• سه شنبه، ۰۶ بهمن ۱۳۸۸
  • زنان صفوی در بازار بزرگ شهر/ ملک تاج نجم السلطنه زنی که در زیر مقنعه کلاهداری می کرد
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 291
    کد خبر: 537

     

    ... خانم دکتر نزهت احمدی به عنوان دبیر علمی سمینار گزارشی از روند سمینار ، چکیده و مقالات رسیده ، داوری آنها و همچنین تمدید مدت ارسال مقالات و ثبت نام علاقمندان به مدعوین ارایه داد.

    ایشان در بخش بعد، سخنرانی کوتاهی با عنوان : "زنان صفوی در بازار بزرگ شهر" ارائه کرد.

    خلاصه ای از سخنان ایشان در ادامه به شرح ذیل آمده است.

    غالباً ما حضور زنان در عرصه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را محصولی از دوره مدرن و متأثر از تجدد و نوآوری می دانیم. اما نباید غفلت کرد که در طول تاریخ این مرز و بوم همیشه زنان به اشکال مختلف در صحنه اجتماع حضور داشته اند.safavieh.jpg

    با توجه به این کمتر انتظار می رود که مثلاً زنان دوره صفوی شغلی خارج از خانه داشته باشند و یا دست به تجارت و کسب و کار بزنند یا ادیب و سخنور و اهل علم و دانش باشند. غالباً برای آنان محدوده ای را در حرمسرا در نظر گرفته ایم که خروج از آن اگر غیر ممکن نبود دست کم دشوار به نظر می رسید. منابع تاریخی نیز چندان کمکی در زدودن این باورهای ذهنی ما نمی کنند.

    این منابع کمتر از زنان نامی برده اند و اگر هم ذکری کرده اند بیشتر از زنان خاندان سلطنتی است که گاه به واسطه آن که خواسته اند فرزندان یک شاه را نام ببرند از دخترانش هم یادی کرده اند و یا زنانی که به نوعی در سیاست دستی داشته اند و در مواردی نیز شاید نام زنی سخنور را آورده باشند. اما چه انتظار است در جایی که از وضعیت اجتماعی مردان هم سخن نگفته اند بگویند که زنان چه نوع فعالیت هایی را انجام می داده اند.

    حتی از دیدگاه بسیاری از آنان چنین فعالیت هایی که امروز ما مشتاقانه در جستجوی سر نخ هایی از آن هستیم کارهایی سطح پایین و مخصوص زنان دون پایه می دانستند. کارهایی چون فروشندگی، پرستاری بیماران در شفاخانه ها، قابلگی، دلاکی و... همه کارهایی است که بر اساس اسناد می دانیم بخشی از زنان شهری در آن مشغول بوده اند اما اگر مختصر گزارش سفرنامه نویسان نبود امروز به درستی در مورد آن اطلاعی نداشتیم.

    منابع ما نه تنها از ذکر چنین کارهایی غفلت کرده اند حتی کارهای بزرگ و بیمانندی که زنان آن عصر چون ساخت و سازهای عمرانی انجام داده اند را نیز نادیده گرفته اند و اگر به آن پرداخته اند در این حد است که فلان خانم بانی خیر بوده و مثلاً مدرسه یا مسجد و ... فلان را ساخته است. بنابر این وقتی می خواهیم از نقش زنان صفوی در بازار بزرگ شهر سخن بگوییم کاری دشوار خواهد بود و اصلاً این پرسش مطرح می شود که آیا آنان واقعاً نقشی داشته اند؟ اگر داشته اند چگونه نقشی بوده است؟

    با توجه به شواهد و مدارک موجود تعداد بسیاری بناهای عام المنفعه در بازارهای شهرهای مختلف ایران هنوز بای مانده است که نام زنی را یدک می کشد. این زن یعنی واقف بنا، شاید به طور مستقیم در کسب و کار بازار نبود اما بنایش نمادی از حضور و توجه وی به این بخش از جامعه است.

    زنان دوره صفوی نه تنها شرکت در امر وقف را بر خود فریضه دانسته اند که ایجاد بهترین بناها را مد نظر داشته اند. آنان در این موقوفات خود را زیر سایة هیچ مردی قرار نداده اند بلکه جسورانه و بدون هیچ تعصبی حتی نام کوچک خود را بر فراز موقوفه بر سنگ و کاشی نقش کرده اند که همه رهگذران در طول تاریخ بداند که این بنا را چه کسی ساخته است.

    در ساخت بنا هم نه تنها کم و کسری از بناهایی که مردان ساخته اند نگذاشته اند که گاه در هنر و معماری جلوه های بدیع آفریده اند. تنها مسأله آن بوده که بضاعت مالی اش را داشته باشند. هیچ کجا هم قید نشده که برای این کار از مردی، حتی شوهر خود اجازه ای دریافت کرده باشند. تنها قید کرده اند که آن چه را وقف کرده اند از مال حلال خود و طیب و طاهر بوده است. زنان برای انتخاب محل موقوفه خود نیز هیچ قید و شرطی نپذیرفته اند. هر جا که میلشان کشیده و یا احساس کرده اند بهترین جا برای ساخت بناست حتماً همان را برگزیده اند.

    به عنوان مثال بسیاری از مدارس و مساجد موقوفه زنان در بازارها قرار دارد. مکانی پر رفت و آمد که نه تنها اهل شهر از آن گذر می کنند که هر بیگانه ای هم که وارد شهر شود لاجرم گذرش به بازار خواهد افتاد. اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که چرا زنان به چنین موقوفاتی روی آوردند باید بپذیریم که ساخت و سازهای هر دوره ی تاریخی معرف جنبه های مختلف جامعه آن روز است، بی شک بنای مدرسه آن هم در زمان و مکانی نزدیک به هم ارزش گذاری های جامعه بر امری واحد است که مداقه بیشتری را طلب می کند.

    هر چه به اواخر دوره صفویه نزدیک می شویم شاید از آن جایی که شمشیر قزلباشان کارائی لازم جهت اشاعه ی مذهب را از دست داده است توجه به مسائل تبلیغی_ فرهنگی افزایش می یابد از جمله توجه به ساخت مدارس علمیه بیشتر می شود و در این میان توجه به ساخت این مدارس در بازار نیز افزایش می یابد. این مطلب می تواند به دلیل تجمع زیاد جمعیت و کثرت رفت و آمدها به بازار و احتمالاً علاقه واقفان به جذب بیشتر طلاب، حتی طلاب نیمه وقت که برای مطالعه برخی دروس به مدارس مراجعه می کردند، باشد تا به این وسیله بر میزان دانش دینی و فقهی کسبه و اهل حِرف نیز افزوده شود.

    اگر واقعاً چنین هدفی را مدّ نظر داشته اند، بسیار قابل تقدیر است چرا که غیر مستقیم کسبه و اهل حِرف را به تعلیم واداشته اند. همچنین بازار به عنوان مکانی عمومی تجمعی از تمام اقشار را در خود جای داده و کمتر از محلات شهری دسته بندی های متداول زمان در آن نمود دارد. به علاوه آن که محل رفت و آمد افراد غیر بومی بسیاری از شهرها و روستاهای مختلف و حتی کشورهای دیگر است. از این روی بازار به نوعی مرکز مبادلات فرهنگی عصر است و بی شک ساخت مدرسه در چنین فضایی مطلوبیت های بسیاری می تواند داشته باشد.

    علاوه بر این دوری بازار از دسته بندی های محلات شهری و نزاع ها و اختلافات آن باعث می شد که افراد بیشتری برای تحصیل بدان رو آورند و حتی تاریخ نشان داده است که با زوال شهرها، بازار در مقایسه با محلات شهر، کمترین آسیب را در این بخش از بناهای خود داشته است.

    در جمع بندی مطالب می توان گفت که زنان اگر چه به طور مستقیم در عرصه بازار و فعالیت های اقتصادی دخالتی نداشتند اما با به عنوان بانی بناهایی چون مدارس و مساجد و غیره در داخل بازار حضور خود را در آن مکان به تثبت رسانده بودند. همچنین بناهایی که در بازار قرار داشتند بهتر از همتایان خود در خارج از محدوده ی بازار، از گزند حوادث مصون مانده اند. همچنین شخصیت واقف و این که در جامعه مورد بغض و کینه واقع نشده باشد می تواند تا حد زیادی بر تداوم بنای احداث شده بیفزاید. از این روی زنان که کمتر در امور سیاسی دخالت داشتند به نسبت بناهایشان تداوم بیشتری یافته است.

    همچنین زنان در این دوره متأثر از گرایشات فکری جامعه عصر خود بودند و از این روی به همان نوع موقوفاتی روی آوردند که در عرف جامعه مقبولیت بیشتری داشت و مردان هم درصدد ایجاد آن بودند. جنسیت در امر وقف و حتی حضور زنان در جایی بسیار مردانه چون بازار دخالتی نداشته است.

     و بلاخره خانم دکتر اتحادیه به معرفی کتاب جدید خود با عنوان «ملک تاج نجم السلطنه زنی که در زیر مقنعه کلاهداری می کرد» پرداختند .

    ایشان ابتدا به معرفی نجم السلطنه پرداخت و گفت: دختر فیروزمیرزا پسر عباس میرزا نایب السلطنه و حاجیه هما خانم دختر بهمن میرزا بهاءالدوله بود. او متولد ۱۲۷۰هـ.ق و درگذشته ۱۳۵۰هـ.ق. است. وی خواهر عبدالحسین میرزا فرمانفرما بود که بسیار هم مورد توجه واحترام وی بود.

    نجم السلطنه سه بار ازدواج کرد که حاصل ازدواج دوم او با میرزا هدایت آشتیانی وزیر دفتر پسری بود به نام محمد که بعدها لقب مصدق السلطنه یافت . وی در آینده یکی از مردان بزرگ تاریخ معاصر ایران و بانی ملی شدن صنعت نفت درایران شد.

    نجم السلطنه زنی خیر بود و هر چند که به مانند دیگر زنان درباری ثروتی بسیار نداشت ولی همان را هم بعد از هزینه فرزندان صرف امور عام المنفعه می نمود. چنان که بیمارستان نجمیه که با دستور و نظارت وی ساخته شده یکی از موقوفاتی است که او با هزینه شخصی ایجاد نمود. این بیمارستان که بعهدها هم با حمایت دکتر مصدق اداره می شد همچنان پابرجاست.
     

    انجمن زنان پژوهشگر تاریخ

    مطالب مرتبط:
    مهریه، چالش خانواده های ایران امروز
    حجاب و به رسمیت شناختن هویت فردی و حقوقی زن
    در جستجوی تفسیری مهربان با جنس زن
    علل مؤثر بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در مردان
    حضور زنان در حوزه‏هاى تصمیم سازى بین المللى