنگ و به ویژه در یک دهه گذشته، رشد بیشتری داشته است، به گونه ای که در سال ۷۲، ۳۲ در سال ۷۹، ۲۵۰ در سال ۸۰، ۵۹۱ و درابتدای سال ۸۲، ۷۳۱ سازمان غیردولتی زنان مشغول فعالیت بوده اند. افزایش سازمان های غیر دولتی به معنای افزایش مشارکت عمومی درامور اجتماعی است که پشتوانه مردمی نظام را در مواجه با دشمن و درنیل به توسعه پایدار تقویت می کند. (حورا، ۱۳۸۳: ۶۱)
خلاصه این که حضور سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان مسلمان ایران پس از انقلاب اسلامی، برجسته و مثال زدنی است. زیرا، اساتید زن دانشگاه ها، دانشجویان دختر و نویسندگان زن مانند آن، به سرعت افزایش یافته و هم اینک در حال افزایش بیشتر است. همدلی سیاسی برای مشارکت اجتماعی بین زنان و مردان بالا رفته، زنان ازشرکت در شوراهای شهر و روستا استقبال خوبی به عمل آورده، و سهم خود را از مدیران کشور ترقی داده اند. در ابعاد اقتصادی، به کار و فعالیت اقتصادی اهمیت بیشتری داده و از این رو، درآمدهای مالی افزون تری رابه دست آورده اند، و به این وسیله، به استقبال مالی بالاتری دست یافته اند.
به نظر می رسد، حجم و گستره فعالیت اجتماعی زنان، بیش ازسایر ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی باشد. آنان در این عرصه، به ورزش توجه جدی مبذول داشته، و حتی برای تامین امنیت اجتماعی حاضر شدند، خطر را به جان بخرند و به عنوان پلیس، به فعالیت بپردازند. جالب آن که آنها با تشکیل و توسعه سازمان های غیردولتی به انتظار کار دولتی نماندند تا به آن وسیله، به توسعه کشور مدد رسانند.
نتیجه
نتایج چندی از این مقاله به دست می آید که برخی از آنها عبارتند از:
الف ـ از میان سه نظریه ایی که برای تحلیل فعالیت های سیاسی اجتماعی زنان و زنان ایران به کار می رود، نظریه آزادی خواهانه از قدرت تبیین کنندگی افزون تری برخوردار است نظریه ایی که بر آن است که: به تشریح و تایید توانایی زنان در تعیین هرگونه خط مشی سیاسی بدون دخالت دولت و یا دخالت اندک حکومت بپردازد و می کوشد ناتوانی و یا کم توانی نظام سیاسی در قالب بندی فعالیت های سیاسی زنان را نشان دهد به علاوه سعی وافری دارد تا توانایی زنان را برای تغییر الگوهای رفتاری سیاسی اجتماعی به تصویر بکشد.
ب ـ در تاریخ معاصر ایران همه زنان دارای نقش سیاسی اجتماعی اندچه زنانی که برای توسعه ایران نگاه به بیرون دوخته بودند و چه زنانی که به رجل میهنی بی کفایت و سرسپرده امید داشته اند و دیگر زنان. ولی باتوجه تلاش این مقاله در رونمایی وقایع تاریخی که نقش سیاسی اجتماعی توده زنان مسلمان در آن روشن است، نقش عمده را باید به توده زنان مسلمان داد و از این رو است که بیشترین تحولات تاریخی دهه های گذشته ایران اغلب رنگ و بوی دینی و مذهبی به خود گرفته است.
البته نمی توان و نباید تاثیر آگاهی بخش زنان روشنفکر وپشتیبانی های حمایتی زنان دربار را در تلاش سیاسی اجتماعی این دسته از زنان نادیده گرفت اگرچه این تاثیرها و حمایت هااندک بوده است. بدین وسیله مقاله حاضر اثبات کرده که توده زنان مسلمان بیش ازدیگر زنان در امور سیاسی اجتماعی چهاردهه اخیر نقش آفریدند.
ج - با توجه به ایفای نقش های مختلفی که زنان تاکنون برعهده گرفته و آن را اغلبب با موفقیت پشت سرگذارده اند، دیگر جایی برای گفتن و نوشتن این که زنان در خانه ها بمانند و کار اداره کشور را به مردان بسپارند، باقی نمانده است. زنان هم اینک می توانند با غرور بگویند که توانسته اند به باور و اعتمادی که امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری به آنان داشته اند، در صحنه عمل پاسخ مثبت داده اند. آنچه باقی مانده، بحث و جدال در ضرورت حضور و توانایی زنان در اداره امور نیست، بلکه آنان باید به گذشته بنگرند و با درس و آموزش بیشتر از آن، به آینده بیندیشند، و به ارتقای توانایی های خود بپردازند.
گام نخست در این راه، تقویت نقاط مثبت گذشته و دور افکندن آسیب هایی است که حضوراجتماعی آنان را با خطر مواجه می سازد، یکی از این آسیب های احتمالی، سنگین شدن کفه حضور اجتماعی به زیان وظایف مادری وهمسری است. البته آنان توجه دارند راه پشت سر نهاده به دلیل اعتمادبه نفسی بوده که انقلاب اسلامی و رهبری آن به آنها داده است و راه باقی مانده را باید با افزایش اعتماد به نفس به پیش ببرند.
● نویسنده: مرتضی - شیرودی
● منبع: هفته نامه - پگاه حوزه - ۱۳۸۷ - شماره ۲۳۶، مرداد - تاریخ شمسی نشر ۰۰/۰۵/۱۳۸۷