• چهارشنبه، ۰۵ خرداد ۱۳۸۹
  • خرمشهر در آیینه خاطرات یک زن
  • نسخه مناسب چاپ
    نسخه مناسب ذخيره
    ارسال به ايميل ديگران
    ارسال به ياهو مسنجر
    اندازه متن: +  -
    تعداد بازديد: 301
    کد خبر: 1249

     

    کتاب «یکشنبه آخر» خاطرات یک زن رزمنده است که شاهد مرگ پدر در دوران نوجوانی بوده و مرارت های فراوانی را متحمل شده و بهترین لحظات زندگی‌اش را صرف کمک به رزمندگان می‌کند.

    به گزارش سرویس زنان جهان نیوز؛ کتاب «یکشنبه آخر» خاطرات یک زن رزمنده است که شاهد مرگ پدر در دوران نوجوانی بوده و مرارت های فراوانی را متحمل شده و با شروع جنگ پا به جبهه می‌گذارد و تا پایان جنگ، عمر و بهترین لحظات زندگی‌اش را صرف کمک به رزمندگان می‌کند.

    «یکشنبه آخر» یک روایت داستانی است، نه یک روایت گزارشی وی در نگارش این کتاب تلاش کرده است، درعین خواندنی بودن، روایت فدای عناصر داستانی نشود.

    «معصومه رامهرمزی» وقتی نگارش کتاب را آغاز کرد، فکر می‌کرد خیلی از جزئیات آن زمان را فراموش کرده باشد ولی زمان نوشتن خاطرات چشمانش را روی هم گذاشته و دوباره تمام جزئیات را به یاد می‌آورد؛ به گونه ای که انگار تمام صحنه‌ها دوباره تکرار می‌شدند، چرا که تمام آن‌چه در زندگی ما رخ داده در شعور باطنی ما باقی می‌ماند.

    مهم‌ترین انگیزه وی برای نگارش این کتاب، نگاه موضوعی به دفاع مقدس، حفظ خاطرات و مستنداتی که می‌تواند گوشه‌ای از اتفاقات جنگ را به شکل واقعی نشان دهد و نقل روایت و خاطره بود.

    رامهرمزی که در زمان جنگ، ۱۴ سال داشت، دراین کتاب جنگ را از نگاه یک دختر ۱۴ ساله مورد بررسی قرار داد که نتیجه آن حفظ واقعیات دفاع مقدس شد.

    اگر کتاب را خوانده باشید، متوجه می‌شوید که از بازگشت به گذشته زیاد استفاده کرده، نویسنده از این تکنیک به دو دلیل استفاده است، در بیان دلیل اول باید گفت، وی نمی‌خواست خواننده از فضای سنگین جنگ خسته شود و دوم اینکه به کسانی که جنگ را از بیرون می‌نگرند، بگوید بچه‌های جنگ هر یک گذشته و پیشینه‌ای داشتند که عکس العمل‌هایشان به اتفاقاتی که در جنگ رخ داده، به گذشته، خانواده و نوع تربیت آنها بستگی دارد.

    رامهرمزی در توضیح مستند بودن و پرداختن زیاد به جزئیات و حاشیه‌ها در این اثرمی‌گوید: بسیاری از منتقدان این اثر که البته بسیار برای من محترمند، معتقدند وقتی خواننده به عمق داستان رفته و در اوج آن قرار می‌گیرد، ناگهان به نکات و موضوعاتی برخورد می‌کند که ارتباط او را با داستان قطع می‌ کند و من در جواب آن‌ها می‌گویم این موضوع در نگارش کتاب برای من مهم نبوده و من نمی‌خواستم جزئیات تاریخی فدای عناصر داستانی شود؛ چرا که این کتاب می‌تواند به عنوان یک مرجع تاریخی مورد استفاده قرار بگیرد. در حقیقت دوستان بخش داستانی کار را به بخش روایی آن ترجیح می‌دهند ولی من بخش روایی را در اولویت قرار می‌دهم.

    وی در توضیح حس‌های فیزیکی بکار رفته در کتاب، می‌گوید: من فردی احساساتی هستم و مسایلی که در کتاب آمده، از وجودم نشات گرفته‌اند، اما چینش مطالب کنار هم به صورت صحیح بسیار دشوار است، زیرا اگر یک حس فیزیکی در جای نامناسبی از مطالب استفاده شود، تاثیرگذار نخواهد بود، به همین خاطر ۳ الی ۴ بار کار را بازنویسی کردم تا موضوع جرعه جرعه به کام مخاطب ریخته شود.

    رامهرمزی در این کتاب به‌دلیل تاثیرگذاری سنگین و گاه دردآور مسائل مربوط به جنگ ازبیان طنزآمیز در فضای کتاب برای ایجاد جاذبه استفاده کرده تابا تلفیق زمان حال و گذشته و بیان خاطرات طرب‌ناک در میان خاطرات دردناک، متن را برای خوانده تحمل‌پذیر کرده است.
    رامهرمزی سخت‌ترین بخش نگارش کتاب را توصیف شهادت برادرش می‌داند ولی در عین‌حال به نظر خودش نقطه اوج کتاب را نیز شب شهادت اسماعیل (برادرش) می‌داند، اسماعیل ۱۶ساله بود و در حالی که فقط ۲ سال از او بزرگ‌تر بود به شهادت رسید، محور اصلی کتاب، شخصیت و یاد اسماعیل است.

    وی درباره نقش حضور زنان در ایام جنگ براین باور است که در آن زمان زنان و مردان دوش به دوش هم جنگیدند. حضور فیزیکی و معنوی در جبهه باعث تقویت روحیه رزمندگان می‌شد و آنهایی هم که حضور نداشتند، فرزندان و همسرانشان را به جبهه فرستادند و تنهایی و سختی را به جان خریدند.

    خانم معصومه رامهرمزی خواهر شهید اسماعیل رامهرمزی در سال ۱۳۶۳ با احمد نوروزی ـ از پاسداران سپاه خرمشهرـ ازدواج کرد و تا به دنیا آمدن اولین فرزندش در سال ۱۳۶۵ به امدادگری مجروحان جنگ پرداخت. پس از آن تا پایان جنگ در خیاط خانه صلواتی هلال‌احمر اهواز به فعالیت‌های پشتیبانی مشغول بود. او هم‌اکنون دبیر است و با خانواده‌اش در تهران زندگی می‌کند.

    کتاب حاضر در ۱۲ بخش نگاشته شده و در پایان نیز آلبومی از عکس‌های یادگار رازهای شرح داده شده در کتاب و اسناد مربوطه تقدیم خوانندگان شده است.

    این کتاب نیز از سوی انتشارات سوره مهر وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، به بازار آمد.

    گفتنی است اگر نقش زنان و دختران در جنگ تحمیلی بیشتر از مردان نباشد، کمتر نیست. کم توجهی به نقش زنان رسالت آنان را در جامعه سنگین‌تر می‌کند. 

    ramhormozi.jpg

    مطالب مرتبط:
    آشفتگی عقل بشری
    کتاب / انجمن های نیمه سری زنان در نهضت مشروطیت
    مروری بر یک کتاب: Feminism Beyond East and West
    «مجموعه اشعار» و سفرنامه «حکایت آنان که بقا را در بلا دیدند» نوشته سپیده کاشانی ـ چاپ اول
    انتشار دیوان اشعار سیمیندخت وحیدی