• سه شنبه، ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
  • زنان ، شاغل بودن یا بیکار بودن ؟! مسئله این است ...
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 229
    کد خبر: 1326

    منیر پشمی ، کارشناس ارشد مطالعات زنان

    یکی از مسائلی که هنوز هم جایگاه خود را در کشور ما به خوبی به دست نیاورده است ، مسئله اشتغال زنان است. هنوز هم باورهای سنتی و عقاید خاصی هستند که به ترویج خانه نشینی و عدم اشتغال زنان می پردازند و چه بسا خود زنان نیز هنوز جایگاه و سهم خود از کار و اشتغال را نمی شناسند و نمی دانند چگونه نقشهای مادری و همسری خود را با کار و شغل خود عجین ساخته و بتوانند موفق باشند.

    تقریبا در طول یک ربع قرن گذشته ، تصویر زندگانی خانگی در ارتباط با فعالیت زنان در حوزه خصوصی شروع به تغییر کرده است چنانچه خانواده سنتی که در آن زن خانه دار و مرد نان آور باشد در بسیاری از کشورها رو به زوال رفته است. از سالها پیش پژوهشگران در کشورهای مختلف شروع به بررسی این مسائل نموده اند.

    کاتلین گرسن تحقیق کرده است که زنان چگونه در مورد کار ، شغل و مادری انتخابهای خود را به عمل می آورند. وی چهار مسیر را که زنان مختلف در طول زندگی خود دنبال می کنند متمایز می سازد :


    بعضی از زنان هنوز مسیری سنتی را دنبال می کنند. آنها به مادری تمام وقت می پردازند و اگر هم کار کنن ، تنها برای دوره های کوتاهی خارج از خانه مشغول کار می شوند. برای آنها مادری یک شغل است که از آن رضایت کافی دارند.


    گروهی دیگر خود را میان بینش سنتی و آگاهی از پاداشهایی که یک شغل خوب در خارج از خانه می تواند فراهم سازد گرفتار ساخته اند. اینها بلندپروازی های شغلی و احساس دوگانگی نسبت به مادری را تجربه می کنند. این زنان ممکن است در سنین زیر بیست سالگی یا اوایل بیست سالگی ازدواج کرده باشند ، اما یا از زندگی زناشویی خود سرخورده ، و یا چند سال بعد خود را مطلقه و در بازار کار یافته اند.


    گروه سوم مسیری غیر سنتی را انتخاب می کند. این دسته از زنان از همان اغاز خواهان اشتغال مزدبگیری در خارج از خانه هستند و سعی می کنند ترتیبی بدهند که مقتضیات خانوادگی شان اجازه این کار را بدهد.


    الگوی چهارم زنانی را نشان می دهد که آرزوهای شغلی در حال فروریختن را تجربه می کنند و به خانه همچون پناهگاهی می نگرند. آنها ممکن است با امیدهای بسیاری وارد دنیای کار شوند ، اما به دلایلی آرزوهای خود را برباد رفته بیابند و به عنوان گریز از سرخوردگی های کار به سوی خانه روی آورند.

    مجموعه ای از نگرشها ، احساسات و تجربیات مختلف زندگی ، در این که زنی فعالیتهای خود را در کدام مسیر ممکن است بخواهد هدایت کند تاثیر می گذارند. در جوامع امروزی ، داشتن شغل برای حفظ عزت نفس فرد مهم است. کار معمولا عنصر شکل دهنده ای در ترکیب روانی مردم و دور فعالیتهای روزانه آنهاست. بنابراین تجربه بیکاری تنها بر حسب اینکه داشتن شغل چه چیزهایی برای شخص فراهم می سازد می تواند به درستی درک شود.

    شش ویژگی اصلی کار درآمدزا عبارتند از :


    پول :

    مزد یا حقوق منبع اصلی است که اکثر مردم برای تامین نیازهای خود به آن وابسته اند. بدون چنین درآمدی اضطراب های مربوط به گذران زندگی هر روزه معمولا افزایش می یابند.


    سطح فعالیت :

    اشتغال اغلب زمینه ای برای کسب و کاربرد مهارتها و توانایی ها فراهم می کند. حتی در مواردی که کار یکنواخت و معمولی است، محیط ساختارمندی ارائه می کند که در آن نیروی فرد می تواند جذب شود. بدون اشتغال ، فرصت کاربرد اینگونه مهارتها و توانایی ها ممکن است کاهش یابد.


    تنوع :

    اشتغال ، دسترسی به زمینه هایی را فراهم می کند که با محیطهای خانگی متفاوت است. در محیط کار ، حتی هنگامی که وظایف نسبتا کسل کننده است ، افراد ممکن است از اینکه کاری متفاوت از کارهای خانه را انجام می دهند ، لذت ببرند. بیکاری فرد را از این منبع متنوع نسبت به محیط خانگی محروم می کند.


    ساخت زمانی :

    برای افرادی که دارای اشتغال منظم هستند ، روز معمولا پیرامون آهنگ کار سازمان می یابد. افرادی که بیکار هستند غالبا زندگی را ملالت آور می یابند و نوعی احساس بی تفاوتی نسبت به زمان پیدا می کنند .


    تماسهای اجتماعی :

    محیط کار غالبا دوستیها و فرصتهای مشارکت با دیگران را فراهم می سازد. جدا از محیط کار ، دایره دوستان و آشنایان احتمالی شخص ممکن است رفته رفته تنگ تر شود.


    هویت شخصی :

    اشتغال معمولا به خاطر حس هویت اجتماعی پایداری که ارائه می کند ارزشمند شمرده می شود. به ویژه برای مردان ، عزت نفس اغلب در ارتباط با نقش اقتصادی ای است که آنها برای تامین زندگی خانواده ایفا می کنند.

    با توجه به مواردی که ذکر شد ، درک این موضوع که چرا بیکاری ممکن است اعتماد افراد را به ارزش اجتماعی شان از بین ببرد دشوار نیست و نشان می دهد که زنان ما بدون اشتغال و فعالیتهایی که درآمد زا باشد ، نمی توانند جایگاه اصلی خود را پیدا کرده و مسیر توسعه و توانمندی را بپیمایند . به امید آنکه همه زنان و مردان ما بتوانند به کار و شغل مناسبی که شایسته آن هستند بپردازند.

     

    منابع :

    -Gerson,Kathleen ۱۹۸۵: hard choice : how women decide about work , career and motherhood,(Berkeley : university of California press).

    - گیدنز ، آنتونی ، جامعه شناسی ، ترجمه : منوچهر صبوری ، انتشارات نشر نی ، ۱۳۷۶
     

    مطالب مرتبط:
    مهریه، چالش خانواده های ایران امروز
    حجاب و به رسمیت شناختن هویت فردی و حقوقی زن
    در جستجوی تفسیری مهربان با جنس زن
    علل مؤثر بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در مردان
    حضور زنان در حوزه‏هاى تصمیم سازى بین المللى