کتاب «آزادی معنوی» استاد مطهری اگرچه بیشتر به مباحث معنوی و عبادی اختصاص پیدا کرده است اما خالی از دغدغه های اجتماعی نیست .
مطهری در این کتاب آزادی را به عنوان یکی از رکن های اساسی حیات برمی شمارند و معتقدند بدون آن رشد آدمی متوقف خواهد شد : «آزادی یکی از لوازم حیات و تکامل است . منتها آزادی گیاه متناسب با ساختمان آن است ، آزادی حیوان طور دیگری است ،انسان به آزادی های دیگری ماورای آزادیهای گیاه و حیوان نیاز دارد . »
شهید مطهری با خاطر نشان کردن اینکه سه عامل تربیت ، امنیت و آزادی می تواند رشد انسان را به ارمغان بیاورد ، در مورد آزادی می نویسد : «هر موجود زنده ای که می خواهد رشد و تکامل را طی کند ، یکی از احتیاجاتش آزادی است . پس آزادی یعنی چه ؟ یعنی نبودن مانع . »
او در ادامه در باب آزادی های اجتماعی می افزاید : «انسان که یک موجود خاصی است و زندگی او زندگی اجتماعی است و علاوه بر این در زندگی فردی خود موجود تکامل یافته ای است و با گیاه و حیوان بسیار تفاوت دارد ، گذشته از آزادی هایی که گیاهان و حیوانات به آنها نیازمندند یک سلسله نیازمندیهای دیگری هم دارد » او این نیازمندی ها را به دو قسم : آزادی معنوی و آزدی اجتماعی تقسیم می کند و در مورد آزادی اجتماعی معتقد است : « بشر باید در اجتماع از ناحیه ی سایر افراد اجتماع آزادی داشته باشد ، دیگران مانعی در راه رشد و تکامل او نباشند ، او را محبوس نکنند ، به حالت یک زندانی درنیاورند که جلوی فعالیتش گرفته شود ، دیگران او را استثمار نکنند ، استعباد نکنند ، یعنی تمام قوای فکری و جسمی او در جهت منافع خودشان بکار نگیرند . این را می گویند آزادی اجتماعی . »
شهید مطهری که سال ها عمر پر برکت خویش را در راه فهم و عمل به کتاب الهی و سنت اولیای معصوم (ع) صرف کرده است ، کلامش ریشه در سنت اسلامی دارد . وی به صراحت می گوید : «در نص قرآن مجید یکی از هدف هایی که انبیاء داشته اند این بوده است که به بشر آزادی اجتماعی بدهند ، یعنی افراد را از اسارت و بندگی و بردگی یکدیگر نجات بدهند .... یکی از حماسه های قرآنی ، همین موضوع آزادی اجتماعی است . من خیال نمی کنم که شما بتوانید جمله ای زنده تر و موجدارتر از جمله ای که در این مورد در قرآن هست پیدا کنید ...(( قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا تشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا اربابا من دون الله ))(آل عمران /۶۴) ای پیغمبر به این کسانی که مدعی پیروی از یک کتاب آسمانی گذشته هستند ، به این یهودیها ، زردشتیها - و حتی شاید به این صابئیها که در قرآن اسمشان آمده است - و به همه ی ملتهایی که پیرو یک کتاب قدیم آسمانی هستند ، این طور بگو : بیایید همه ی ما جمع شویم دور یک کلمه ، زیر یک پرچم . آن پرچم چیست ؟ دو جمله بیشتر ندارد .
یک جمله اش این است : (( الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا )) در مقام پرستش ، جز خدای یگانه چیزی پرستش نکنیم .... جمله ی دوم : (( ولا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله )) هیچ کدام از ما دیگری را بنده و برده ی خودش نداند و هیچ کس هم یک نفر دیگر را ارباب و آقای خودش نداند .... یکی از مقاصد انبیاء به طور کلی و به طور قطع این است که آزادی اجتماعی را تامین کنند و با انواع بندگی ها و بردگی های اجتماعی و سلب آزادی هایی که در اجتماع هست مبارزه کنند . » اما همان طور اشاره شد وی به نوع دیگری از آزادی نیز قائل است و آن را آزادی معنوی می نامد .
«تفاوتی که میان مکتب انبیاء و مکتب های بشری هست در این است که انبیاء آمده اند تا علاوه بر آزادی اجتماعی به بشر آزادی معنوی بدهند ، و آزادی معنوی است که بیش از هر چیز دیگر ارزش دارد . ...آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی میسر نیست .» او در بیان رابطه ی میان آزادی معنوی و آزادی اجتماعی می افزاید : « آیا ممکن است بشر آزادی اجتماعی داشته باشد ولی آزادی معنوی نداشته باشد ؟ امروز عملا می گویند : بله . عملا می خواهند بشر برده ی حرص و آز و شهوت و خشم خودش باشد ...و در عین حال چنین بشری ...آزادی اجتماعی را محترم بشمارد ..این یکی از تضادهای اجتماع امروز بشر است .» استاد در ادامه می افزاید : «بشر باید در ناحیه ی وجود خودش ، در ناحیه ی روح خودش آزاد باشد تا بتواند به دیگران آزادی بدهد »