«سیده زهرا حسینی» راوی داستان کتاب «دا» جزء ۱۵۰ نفر مدافع خرمشهر بوده که الآن کمتر از ۱۰ نفر آنها در قید حیات هستند.
شرح زندگی سیده زهرا حسینی راوی داستان«دا» رابه نقل از خود او میخوانیم:
در سال ۱۳۴۲ در عراق در خانواده ای مذهبی به دنیا آمدم. پدرم ارادت خاصی به روحانیت و مرجعیت داشت و همیشه تصاویر آیات عظام بروجردی، امام خمینی (ره) و آیت الله حکیم را در منزل نگاه داری می کرد. او انسانی مذهبی و مقید به مذهب تشیع، ائمه اطهار (ع) بود.
من در خانواده ای بزرگ شدم که به همراه دو خواهر و پنج برادر، خانواده پرجمعیتی را تشکیل می دادیم. پدر و مادرم سال ها قبل از انقلاب به دلیل خشکسالی و عدم اشتغال پدرم، مجبور می شوند خرمشهر را به مقصد بصره که در آن زمان بندر پررونقی بود ترک کنند و در سال ۱۳۴۸ مجدداً به خرمشهر باز می گردند و در این شهر سکنی می گزینند.
پدرم در آن زمان فعالیت سیاسی نیز داشت، به طوری که یک بار توسط مأموران حکومتی عراق به دلیل همین فعالیت ها دستگیر و تحت بازجویی و شکنجه قرار می گیرد. فعالیت سیاسی پدرم باعث شده بود زمانی هم که در سال ۱۳۴۹ به همراه دو برادرم علی و محسن به ایلام رفته بودند چون ورودشان مصادف با انفجار پادگان ایلام توسط انقلابیون می شود، پدرم را به عنوان مظنون دستگیر و ماه ها تحت بازجویی و شکنجه قرار دهند.
بعد از این ماجرا پدرم هر کجا برای استخدام مراجعه می کرد، قبولش نمی کردند به همین جهت به دستفروشی و باربری روی آورد تا اینکه در اواخر دهه ۵۰ به استخدام شهرداری درآمد و به عنوان خدمتگزار مشغول کار شد. همزمان با اوج گیری قیام های مردمی علیه حکومت شاهنشاهی، پدرم به همراه برادرم علی اعلامیه های حضرت امام (ره) را مخفیانه تکثیر و توزیع می کردند و این جریان ادامه داشت تا اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.
بعد از انقلاب پدرم به عضویت بسیج درآمد و برادرم علی نیز به جهاد سازندگی پیوست و بعد از هفت، هشت ماه فعالیت در جهاد سازندگی، عضو سپاه پاسداران شد.
من هم که دختر ارشد خانواده و مادر دوم خواهر و برادرهای کوچکتر از خودم بودم، متأسفانه علیرغم استعداد و علاقه فراوان به تحصیل، به دلیل شرایط اجتماعی آن زمان، نتوانستم بعد از اتمام کلاس پنجم ابتدایی به مقاطع بالاتر بروم.
چون فرزند یک خانواده مذهبی بودم، پدرم علاقه نداشت قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران دخترانش به دلیل جو فرهنگی و اجتماعی دوران پهلوی فاسد، زیاد در مجامع عمومی حضور پیدا کنند اما پس از پیروزی انقلاب این فرصت را پیدا کردیم تا با شرکت در کلاس های قرآنی و همکاری با حزب جمهوری اسلامی و دیگر فعالیت های فرهنگی، در اجتماع حضور پیدا کنیم.
تا زمان جنگ تحمیلی که آن زمان ۱۷ سال بیشتر نداشتم. سعی کردم هر کمکی می توانم برای مردم شهر انجام دهم. از این رو به بیمارستان شهر رفتم تا مجروحان حملات را یاری کنم اما چون هیچ دوره امدادگری را ندیده بودم، نتوانستم کمکی کنم حتی زمانی هم که برای اهدای خون رفتم به دلیل پایین بودن سن و وزنم، قبول نکردند.
این موضوع باعث شد تا به قبرستان شهر که در محله جنت آباد خرمشهر بود بروم. در آنجا با مشاهده بسیاری از شهدا که در میان آنها از کودک شیرخواره تا زنان و مردان کهنسال به چشم می خوردند، بر روی زمین مانده بودند، تصمیم گرفتم به غسالخانه بروم و به افرادی که در آنجا مشغول کفن و دفن شهدا بودند کمک کنم. بعد از غسالخانه به مسجد جامع خرمشهر رفتم و در آنجا دوره های امدادگری را آموختم علاوه بر این آموزش به کارگیری و تعمیر اسلحه را نیز فراگرفتم حتی در گلوله گذاری خشاب هایی که برای رزمندگان خطوط درگیری ارسال می شد کمک هایی را انجام می دادم.
همچنین در جمع آوری مردم از سطح شهر و فرستادن آنها به دیگر شهرها نیز مدافعان خرمشهر را یاری می کردم. در واقع هر کجا که نیازی احساس می شد زنان و دختران خرمشهری از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمی کردند.
مطلبی که در بالا خواندید شرح حال مختصری از زندگی سیده زهرا حسینی بود.
اما در خصوص کتاب«دا» باید گفت که این کتاب ۸۱۰ صفحه دارد و یک کتاب گزارش از جنگ نیست، بلکه یک داستان واقعی از دفاع ۳۳ روزه خرمشهر است.
داستان از سال ۴۷ روایت می شود. زمانیکه زهرا ۵ ساله بوده و توی بصره زندگی می کرد. اول از خانواده اش تعریف می کند. از مادرش که به او «دا» می گفتند، دا، در گویش کردی به معنی مادر است و زهرا حسینی با انتخاب این عنوان خواسته است تا رنج، اندوه، تلاش و مقاومت مادران ایرانی را یادآور شود.
از پدرش که توسط استخبارات حزب بعث عراق دستگیر شده و داستان با مهاجرت خانواده زهرا به خرمشهر ادامه پیدا می کند. وقتی زهرا ۱۷ ساله می شود، جنگ شروع می شود و در این جاست که مخاطب با کتاب همراه و درگیر می شود.
بیشتر حجم کتاب مربوط به مقاومت ۳۳ روزه مردم خرمشهر است، اگرچه زهرا تا ۲۰ روز در خرمشهر می ماند، و به خاطر جراحتش مجبور است شهر را ترک کند.
دا» صحنه های زیبایی دارد، اما تصویری که اعظم حسینی به روایت زهرا از غسالخانه به مخاطب ارایه می دهد، زیباترین تصاویر کتاب است.
ویژگی اصلی «دا» تلفیق روایت داستانی با رویکرد خاطره است. البته خاطره می تواند بدون طرح داستانی و شخصیت پردازی باشد و صرفاً صحنه سازی کند، اما در کتاب «دا» تصاویر از واژه ها پیشی گرفته اند. اما بخش زیادی از جذابیت کتاب به چگونگی تألیف آن بازمی گردد، نویسنده با مرتبط کردن خاطرات و نثر ساده توانسته فضای مورد نظر راوی را همان طور که او توصیف کرده، روایت کند.
حسینی با استفاده از تکنیکهای نوشتاری توانسته حوادث جنگ را به گونه ای کنار هم قرار دهد که خاطرات نقل شده تا مدتها در ذهن مخاطب بماند و فراموش نشود.
روایت و پرداخت خاطرات مخاطب را تحت تأثیر قرار می دهد و همین مسأله ویژگی مثبت کتاب «دا» است. اعظم حسینی خاطرات زهرا (راوی) را یک خطی ننوشته، بلکه با ارجاعات به موقعش توانسته به موضوعات پراکنده کتاب طوری انسجام دهد که مخاطب با خواندن آن، لحظه لحظه مقاومت خرمشهر را ببیند. کتاب با آنکه طولانی است و در مدت حضور ۲۰ روزه زهرا در خرمشهر دفاع مردم با جزییات ذکر می شود، اما از اعجاز خوبی برخوردار است.
کتاب «دا»یکی از ازیباترین و کامل ترین کتاب هایی است که در مورد دفاع مقدس نوشته شده است.یکی از ویژگی های این کتاب این است که بسیار خوب تصویربرداری شده است و درخشان ترین کتابی است که در زمینه دفاع مقدس چاپ شده است. این کتاب از نظر تصویری و سینمایی جنبه های فوق العاده ای دارد و اگر به کارگردانی ماهر سپرده شود می تواند بسسیار تاثیر گذار باشد.
نویسندگان و منتقدان ادبی برشهایاعتقادی تاثیرگذار، ارائه تصاویر واقع گرایانه از جنگ، روایت صادقانه از یک دوره تاریخی، مخاطب پسند بودن، نثر ساده و روان را از جمله دلایل این انتخاب برشمردند.تا کنون چند تن از کارگردان های صاحب نام کشور برای ساخت فیلم کتاب « دا » ابراز تمایل کرده اند.
اما تب «دا» از سینماگران به مجلسیها هم رسید و ۴۵ نفر از نمایندگان در نامهای به رؤسای سازمان صدا و سیما تبلیغات و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستار تولید سریال تلویزیونی از این کتاب شدند
خبرها حاکی از آن است که این کتاب در مرحله انتخاب مترجم و عقد قرارداد برای ترجمه به زبانهای اردو، عربی، انگلیسی و ترکی استانبولی قرار دارد. کتاب دا که این روزها جزو پرفروشترین کتابهای بازار است. همچنین صحبتهایی برای انتشار این کتاب در امریکا توسط پال اسپرکمن به زبان انگلیسی شنیده میشود.
همچنین از سویی دیگر و در جامعه ادبی، «دا» از همان روزهای اول انتشارش در میان اهالی ادبیات، منتقدان و صاحبنظران که به نوعی اختصاصیترین و حرفهای ترین مخاطب این اثر هستند نیز با استقبال و واکنش مثبت روبهرو شد. در نخستین اظهارنظرهای جامعه ادبی، مرتضی سرهنگی این اثر دفاع مقدسی را کتابی دانست که به طور کامل متن جنگ را روایت میکند و هیچ بخشی از آن بیجهت به حاشیه جنگ نمیپردازد.
طبق یک نظرسنجی کتاب “دا” اولین اثر برتر ادبی، “بیوتن” رضا امیرخانی دومین اثر و “قلندریه در تاریخ” از محمدرضا شفیعی کدکنی برترین اثر در حوزه پژوهش ادبی سال ۸۷ اعلام شد .
اما از خبرهای جالب در خصوص این کتاب و راوی آن این است که راوی حقوق مادی کتابش را به مدرسه کارگاهی فیلمنامه نویسی حوزه هنری اهدا کرده است.
دوشنبه، ۷ دی ۱۳۸۸