• پنجشنبه، ۲۶ آذر ۱۳۸۸
  • نگاه غیر جنسیتی‌ به انسان! (۱)
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 401
    کد خبر: 204

     

    زهرا باقری

    نگرش، عبارت است از دیدگاه و باوری که یک فرد، در مورد یک موضوع در ذهن خود دارد و از طریق پرسش یا قرار گرفتن در موقعیت مناسب، آن را بیان می‌کند و یا در رفتار خود بروز می‌دهد.(۱)

    جوامع مختلف، از دیرباز، نگرش‌های گوناگونی نسبت به زنان و توانایی‌ها و استعدادهای آنان داشته‌اند که در بیشتر موارد، آنان را ضعیف‌تر از مردان تلقّی نموده و توانایی‌ها و استعدادهایشان را کمتر از مردان به حساب آورده‌اند.

    آمارها، نشانگر تغییر این نگرش، نسبت به زنان در جوامع امروزی است؛ چرا که حتّی نسبت به دهۀ قبل نیز حضور زنان در عرصۀ فعالیت‌های مختلف اقتصادی، آموزشی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... افزایش یافته‌‌است؛
    امّا نگاه افراطی در این قضیه، به بحث شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی زنان با نام «فِمِنیسم» منجر شده است که خواهان بیشتر شدن این اختیارات (یا به تعبیری «آزادی‌ها») هستند؛

    ولی در این میان، با توجّه به آسیب‌شناسی‌هایی که از این جنبش به عمل آمده، به نظر می‌رسد مناسب‌ترین راه برای تعیین حدود و اختیارات هر یک از زن و مرد در خانواده و جامعه، اصل «عدالت» است، به این معنا که در دادن امتیازات امکانات اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی، نباید براساس برتری فیزیولوژیک (طبیعی) و جنسیّتی حکم کرد؛ بلکه باید مرد و زن را به عنوان «انسان» نگریست و اصل را بر شایستگی‌هایی گذاشت که در محیط یکسان و با فرصت‌های برابر، از خود، نشان داده‌اند؛

    شایسته‌سالاری ـ که ما معتقدیم در متون اسلامی نیز بر آن، تأکید شده است ـ، فراتر و پیشروتر و بسیار انسانی‌تر از مردسالاری یا زن‌سالاری است و می‌توان آن را «نگاه انسانی به زن و مرد» یا «نگاه غیر جنسیّتی» نیز نامید.(۲)

    مسئلۀ برتری پسران و فروتری دختران در عصر جاهلیت، در اثر نگرش‌هایی تاریخی، نامعقول و غیرعلمی، تکوین یافته بود؛
    امّا اسلام، با نفی نابرابری میان دختران و پسران، به ارائۀ الگوهای متعالی پرداخت.
    قرآن کریم، زنانی چون‌ آسیه(همسر فرعون) را الگویی برای همۀ مسلمانان، چه مرد و چه زن، معرّفی می‌نماید(۳)
    و پیامبر اسلام(ص) بر این نکته تأکید می‌کند که زنان، در اسلام، دارای ارزش‌ و اعتبار ویژه‌ای هستند و این مهم، در سیرۀ عملی ایشان به خوبی مورد ملاحظه قرار گرفته است.(۴)

    از طرفی، اساس و زیربنای اسلام، مبتنی بر عدالت اجتماعی و اخلاق است؛(۵) یعنی همۀ قوانین و احکام اسلام، در بستر عدالت اجتماعی و اخلاق، شکل گرفته‌‌اند و از آن جا که ما ذات خداوند را عادل می‌دانیم، هر آنچه برخلاف عدالت باشد را باید به صراحت، خلاف اسلام بدانیم.

    بر همین اساس، نباید به خاطر جنسیت، فرق بگذاریم و بگوییم چون این فرد، «مرد» است، باید این امتیاز را داشته باشد و دیگری چون «زن» است، باید از آن امتیاز، محروم باشد.
    این، برخلاف عدالت است، مگر این که بر اساس وظایفی که به عهدۀ هر کدام گذاشته می‌شود، قوانینی هم برای آنها در نظر گرفته شده باشد؛
    امّا! اگر قرار باشد بدون ملاک، امتیازاتی برای مرد یا زن قائل شویم، چنین کاری، برخلاف عدالت است.

    این، در حالی است که «عدالت جنسیتی» در ادبیات رایج بین ‌المللی، روشی خاص برای دستیابی به برابری مطلق جنسیتی (تشابه نقش‌ها) است. در این نگرش، دستیابی زن و مرد به شرایط برابری و یا دست کم، ایجاد تسهیلات برابر برای زن و مرد، به منظور ایجاد برابری، اصلی مسلّم به حساب می‌آید.(۶)

    امّا در نگاه دینی، تفاوت‌های زن و مرد، محدود به آنچه در ادبیات فمینیستی، از مقولۀ جنسیّت شمرده می‌شود، نیست؛ بلکه به حوزۀ نگرش‌ها و حسّاسیت‌ها و تمایلات و رفتارها نیز گسترش می‌یابد.

    این، بدان معنا نیست که هر آنچه را در جوامع سنّتی، زنانه یا مردانه تلقی شده است، طبیعی تلقّی کنیم و بپذیریم؛ چرا که در بستر تاریخ، مرزبندی‌های جعلیِ زنانه و مردانه‌ای به وجود آمده‌اند که به دلیل این‌که از پشتوانۀ طبیعی‌ای برخوردار نبوده‌اند و بر منطقی صحیح استوار نیستند، محکوم به فنا هستند؛ امّا بر این موضوع، پای می‌فشاریم که خالق هستی، به دلیل انتظارات ویژه‌ای که از زن و مرد داشته (و به همین دلیل، دو جنس مختلف آفریده) است، به هر یک، ویژگی‌های منحصر به فردی موهبت نموه و هر یک را در مسیری خاص، توانمندتر ساخته‌ است.

    این ویژگی‌ها نشانگر برتری یک جنس بر دیگری نیست؛ بلکه نمایانگر قابلیت‌های ویژۀ زن و مرد در عرصه‌های مختلف زندگی خانوادگی و حیات اجتماعی است.
    از این رو، نظام تربیتی اسلام، با به رسمیت شناختن و ارج نهادن به تفاوت‌ها، بر آن است تا هر یک از دو جنس را در مسیر تحقّق انتظارات خاص، پرورش دهد. البته این مطلب، به معنای نفی برابری زن و مرد در آنچه به ویژگی‌های مشترک انسانی دو جنس بر می‌گردد، نیست.(۷)

    با این نگاه، عدالت جنسیتی، به معنای زمینه‌سازی مناسب برای احساس ارزشمندی، آرامش، نشاط و دستیابی هر یک از دو جنس، به مراتب کمال خود و ادارۀ خانه و اجتماع، متناسب با انتظارات و ویژگی‌های متناسب با جنس خود است

    تفاوت این دیدگاه (دیدگاه اسلامی) با دیدگاه اوّل (فمینیستی)، تفاوتی اساسی است که نتایج شگرفی در پی دارد.

    دیدگاه اوّل، تنها تفاوت‌هایی چون تخصیص سهمیه‌ای خاص از کرسی‌های نمایندگی مجلس یا وزارت‌خانه‌ها به زنان و به منظور حضور هرچه بیشتر آنان در عرصه‌های مدیریتی، تفاوت در آیین‌نامه‌های استخدامی، به منظور جذب هرچه بیشتر زنان به بازار اشتغال رسمی و سهمیه‌بندی رشته‌های دانشگاهی به منظور تسریع در حضور برابر در تحصیلات عالی را شامل می‌شود؛

    امّا مواردی چون لزوم حمایت از زنان در قالب پرداخت نفقه، ترغیب دختران به انتخاب گرایش‌های شغلی و تحصیلاتی متناسب با شرایط جسمی و روحی‌شان، تشکیل پارک‌های ویژه بانوان و مواردی دیگر از اختلاف را که با هیچ تفسیری در مسیر زدودن مرزهای زنانه و مردانه نیست، شامل نمی‌شود و این موارد را تنها در دیدگاه اسلامی می‌توان یافت.(۸)

    امّا در ارتباط با فعّالیت‌های سیاسی و اجتماعی زنان در اسلام، طی بررسی کاملی که برخی عالمان بزرگ شیعه(۹) انجام داده‌اند، اسلام، به شرط رعایت شدن موازین و ارزش‌های اسلامی، هیچ‌‌گونه محدودیتی برای فعّالیت زنان مسلمان در عرصه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... قائل نشده است.

    در موارد جزئی هم، اگر چه محدودیت‌هایی بر اساس مصالح کلّی نظام بشری برای آنها در نظر گرفته، ولی این محدودیت‌ها به زنانْ اختصاص ندارد و برای مردان نیز وضع شده است.

    لذا محدودیت در اسلام برای زنان در موارد جزئی، از باب تبعیض در جنسیت نیست؛ بلکه از باب مصالح کلّی نظام بشری است.

    امّا محدودیت‌های افراطی‌ای که در برخی از دوره‌ها برای زنان در وظایف اجتماعی و مسائل سیاسی به وجود آمده است، نه به خاطر جنسیت آنها، بلکه به سبب عوامل دیگری به شرح زیر است:

    ۱. تأثیر ذهنیت‌ها و برداشت‌های نادرست برخی از مقدّس‌مآبان و سطحی‌نگران و جُمودگرایان، دربارۀ زنان، به گونه‌ای که ذهنیات خودشان را بر واقعیات و بر حقایق جامعه و حتّی احکام دین، حاکم قرار داده‌اند.

    ۲. اقتضای شرایط زمان.

    ۳. خودناشناسی و کوتاهی کردن زنان دربارۀ حقوق خودشان.

    ۴. نداشتن شیوۀ مطلوب و عدم درک صحیح شرایط در زندگی اجتماعی، از سوی بعضی از زنان. برخی از زنان، شیوۀ مطلوبی در زندگی ندارند و همواره دنباله‌روِ سنّت‌های محیطی‌اند و به تحوّلات جامعه و شرایط زمان، بی‌اعتنا هستند،
    حتّی اگر آن تحوّلات، سبب بروز ناهنجاری‌هایی در وظایف دینی، اخلاقی، اجتماعی و انسانی آنان نیز بشود. پس لازم است که زمان و شرایط را بشناسند و در صورتی که تحوّلی، مطابق ارزش‌ها باشد، خودشان را با آن، هماهنگ کنند.

    ۵. مردسالاری و بی‌عدالتی مردان و باور به این که زن با ازدواج، به ملکیّت آنان در می‌آید. از این رو، اعتقاد بر این بود که زن، وظیفه‌ای جز خدمت کردن به مرد و انجام دادن کارهای خانه ندارد.

    ۶. عدم آگاهی مردان از حقوقی که برای خانم‌ها در آموزه‌های دینی، اخلاقی و اجتماعی اسلام، معیّن شده است.

    ۷. دید کوتاه افراد جامعه که فکر می‌کنند وظایف اجتماعی و سیاسی، با طبیعت زنانْ تناسب ندارد، و آنها توانایی این گونه فعالیت‌ها را ندارند و نیز ضعف فرهنگی مردم در بُعد دینی و مذهبی که این گونه باورها و عادت‌های ذهنی را، به دین، نسبت می‌دهند.

    پس مشاهده می‌شود که ویژگی‌های خاص جسمی، عاطفی و رفتاری، هیچ گاه باعث تفاوت ماهوی، فکری و اداری بین مردان و زنان نبوده و نیست و نمی‌توان آنها را ملاک محدودیت در وظایف آنان دانست.
    ملاک، در تصدّی وظایف اجتماعی، توانایی و مدیریت است و نه جنسیت. متأسّفانه این باور غلط و ناروا، در طول تاریخ، دستاویزی برای مردان شده است که زنان را از همۀ مزایای اجتماعی، سیاسی و هنری‌شان محروم کنند.

    مرد و زن را نباید در مقابل یکدیگر قرار داد؛ زیرا هر یک، تکمیل‌کنندۀ دیگری است که می‌توانند در تحقّق بخشیدن به جامعه‌ای مفید، پویا و آرام، نقشی مؤثّر داشته باشند.
    در اسلام و جامعه‌ای که فرهنگ اسلامی دارد، نه مردسالاری مقبول است و نه زن‌سالاری؛ بلکه شایسته‌سالاری، مورد پذیرش است. پس هیچ یک نباید بدون داشتن شایستگی، خود را از دیگری برتر بداند.(۱۰)

    در ادامه و در بررسی عدالت جنسیتی در جامعۀ فعلی، به تحلیل شرایط کنونی و نظر اسلام دربارۀ چهار مقولۀ: خانواده، آموزش، کار و سیاست می‌پردازیم.

    خانواده

    در ادارۀ امور خانواده، بحثی که فمینیست‌ها مطرح می‌کنند، بیانگر تقسیم کار ناعادلانه میان زوجین است که زنان باید کار خانه را انجام دهند و مردان، کارهای بیرون را و چون کار خانه، همواره تکراری است، زنان، دچار کسالت روحی می‌شوند؛
    امّا تنوّع کاری مردان در بیرون از خانه، آنها را شاد و سرزنده نگه می‌دارد. بر این اساس، آنها برابری کار در خانه و بیرون خانه میان زوجین را مطرح می‌کنند،
    در حالی‌که این بحث، در آموزه‌های دینی ما به گونه‌ای دیگر مطرح شده‌است، که مهم‌ترین اصول آن عبارت‌اند از:

    ۱. تنظیم برخوردها، روابط و مناسبات عمومی و خصوصی هر یک از زوجین با یکدیگر، براساس آموزه‌ها و حقوق تبیین شدۀ دینی در مورد خانواده
    ۲. مراجعه به داوری داور مقبول طرفین برای رفع اختلافات و ایجاد رضایت قلبی و عملی و تلاش برای بهبود روابط. قرآن، در آیۀ ۳۵ سورۀ مبارکه نساء، برای حلّ اختلافات میان زوجین، راه‌کاری ارائه کرده است
    که نشان‌دهنده موافق نبودن دین، با هر دو پدیدۀ مردسالاری و زن‌سالاری در خانواده است و در موارد نزاع و عدم توافق زوجین، جانب سخن هیچ یک را به صرف این که مرد یا زن است، تقویت نکرده است؛
    بلکه ایجاد توافق و مسالمت را نخست به خواست و ارادۀ قلبی خود آنان و سپس به میانجیگری عادلانۀ دو نفر از افراد عاقل و دلسوز (از خانوادۀ دو طرف) منوط دانسته است.
    جالب است که ترکیب این هیئت، به صورتی ‌است که باید حقّ هر یک از زن و مرد، کاملاً رعایت شده باشد و هیچ شائبه‌ای از مقدّم داشتن بی دلیل یکی از آن دو، حتّی در ترکیب هیئت هم در میان نباشد.

    ۳. ایجاد فضایی مناسب در خانواده برای تربیت دینی و اخلاقی اعضای آن(بویژه فرزندان) و نیز ایجاد بستر مساعد برای انجام دادن هر چه بهتر وظایف دینی و از بین بردن موانع آن.

    ۴. آگاهی کامل زوجین، نسبت به حقوق متقابل یکدیگر، به این صورت که هر یک از زن و مرد، هم آشنا به حقوق خود و هم آگاه به حقوق دیگری باشند. بنابراین، همچنان که عدم آگاهی نسبت به حق خود، می‌تواند منشأ ایجاد اختلاف در برخورداری از حقوق اساسی برای آن دو باشد، بی‌اطّلاعی از حقّ همسر نیز می‌تواند موجب چنین انحرافی در ساخت خانواده گردد.
    برای مثال، چنانچه مرد، به حقوقی که نسبت به همسرش دارد، واقف باشد، ولی از حقوقی که زن نسبت به او دارد، آگاهی نداشته یا نسبت به آن، بی‌توجّه باشد، در آن خانواده، مردسالاری پدید خواهد آمد که متأسّفانه در بسیاری از موارد، این پدیده، در خانواده‌‌ها به چشم می‌خورد.

    ۵. گفتگو و مراقبت از شیوۀ برخورد نسبت به یکدیگر. بسیاری از مرزشکنی‌ها، حرمت‌ستیزی‌ها و سلطه‌طلبی‌ها، از عدم برقراری ارتباط و گفتگوی صحیح بین زن و شوهر و ناشناخته ماندن عواطف، احساسات و خواسته‌ها و انتظارات زوجین از همدیگر ناشی می‌شود.

    ۶. راه‌کار دیگر برای ایجاد عدالت در خانواده، بهره‌گیری از اصل اخلاقی‌ای است که به وفور در کلمات معصومان(ع) در مورد زن و مرد، توصیه شده است و در حقیقت، نسخۀ شفابخشی برای بسیاری از مشکلات و مسائل اجتماعی، روانی و اخلاقی موجود در روابط با دیگران در سطح جامعه است و آن، «خود را به جای دیگری گذاشتن» است.(۱۱)

    امّا در بحث سرپرستی خانواده ـ که یکی دیگر از بحث‌های اساسی‌ای است که در میان طرفداران فمنیسم مطرح است ـ، نظر اسلام بر این است که از آن جا که خانواده نیز مانند هر اجتماع دیگری، به سرپرست و رهبری واحد نیازمند است.
    مردان، به خاطر بعضی ویژگی‌های طبیعی‌ای‌شان (مثل: قوّۀ تحمّل شداید و توان انجام دادن کارهای سخت) و نیز بعضی مسئولیت‌هایشان (مثل: پرداخت نفقه و مهریه)، باید سرپرستی خانواده را برعهده داشته باشند؛

    امّا این، منشأ هیچ امتیازی نیست و سرپرستی مرد، به گونه‌ای نیست که اراده و آزادی زنان را در خانۀ خویش از بین ببرد و استقلال و حقوق فردی و اجتماعی آنها را محدود کند؛
    بلکه به زنان، توصیه شده است که در مقابل این وظیفۀ سنگین مرد، سزاوار است که زن نیز وفادار و پاک‌دامن باشد و در غیاب او مرتکب هیچ خیانتی (اعم از: مالی، ناموسی، حفظ اسرار خانه، حفظ شخصیت شوهر و ...) نشود و به مردان نیز توصیه شده است که نسبت به زنان، باید قدر‌شناس و مهربان باشند و حقوق آنها را رعایت کنند و به هیچ وجه، حق ندارند مانع رشد علمی و اجتماعی آنها شوند.

    اسلام، در عین حال، به هیچ یک از زوجین، اجازه نمی‌دهد که با رفتارها یا تصمیم‌گیری‌های خود، کیان خانواده و حیات و دوام آن را به مخاطره بیندازند و در راه رشد و تعالی خویش! به همسر یا فرزند خود، ظلم کنند.(۱۲)

    پی‌نوشت‌ها:

    ۱. نگرش روان‌شناسی ـ آزمایشی، ابراهام اوپنهایم، مترجم: مرضیه کریم‌نیا، مشهد: برهان، ۱۳۶۹.
    ۲. تصویبی ستودنی و موجی از مخالفت: ‌در حاشیۀ حذف عدالت جنسیتی از برنامۀ چهارم توسعه»، رضا متمسّک، ماه‌نامۀ حوراء، شمارۀ ۷، مهر ۱۳۸۳.
    ۳. سورۀ تحریم، آیۀ ۱۱.
    ۴. ر.ک: سیرۀ نبوی، مصطفی دلشاد، ج۲، ص۲۴۹ ـ ۳۲۱.
    ۵. ر.ک: حکمت‌نامۀ پیامبر، محمّد محمّدی ری‌شهری و دیگران، ج۱۴.
    ۶. ر.ک: فمینیسم(مجموعه مقالات)، به کوشش: مهدی مهریزی، تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، ۱۳۸۷، مقدّمه.
    ۷. ر. ک: کتاب زن، زیر نظر: محمّد حکیمی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۸۱. اهل عرفان، معتقدند که انسان نیز مانند دیگر جانداران، نر و ماده آفریده شده است تا رغبت و عشق در میانشان شکل بگیرد و زایش و کمال، اتفاق بیفتد و انسان کامل که میوۀ خلقت است، زن و مرد نمی‌شناسد. اگر زن بود، همچون فاطمه(س) مظهر نَفس کُل و جمال الهی است و اگر مرد بود، همچون پیغمبر و علی و حَسَنین(ع) مظهر عقل کل و جلال الهی. در این باره، ر.ک: فُصُّ حکمة عصمتیة فی کلمة فاطمیه، [آیة الله] حسن حسن‌زادۀ آملی، مترجم: حسین نائیجی، تهران: سروش، ۱۳۷۶، ص۳۶ ـ ۳۷.
    ۸. البته مقصود، دیدگاه روشن‌فکران مسلمان (نه مسلمانان افراطی یا سنّت‌گرایان متعصب) است. این دیدگاه، خود به دو بخش سنّتی‌تر (مثل: زن در فرهنگ اسلامی، مهدی مهریزی، تهران: هستی‌نما، ۱۳۸۲) تقسیم می‌شوند.
    ۹. نه زن‌سالاری، نه مردسالاری؛ بلکه شایسته‌سالاری» (گفتکو با آیة الله محمّد ابراهیم جنّاتی)، حیدر ضیغمی: منبع مقاله: Tebyan.net؛ دنیای زنان (گفتگو با آیة الله سید حسین فضل الله)، عادل القاضی، مترجم: مجید مرادی، قم: بوستان کتاب؛ مشارکت سیاسی زنان در اسلام، [آیة الله] محمّد مهدی شمس الدین، مترجم: مرتضی آیة الله‌زاده شیرازی، تهران: بعثت.
    ۱۰. شخصیت و حقوق زن در اسلام، مهدی مهریزی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۸۳، ص۱۹۸.
    ۱۱. ر.ک : «عدالت‌سالاری در خانواده»، سیّد مهدی موسوی کاشمری، ماه‌نامۀ پیام زن، سال ۱۱، ش۳، ص۴۲.
    ۱۲. ر.ک: «نظام تعالی در خانواده و اجتماع»، محمّد رضا زیبایی‌نژاد، فصل‌نامۀ ریحانه، ش ۱۲، پاییز ۱۳۸۴؛ خلاصۀ تفاسیر قرآن مجید: المیزان و نمونه، تحقیق و تلخیص: عباس یوسف‌پور، تهران: شاهد، چهارم، ۱۳۸۳، ص ۱۷۳.

     

    بچه های قلم

    نگاه غیر جنسیتی‌ به انسان! (۲)

    مطالب مرتبط:
    مهریه، چالش خانواده های ایران امروز
    حجاب و به رسمیت شناختن هویت فردی و حقوقی زن
    در جستجوی تفسیری مهربان با جنس زن
    علل مؤثر بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در مردان
    حضور زنان در حوزه‏هاى تصمیم سازى بین المللى