• پنجشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۸۸
  • تلاش برای ائتلاف زنان در انتخابات ریاست‌جمهوری
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 165
    کد خبر: 5

    پرستو سرمدی:

    برنامه «اردیبهشت» که از زمستان سال قبل از شبکه چهار سیما پخش می‌شد بالاخره به‌رغم استقبال مخاطبان و زنان متوقف شد. فشارهایی که از روز اول آغاز شد و هر روز فزونی می‌گرفت بالاخره نتیجه داد تا پس از ماه رمضان دیگر شاهد پخش این برنامه متفاوت از سیما نباشیم. فرشته ولی‌مراد مجری و تهیه‌کننده برنامه اردیبهشت است که در این مدت سعی کرد، مسائل مبتلابه جامعه زنان را با کمک کارشناسان مورد بررسی قرار دهد. او در این مصاحبه از فشارهای وارد بر برنامه اردیبهشت و وضعیت زنان در ایران می‌گوید. ولی‌مراد همچنین پیشنهادی نیز برای زنان ایران دارد: ائتلاف در انتخابات ریاست‌جمهوری.

     

    vali10. med.jpg

    در آغاز سخن بهتر است بفرمایید چه بر سر برنامه اردیبهشت آمده است، چرا بعد از ماه رمضان دیگر شاهد پخش این برنامه نبودیم؟
    آنچه به من گفته شده، این است که برنامه فعلا قطع نشده است، بلکه من دیگر نباید به‌عنوان تهیه‌کننده این برنامه کار کنم. البته قبل از آنکه از قطع شدن برنامه اردیبهشت صحبت کنم جا دارد از کل جریانی که در صداوسیما در تولید و مدیریت این برنامه نقش داشتند تشکر کنم. یعنی گروه اجتماعی و مدیر محترم شبکه چهار و جناب آقای ضرغامی، برنامه اردیبهشت در ۱۸۷ قسمت پخش شد با همان محورها و اهدافی که برای آن تعریف شده بود اگر حمایت و خوشفکری و مدیریت صحیح مسوولانش نبود حتی یک برنامه هم نمی‌توانست روی آنتن برود.

    به هر حال شرایطی به وجود آمد که تصمیم گرفته شد که دیگر من تهیه‌کننده نباشم و تنها به‌عنوان مجری در این برنامه حضور داشته باشم. من قبول نکردم چون تهیه‌کنندگی به معنای تصمیم‌گیری در مورد راهبردها، اهداف و استراتژی‌هاست. تصمیم گرفته شد که تهیه‌کنندگی برنامه اردیبهشت به یک آقا واگذار شود، بنابراین به نظر من آمد که دیگر این برنامه برایم تمام شده است.


    علت این تصمیم چه چیز عنوان شده است؟
    از روز اولی که برنامه اردیبهشت پخش شد فشارهای بیرونی آغاز شد، این فشارها در همه فر‌م‌ها بود و اگر حمایت ریاست سازمان، مدیریت شبکه و مدیریت گروه اجتماعی نبود نمی‌توانست به مسیر خود ادامه دهد، اما فشارهای بیرونی به جایی رسید که تصمیم اینگونه شد. اول ماه رمضان بود که شنیدم یکی از خانم‌های مجلس گفته من برنامه اردیبهشت را تعطیل کردم، می‌خواهم بگویم که ایشان برنامه را تعطیل نکرد، برنامه زمانی تعطیل شد که دامنه مخالفانش از برخی زنان فراتر رفت و به مردها رسید، وقتی که مردهای مخالف به‌طور جدی وارد صحنه شدند برنامه قطع شد. ا

    لان ما در شبکه‌های مختلف تلویزیون برنامه خانواده داریم، مرغ شکم پر یاد می‌دهند، ماهی طلایی یاد می‌دهند، تربچه را اردک کنیم، دامن چیندار بدوزیم و... این بحث‌ها شاید در جای خودش خوب باشد اما برنامه اردیبهشت اینگونه تعریف نشده بود، قرار بود وارد مباحث فکری جامعه با هدف حل مشکلات زنان شود.


    اهداف و محورهای اصلی برنامه چگونه تبیین شده بود، چقدر در تحقق آنها موفق بودید؟
    اتفاقی که در انقلاب اسلامی افتاد، احیای اسلام بود و قرار بود جامعه ما به سمتی حرکت کند که حقوق زن احیا و به جامعه نبوی و مهدوی نزدیک شود. این اهداف معنادار است یعنی وقتی که ما می‌گوییم می‌خواهیم مقدمات جامعه مهدوی را فراهم کنیم باید به سمت آن حرکت کنیم، اما وقتی قرار شد حرکت کنیم موانع و مسائلی بر سر راه پیدا شد. یکی از این مسائل اصلی، مسئله زنان بود و در عمل دیده شد که آن چیزی که با انقلاب اسلامی و نگاه حضرت امام تعریف شده بود، محقق نشد و حتی خیلی از نگرش‌ها و دستورات اسلام در مورد زنان مغفول ماند.

    برنامه اردیبهشت با هدف اجرای دستورات اسلام در مورد زنان و بررسی سیاستگذاری‌ها، قانونگذاری‌ها و اقداماتی که در حوزه زنان اجرا می‌شود شروع به کار کرد. یکی از آسیب‌هایی که در جامعه ما وجود دارد این است که ما در حرف زدن، شعار دادن و تکریم زنان در حرف کم نمی‌آوریم اما برای اینکه این حرف‌ها را عملی کنیم، بسترها را فراهم کنیم، قوانین را وضع کنیم و... ورود ممنوع می‌شود. این برنامه به این آسیب‌ها و اهداف می‌پرداخت و در آن اتفاق جدیدی نیفتاده بود.


    آیا به این اهداف رسیدید؟
    ما سوال‌ها را مطرح کردیم نه به صورت کلی‌گویی و شعارگونه و واقعا به‌دنبال جواب رفتیم، از این منظر بله به اهدافمان رسیدیم اگر با مردم عادی بیننده برنامه هم صحبت کنید همین را می‌گویند که برنامه اردیبهشت با هدف اسلام و قرآن مشکلات را بررسی می‌کرد.


    ما در بخش‌های فقه و حقوق، جامعه‌شناسی خانواده، روان‌شناسی خانواده هنر و... محورهایی را تعریف کرده بودیم که در همه آنها موفق بودیم. بازخوردهایی که داشتیم این را نشان می‌دهد برنامه ما را از پیر و جوان، شهرستانی و تهرانی و حتی ایرانیان مقیم کشورهای دیگر می‌دیدند و جواب سوال‌های‌شان را از آن می‌گرفتند.


    اتفاقی که معمولا زیاد دیده می‌شود این است که مسوولان رسانه‌ها، چه صداوسیما و چه سایر رسانه‌ها، خیلی کم حاضر هستند به دلیل یک برنامه مربوط به زنان هزینه بپردازند و در برابر فشارها خیلی زود کوتاه می‌آیند در حالی که در رابطه با سایر حوزه‌ها اینگونه نیستند یا اینکه در اصل تریبون‌هایی که صدای زنانه را منتشر کند خیلی کم است، علت را شما در چه می‌دانید؟
    در یک نگرش کلی، قضیه این است که زنان از همان سال ۵۸ به این سمت، قرار نبود به قدرت تبدیل شوند. در حالی که ما برای این انقلاب کردیم و پای آن ایستادیم که همگی در قدرت و مدیریت‌ها سهم داشته باشیم اما آقایان با هر نگرش و در هر جایگاهی که هستند در یک چیز با هم اتفاق‌نظر دارند اینکه زنان نباید به قدرت برسند، چه در خانه و چه در جامعه. اگر خوشبینانه نگاه کنیم مسئله این است که مشکلات و معضلاتی که زنان با آن روبه‌رو هستند و باید حل شود، اصلا از نظر آقایان مشکل نیست، این حرف‌ها از نظر آنها حرف‌های زیادی است.

    مثلا می‌گویند در خانواده‌ها کشمکش‌ها و تنش‌ها زیاد شده، از نظر آقایان اصلا مردها در این مسئله مقصر نیستند، زن است که گناهکار است و باید کوتاه بیاید و بسازد اگر در برابر این مسائل بایستید و اعتراض کنید می‌گویند که شما حرف بی‌خود می‌زنید. حضرت امام یک‌بار در مورد آمریکا و شاه فرمود که اینها حتی نمی‌خواهند که ما ناله کنیم، در مورد زنان هم همین‌طور است. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که ۳۵ میلیون زن در آن حضور دارند. به فرموده امام سهم زنان در انقلاب بیشتر از مردان بوده است چطور شده که زنان در ایجاد انقلاب و واژگونه کردن قدرت شاهنشاهی سهم بیشتری داشتند اما در گرفتن پست‌های قدرت در این ۳۰ سال سهمی نداشته‌اند. 


    به همین بحث می‌خواهم بپردازیم. واقعا چه شد که زنان حق‌شان ضایع شد و به آن اهداف اولی نرسیدند؟
    زنان به خودباوری و خودیابی رسیدند و با این باور که تنها اسلام است که می‌تواند انسان را به سعادت برساند، آمدند وسط بچه‌های‌شان و جامعه را تربیت کردند، اما اینها تنها باور زنان بود و مردان به این نرسیدند که زنان را انسان ببینند و برخی از آنان به چشم ابزار برای رسیدن به اهداف خود نگاه کردند و آنها را وسیله‌ای برای خدمت‌رسانی می‌دانستند. به واقع آن اتفاقی که قرار بود بیفتد، نیفتاد و مردان با نگرش اسلامی نسبت به زنان تربیت نشدند و به این نرسیدند که همانگونه که اسلام می‌گوید زنان از همه حقوق انسانی برابر برخوردارند. 


    به نظر شما برای رسیدن به این هدف، برابری انسانی زنان با مردان، زنان و مردان برابری‌خواه چه باید بکنند؟
    این سخن درستی است که زنان و مردان چه باید بکنند چراکه وقتی هدف ما اسلام، عدالت و حق است دیگر مهم نیست که مردان باید کار بکنند یا زنان، کما اینکه ما بالاترین و بهترین سخن‌ها در مورد رسیدن زنان به جایشگاه‌‌شان را از حضرت امام و مقام معظم رهبری داریم، بنیانگذار چنین حرکتی پیامبر بوده است، یکی از تفاوت‌های اصلی ما با حرکت غربی هم این است که تعارضی با مردان ندارد بلکه دنبال حق و عدالت است.

    حرف ما این است که مردان و زنان باید به سمت انصاف و تقوا حرکت کنند. اگر فرهنگ ما فرهنگ تسلط باشد و ما غلط تربیت شده باشیم و فکر کنیم که همیشه یک نفر باید بر دیگری مسلط باشد، حالا اگر در گذشته مرد مسلط بوده امروز زن مسلط شود که چیزی عوض نمی‌شود اما اینکه چه باید کرد تا جامعه در مسیر اسلام و انقلاب قرار بگیرد.

    یک بخش آن که برمی‌گردد به زنان بسیار مثبت بوده است یعنی بعد از انقلاب درها برای زنان باز شد، امنیت جامعه زیاد شد، زنان در مراکز علمی و آموزشی خوش درخشیدند و... اما آنجایی که باید بسترسازی می‌شد کاری انجام نشد. انقلاب مائده‌ آسمانی برای همه بود اما مردها آمدند با صندلی‌های قدرت این مائده را از جلوی زنان کشیدند و گفتند فقط برای ماست، اینجا بود که آن مسیر غیراسلامی ایجاد شد. ابزاری که در انقلاب داشتیم و توانستیم با آن جلوی قدرت‌های بزرگ بایستم ابزار وحدت بود اما این ۳۰ سال متاسفانه زنان‌مان گرفتار بازی‌های مردان شدند،

    وقتی که مردان کم‌کم شروع به تخریب همدیگر کردند و وارد رقابت ناسالم با هم شدند زنان را هم به‌عنوان ابزار وارد این بازی کردند. چون آن کسی که باید رای می‌داد و کار می‌کرد تا مردان به قدرت برسند زنان بودند تا اینکه الان به جایی رسیده‌ایم که یک جریان زن‌زدایی در حرکت است که در ماده ۲۳ لایحه حمایت خانواده‌ نمایان شد. 


    لایحه‌ای که نگاه و نگرشی که پشت آن وجود دارد را به‌خوبی نشان داد. 
    بله یک نگاه و نگرش بود که حالا جسارت پیدا کرده که بیاید و وارد عمل شود، این نگرش تداوم گذشته نیست بلکه چرخشی است نسبت به زنان، یعنی حذف زنان از دانشگاه‌ها، از اشتغال، از جامعه و تعریف هویت زنان تنها براساس نقش‌های خانگی آنها همه در یک مجموعه قرار دارند. بنابراین این زن‌ها باید به این مسئله توجه کنند که فارغ از اینکه چه نوع نگرش سیاسی دارند، توجه‌شان را معطوف کنند به هدف واحد و مشترک و خیلی آگاهانه با بررسی آن‌چیزی که در این ۳۰ سال اتفاق افتاده است، اهداف مشترکی را تعریف کنند و درصدد اجرای آن برآیند.

    مثلا الان که زمان انتخابات ریاست‌جمهوری است، دیگر وقت آن نیست که آنها وارد جریان‌هایی شوند که مردان برایش تصمیم‌گیری می‌کنند و مردان مصداق‌ها را مشخص می‌کنند در این صورت بعد هم مردان قدرت را به دست می‌گیرند و هر کاری که دلشان می‌خواهد بدون توجه به خواسته‌های زنان می‌کنند، پشت پرده هم زنان اصلاح‌طلب و هم اصولگرا و همینطور زنان در هر قشری که هستند حرف‌های مشترکی دارند و مشکلات مشترکی را جدی می‌بینند، بنابراین تنها راه این است که زنان دست به دست هم دهند، مسائل را مشترک تعریف کنند و راه‌های مشترکی بیابند و در انتخابات ریاست‌جمهوری یک شبکه ائتلافی درست کنند و مطرح کنند که از رئیس‌جمهور آینده چه می‌خواهند، مثلا بگویند رئیس‌جمهور آینده باید پنج تا معاونت، دو تا وزارتخانه، یک دانشگاه و... را به زنان دهد. 


    زنان حداقل می‌توانند خواستار روشن شدن معنای رجال سیاسی در قانون انتخابات شوند؟
    باید به چنین جایی برسیم، در جامعه‌ای که لایحه‌ای را می‌برند به مجلس و می‌گویند که مرد اگر پولدار شد برود زن دوم بگیرد، خیلی فاصله دارد با طرح ریاست‌جمهوری زنان. در واقع ما با خطرهای جدی مواجه هستیم که هویت انسانی زن را لگدمال می‌کند، از ۱۳ نماینده زن در مجلس رسیدیم به هشت نماینده، کوچک‌ترین مدیریت‌ها را برای زنان تاب نمی‌آورند، یکی‌یکی زنان را از مدیریت‌ها برمی‌دارند، زن‌ز‌دایی در پست‌های مدیریتی در جریان است. 


    نظرتان در مورد جنبش زنان ایران چیست؟ چه ویژگی‌هایی برای این جنبش قائل هستید؟
    به نظر من پس از برخوردی که زنان با لایحه حمایت خانواده و ماده ۲۳ آن کردند یک جنبش بزرگی در حال شکل‌گیری است، طرح مباحث عدالت‌خواهی در مورد زنان در قالب‌های مختلف و با تبیین‌های مختلف در گذشته هم وجود داشته است به‌خصوص در دو دهه اخیر، اما مهم این است که این حرکت‌ها تا چه حد بتواند به جنبش ملی تبدیل شود یا بومی باشد و به‌گونه‌ای باشد که زنان به آن اعتقاد داشته باشند، صحبت کردن با زبان مردم و با توجه به نیازها و مذهب مردم کمک می‌کند به اینکه یک حرکت واقعی‌تر و بومی‌تر باشد.

    زنان ما اگر الان حرف نمی‌زنند و خواست‌هایشان را مطرح نمی‌کنند به این معنا نیست که حرفی ندارند واقعیت این است که زنان به شدت صبورند و ایثار می‌کنند و مصالح جمعی را ترجیح می‌دهند و اگر احساس کنند که دشمنان می‌خواهند از صدای آنها علیه جمهوری اسلامی استفاده کنند، این صدا را در گلوی خود خفه می‌کنند اما متاسفانه اقتدار مردانه از این همه صبوری و ایثار سو‌ءاستفاده می‌کند. 


    چه برنامه‌ای برای آینده دارید، بعد از اردیبهشت چگونه ادامه می‌دهید؟
    من محقق، پژوهشگر و نویسنده هستم، طرح می‌نویسم، کار کارشناسی می‌کنم مثلا قبل از آنکه آقای احمدی‌نژاد انتخاب شوند من طرحی نوشتم مبنی بر اینکه مرکز امور مشارکت زنان ارتقا پیدا کند و تبدیل شود به وزارتخانه امور زنان و خانواده و بحث مشارکت سیاسی ـ اجتماعی زنان هم زیرمجموعه این وزارتخانه قرار بگیرد این طرح را به یکی از مشاوران آقای احمدی‌نژاد دادم اما اسم مرکز تغییر کرد بدون آنکه به وزار‌تخانه ارتقا بیابد. در حال حاضر درصدد راه‌اندازی سایتی هستم که چند هفته دیگر فعال می‌شود، به دنبال شبکه ائتلاف زنان در انتخابات ریاست‌جمهوری هم هستم. 


    این شبکه ائتلاف در حال حاضر چه شرایطی دارد و چه چشم‌اندازی برای آنان متصور هستید؟
    به نظر من همینطور که در مورد لایحه حمایت خانواده مشخص شد، یک ائتلاف می‌تواند شکل بگیرد و در آن همه نیروها باید حضور داشته باشند. این‌بار نباید وارد رقابت مردانه شد به‌خصوص اینکه زنان هم در طول تاریخ و در این ۳۰ سال نشان داده‌اند که بسیار تلاش‌گرند و خواسته‌شان منافع خود نیست، من چشم‌انداز این ائتلاف را خوب می‌بینم، خانم‌ها خوب واکنش نشان می‌دهند به‌غیر از چند گروه یکی آنهایی که هنوز با تایید اسلام بر کرامت انسانی و عدالت مخالف هستند و دیگری آنهایی که منفعت برخی از صندلی‌ها را می‌‌برند. برخی دیگر هم که جواب مثبت نمی‌دهند کسانی هستند که از این نگرانی دارند که مبادا حرکت به انحراف کشیده شود ا

    ا اگر حساب شده اهداف و جهت‌گیری‌ها را تعیین کنیم و تقوا و انصاف داشته باشیم حتما جواب می‌گیریم.

    کارگزاران پرستو سرمدی (در تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۸۷)

    مطالب مرتبط:
    سیمای زنان قدرتمند در سریال‌های خارجی ضعف آثار داخلی را پوشانده است
    الهه رضایی: از دیدن بچه​های دیروز لذت می​برم
    ولی مراد: نقش زنان در رسانه‌ها کمرنگ و کلیشه‌ای است
    مدیران حمایت نمی کردند "اردی بهشت" پا نمی گرفت. + یک توضیح
    فرشته ولی مراد: نقطه ضعف اساسی شبکه آموزش عدم تعریف از مخاطب است