• یکشنبه، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • افزایش بیکاری زنان فارغ التحصیل
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 259
    کد خبر: 1143

     
    تعداد زنان ورودی به دانشگاه‌های کشور در دو دهه گذشته از مردان پیشی گرفت تا بزرگ‌ترین جمعیت فارغ التحصیلان بیکار کشور را به خود اختصاص دهند. کارشناسان اعتقاد دارند که انتخاب رشته مهم‌ترین مسئله در ناکامی فارغ التحصیلان برای دست یافتن به بازار است. اما آنها چیدمان رشته‌های تحصیلی در دوره‌‌های دبیرستان را مهم‌ترین دلیل این ناکامی می‌دانند. همین مسئله باعث شده احمد شعبانی، رئیس دانشگاه شهید بهشتی در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر از مسئولان بخواهد مشکل را در دبیرستان‌ها جست‌وجو کنند.

    سبقت در دو دهه
    افزایش تعداد دانشجویان زن و سبقت آنها از مردان در همان ابتدا با نظرهای گوناگونی مواجه شد. این نظرات تا آنجا پیش رفت که بخشی از جامعه آن را به عنوان یک تهدید در کشور تلقی کردند. البته نگاه مخالفان ورود این جمعیت از زنان به دانشگاه بیشتر نگاه فرهنگی داشت تا نگاه اقتصادی. این درحالی بود که با توجه به بی‌سوادی بخش بزرگی از کودکان و بزرگسالان در آن سال‌ها، بسیاری دیگر ورود زنان به دانشگاه را با این جمعیت نوعی جبران مافات اعلام کردند. آنها برعکس گروه مخالف، ورود زنان به دانشگاه را نوعی فرصت دانستند اما آن را به منوط به یک شرط اعلام کردند.


    رشته تحصیلی واقع بینانه و متناسب با نیازهای جامعه و توانایی علمی بانوان باشد. البته گروهی هم ورود زنان به دانشگاه را باعث از بین رفتن فرصت کاری مردان دانستند که به نظر می‌رسد زنان نتوانستند در این زمینه موفقیتی کسب کنند. زنان علاوه بر اینکه می‌خواستند تا جایگاه فرهنگی خود را ارتقا بدهند به دنبال استقلال در مسائل مالی و ایجاد جایگاه کاری برای خود بودند که شرایط موجود نشان می‌دهد که بخش بزرگی از این موج نتوانسته است به آینده مطلوب خود دست یابد.

    براساس آنچه «احمد شعبانی» رئیس دانشگاه شهید بهشتی به مهر می‌گوید: زنان در اغلب رشته‌ های دانشگاهی بر مردان پیشی گرفته‌اند اما به‌جز رشته های علوم تربیتی دو برابر نسبت جامعه، بیکاری در آنها وجود دارد. همین مسئله باز باعث شده تا او بحث جنیسیت را به عنوان یکی از شاخصه‌ های مهم در آمایش سرزمین آموزش عالی مورد تاکید قرار دهد و بگوید: این شاخص باید هم از نظر توزیع جمعیتی و هم در رشته‌ها مطرح و برای آن برنامه‌ریزی و آسیب‌شناسی شود.


    او که ۷۵ درصد ورودی‌های دانشگاه شهید بهشتی در سال جاری را دختر اعلام می‌کند می‌گوید:۵۸ درصد فارغ التحصیلان دوره کارشناسی و ۳۸ درصد فارغ‌التحصیلان دوره کاردانی در کشور بیکارند. همچنین عدم تناسب عرضه و تقاضا در اغلب رشته‌های علوم انسانی و کشاورزی باعث افزایش درصد بیکاری فارغ‌التحصیلان در این رشته‌ها شده است. او می‌گوید: بیکاری فارغ التحصیلان مرد در اغلب رشته‌ها به‌جز کشاورزی و دامپزشکی از متوسط بیکاری کشور پایین‌تر است اما در زنان به‌جز رشته های علوم تربیتی دو برابر نسبت جامعه بیکاری وجود دارد.

    میزان ثابت اشتغال در سه دهه گذشته
    به‌رغم تلاش زنان برای ورود به دانشگاه اما براساس آمارهای که شعبانی می‌دهد میزان اشتغال دانش‌آموختگان در شغل‌های دولتی در سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۸۵ ثابت مانده و تحول عظیمی در جذب به‌وجود نیامده است. براساس آمارهای که او می‌دهد ۴۸.۶درصد کل جمعیت کشور در سه بخش صنعت، کشاورزی و ساختمان مشغول به کار هستند در حالی که تنها ۱۰ درصد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در این سه حوزه اشتغال به کار دارند. شعبانی می‌گوید: این یعنی رشد آموزش عالی در صنعت و کشاورزی به وجود نیامده و این دو حوزه همچنان در کشور ما به صورت سنتی هستند.

    برنامه‌ریزی‌ها از دبیرستان شروع شود
    او می‌گوید: ۳۷ درصد دانش‌آموزان در دوران دبیرستان در رشته علوم انسانی تحصیل می‌کنند بنابراین برنامه‌ریزی در آموزش عالی به تنهایی کارگشا نیست. متاسفانه در نقشه جامع علمی کشور به بخش آموزش در مدارس و اینکه توزیع رشته‌های پیش دانشگاهی در سطح مدارس باید چگونه باشد توجه نشده است. همین مسئله باعث می‌شود او از افزایش رشد رشته‌های علوم انسانی نه‌تنها خوشحال نشود بلکه بگوید: متاسفانه رشد علوم انسانی در کشور از ۳۷ درصد در آموزش عالی به ۴۶ درصد رسیده است.


    هرچند امروزه محیط دانشگاه و حتی بعضی رشته‌ها زنانه شده است اما هنوز حوزه اشتغال کاملا مردانه باقی مانده و در حالی که زنان از سوی نهادهای عمومی برای مشاغل کم درآمد فراخوانده می‌شوند مردان فارغ‌التحصیل و جذب مشاغل پردرآمد می‌شوند. چنین به‌نظر می‌رسد که محدودیت‌های موجود در ساخت اجتماعی برای دستیابی به قدرت و ثروت برای زنان سبب شده است که این قشر، بیشتر سرمایه فرهنگی خود را روی تحصیلات بگذارند. بنابراین علاوه بر اینکه باید زنان را به سوی تحصیل در رشته‌هایی که بازار کار دارند سوق داد؛ باید ساختار مشاغل و تعاریف زنانه و مردانه از آنها تغییر کند. همچنین در نظام فرهنگی برای خواسته‌های زنان باید مشروعیت ایجاد شده و ظرفیت نظام سیاسی برای آنکه روش‌های شایسته‌سالاری و دموکراتیک ایجاد گردد، آماده شود.

    عصر فردا

    مطالب مرتبط:
    مهریه، چالش خانواده های ایران امروز
    حجاب و به رسمیت شناختن هویت فردی و حقوقی زن
    در جستجوی تفسیری مهربان با جنس زن
    علل مؤثر بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در مردان
    حضور زنان در حوزه‏هاى تصمیم سازى بین المللى