<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>شبکه ایران زنان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.iranzanan.com/atom.xml" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2009-11-06://1</id>
    <updated>2010-03-11T08:42:36Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/"> Movable Type Pro 4.32-en</generator>

<entry>
    <title>ناگفته‌هایی درباره همسر امام خمینی(ره) به روایت دختر ارشد بنیانگذار انقلاب</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/news/cat_22/000780.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.780</id>

    <published>2010-03-11T08:25:09Z</published>
    <updated>2010-03-11T08:42:36Z</updated>

    <summary>آقا هم از همان زمان روزهای اول ازدواج خانم در چهارده پانزده سالگی برای خانم احترام خاصی قایل بودند و به اسم، ایشان را صدا نمی‌کردند و همیشه با عنوان خانم، همسر خود را مورد خطاب قرار می‌دادند. البته نمی‏گویم تسلط کامل به این زبان داشتند، تا حدودی این زبان را بلد بودند.</summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="زنان در رسانه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p><br />&nbsp;خانم صدیقه مصطفوی دختر ارشد حضرت امام که در همان سال&zwnj;های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی&zwnj;در سوگ همسر خود نشست و به تنهایی بار زندگی را در تربیت ۷ یادگار همسرش به دوش کشید از جمله فرزندان امام است که در طول دوران تنهایی همسر حضرت امام بعد از فوت رهبر فقید انقلاب، فرصت داشت تا بیش از سایرین در خدمت بانوی انقلاب باشد .</p><p><br />مصاحبه سایت جماران با دختر ارشد امام که در گفتار خود از مادر بنا به مشی توصیه شده از امام با عنوان خانم یاد می&zwnj;کند، در پی می آید:</p><p>&nbsp;</p><p><b>گفته می&zwnj;شود همسر حضرت امام علاوه بر آشنایی با زبان فرانسه بر زبان عربی تسلط داشتند و در مقطعی علوم حوزوی را در محضر امام (س) فرا گرفتند، آیا در این زمینه از ایشان چیزی شنیده&zwnj;اید؟ </b></p><p>خانم قبل از ازدواج در خانواده&zwnj;ای زندگی می&zwnj;کردند که هم اشرافی و متجدد بودند و هم پدر ایشان از روحانیون محسوب می&zwnj;شدند، و ایشان تحصیلات علوم جدید را در زمانی که ازدواج نکرده بودند فرا گرفتند، در آن مقطع زمانی ایشان زبان فرانسه را فرا گرفتند. البته نمی&rlm;گویم تسلط کامل به این زبان داشتند، تا حدودی این زبان را بلد بودند. البته به یاد دارم این مساله را دنبال کردند. من خودم هم به یاد دارم که تا مقطع پنج را در مکتب درس خواندم بعد از آن تا کلاس هفتم را نزد خانم فرا گرفتم و در آن دوره خانم به من مقداری زبان فرانسه یاد دادند.</p><p>بعد از ازدواج نیز با علاقه&zwnj;ای که به دروس علمی&zwnj;(حوزوی ) داشتند این علوم را نزد آقا (امام) فرا گرفتند و حتی دوره&zwnj;ای که در نجف بودند مرتب کتاب&zwnj;های مربوط به علوم (حوزوی) را خواندند و خیلی خوب عربی صحبت می&zwnj;کردند. ایشان البته شاعر هم بودند و کتاب شعر داشتند، و اشعار زیادی از حافظ، سعدی و پروین اعتصامی&zwnj;را حفظ بودند. علاقه و تسلط خانم به اشعار حافظ در حدی بود که اواخر در بیمارستان اشعار حافظ را پرستار برای ایشان می&zwnj;خواند، وقتی پرستار بیت اول را می&zwnj;خواند خانم بقیه شعر را ادامه می&zwnj;دادند و با خواندن اشعار حافظ به آرامش خاصی می&zwnj;رسیدند.</p><p>خانم علاقه زیادی به کتاب و کتاب&zwnj;خوانی داشتند و تا اواخر عمر ایشان این روند ادامه داشت و در این اواخر که قدرت بینایی ایشان به تحلیل رفت پرستاری که خدمت ایشان بود هر شب برای ایشان کتاب می&zwnj;&zwnj;خواند. علاقه خانم به کتاب بیشتر از رادیو و تلویزیون بود.</p><p><b>با توجه به تحصیلات خانم از محضر امام آیا از امام در طول عمر پر برکتشان مطلبی در این زمینه شنیدید.</b></p><p>حضرت امام اصلا اهل این نوع صحبت&zwnj;ها نبودند که بگویند به عنوان مثال خانم پیش من درس خواندند و یا از من چیز یاد گرفتند، اما خانم در نجف از محضر امام بهره&zwnj;مند شدند و درس خواندند و از لحاظ علمی&zwnj;در سطح خوبی قرار داشتند، خود آقا تاکیدی بر این امر نداشتند، اما هر دو بر درس خواندن فرزندان تاکید داشتند و به نوعی دراین قضیه (تربیت فرزندان) مکمل هم محسوب می&zwnj;شدند.</p><p><b>آیا خانم حضرت امام از چگونگی ازدواج خود با حضرت امام خاطره&zwnj;ای را نقل کرده بودند، این پیوند چگونه شکل گرفت؟</b></p><p>خانم نزد مادر بزرگ که از خانواده&zwnj;های متجدد و اصیل آن دوره بودند بزگ شدند، پدر بزرگ خانم وزیر خزانه داری دوره قاجار بود، خانواده پدری خانم هم همه روحانی بودند حاج میرزا ابوالفضل و حاج میرزا ابوالقاسم ثقفی از کسانی هستند که در قم همه آنها را به عنوان عالم می&zwnj;شناسند و کتاب دارند. خانم در چنین خانواده ای بزرگ شدند که از نظر علمی &zwnj;و مادی پر بار بودند، و در آن دوره زمانی که خانم در منزل مادربزرگ خود بودند آقا از ایشان چندین بار خواستگاری کردند و این خواستگاری نه ماه طول کشید، و در طول این نه ماه خانم با توجه به این که دریک خانواده آزاد و متجدد بزرگ شده بود با این ازدواج مخالفت کردند و عنوان می&zwnj;کردند من اصلا قم را دوست ندارم.</p><p>پدر خانم در آن زمان برای تحصیل در قم بودند، اما ایشان فقط چند بار به قم رفتند و بعدها خودشان عنوان کردند که من اینقدر از قم بدم می&zwnj;آمد که وقتی در خیابان&zwnj;های قم راه می&zwnj;رفتم با پا به زمین می&zwnj;کوبیدم و در خیالم قم را به این وسیله می&zwnj;زدم.</p><p>البته خانم در مورد ازدواج خود با آقا خوابی را هم نقل می&zwnj;کردند، و می&zwnj;گفتند خواب دیدم در یک اتاقی سه آقا نشسته بودند، که یک آقا در وسط بود و یک طرف دیگر هم آقای دیگر بود و در سمت دیگر طلبه&zwnj;ای نشسته بود و جمعیت هم در مقابل این اتاق زیاد بود، و پرسیدم اینها چه کسانی هستند خانمی&zwnj;در آنجا به من گفت: یکی از آنها حضرت رسول دیگری حضرت علی (ع) و نفر سوم طلبه&zwnj;ای است، و رفتم جلو تا آنها را ببینم. در آنجا پیر زنی من را عقب زد و گفت: تویی که از اینها بدت می&rlm;آید، من گفتم: بدم نمی&zwnj;آید خیلی آنها را دوست دارم. اما به من اجازه نداد و صبح شبی که این خواب را دیدم، آقاجانم (پدرم ) گفت: آقای لواسانی که واسطه آقا در این ازدواج بود، برای جواب آمده، من هم که خواب شب گذشته در ذهنم بود سکوت کردم و آقاجان (پدرم ) گفت این سکوت علامت رضاست و رفتند جواب مثبت به این خواستگاری دادند.</p><p>خانم از روزهای اول ازدواجش نیز نقل می&zwnj;کرد که در آن روزها جهیزیه من را در ماشینی گذاشتند و به قم بردن و من وارد یک خانه طلبه&rlm;ای خیلی ساده&zwnj;ای شدم و خود خانم می&zwnj;گفتند: من این زندگی ساده را به خاطر علاقه آقا به خودم قبول کردم و جذب آن شدم.</p><p><strong>آقا هم از همان زمان روزهای اول ازدواج خانم در چهارده پانزده سالگی برای خانم احترام خاصی قایل بودند و به اسم، ایشان را صدا نمی&zwnj;کردند و همیشه با عنوان خانم، همسر خود را مورد خطاب قرار می&zwnj;دادند.</strong></p><p>در این زمینه خانم برای ما نقل کردند در روزهای اول ازدواج یک بار برای آشپزی به آشپزخانه رفتم، آقا آمدند و دست من را گرفتند و گفتند، من تو را برای آشپزی نمی&zwnj;خواهم و می&zwnj;گفتند: آقا به ایشان گفته بود من شما را برای خانمی &zwnj;در خانه می&zwnj;خواهم. و از این رو ایشان همواره در خانه یک کمکی داشتند که آنها غذا می&zwnj;پختند و خانم فقط برای کشیدن غذا به آشپزخانه می&zwnj;رفتند و ما دخترها سفره را می&zwnj;گذاشتیم. خانم می&zwnj;گفت: مشغول خوردن شوید، اما آقا و بالطبع ما تا خانم سر سفره نمی&zwnj;آمدند دست به غذا نمی&zwnj;زدیم.</p><p><b>مشی خانم در زندگی با حضرت امام با توجه به اینکه ایشان قبل از ازدواج در یک خانواده متجدد بزرگ شده بودند به چه نحو بود؟</b></p><p>از آنجا که خانم در یک خانواده&rlm;ای که از نظر مالی مشکلی نداشتند بزرگ شدند زندگی در منزل امام برای ایشان دشوار بود، اما صبر خانم هم زیاد بود و به واسطه مناعت طبعی که داشتند هیچ&zwnj;گاه از این مساله گله نکردند و می&zwnj;گفتند که هیچگاه به آقا نگفتند که به من پول بده، حتی به من بر می&rlm;خورد که بگویم برای من لباس بخر.</p><p><b>جایگاه همسر امام در نزد بنیانگذار جمهوری اسلامی&zwnj;ایران به چه نحو بود؟</b></p><p>امام (س) بر رعایت حریم خانه و خانواده تاکید بسیار داشتند و اجازه نمی&zwnj;&zwnj;دادند کسی از مردهای غریبه وارد حریم منزل ایشان شود. البته در مورد همسر من، آقای اشراقی، اینطور نبود. آن مرحوم بسیار مورد توجه امام بود و امام بسیاری از کارهای مهم را به وی واگذار می&zwnj;کرد، در آن زمان یکی از بزرگان انقلاب از من خواستگاری کرد، بعدها من از امام پرسیدم: چرا نگذاشتید من با این آقا ازدواج کنم و من را به آقای اشراقی دادید؟ که آقا در پاسخ من با یک نگاه عجیبی گفت: تو با کسی ازدواج کردی که از نظرشخصیتی، خانوادگی، شکلی و علمی&zwnj;سرآمد است و هیچ&zwnj;کس با آقای اشراقی قابل مقایسه نیست.</p><p>آقا احترام زیادی برای خانم قائل بودند. به یاد دارم یک بار بعد از ازدواج به منزل آنها رفتیم. کسی که در منزل کمک می&zwnj;کرد آن روز بعد از تهیه غذا به جهت کاری که داشت بیرون منزل رفت و خانم غذا را کشیدند و ما دخترها نیز سفره گذاشتیم. بعد از صرف غذا ما (دخترها ) مشغول صحبت شدیم و خانم برای شستن ظرف&zwnj;ها لب حوض رفت، در این هنگام آقا که داشتند از ایوان رد می&zwnj;شدند رفتند و دست خانم را گرفتند و گفتند: این کار شما نیست و به ما سه دختر رو کردند و گفتند مادرتان را بلند کردم که ظرف نشوید شما بلند شوید و ظرف&zwnj;ها را بشویید.</p><p>به یاد دارم که یک بار امام در مورد خانم به من گفت که شصت سال است که با ایشان زندگی می&zwnj;کنم اما یک بار ایشان غیبت نکردند و شاید به خاطر همین ویژگی&zwnj;های شخصیتی خانم بود که آقا تا آخر عمر احترام زیادی برای ایشان قایل بود.</p><p><b>با توجه به رفت و آمدهای فراوانی که اقشار مختلف مردم و همچنین مسولان از همان آغاز نهضت امام تا پایان عمر شریفشان به خانه ایشان داشتند مشی همسر امام را در مواجهه با این مساله چطور دریافتید؟</b></p><p>خانم شخصیت خاصی داشتند و هر کس که برای مهمانی به منزل ایشان می&zwnj;آمد ایشان مقید بودند که حتما جلوی پای او بلند شوند، حال می&zwnj;خواست این میهمان جوان باشد یا فردی سالخورده.</p><p>ایشان بر پذیرایی از میهمان نیز تاکید داشتند و مقید بودند در پذیرایی از میهمانان ظرف چای یا میوه حتی جلوی بچه&zwnj;ها نیز نگه داشته شود و با وجود این&zwnj;که فرزند ایشان بودم هر وقت که به منزل ایشان می&rlm;رفتم ایشان جلوی پای من برمی&zwnj;خاستند و وقتی اصرار می&zwnj;کردم این کار را انجام ندهید، می&zwnj;گفتند: از روی عادت این کار را انجام می&zwnj;دهم. و یک&zwnj;بار شنیدم که گفتند: بلند شدن والدین در برابر فرزندان از عمر فرزندان می&zwnj;کاهد و من از روی عادت این کار را انجام می&zwnj;دهم و اینقدر جلوی فرزندم مصطفی بر خاستم که عمر ایشان کوتاه شد.</p><p>احترامی&zwnj;که خانم به اطرافیان می&zwnj;گذاشتند تا پایان عمرشان حفظ شد در این اواخر روزی آقای خامنه&zwnj;ای برای عیادت ایشان به بیمارستان آمدند، ایشان به علامت احترام به آقای خامنه&zwnj;ای در آن شرایط که دستگاه&zwnj;های زیادی به ایشان وصل بود دست روی سینه گذاشتند و در آخر هم به ایشان گفتند به خانم حتما سلام برسانید.</p><p><b>مواجه خانم حضرت امام با فوت حاج آقا مصطفی در غربت چگونه بود؟</b></p><p>خانم خیلی خوب خود را با زندگی امام (س) به عنوان یک مبارز وفق دادند، ایشان ۱۴سال در نجف و در آن شرایط تبعید امام(س) زندگی کردند، در این ایام فوت آقا مصطفی اتفاق افتاد که برای خانم خیلی سخت بود، اما خانم شخصیتی داشتند که خیلی آشکارا ناراحتی خود را نشان نمی&zwnj;دادند. اگر ناراحت بودند به اتاق خود یا صندوق&rlm;خانه می&zwnj;رفتند و ناراحتی خود را خالی می&zwnj;کردند.</p><p><b>دینداری و تعبد بانوی بزرگ انقلاب را در طول زندگی پربارشان چگونه دیدید؟</b></p><p>خانم از ریا و تظاهر به هر امری از جمله دینداری نیز به شدت پرهیز می&zwnj;کردند، حتی اگر می&zwnj;خواستند به کسی کمک کنند فرزندانشان نیز مطلع نمی&zwnj;شدند، تا همین اواخر که به واسطه کهولت سن خودشان نمی&zwnj;توانستند به صندوق&zwnj;خانه بروند از من می&zwnj;خواستند تا محل صندوق ایشان را همراهی کنم، اما بعد از این که به آنجا می&rlm;رفتند طوری رفتار می&zwnj;کردند که نشان می&zwnj;داد علاقه&zwnj;ای ندارند که حتی من به عنوان فرزندشان ببینم چه چیزی را بر می&zwnj;دارند تا برای کمک به نیازمندان بدهند. در زمینه پرهیز از تظاهر به دینداری خانم به یاد دارم که یک روز همین اواخر من نماز جعفر طیار می&zwnj;خواندم. از خانم در این مورد سوال کردم، گفتند: من نماز جعفرم را تا روزی که می&zwnj;توانستم خواندم، و این در حالی است که هیچکس نمی&zwnj;دانست خانم نماز جعفر طیار می&zwnj;خواند. ایشان گفتند در ۱۴ سال تبعید در عراق این نماز را ترک نکردم و اینجا هم که آمدم مقید بودم این نماز را بخوانم.</p><p>خانم خیلی ساده و بی آلایش بودند. وقتی که به ایران و جماران آمدند، مطابق رسم معمول به ایشان گفتند تلفن منزل ایشان را قبل از این&zwnj;که ایشان بردارند باید از دفتر پاسخ داده شود، اما ایشان نپذیرفتند. از اول خط تلفن ایشان تا به امروز مستقیم بود و مقید بودند که اگر کسی پای تلفن است که با ایشان کار دارد، خودشان صحبت کنند. تا همین اواخر خودشان با دکتر شان صحبت می&zwnj;کردند و حافظه عجیبی داشتند داروها را که دکتر تجویز می&zwnj;کرد، حفظ می&zwnj;کردند و کنترل دقیقی داشتند که داروها به درستی سر وقت مصرف شود.</p><p><b>مشی و سهم خانم حضرت امام را در تربیت فرزندان چطور ارزیابی می&zwnj;کنید؟</b></p><p>همسر حضرت امام در برخورد با افراد نیز بسیار نجیب بودند و هیچگاه رفتاری نداشتند که به افراد بر بخورد، ایشان برای امام (س) احترام زیادی قایل بودند، حتی برای ما به عنوان فرزندان احترام زیادی در نظر می&zwnj;گرفتند، ایشان در تربیت فرزندان خیلی مقید بودند، البته آقا هم مقید بودند اما خانم در تربیت فرزندان اولی&zwnj;تر بود. آقا درگیر درس و کار بودند. به همین جهت ما خیلی عفت اخلاقمان زیاد است و مانند خانم هستیم و هر کس هر طور با ما رفتار کند، نمی&zwnj;توانیم با تندی با او برخورد کنیم. و احترامی&zwnj;که پدر و مادر به هم می&zwnj;گذاشتند در ما فرزندان به نحوی بوده که هیچگاه نشده در روی کسی بایستیم و آره و نه کنیم. تربیت آنها رفتاری بود که حالت امر و نهی نداشت. آقا و خانم خیلی مقید بودند که ما واجبات را انجام دهیم، اما به انجام مستحبات امر نمی&zwnj;کردند.</p><p><b>همراهی همسر حضرت امام با فعالیت&zwnj;های مبارزاتی ایشان را چگونه می&zwnj;دیدید؟ واکنش خانم با مساله دستگیری امام در سال ۴۲ و بعد زندانی و تبعید ایشان را چگونه می&zwnj;دیدید؟</b></p><p>در سال ۴۲ همانطور که عنوان شده در آن روزها در منزل امام مراسم روضه برپا بود و ایشان شب&zwnj;ها برای استراحت به منزل حاج &zwnj;آقا مصطفی می&rlm;رفتند، آنها (عمال رژیم طاغوت) آدرس منزل امام را داشتند لذا اول به منزل امام(س) رفتند و خدمتکار امام را که یک آقا علی نامی&zwnj;بود مفصل کتک زدند و بعد به منزل آقا مصطفی آمدند، آقا مشغول نماز شب خواندن بودند و بعد از در زدن آقا مصطفی دم در رفت و آنها (عمال رژیم) که آقا را ندیده بودند به اشتباه داشتند آقا مصطفی را دستگیر می&rlm;کردند. در این هنگام آقا که این منظره را دیدند آمدند و گفتند: روح&zwnj;الله منم. بعد رفتند و عبای خود را پوشیدند و رفتند. این مطالب را خانم برای من نقل کرده و من به ایشان گفتم: شما چه کردید؟ گفتند: هیچ کار. خانم در این مسایل خیلی صبر و استقامت داشت.</p><p>در زمان دستگیری امام دخترم زهرا شیرخواره بود، صبح بعد از دستگیری آقا من شنیدم که بیرون خیلی سر و صداست، مادر شوهرم منزل ما بود گفتم: خیلی سر و صدا می&zwnj;آید. گفتند: نه سوم امام است. تلفن منزل ما زنگ زد و آقای اشراقی بعد از حرف زدن با تلفن خیلی سراسیمه منزل را ترک کرد و به من چیزی نگفت. من خودم احساس کردم مساله&zwnj;ای پیش آمده، سرم را از در بیرون کردم خیل جمعیت را دیدم که می&zwnj;دویدند، گفتم چه خبر است؟ گفتند: حاج&zwnj;آقا روح&zwnj;الله را دستگیر کردند و من تا این را شنیدم دختر شیرخواره&zwnj;ام را نزد مادر همسرم گذاشتم و به سمت خانه امام دویدم و به سختی به آنجا رسیدم به طوری که مسیر ۲ دقیقه&zwnj;ای تا منزل ایشان را نیم ساعته طی کردم. در آنجا خیل جمعیت مردم را که با شنیدن خبر به منزل امام آمده بودند دیدم که خیلی بی تابی می&zwnj;کردند. ولی در آنجا خانم را دیدم که چادر به سرشان است و با یک متانت و صبر خاصی مردم را که گریه می&zwnj;کردند و بر سر و کله خود می&zwnj;کوفتند کنترل می&zwnj;کرد.خانم در مسایل خیلی صبور بودند و دو بال آقا محسوب می&zwnj;شدند.</p><p>بعد از دستگیری، آقا را به زندان قصر بردند و خانم برای دیدنشان به زندان رفتند بعد از ملاقات خانم که آمدند گفتند: آقا خیلی از غذای آنجا ناراضی است و بعد از آن خانم هر روز از منزل مادری خود در تهران برای آقا غذا می&zwnj;پختند و دم در زندان می&zwnj;برند و در مدتی که امام در زندان بودند این رویه ادامه داشت.&zwnj;</p><p><b>گفته می&zwnj;شود خانم حضرت امام به دنبال همان مشی ساده زیستی خود بعد از بازگشت به تهران دستور داد همان وسایل زندگی در نجف را به منزل ایشان در جماران بیاورند.</b></p><p>خانم بعد از آمدن به تهران و سکنی گزیدن در جماران با توجه به خانواده اصیلی که داشتند به دنبال فرمایش امام مبنی بر اینکه وسایل زندگی ایشان در نجف به تهران بازگردانده شود، در شرایطی که می&zwnj;توانستند این امر را نپذیرند و از تهران وسایل زندگی خود را تهیه کنند، اما مطابق فرمایش امام دستور دادند وسایل زندگی در نجفشان برگردانده شود، و تا آخرعمر با همان وسایل ساده و معمولی زندگی کردند، و در این مورد شاید ایشان به دلیل زندگی خانواده پدری این سبک زندگی ساده را قبول نداشتند، اما به خاطر امام (س) آن را پذیرفتند. به نظر من هنر خانم این بود که با وجود این&zwnj;که این شیوه زندگی ایشان با زندگی قبل از ازدواجشان فرق داشت اما با درک شرایط این سبک زندگی را تا پایان عمرشان پذیرفتند. و احترام خانم به آقا و سخنانشان در حدی بود که این احترام بعد از فوت آقا نیز همواره حفظ شد.</p><p><b>مواجهه خانم حضرت امام(س) با مساله بیماری و سپس فوت آن حضرت چگونه بود؟</b></p><p>در مورد بیماری آقا، هیچکس از بیماری ایشان مطلع نبود. شبی که امام را به بیمارستان بردند ما همه، شب منزل ایشان بودیم و فردا صبح هم من اول وقت نزد ایشان رفتم. برای عیادت امام به بیمارستان می&rlm;رفتم. حالشان خوب بود غذا به ایشان می&zwnj;دادیم حرف می&zwnj;زدیم.</p><p>بعد از فوت امام هم که دیگر مشخص است خانم چه حالی داشتند، خانم در برابر مصائب خیلی خود دار بودند، در این زمینه به یاد دارم بعد از فوت حاج احمد آقا خانم را برای دردی که در ناحیه معده داشت نزد دکتر بردیم و دکتر گفت: از اعصاب است. من گفتم: به اعصاب چه ربطی دارد که دکتر گفت: خانم غصه می&zwnj;خورد و این درد به آن دلیل است.</p><p>ایشان مصیبت&zwnj;های زیادی در زندگی دیدند، اما در همه این موارد توجه زیادی به فرزندان داشتند و از آنها مراقبت می&zwnj;کردند مثلا پس از فوت همسر من خانم خیلی مراقب من بود و به من آرامش میداد و برنامه ترتیب می&zwnj;داد تا من در خانه نمانم و غصه بخورم. در مورد فوت آقا خیلی ناراحت بودند اما صبور بودند و این صبر خدایی بود.</p><p><b>خانم حضرت امام در دوران بیماری خصوصا این هفت ماه آخر در چه وضعی بودند؟</b></p><p>خانم هفت ماه در بیمارستان بستری بودند، اما مطابق آنچه دکترها گفتند هیچگاه رنگ و بوی بیماری به خود نگرفتند و هر بار که برای معاینه او می&zwnj;رفتند ایشان با گذاشتن دست بر روی سینه به آنها احترام می&zwnj;گذاشتند. در زمان فوت هم چهره ایشان خیلی بشاش و نورانی بود. من بر خلاف اصراری که اطرافیان داشتند که به دنبال تابوت خانم نرو، بر اساس آنچه شنیده بودم که عنوان شده فوت شده منتظر است که آیا فرزندان دنبال تابوت او می&zwnj;روند یا خیر، دنبال تابوت او رفتم تا روحشان احساس نکند تنهاست و من نمی&zwnj;خواستم تا آخر از دست من ناراحت باشد لذا تا خاکسپاری همراه تابوت ایشان بودم.</p><p><br />چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ -</p><p><a href="http://khabaronline.ir/news-48859.aspx">خبرآنلاین</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>کاهش ساعت کار برای حذف زنان از مدیریت‌های کلیدی است</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/news/cat_21/000779.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.779</id>

    <published>2010-03-10T19:57:00Z</published>
    <updated>2010-03-10T20:16:59Z</updated>

    <summary> کم کردن ساعت کاری زنان، بهانه‌ای برای خارج کردن آنها از صحنه اجتماع است و زنان باید قبل از شوق و ذوق برای تصویب این قانون عواقب خطرناک اجرای این قانون را نیز در نظر بگیرند.</summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="اخبار زنان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p><br /><a href="http://ilna.ir/newsText.aspx?id=112456">ایلنا:</a> عضو هیات مدیره اتحادیه کارکنان بیمارستان&zwnj;ها و مراکز درمانی معتقد است کاهش ساعت کاری زنان باعث می&zwnj;شود که مدیریت&zwnj;های کلیدی به زنان سپرده نشود و تصویب این قانون بهانه&zwnj;ای برای خارج کردن زنان از صحنه اجتماع است.</p><p>زینب طاهری در گفت&zwnj;وگو با خبرنگار ایلنا، گفت: کم کردن ساعت کاری زنان، بهانه&zwnj;ای برای خارج کردن آنها از صحنه اجتماع است و زنان باید قبل از شوق و ذوق برای تصویب این قانون عواقب خطرناک اجرای این قانون را نیز در نظر بگیرند.</p><p>او ادامه داد: در جامعه سنتی مانند ایران، کاهش ساعات اداری زنان می&zwnj;تواند لطمات جدی به این قشر وارد کند زیرا به طورقطع کم شدن ساعت کاری زنان منجر به کاهش حقوق می&zwnj;شود و از طرفی ممکن است به جایگاه شغلی زنان نیز لطمه وارد کند.</p><p>عضو هیات مدیره اتحادیه کارکنان بیمارستان&zwnj;ها و مراکز درمانی تصریح کرد: در حال حاضر و با وجود اینکه هنوز چنین قانونی به تصویب نرسیده است هم مردان و هم برخی از مسئولان مملکتی چندان تمایلی ندارند که مدیریت&zwnj;های کلیدی را به زنان بسپارند بنابراین کاملا واضح است که تصویب قانون کاهش ساعات اداری زنان بهانه&zwnj;ای می&zwnj;شود برای اینکه زنان از صحنه مدیریتی اجتماع خارج شوند و دیگر هیچ پست کلیدی به آنها سپرده نشود.</p><p>طاهری گفت: در حال حاضر بسیاری از زنان کشور ما تنها نا&zwnj;ن&zwnj;آور خانواده&zwnj;های خود هستند و در صورت تصویب این قانون، کارفرمایان از استخدام زنان استقبال نمی&zwnj;کنند و یا حقوق و دستمزد کمتری را برای آنها در نظر می&zwnj;گیرند بنابراین می&zwnj;توان گفت کاهش ساعت کاری زنان می&zwnj;تواند به افزایش آسیب&zwnj;های اجتماعی دامن بزند.</p><p>عضو هیات مدیره اتحادیه کارکنان بیمارستان&zwnj;ها و مراکز درمانی تاکید کرد: باید آگاه و هوشیار بود زیرا قانونی شدن کاهش ساعت کار زنان نه تنها به این قشر جامعه کمکی نمی&zwnj;کند بلکه به معضلات اجتماعی می&zwnj;افزاید بنابراین زنان نباید از تصویب این قانون خوشحال شوند.</p><p><skype:span id="softomate_v3_highlight_0" class="skype_v3_tb_injection" title="Call&nbsp;this&nbsp;phone&nbsp;number&nbsp;in&nbsp;Iran&nbsp;with&nbsp;Skype:&nbsp;+981318121388" rtl="1" context="1388/12/18 - 13" durex="%DADDYWIDTH%" durex2="%DADDYHEIGHT%" path="file://C:/DOCUME~1/ADMINI~1/LOCALS~1/Temp/__SkypeIEToolbar_Cache/e70d95847a8f5723cfca6b3fd9946506/static/" mode=".modern" type=".flex" fwidth="" freecall="" isfax="" nof="" skypeaction="call" skypeid="0"><font size="2"><font color="#333333"><font face=""><skype:span style="background-image: url(file://c:/DOCUME~1/ADMINI~1/LOCALS~1/Temp/__SkypeIEToolbar_Cache/e70d95847a8f5723cfca6b3fd9946506/static/inactive_r.modern.gif)" id="skype_v3_tb_img_r0" class="skype_v3_tb_imgR"><skype:span class="skype_v3_tb_nop">&nbsp;</skype:span></skype:span><skype:span style="background-image: url(file://c:/DOCUME~1/ADMINI~1/LOCALS~1/Temp/__SkypeIEToolbar_Cache/e70d95847a8f5723cfca6b3fd9946506/static/inactive_m.modern.gif)" id="skype_v3_tb_text0" class="skype_v3_tb_injectionIn"><skype:span style="background-image: url(file://c:/DOCUME~1/ADMINI~1/LOCALS~1/Temp/__SkypeIEToolbar_Cache/e70d95847a8f5723cfca6b3fd9946506/static/inactive_m.modern.gif)" id="skype_v3_tb_innerText0" class="skype_v3_tb_innerText"><strong>&nbsp;۱۳۸۸/۱۲/۱۸&nbsp;</strong></skype:span></skype:span></font></font></font></skype:span></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>سلامی دوباره</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/first_point/000778.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.778</id>

    <published>2010-03-10T11:20:44Z</published>
    <updated>2010-03-10T12:42:11Z</updated>

    <summary></summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="سخن اول" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p><img style="margin: 0px 20px 20px 0px; float: left" class="mt-image-left" alt="vali.med.120.jpg" width="83" height="113" src="http://www.iranzanan.com/userfiles/images/vali.med.120.jpg" />سلامی دوباره به دوستان عزیز این خانه</p><p>خانه ای به نام ایران زنان</p><p>از این که بی خبر رفتم عذر می خواهم</p><p>مدت کوتاهی بود که نبودم. دلم برایتان تنگ شد. برای همه شما.&nbsp;چه آن ها که هر از گاهی یک سر می آیند و می روند و&nbsp;چه آن ها&nbsp;که از&nbsp;یاران&nbsp;پابرجا و&nbsp;دائمی این خانه هستند.&nbsp;</p><p>با این که روی ماه شما را نمی بینم و نام شما را نمی دانم ولی دلم برایتان تنگ شد. نام و نشان برای شناخت ظاهر است و ظاهر هم رفتنی است.&nbsp;آن چه ما را به هم پیوند می دهد روح خانه&nbsp;&quot;ایران زنان&quot; است&nbsp;و&nbsp;تلاش ما هم&nbsp;بر این است که ستون این خانه&nbsp;عدالت خواهی&nbsp;باشد. ما در این روح&nbsp;مشترکیم.</p><p>این روح مشترک عدالت خواهی است،&nbsp;و عدالت&nbsp;است که&nbsp;ماندنی و جاوید است. عدل نامی از نام های خداست و خداست که&nbsp;باقی است. &quot;کل شی هالک الا وجهه&quot; - همه چیز&nbsp;نابود شدنی&nbsp;است جز او -&nbsp;(جز آن چه رو به او دارد)</p><p>ما در رنجی که می کشیم و در تلاشی که می کنیم، مشترکیم. در&nbsp;رنچی که می کشیم و در&nbsp;نفعی که نمی بریم، در رنجی که می کشیم مشترکیم و بهره ای که&nbsp;می برد آن کس که رنج&nbsp;نکشیده، بهره&nbsp;ای که برندگان بازنده می برند. ما در خداخواهی و نه خودخواهی،در حق پرستی و نه نفس پرستی، در صببوری و نه ناشکیبایی، در&nbsp;ایستادگی و نه خمودگی، در قوت&nbsp;و نه ضعف، ... مشترکیم. ما در دشمنان دوست نما و دوست نمایان&nbsp;خودمحور مشترکیم.&nbsp;</p><p>نه آمدن ها به دست ماست و نه رفتن ها. نه داشتن توفیقات به دست ماست و نه&nbsp;گرفته شدن توفیق. آمدن ها و رفتن ها. داشتن ها و نداشتن ها. دانستن&nbsp;و توانستن. نداشتن و نتوانستن. فرصت ها و &nbsp;هدایت و توفیقات همه از خداست. نقش ما عمل در&nbsp;شاکله خود است&nbsp;که کل یعمل&nbsp;علی&nbsp;شاکلته. &nbsp;تغییر شرایط هر زمان فرصتی است برای نمایش ما به خودمان و ثبت این نمایش در کارنامه ما. کارنامه این دنیایی و آن جهانی. دادن ها و گرفتن ها، مصیبت ها و&nbsp;وفور نعمت، دادن و گرفتن ...&nbsp;تغییر فرصت ها و&nbsp;تغییر شرایط برای رونمایی از&nbsp;ماست، رونمایی وجهه متفاوتی از ماست با&nbsp;خلق صحنه های&nbsp;متفاوت. حرکت به سوی اوست&nbsp;که الیه المصیر. صیرورت و طور به طور شدن ها&nbsp;به سوی او است.</p><p>از خدا نیت خالص برای تقرب به خودش را می خواهیم.</p><p>به زیارت دل ها رفته بودم، امید که زیارتم قبول حضرت حق</p><p>توران ولی مراد</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>تبعیض علیه زنان حتی در اوقات فراغت هم وجود دارد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/news/cat_23/000777.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.777</id>

    <published>2010-03-10T10:23:19Z</published>
    <updated>2010-03-10T12:12:39Z</updated>

    <summary>نتایج یک تحقیق بین‌المللی نشان داده است که مردان زمان بیش‌تری را در مقایسه با زنان به تماشای تلوزیون ، ملاقات با دوستان ، ورزش کردن یا دنبال کردن سرگرمی‌های مورد علاقه خود صرف می‌کنند.</summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="از رسانه ها- بین الملل" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;<br /><br />در یک گزارش ادعا شده است مردان هر روز نیم ساعت بیش&zwnj;تر از زنان اوقات فراغت دارند.</p><p>نتایج یک تحقیق بین&zwnj;المللی نشان داده است که مردان زمان بیش&zwnj;تری را در مقایسه با زنان به تماشای تلوزیون ، ملاقات با دوستان ، ورزش کردن یا دنبال کردن سرگرمی&zwnj;های مورد علاقه خود صرف می&zwnj;کنند.<br />سازمان همکاری و توسعه اقتصادی که از ثروتمندترین ملت&zwnj;های جهان تشکیل شده است در این باره گفت : مردان بریتانیایی در کنار فرانسوی&zwnj;ها و آمریکایی&zwnj;ها جزو اولین کشورها در رنکینگ جهانی هستند که زنان در آن&zwnj;ها از مردان سخت&zwnj;تر و بیش&zwnj;تر کار می&zwnj;کنند.<br />این گزارش که همزمان با روز جهانی زن ارائه شده است اعلام کرد که باید برای برابری حقوق زن و مرد در جهان قدم&zwnj;های بزرگ&zwnj;تری برداشته شود و شرکت&zwnj;ها و سازمان&zwnj;ها باید فاصله جنسیتی بین زن و مرد را تا حد ممکن کاهش دهند.<br />گزارش قبلی این سازمان اشاره کرده بود که تفاوت بین زنان و مردان بر اساس این که آن&zwnj;ها چگونه اوقات فراغت خود را سپری می&zwnj;کنند ممکن است از این هم فراتر رود ، در حالی که این موضوع در گزارش جدید به حساب نیامده است.<br />این سازمان در این گزارش نتیجه گرفته است که خرید کردن ، رسیدگی به وضع ظاهر ، دراز کشیدن یا خوردن ناهار همگی جزئی از کار به حساب می&zwnj;آیند و نه قسمتی از تفریح و اوقات فراغت روزانه.<br />به هر حال در این گزارش آمده است که در سطح جهان مردان بیش&zwnj;تر از زنان در فعالیت&zwnj;های تفریحی شرکت کرده و بیش&zwnj;تر از آن&zwnj;ها زمان برای اوقات فراغت خود در اختیار دارند.<br />در این گزارش آمده است مردان بریتانیایی به طور متوسط ۳۲ دقیقه ، مردان آمریکایی ۳۸ دقیقه ، فرانسوی ۳۳ دقیقه ، بلژیکی ۵۰ دقیقه و در نهایت آلمانی&zwnj;ها ۲۲ دقیقه بیش&zwnj;تر از زنان این کشورها برای اوقات فراغت خود زمان در اختیار دارند.<br />این در حالی است که مردان ایتالیایی ۸۰ دقیقه در روز بیش&zwnj;تر از زنان این کشور صرف اوقات فراغت می&zwnj;کنند.<br />محققان معتقدند این تفاوت به دلیل آن است که زنان بعد از فراغت از کار روزانه ، باید وقت خود را به خانواده و بزرگ کردن فرزندانشان اختصاص دهند.<br />تلگراف ، ۹ مارس</p><p>سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸</p><p><a href="http://khabaronline.ir/news-48472.aspx">خبرآنلاین</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>Men enjoy half an hour more of leisure time each day than women, a report claims. </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/english/000776.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.776</id>

    <published>2010-03-10T10:18:19Z</published>
    <updated>2010-03-10T10:20:44Z</updated>

    <summary></summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="English" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p>Women have ۳۰ minutes less time to enjoy themselves every day Photo: Getty <br />The international survey found that men spent longer watching television, meeting friends, playing sport or pursuing hobbies than the fairer sex.</p><p>The Organisation of Economic Co-operation and Development, made up of the world's richest nations, said that British men ranked close behind France and America in the league table of countries where women work harder than men.</p><p><br />Related Articles<br />French excel at eating and sleeping, survey finds<br />Millions of middle-class drinkers putting health at risk with evening tipple<br />NHS staff paid overtime when off sick<br />The bicycle diaries: Crossing Uzbekistan's desert moonscape<br />Over ۴۵,۰۰۰ NHS staff call in sick each dayThe report, released to mark International Women's Day, called for greater equality for women.</p><p>It said that &quot;governments and firms need to do more to tackle the gender equality gap.&quot;</p><p>Previous OECD reports have suggested that the difference may be more to do with how each sex chooses to spend its time which was not taken into account in the new report.</p><p>The OECD concluded that shopping, soaking in the bath, grooming, having a lie-in or taking a long lunch all count as work rather than leisure.</p><p>If these are taken into account British men have only ۱۰ minutes more spare time a day than women.</p><p>The report said: &quot;Men universally report spending more time in activities counted as leisure than women. Gender differences in leisure time are wide across OECD countries.&quot;</p><p>The ۳۲-minute leisure advantage for men in Britain compares with ۳۸ minutes in the US, ۳۳ minutes in France, ۵۰ minutes in Belgium and ۲۲ minutes in Germany.</p><p>Italian men spend nearly ۸۰ minutes a day more than women on leisure time.</p><p>Across the OECD countries, ۶۲ per cent of women have jobs, and women earn a fifth less than men, said the Daily Mail.</p><p>Officials said the gap was a result of women taking time off work to concentrate on bringing up their children.</p><p>By Laura Roberts<br />&nbsp;۰۹ Mar ۲۰۱۰</p><p><a href="http://www.telegraph.co.uk/news/newstopics/howaboutthat/7400675/Men-have-more-leisure-time-than-women-says-new-report.html">telegraph</a><br />&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>ماده ۲۳ لایحه از خانواده از حقوق زنان دفاع می‌کند یا نمی‌کند ؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/daily/000775.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.775</id>

    <published>2010-03-10T08:28:33Z</published>
    <updated>2010-03-10T10:16:06Z</updated>

    <summary></summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="روزنوشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p><br />از تابستان دو سال پیش که این لایحه از سوی قوه&zwnj;قضائیه به هیأت دولت تقدیم شد و سپس کلیات آن به تصویب کمیسیون فرهنگی مجلس رسید، تاکنون انتقادات بسیاری را از سوی مجامع گوناگون به خود دیده است.</p><p>هرچند نمایندگان مجلس هشتم این روزها سعی دارند که هرطور شده، سر و ته لایحه حمایت از خانواده را هم بیاورند؛ اما اینطور که معلوم است با توجه به اظهانظرهای مختلفی که د از سوی این نمایندگان منتشر می شود، هنوز هم باید شاهد حرف و حدیث ها و بخصوص مخالفت ها با این لایحه ومخصوصا ماده ۲۳ آن باشیم.</p><p>لایحه حمایت از خانواده را باید یکی پرسروصداترین لایحه&zwnj;هایی دانست که درسال&zwnj;های اخیر به مجلس وارد شده و البته بعد از تمام حرف و حدیث&zwnj;ها هنوز از آن خارج نشده است. لایحه&zwnj;ای که حدود دو سال از تنظیمش از سوی قوه&zwnj;قضائیه می&zwnj;گذرد ولی به خاطر تغییراتی که دولت محمود احمدی&zwnj;نژاد در آن داد، هم&zwnj;چنان حرف و حدیث&zwnj;ها در مورد آن باقی است. دولت نهم مواد ۲۳ و ۲۵ را به این لایحه اضافه کرد که بر طبق آن&zwnj;ها به ترتیب شرط رضایت زن اول مردان برای ازدواج مجدد حذف و برای مهریه&zwnj;های سنگین مالیات در نظر گرفته می&zwnj;شد. اضافه کردن همین دوماده به لایحه کافی بود تا موج اعتراضی از سوی فعالان حقوق زنان و حقوقدانان به راه بیفتد و تعداد زیادی از آن&zwnj;ها را برای صحبت با نمایندگان موافق این مواد روانه مجلس کند. شاید همین اعتراضات روزافزون هم بود که باعث شد علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی، آن&zwnj;را متوقف کند و پس از چندی هم این مواد از این لایحه حذف شود.</p><p>از تابستان دو سال پیش که این لایحه از سوی قوه&zwnj;قضائیه به هیأت دولت تقدیم شد و سپس کلیات آن به تصویب کمیسیون فرهنگی مجلس رسید، تاکنون انتقادات بسیاری را از سوی مجامع گوناگون به خود دیده است.</p><p><b>حذف می شود، اضافه می شود</b><br />ماده ۲۳ لایحه حمایت از خانواده که از سوی گروه&zwnj;های مختلف، نام ضدخانواده و یا لایحه فروپاشی خانواده بر آن گذاشته شده بود، ازدواج مجدد مردان را منوط به داشتن تمکن مالی و بدون رضایت همسر اول کرده بود. هم&zwnj;چنین طبق ماده ۲۵ این لایحه از مهریه&zwnj;های نامتعارف، در هنگام ثبت عقد مالیات گرفته می&zwnj;شود هرچند در این ماده توضیحی در مورد نامتعارف داده نشده بود.</p><p>در این لایحه همچنین الزام ثبت ازدواج موقت منتفی شده است و طولانی شدن روند طلاق از دیگر مواردی است که در این لایحه پیش&zwnj;بینی شده است. اعتراض&zwnj;ها به این لایحه تا آن&zwnj;جا گسترده شد که سخنگوی قوه&zwnj;قضائیه از مجلس خواست که ماده ۲۳ و ۲۵ این لایحه را حذف کنند؛ دو ماده&zwnj;ای که توسط دولت و به صورت غیرقانونی به لایحه پیشنهادی قوه&zwnj;قضائیه افزوده شده&zwnj; بود.</p><p>چندی پیش مخبر کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس اعلام کرد که کمیته ویژه حقوقی در راستای تحکیم بنیان خانواده با انجام کار کارشناسی، اصلاحات بسیار اساسی در لایحه&zwnj;ای که دولت ارائه کرده بود ایجاد کرده است و قرار است شرایط ازدواج مجدد را برای مردان سخت شود اما در جدیدترین خبری که ازسوی اعضای کمیسیون قضایی اعلام شده است، ده شرط برای ازدواج مجدد مردان در ماده ۲۳ این لایحه در نظر گرفته شده است. رضایت همسر اول، عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی، عدم تمکین زن از شوهر مطابق با حکم دادگاه، ابتلای زن به جنون یا امراض صعب&zwnj;العلاج، ۴ مورد از ۱۰ موردی است که مرد اجازه&zwnj; ازدواج مجدد دارد. محکومیت قطعی زن در جرایم عمدی به مجازات یک سال زندان یا جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت منجر به یک سال بازداشت شود از دیگر موارد تصویبی ماده ۲۳ لایحه حمایت از خانواده است.</p><p>هرچند تصویب کنندگان این ماده در توجیه آن معتقدند که این ده شرط می تواند از حقوق زنان دفاع کند، ولی به هرحال این ماده پرسروصدا هنوز هم مخالفان خودش را دارد.</p><p><b>زن ابزار نیست</b><br />توران ولی مراد، فعال حقوق زنان یکی از این مخالفان است. او دراین مورد می گوید: &laquo; زن ماشین یا ابزار نیست که مستهلک یا ناکارآمد که شد مرد برود سراغ وسیله&zwnj;ای دیگر .او نوع نگاه این لایحه به زن را مهمترین مشکل می&zwnj;داند و می&zwnj;گوید قانون باید به سمتی برود که تلاش مرد برای رفع مشکلات همسرش باشد نه در صورت مشکل به فکر جایگزین کردن او با دیگری باشد.&raquo; او در گفتگو با ایلنا ادامه می دهد: &laquo; مهمترین مشکل &zwnj;در ماده تصویب شده ۲۳ نوع نگاه قانونگذار به زن است. زن در خانواده انسان است نه ابزار که اگر کار مرد با او با اشکال روبرو شد به عوض این که آن را برطرف کند برود به دنبال ازدواج مجدد باشد.&raquo;</p><p><br />اوبا انتقاد از نحوه تصویب ماده ۲۳ در کمیسین حقوقی و قضایی گفت:&zwnj; &laquo;اجازه همسر اول نباید در ردیف موارد بعدی باشد بلکه اجازه همسر اول به علاوه مشکلات بعدی باید مطرح شد نه جایگزینی برای آنها.&raquo;</p><p><br />تهیه کننده و مجری برنامه اردیبهشت اضافه کرد:&zwnj; &laquo;با توجه به مواد لایحه مرد یا از همسر اول اجازه می&zwnj;گیرد یا می&zwnj;رود دادگاه و می&zwnj;گوید زن من سوء رفتار دارد یا تمکین نمی&zwnj;کند یا روانی است و با پول یک کاغذ می خرد که مشکلی برای زن ثابت کند بنابر این باید اجازه همسر اول به علاوه اثبات مشکلات بعدی هر دو شرط باشد.&raquo;</p><p>الناز محمدی: <br />&nbsp;</p><p>دوشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۸</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>زنان شاغل به خانه برمی گردند؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/news/cat-72/000774.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.774</id>

    <published>2010-03-10T08:14:01Z</published>
    <updated>2010-03-10T08:28:03Z</updated>

    <summary>در جامعه سنتی مانند ایران، کاهش ساعات اداری زنان می‌تواند لطمات جدی به این قشر وارد کند زیرا به طورقطع کم شدن ساعت کاری زنان منجر به کاهش حقوق می‌شود و از طرفی ممکن است به جایگاه شغلی زنان نیز لطمه وارد کند.
</summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="گزارش" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p><img style="margin: 0px 20px 20px 0px; float: left" class="mt-image-left" alt="job.zan.jpg" width="265" height="180" src="http://www.iranzanan.com/userfiles/images/job.zan.jpg" /><br /><br />رئیس دبیرخانه شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام کرد که شورای فرهنگی اجتماعی زنان، پیشنهاد کاهش ساعت کاری زنان با تامین حقوق و منع کار زنان در شب را برای تصویب به مجلس شورای اسلامی ارسال کرده است.</p><p>کاهش ساعات کاری زنان، طرحی که بعد از چندسال از مطرح شدنش از سوی محمود احمدی نژاد، این روزها دوباره درباره اش بحث می شود. بر اساس طرحی که پنج سال پیش تنظیم شده بود، قرار بود که دوساعت از ساعات کاری زنان متاهل کم شود، اما به دلایل مختلفی مانند بار اقتصادی آن برای دولت، این طرح اجرایی نشد. اما یکشنبه گذشته رئیس دبیرخانه شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام کرد که شورای فرهنگی اجتماعی زنان در آخرین نشست خود پیشنهاد اصلاح قانون کار شامل کاهش ساعت کاری زنان با تامین حقوق و منع کار زنان در شب را تنظیم و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی ارسال کرده است. اکرم حسینی مجرد با اعلام این خبر افزود: هم اکنون اصلاحیه قانون کار به مجلس شورای اسلامی برای بررسی و تصویب تقدیم شده و اعضای شورای فرهنگی اجتماعی در پیشنهاد خود به صورت اصلاحیه ای جداگانه خواستار رعایت سیاستهای اشتغال زنان در قانون کار شدند.</p><p><br />پس از اعلام این خبر، رئیس مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست&zwnj;جمهوری در پایان جلسه هیات دولت و در جمع خبرنگاران از فواید و تاثیرات مثبت لایحه کاهش ساعت کار زنان شاغل در دستگاه&zwnj;های دولتی گفت و خواستار تسریع در نهایی شدن این لایحه شد.</p><p>زهره طبیب&zwnj;زاده نوری اظهار داشت: از پیشنهادات مطرح شده در این زمینه آن بود که ساعت کار زنان به دلخواه آنها کاهش یابد اما این مسئله اخلال در کارهای اجرایی را در پی داشت و به همین علت پیشنهاد شد زمان مشخصی برای همه کارکنان زن در ساعتی از روز تعیین شود که این نیز کار ادارات را با مشکل مواجه می&zwnj;کرد و در نهایت پیشنهاد کردیم خانم&zwnj;های کارمند با اختیار خود دو روز در ماه غیر از روزهای تعطیل از مرخصی استفاده کنند.</p><p>مسئله کاهش ساعت کار زنان چند سالی است که به شکل&zwnj;های مختلف و در دوره&zwnj;های متعدد مجلس شورای اسلامی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و مصوباتی در این باره به تصویب رسیده است. بنابراین طرح تازه&zwnj;ای به شمار نمی&zwnj;رود. به&zwnj;دلیل تفاوت نگرش&zwnj;ها نسبت به اشتغال زنان؛ معمولاً در اغلب جوامع راهکارهای قانونی متفاوتی برای فراغت بیشتر زنان اندیشیده می&zwnj;شود. توجه به ساعات کاری زنان ناشی از وظایف و مسئولیت&zwnj;های مضاعف آنان در خانه و محل کار است. آمار ارائه شده توسط سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۴ میلادی، حاکی از آن است که ۸۵ درصد زنان در آلمان، ۸۰ درصد در سوئیس، ۶۸ درصد در ژاپن و ۵۸ درصد در کره در مشاغل پاره وقت فعالیت می&zwnj;کنند.</p><p><b>کاهش یا افزایش کار زنان؟</b><br />بعد از اعلام این خبر، کارشناسان زیادی در حال اظهارنظر در این باره هستند. معاون اجتماعی و توسعه مشارکت های مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، امروز در اظهارنظر جالبی گفته است: آقایان بیشتر از همه معتقدند که باید کانون خانواده توسط زنان اداره شود و چون به نفع آنهاست هرگز با لایحه کاهش ساعت کاری زنان مخالفت نمی کنند. اما از طرف دیگر مخالفت های زیادی نیز با اجرای این طرح از سوی کارشناسان مختلف بیان می شود.</p><p>به اعتقاد عفت شریعتی کوهبنانی، نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی، از آنجا که ممکن است چنین طرح&zwnj;هایی در جذب زنان در بازار کار مشکلاتی را ایجاد کند، نهادهای مسئول امور زنان نباید احساسی و عجولانه وارد این مسایل شوند باید تمام جوانب را به خوبی در نظر بگیرند تا ضمن حفظ منافع خانوادگی، منافع شغلی نیز لحاظ شود و امنیت حرفه&zwnj;ای زنان به ویژه دختران دانش آموخته، به خطر نیفتد.</p><p>رئیس شبکه سراسری خانه&zwnj;های صنعت و معدن نیز معتقد است کم کردن ساعت کاری زنان مشکلی از کشور و زنان حل نمی&zwnj;کند بلکه زمینه&zwnj;ساز تبعیض جنسیتی بیشتر در کشور است. او می&zwnj;گوید اول ساعت کار اداری زنان را کم می&zwnj;کنند بعد به این نتیجه می&zwnj;رسند که زنان توانایی کمتری در کار کردن دارند و بعد هم حقوق دریافتی زنان را کاهش می&zwnj;دهند.</p><p><br />عضو هیات مدیره اتحادیه کارکنان بیمارستان&zwnj;ها و مراکز درمانی معتقد است کاهش ساعت کاری زنان باعث می&zwnj;شود که مدیریت&zwnj;های کلیدی به زنان سپرده نشود و تصویب این قانون بهانه&zwnj;ای برای خارج کردن زنان از صحنه اجتماع است. <br />زینب طاهری در گفت&zwnj;وگو با ایلنا، گفت: کم کردن ساعت کاری زنان، بهانه&zwnj;ای برای خارج کردن آنها از صحنه اجتماع است و زنان باید قبل از شوق و ذوق برای تصویب این قانون عواقب خطرناک اجرای این قانون را نیز در نظر بگیرند.</p><p><br />او ادامه داد: در جامعه سنتی مانند ایران، کاهش ساعات اداری زنان می&zwnj;تواند لطمات جدی به این قشر وارد کند زیرا به طورقطع کم شدن ساعت کاری زنان منجر به کاهش حقوق می&zwnj;شود و از طرفی ممکن است به جایگاه شغلی زنان نیز لطمه وارد کند.</p><p><b>زنان خانه دار بهترند یا شاغل؟</b><br />فیروزه مهاجر، فعال حقوق زنان در این مورد به خبرآنلاین می گوید: درروز&zwnj;های اخیر دوباره طرح کاهش ساعات کار زنان مطرح شده است و ظاهرا جدی تر از چند سال پیش. باید دید کاهش ساعات کاری زنان یعنی چه؟ یعنی همین تعداد کم زنان شاغل هم بروند خانه کار کنند؟ یعنی به هر حال کار کنند؟ انگار کار در هیچ شرایطی دست از سر زنان بر نمی&zwnj;دارد! به این ترتیب این حتی در سطح هم یک تناقض است&zwnj;.</p><p>او ادامه می دهد: در حوزه اقتصادی این مسئله، از جمله در قیاس با نیازهای فردی و اجتماعی، به معنی کاهش زیانبار مشارکت زنان در بازار کار بوده است. آمار ۱۳۸۵، که نشان می&zwnj;دهد نرخ مشارکت زنان در بازار کار فعلی حتی از نرخ مشارکت ۱۳۳۵ هم پایین تر است و نرخ بیکاری زنان در این فاصله دو برابر شده است، متون متعددی که درباره وضع زنان در بازار کار و از دیدگا&zwnj;ه های مختلف نوشته شده، بخوبی توضیح می دهند که چطور غیر ممکن است در این شرایط، با در نظر گرفتن مؤلفه های دیگر، بازار کار در ایران ارتقا یابد.</p><p>از نظر مخالفان این لایحه، این لایحه از آنجا که زنان نسبت به مردان کار کمتری انجام داده ولی مزد کامل خود را دریافت می&zwnj;کنند، ظاهراً به نفع زنان است ولی اگر به پیامدهای آن توجه کنیم در درازمدت به موقعیت و شرایط اجتماعی زنان لطمه می&zwnj;زند. هر کارفرما در جهت حفظ منافع سازمانی خود حرکت می&zwnj;کند، لذا برای او کار مطلوب و استفاده بهتر از منابع مادی و انسانی و افزایش بهره&zwnj;وری در درجه اول اهمیت قرار دارد.</p><p>با این شرایط طبیعی است کارفرما در جهت منافع سازمانی از نیروی کار تمام وقت، کارآزموده و زبده استفاده کند که بتواند در اوقات بیشتری در اختیار سازمان باشد و نه به بهانه مرخصی&zwnj;های ساعتی، زایمان، ساعت شیر و... به&zwnj;طور منظم و مرتب در محیط کار حاضر نباشد.</p><p>الناز محمدی:</p><p>چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ -<br /><a href="http://khabaronline.ir/news-48545.aspx">خبرآنلاین</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title> با خانم دباغ قائم مقام جمعیت زنان جمهوری اسلامی </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/news/cat_22/000772.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.772</id>

    <published>2010-02-27T10:08:09Z</published>
    <updated>2010-02-27T10:37:25Z</updated>

    <summary>تا وقتی که ما اهداف جمهوری اسلامی را خوب شناسائی نکرده باشیم و عنایت خاص حضرت امام را نسبت به زنها را در این مقطع تاریخی نشناسیم از این مشارکت آن بهره لازم را نمی توانیم ببریم </summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="زنان در رسانه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p>گفت و گوی تبیان با خانم دباغ قائم مقام جمعیت زنان جمهوری اسلامی و نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی</p><p><br />تبیان : با تشکر از اینکه مصاحبه با تبیان را پذیرفته اید . لطفا خودتان را برای خوانندگان ما معرفی نموده ، نقش خود را در قبل و بعد از انقلاب اسلامی بیان کنید ؟</p><p><br />جواب : من مرضیه حدید چی دباغ هستم فعلا در مجلس شورای اسلامی در خدمت مردم عزیزمان می باشم و قائم مقا م جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران را هم به عهده دارم امیدوارم که خداوند این خدمات را بپذیرد .</p><p>تبیان : سال جاری سال امام خمینی (ره) نامیده شده شما پیش از انقلاب و پس از آن با امام ارتباط داشته اید در هنگام مبارزه چگونه با امام آشنا شدید در این باره برای خوانندگان ما توضیحاتی بفرمائید؟</p><p>جواب: در رابطه با آشنایی و مبارزاتی که به عهده داشته ام باید بگویم که از سال ۱۳۴۶ بوده است در این هنگام بود دقیقا&quot;با مبارزات حضرت امام آشنایی پیدا کردم و وارد مبارزه شدم و مبارزه مسلحانه را هم پذیرفتم.در سال ۱۳۵۲ دستگیر شدم و به زندان افتادم مدتی در زندان بودم و در این مدت تحت شبکه قرار گرفتم و سرانجام به بیمارستان منتقل شدم ،پس از عمل جراحی و مداوا از آنجا فرار کردم و به کشورهای اروپایی مثل انگلیس و فرانسه رفتم بعد از مدتی به سوریه و لبنان رفتم و در کنار خواهران و برادران ایرانی مان بودم و در آنجا هم در حال مبارزه بودیم از آنجا به عراق رفتم و به محضر امام (ره) شرفیاب شدم و از این به بعد در محضر امام در خدمت انقلاب بودم و در طول مدتی که امام (ره) در نوفل لوشاتوحضور داشتند بنده خدمتگذار داخل بیت حضرت امام بودم و بعد از پیروزی انقلاب هم به ایران برگشتم ،مدتی مسئولیت سپاه پاسداران استان همدان را به عهده داشتم بعد هم مسئولیت آموزش و تشکیل بسیج دانش آموزی را به عهده داشتم و بعد هم دوره های مختلف در مجلس شورای اسلامی در خدمت مردم و ملت خوبمان بوده و هستم.</p><p>تبیان:شما برای معرفی خوب و موثر امام (ره)چه راههایی را پیشنهاد می کنید؟</p><p>جواب: من به نظرم می رسد اگر کسی بخواهد حضرت امام را بشناسد ،باید از روش تبلیغی ،روش مبارزاتی و بینش های حضرت امام دقیقا&quot; آشنایی داشته باشد و برای اینکه بتوانیم این آشنایی را داشته باشیم زیبا است که از وقتمان سرمایه گذاری کنیم کتابهای حضرت امام را و خاطرات افرادی که از محضر حضرت امام (ره)استفاده کردند مطالعه بکنیم تا بتوانیم امام را بهتر بشناسیم و از روشها و عملکرد ایشان خودمان را بهره مند کنیم تا زندگی پر باری داشته باشیم .</p><p>تبیان : جنابعالی عضو هیاتی بودید که امام به مسکو فرستاد امام با این کار چه انگیزه و هدفی را دنبال می کرد در این باره در صورت امکان توضیحاتی برای خوانندگان ما بفرمایید؟</p><p><br />جواب : من عضو هیئت بودم که نامه امام را به مسکو برد طبیعی است که نامه ی امام به گور با چف در آن مقطع تاریخی بسیار حساس بود و دنیا روی این قضیه خیلی حساب باز کرده بود ، دشمنان ما به دلیل اینکه همه مسایل را با اندیشه و فکر مادیشان می سنجند فکر می کردند همه نامه حضرت امام چون بعد از پذیرفتن قطعنامه صلح یعنی (قطعنامه ۵۹۸بود )، بخصوص امریکائیها و اسرائیلیها فکر می کردند حالا نامه در خواستی است از مسکو که کمکی بکنند با بازسازی بعد از جنگ و امثال آن ، در حالی که نامه را به دستور حضرت امام در پرواز از تهران &ndash;مسکو در داخل هواپیما باز کردیم ، دقیقا صدو هشتاد درجه با دیدگاههاو تفسیرهای آنها تفاوت داشت و نامه ای بود برای هدایت گورباچف که آن روز رهبری یکی از قطب های جهان را به عهده داشت . با لا خص اینکه امام با آن هوشیاری و بینش عمیق و دور نگری که داشت توصیه هایی در رابطه با اینکه مکتب کمونیسم نمی تواند نقشی در رشد انسانها داشته باشد نمودند و اشاراتی داشتند به اینکه این مکتب به اوراق تاریخ سپرده خواهد شد و مهم قضیه این بود که هشدار بسیار ظریف و تکان دهنده ای داده بودند به رهبر اتحاد شوروی سابق ، به اینکه مبادا از چاله ی کمونیست بیرون بیایند و به چاله ی سرمایه داری و نظام امریکایی بیافتند .</p><p>تبیان: خانم دباغ پرسشی که در اینجا وجود دارد این است که آیا قبل از انکه شما در هواپیما نامه را باز کنید پیش از آن از محتویات نامه مطلع و با خبر بودید یا خیر ؟</p><p><br />جواب : به هیچ وجه حضرت امام اجازه نداده بودند که کسی از متن نامه ی ایشان مطلع باشد به ما هم اجازه ندادند روی زمین نامه را باز کنیم ، قصد این بود که هیچکس از متن نامه مطلع نباشد تا نامه برای آقای گور باچف ابلاغ شود آن هم نه اینکه نامه را بدهیم به ایشان و بر گردیم بلکه امام فرمودند نامه را بخوانید برای ایشان یعنی آموزش سمعی و بصری به آقای گور باچف داده شود و به همین دلیل بود که اجازه دادند نامه در اسمان باز شود که در آنجا به دست کسی نمی رسید و امکان در یافت اطلاعات کم بود لذا فرمودند در هواپیما بعد از پرواز نامه را باز کنید و شاید همین امر یعنی ندادن هیچ گونه اطلاعات به کسی اینها را عصبانی کرده</p><p>یادم هست حاج احمد آقا رضوان ا... آمدند به فرودگاه و گفتند که امام فرمودند وصیتنا مه هایتان را را هم بنویسید و بروید احتمال دارد هواپیمای شما را امریکایی ها بدزدند ، برای اینکه از متن نامه مطلع نیستید ، هواپیما را سرنگون کنند و یا حتی شورویها عصبانی شوند و دستگیرتان کنند وامثال اینها ..... این امور نشان می دهد که دقیقا کسی از متن نامه مطلع نیست . ولی اصل و عصاره ی نامه یک نامه هدایتی و هشدار دهنده بود . و بنده را به یاد اعزام گروهایی که رسول اکرم (ص) برای ابلاغ اسلام به کشور های مختلف می فرستاد مخصوصا به حبشه و قضایای نجاشی انداخته بود</p><p>و آن چه که مهم است برای زنان جامعه مان و باید یک هشداری باشد اینکه حضرت امام با یک ظریف کاری در انتخاب اینکه من و حضرت آیت ا.... آملی را انتخاب کرده بودند ، این را می خواستند اعلام بکنند که در جامعه اسلامی هر نقشی که قرار است ایفا شود ، باید زنان و مردان در کنار هم باشند و همدیگر را یاری بکنند و در به ثمر رساندن خواسته ها و نیازهای مکتب مان ، انقلاب مان و جمهوری اسلامی مان این نقش را هر دو گروه داشته باشند اگر این نقش را هر دو گروه با هم همراهی و همکاری داشته باشند مسلما اثرات کافی و کاملی را خواهد داشت به همین دلیل هم ما می بینیم از بین آقایان یکنفر را انتخاب می کنند و از قشر خانمها هم یک نفر را این هم برای زنان جامعه مان افتخار امیز است من امیدوارم ره اورد این سفر پیامی باشد برای زنان جامعه مان و حق امام را که به گردن مان هست بشناسیم و خودمان را از اندیشه او بهره مند سازیم .</p><p>تبیان : مشارکت زنان در امور فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی بنظر شما به تقویت نهاد خانواده خواهد افزود یا نه؟</p><p><br />جواب: من احساس می کنم تا وقتی که ما اهداف جمهوری اسلامی را خوب شناسائی نکرده باشیم و عنایت خاص حضرت امام را نسبت به زنها را در این مقطع تاریخی نشناسیم از این مشارکت آن بهره لازم را نمی توانیم ببریم علت اساسی قضیه هم این است که در طول تاریخ همانطور که امام فرمودند ، بر همه ی اقشار مختلف در زمانهای مختلف ظلم هایی چه از حکومتها و چه جوامع مختلف شده ، منتهی به قشر زن این ظلم ها مضاعف بوده علت ان هم این بوده که زنان ما کمتر خودشان ، خودشان را شناخته ،به همین دلیل بوده که قشر دیگر جامعه یعنی مردها با توجه به اینکه اینها خودشان نخواستند ، به آنها میدانهای لازم را ندادند و در اختیار شان نبوده ،</p><p>لذا حضرت امام یکی از الطاف شان نسبت به قشر زن این بود که مرتب در صحبتها و در و در نصایح شان مساله ی حضور زن در امور فرهنگی ، در امور اجتماعی و مسایل سیاسی را متذکر می شدند ، حتی در مسایل دفاعی واقعا اگر زنهای ما ، در جامعه نخواهند از این داده های جمهوری اسلامی و توجهات خاص حضرت امام بهره لازم را ببرند و اگر نخواهند خود سازی بکنند و نخواهند از این موقعیت استفاده ی لازم را ببرند نه تنها به خودشان ظلم کرده اند بلکه به نسل آینده جوانان و زنان آینده هم این ظلم روا داشته اند .</p><p>برای اینکه چون نسل آینده الگوی ندارد . نمی داند که امام چه داده و چه کرده در رابطه با این قشر از جامعه طبیعی است که دوباره یا خدای ناخواسته به آن تهجر کشانده می شود یا خدای نا خواسته به آن فرهنگ های غربی گرایش پیدا می کنند لذا یکی از تکالیف و وظایف زنان جامعه مان این است که دیدگاههای حضرت امام و راهکارهایی را که ارائه دادند برای رشد و برای حضور در میادین مختلف پیگیری کنند و شناخت پیدا بکنند و آموزش ببینند و به نسل آینده هم منتقل بکنند ، تا بتوانیم از این داده ها و داشته ها هم نهاد خانواده را پربار بکنیم و هم نهاد جامعه مان را که از خانواده بزرگتر است .</p><p>تبیان: گزارشهای خبری حاکی است درصد طلاق و جدایی رو به افزایش است چرا آگاهی و مشارکت زنان از حجم آن نکاسته است هنوز در باره ی طلاق و ازدواج و بسیاری از مسایل مربوط به زنان در جامعه ایرانی خرافات وجود دارد به نظر شما برای زدودن آنها چه اقداماتی صورت گرفته است</p><p>جواب : اینجا من باید یک اشاره ای بکنم به یک مساله مهم تا اینکه خوانندگان مجله شما ازآن درس لازم را بگیرند وآن چه که می خواهم بگویم از امام است و من نمی خواهم که خوانندگان فقط از ما شنوایی داشته باشند اگر مردان جامعه مان دیدگاههای حضرت امام در بارهی زن مطرح می کردند برای خودشان منبع قرار بدهند و اموزش ببینند من مطمئنم که آمار طلاق و جدایی در جامعه ما مسلما شکل دیگری به خود می گیرد چون ما امروز می بینیم در زمان طاغوت آمار طلاق اگر بالا بود در خانواده های مرفه و بی درد و از خدا بی خبر بوده ، متاسفانه امروز در خانواده های مذهبی دارد شکل می گیرد و من فکر می کنم علت آن آگاهی زنانمان نیست به حق و حقوقشان است چون مردها نتوانستند خودشان را با این آگاهی که امام به زنها داده هماهنگ بکنند لذا خانواده از آن تعادل لازم برخوردار نشد و به همین دلیل هم خواسته ی این خانم باعث نگرانی همسرش می شود و باعث نگرانی قشر مردها می شود و به اصطلاح نطفه ی اختلاف بسته می شود.</p><p><br />من امیدوارم به بینشی که حضرت امام نسبت به زنها داشت و آزادیهای علمی که برای آنان قائل بود همه در یابیم و با آن آشنا شویم امام می فرمود : همانطوری که خدا مرد را آزاد آفریده زن را هم آزاد آفریده و در رابطه با مسایل خانوادگی مدیریت داخل خانه با زنها باید باشد و مدیریت اجرائی و طرح و برنامه با مرد خانه است و این نشان می دهد که زن باید از یک آزادی نسبی در برنامه ها و مسائل خانواده برخوردار باشد. اگر یک خانم از آن اندوخته ها و داده های اسلام خودش را پر بار نکرده باشد و خود را به یک شناخت لازمی نرسانده باشد ، مسلما بچه هایی که در دامن او پرورش پیدا می کنند این نواقص را خواهند داشت و جامعه با مشکلاتی در آینده روبرو خواهد بود.لذا فکر می کنم مردان جامعه مان یکی از تکالیفی را که در قبال انقلاب دارند اینست که در رابطه با خانمها به یک بازشناسی بپردازند،یک بازنگری در دیدگاههای شان نسبت به زن را داشته باشند تا بتوانیم از این داده های امام خوب استفاده بکنیم و انشاءالله آمار در گیریها و طلاق در خانواده ها به سطح قابل قبولی برسد.</p><p><br />تبیان: چرا و چگونه جمعیت زنان جمهوری اسلامی تشکیل شده عمده ترین فعالیت این تشکل زنان چه بوده است؟</p><p><br />جواب : جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۵ تشکیل شده ، در آن موقع که نیازهای جبهه و جنگ بسیار بالا بود برای کمک رسانی و مقابله با بعضی از دگرگونیهای که در کشورهای مختلف با برخوردهای خصمانه شان با مسایل جنگ ما داشتند، ما در جمعیت زنان به این نتیجه رسیده بودیم با تعدادی از خواهرانمان که فرزند حضرت امام و نوه ی امام و عروس حضرت امام که احتمالا همسرحاج احمد آقا مد نظر است در میان ما بودند گرد هم جمع شدیم و این احساس نیاز که زنان به یک تشکیلات نیاز دارند را عملی ساختیم تا بتوانیم از درون این تشکیلات بعضی از معضلات و مشکلاتی که در جامعه است و برای زنانمان پیش می آید را حل و فصل کنیم لذا در سال ۶۵ ما جمعیت را به راه انداختیم و مجوز هم از وزارت کشورگرفتیم و امروز هم جمعیت بحمدا... در مسایل سیاسی در مسایل حتی جهانی حضور فعال دارد و در مسایل داخلی در حد وسیع و توانش حضور دارد و کار می کند چه کار فرهنگی و چه کار سیاسی .</p><p><br />تبیان: آیا ممکن است جمعیت زنان جمهوری اسلامی به صورت یک حزب در آید و در تمام شهرستانها برای خود عضوگیری کند؟</p><p><br />جواب:ما زیاد روی این قضیه فکر کردیم ، برمامه های مختلفی هم داشتیم و در صدد شناسایی خواهرانمان در شهرستانهای مختلف هستیم و بودیم و امیدواریم بتوانیم در آینده ای نه چندان دور این کار را انجام بدهیم ، ولی فعلا در شهرستانها ودر کشور ما دفتری جز دفتری در تهران نداریم اما در مسایل انتخاب و امثال آن در شهرستانها افرادی را می شناسیم و مورد تاییدمان هست حمایت می کنیم.</p><p><br />تبیان: آیا نشریه یا روزنامه ای که سخنگوی جمعیت زنان جمهوری اسلامی باشد در اختیار دارید؟</p><p><br />جواب: ما مجله ای داریم که فصلنامه هست وهر سه ماه یک بار منتشر می شود و این فصلنامه &quot;ندا&quot; نام دارد و مجله ی بسیار وزینی هم هست و جوایزی هم تا به حال گرفته چون وزین بوده است و هر گاه چاپ می شود در اختیار خوانندگان و علاقه مندان قرار می گیرد.</p><p><br />تبیان: تحلیل شما از عملکرد مجلس شورای اسلامی در این دوره پیرامون مصوبات خاص زنان و معضلات اجتماعی آنان چیست؟</p><p><br />جواب: ما در مجلس شورای اسلامی در دوره های مختلف آن نیازهایی که احساس می شد را به صورت طرح با امضای نمایندگان</p><p><br />ارائه شده خیلی های آن هم رای آورده ما یک موضوع بسیار حساسی داشتیم در مورد فرزندان شهدا و عزیزان اسرا و آزادگانمان که خانواده ها می خواستند بچه ها را از مادرانشان جدا بکنند مجلس مصوبه ای را به تصویب رساند که این بچه تا وقتی که مادر نخواسته ازدواج بکند باید در اختار و در کنار مادرهایشان پرورش پیدا بکند.</p><p><br />در رابطه با طلاقهای غیر منطقی که از طریق مردها انجام می شد مجلس مصوبه ای داشته که مرد وقتی می خواهد جدا شود از همسرش قاضی باید مهر او را به نرخ روز تعیین کند و ثروتی را که مرد در هنگام مشترک به دست آورده با زن باید تقسیم کند همچنین در رابطه با بازنشستگی مشکلاتی را خانمها داشتند در رابطه با سنشان هم مجلس بسیار بر روی آن کار کرد و امیدواریم که برای شور دوم رای خوبی را بیاورد و نیز در رابطه با اینکه خانمها مثل آقایان از حقوقشان در طول خدمتشان بیمه برداشت می کند ولی بعد از مردن چیزی به خانواده پرداخت نمی شد که این مصوب شده است اگر دختری را داشته باشد و همسری از کار افتاده داشته باشد و اگر همسر این زن حقوق بگیر نباشد حقوق این زن به همسر او تعلق می گیرد .</p><p><br />و اگر هم در جامعه ببینیم که با نیاز به قانون و تصویب آن است و کمبود قانونی هست اینکار انجام خواهد شد .</p><p><br />تبیان: آیا جمعیت زنان جمهری اسلامی در شهرستانها هم فعالیت دارد در صورت امکان بفرمایید چه فعالیتی انجام شده است؟</p><p><br />جواب: درباره این سوال گفته شد ، ما در تهران دفتر داریم و هنوز برای شهرستانها کاری صورت ندادیم ولی در این زمینه مطالعات لازم انجام شده است.</p><p><br />تبیان: آیا تشکلهای غیر دولتی بانوان وجود دارد ، مناسبات جمعیت زنان جمهوری اسلامی با آنها چگونه است؟</p><p><br />جواب: ما تشکلهای غیر دولتی زیاد داریم که به نام &quot; ان جی او &quot; الان در کشور مطرح هستند و همینطور جمعیت زنان یک تشکل غیر دولتی است ، ما از دولت به هیچ وجه کمک مالی و امثال آن نمی گیریم و از آن کمکهای مردمی استفاده می کنیم به همین دلیل هم خیلی از کارهایی را که گروههای دیگر می توانند بکنند نمی توانیم انجام بدهیم ما بودجه ای را از دولت نمی گیریم که اگر روزی بخواهیم حرفی را بزنیم نان خور کسی نباشیم و در رابطه با بعضی از مسایل کوتاه بیاییم . اگر تشکلهای دیگر در وزارت کشور یا جای دیگر اگر جلسه ای منعقد کنند ما هم شرکت می کنیم و نشست و بر خاست مناسب را داریم اما در رابطه با انتخاب طبیعی است که هر گروهی دید گاههای خاص خودش را دارد و اعتقاد ما این نیست که هر کسی با ما هست و مثل ما می اندیشد آدم خوبی است ، ممکن است در میان دیگر اندیشان هم افراد خوب و برجسته ای هم باشند بنابراین همانطور که رئیس جمهور آقای خاتمی می فرمایند هر آدم خوبی که هر کجا که هست در خط امام حرکت می کند و مورد احترام جمعیت است و ممکن است گاهی موارد در لیست های خودمان قرار دهیم .</p><p><br />تبیان: بهر حال هر کشوری در معرض هجوم فرهنگی دیگر قرار دارد، اما کشور ما بدلایل مشخص بیشتر تحت فشار است دولت و مجلس به دور از شعار چه اقداماتی را برای مبارزه با آن به عمل آورده است؟</p><p><br />جواب: من فکر می کنم این کلمه شعار در سوال چیز قشنگی نیست هم دولت و هم مجلس و همینطور رهبر معظم انقلاب همه هم و غم شان این است که بتوانیم از این هجوم فرهنگی جوانهایمان را بر حذر بداریم و ان شاءالله رحمان از خطر دورشان کنیم از افتخارات جمهوری اسلامی است که آقای خاتمی یک حلقه وصلی شدند بحمدا... و المنه بین نسل انقلاب کرده و جوانهایی که می رفت فرهنگ غربی آنها را از انقلاب دین جداشان کند پیوند داد این حلقه وصل واقعا بسیار زیبا بود و شکل خاص خود را دارد می گیرد امیدواریم خداوند به ایشان توفیق دهد که این حلقه را با قفل محکم بکنند تا ما نسل جوانمان را از هجوم خصمانه کشورهای غربی و مخرب نجات بدهیم.<br />تهیه و تنظیم : سید محمد حسین دریاباری</p><p>چاپ شده : در مجله ی تبیان شماره ی:۳۵&nbsp;مرداد و شهریور ۱۳۷۸</p><p>&nbsp;</p><p><a href="http://daryabary.parsiblog.com/Archive122864.htm">&nbsp;۱۳/۹/۱۳۸۶:::</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/social/cat_11/000771.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.771</id>

    <published>2010-02-27T09:55:06Z</published>
    <updated>2010-02-27T10:04:39Z</updated>

    <summary></summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="تشکل های زنان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;<img style="margin: 0px 20px 20px 0px; float: left" class="mt-image-left" alt="logo.jameatezanan.jpg" width="160" height="200" src="http://www.iranzanan.com/userfiles/images/logo.jameatezanan.jpg" /></p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>جمعیت&zwnj; زنان&zwnj; جمهوری اسلامی ایران&zwnj; ، تشکلی با گرایش&zwnj; فرهنگی و بعضاً سیاسی و فعال&zwnj; در زمینه مسائل&zwnj; اجتماعی زنان&zwnj;.</p><p>این&zwnj; جمعیت&zwnj; در ۱۳۶۵ش&zwnj; به&zwnj; پیشنهاد زهرا مصطفوی، دختر امام&zwnj; خمینی، رسماً تأسیس&zwnj; شد و در تیر ۱۳۶۸ مجوز فعالیت&zwnj; گرفت&zwnj;. شماری از زنان&zwnj; متدین&zwnj; و معتقد به&zwnj; مبانی انقلاب&zwnj; اسلامی به&zwnj; عضویت&zwnj; این&zwnj; جمعیت&zwnj; درآمدند. آنان&zwnj; عموماً پیش&zwnj; از انقلاب&zwnj;، به&zwnj; مبارزات&zwnj; سیاسی میپرداختند، یا پس&zwnj; از پیروزی انقلاب&zwnj; در امور اجتماعی و سیاسی کشور مشارکت&zwnj; میکردند، یا به&zwnj; واسطه مشاغل&zwnj; همسرانشان&zwnj; وارد چنین&zwnj; فعالیتهایی شده&zwnj;اند.بیشتر اعضا تحصیلکرده&zwnj; و دارای مشاغل&zwnj; دولتی و دانشگاهیاند (شادلو، ص&zwnj;۴۲۳ـ۴۲۴، ۴۲۸). حضور برخی از آنان&zwnj; در رده&zwnj;های شغلی نسبتاً بالای دولتی و اداری، اهمیت&zwnj; خاصی به&zwnj; این&zwnj; تشکل&zwnj; بخشیده&zwnj; است&zwnj; (برای آگاهی از برخی اعضای جمعیت&zwnj; و مشاغل&zwnj; آنان&zwnj; رجوع کنید به مصطفوی، ۱۳۷۸ش&zwnj;، ص&zwnj;۴؛ راکعی، ص&zwnj;۲۸؛ مافی، ص&zwnj;۲۸؛ نوری، ص&zwnj;۲۴).</p><p><b>این&zwnj; تشکل&zwnj; سه&zwnj; رکن&zwnj; دارد: </b></p><p>هیئت&zwnj; رهبری، هیئت&zwnj; اجرایی و شورای داوری. اولین&zwnj; دبیرکل&zwnj; آن&zwnj; زهرا مصطفوی بوده&zwnj; است&zwnj;. نُه&zwnj; واحد به&zwnj; اداره امور آن&zwnj; میپردازند که&zwnj; عبارت&zwnj;اند از: تحقیقات&zwnj;، برنامه&zwnj;ریزی، بانک&zwnj; اطلاعات&zwnj;، تبلیغات&zwnj;، روابط&zwnj; عمومی، روابط&zwnj; بین&zwnj;المللی، اداری ـ مالی، امداد و امور خیریه&zwnj;، و انتشارات&zwnj;. انتشار فصلنامه ندا، ترجمان&zwnj; (ارگان&zwnj;) این&zwnj; جمعیت&zwnj;، از بهار ۱۳۶۹ش&zwnj; شروع&zwnj; شده&zwnj; است&zwnj; (شادلو، ص&zwnj;۴۲۳، ۴۲۷؛ ایران&zwnj;. وزارت&zwnj; کشور، ص&zwnj;۲۶).</p><p><b>مهم&zwnj;ترین&zwnj; اهداف&zwnj; جمعیت&zwnj; در اساسنامه آن&zwnj; به&zwnj; شرح&zwnj; زیر آمده&zwnj; است&zwnj;: </b></p><p>اعتلای فکری، فرهنگی، علمی و شخصیتی زن&zwnj; منطبق&zwnj; بر آرمانهای اسلام&zwnj; در داخل&zwnj; و خارج&zwnj; از ایران&zwnj;؛ ارائه الگوی زن&zwnj; مسلمان&zwnj; با خنثا کردن&zwnj; تبلیغات&zwnj; مغرضانه&zwnj; درباره زن&zwnj; مسلمان&zwnj; و زن&zwnj; در جمهوری اسلامی ایران&zwnj;؛ تلاش&zwnj; برای احقاق&zwnj; حقوق&zwnj; زنان&zwnj; با تکیه&zwnj; بر بینش&zwnj; معتبر دینی؛ تثبیت&zwnj; جایگاه&zwnj; زن&zwnj; در نهاد خانواده&zwnj; براساس&zwnj; تعالیم&zwnj; اسلامی؛ تلاش&zwnj; برای اعتلای فرهنگ&zwnj; و بینش&zwnj; جامعه&zwnj; درباره مقام&zwnj; زن&zwnj;؛ ارائه راههایی برای رشد فکری و فرهنگی زنان&zwnj; و افزایش&zwnj; حضور آنان&zwnj; در جامعه&zwnj;؛ حمایت&zwnj; از حرکتهای سالم&zwnj; زنان&zwnj; در جهان&zwnj; و برقراری ارتباط&zwnj; با تشکیلات&zwnj; مربوط&zwnj; به&zwnj; زنان&zwnj; در جهان&zwnj; (ایران&zwnj;. وزارت&zwnj; کشور، ص&zwnj;۲۴ـ۲۶؛ شادلو، ص&zwnj;۴۲۵).</p><p>به&zwnj; رغم&zwnj; ثبت&zwnj; جمعیت&zwnj; زنان&zwnj; به&zwnj; عنوان&zwnj; تشکلی سیاسی و تصریح&zwnj; بر سیاسی بودن&zwnj; آن&zwnj; در اساسنامه&zwnj;اش&zwnj;، تاکنون&zwnj; بیشتر فعالیتهای آن&zwnj; جنبه فرهنگی داشته&zwnj; و مهم&zwnj;ترین&zwnj; فعالیتهای سیاسی آن&zwnj; به&zwnj; صدور بیانیه&zwnj; و اعلام&zwnj; موضع&zwnj; در مناسبتها اختصاص&zwnj; داشته&zwnj; است&zwnj;. شاخص&zwnj;ترین&zwnj; فعالیت&zwnj; سیاسی این&zwnj; گروه&zwnj;، عرضه فهرست&zwnj; انتخاباتی در انتخاباتِ مجلس&zwnj; شورای اسلامی و اعلام&zwnj; موضع&zwnj; در انتخابات&zwnj; ریاست&zwnj; جمهوری بوده&zwnj; است&zwnj; (رجوع کنید به جمعیت&zwnj; زنان&zwnj; جمهوری اسلامی ایران&zwnj;، بیانیه مورخ&zwnj; ۲۵/۲/۱۳۷۹، کد ۵۹۴۸، بیانیه مورخ&zwnj; ۲۰/۴/۱۳۷۸، کد ۵۹۴۴، بیانیه مورخ&zwnj; ۲۲/۱/۱۳۷۷، کد ۵۹۴۰، موجود در بایگانی مرکز اسناد انقلاب&zwnj; اسلامی؛ نیز رجوع کنید به شادلو، ص&zwnj;۴۲۵؛ جمعیت&zwnj; زنان&zwnj; جمهوری اسلامی ایران&zwnj;، ۱۳۷۶ش&zwnj;، ص&zwnj;۱۸).</p><p>در چند سال&zwnj; اخیر، جمعیت&zwnj; زنان&zwnj; از مباحثات&zwnj; دامنه&zwnj;دار درباره حقوق&zwnj; زنان&zwnj; در جامعه&zwnj;، متأثر بوده&zwnj; است&zwnj;. اعضای این&zwnj; تشکل&zwnj;، با اتخاذ رویکردی جدید، به&zwnj; هواخواهان&zwnj; بازنگری قوانین&zwnj; راجع&zwnj; به&zwnj; زنان&zwnj; پیوسته&zwnj;اند. طرح&zwnj; مباحثی چون&zwnj; لزوم&zwnj; بازنگری احکام&zwnj; فقهی برای پاسخگویی به&zwnj; مشکلات&zwnj; زن&zwnj; مسلمان&zwnj; معاصر و تسریع&zwnj; در قاعده&zwnj;مند کردن&zwnj; قوانین&zwnj; حقوقی زنان&zwnj;، از کارهای این&zwnj; جمعیت&zwnj; است&zwnj; (بروجردی، ص&zwnj;۱۰ـ۱۲؛ مصطفوی، ۱۳۷۸ش&zwnj;، ص&zwnj;۴؛ راکعی، ص&zwnj;۳۰؛ اعرابی، ص&zwnj;۳).</p><p>جمعیت&zwnj; زنان&zwnj; تا ۱۳۸۴ش&zwnj; عضوگیری عمومی نکرده&zwnj; و بیشتر فعالیت&zwnj; آن&zwnj; در حوزه فرهنگی، در تهران&zwnj; متمرکز بوده&zwnj; و فقط&zwnj; دو شعبه&zwnj; از این&zwnj; جمعیت&zwnj; در مشهد و اردبیل&zwnj; افتتاح&zwnj; شده&zwnj; است&zwnj; (پیروزنیا، ص&zwnj;۸۸ـ۸۹؛ مصطفوی، ۱۳۸۲ش&zwnj;، ص&zwnj;۵۸). بخش&zwnj; انتشارات&zwnj; جمعیت&zwnj;، افزون&zwnj; بر نشر فصلنامه ندا که&zwnj; حاوی مقالات&zwnj; فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و مطالب&zwnj; دیگر است&zwnj;، تاکنون&zwnj; چندین&zwnj; کتاب&zwnj; به&zwnj; زبان&zwnj; فارسی، عربی و انگلیسی منتشر کرده&zwnj; است&zwnj;.</p><p>منابع&zwnj;: فرشته&zwnj; اعرابی، &laquo;حضور زنان&zwnj; در مجلس&zwnj;، ضامن&zwnj; رشد و تعالی نسل&zwnj; آینده&zwnj; است&zwnj;&raquo;، ندا، ش&zwnj;۸ (زمستان&zwnj; ۱۳۷۰)؛</p><p>ایران&zwnj;. وزارت&zwnj; کشور. اداره کل&zwnj; سیاسی، شناسنامه تشکلها و احزاب&zwnj; سیاسی ایران، تهران&zwnj;: کمیل&zwnj;، ۱۳۷۷ش&zwnj;؛</p><p>اشرف&zwnj; بروجردی، &laquo;در دستیابی به&zwnj; منزلت&zwnj; اجتماعی زن&zwnj; به&zwnj; کجا رسیده&zwnj;ایم&zwnj;؟&raquo;، ندا ، ش&zwnj;۲۳ (زمستان&zwnj; ۱۳۷۶)؛</p><p>فاطمه&zwnj; پیروزنیا، &laquo;گزارش&zwnj; مراسم&zwnj; افتتاحیه شعبه جمعیت&zwnj; زنان&zwnj; جمهوری اسلامی ایران&zwnj; در مشهد مقدس&zwnj;&raquo;، همان&zwnj;، ش&zwnj;۳۵ (زمستان&zwnj; ۱۳۸۰)؛</p><p>جمعیت&zwnj; زنان&zwnj; جمهوری اسلامی ایران&zwnj;، &laquo;بیانیه جمعیت&zwnj; زنان&zwnj; به&zwnj; مناسبت&zwnj; هفتمین&zwnj; دوره انتخابات&zwnj; ریاست&zwnj; جمهوری&raquo;، همان&zwnj;، ش&zwnj;۲۱ (بهار ۱۳۷۶)؛</p><p>فاطمه&zwnj; راکعی، &laquo;مصاحبه&zwnj; با خانم&zwnj; دکتر راکعی نماینده منتخب&zwnj; مردم&zwnj; تهران&zwnj; در ششمین&zwnj; دوره انتخابات&zwnj; مجلس&zwnj; شورای اسلامی&raquo;، ندا ، ش&zwnj;۲۸ (زمستان&zwnj; ۱۳۷۸)؛</p><p>عباس&zwnj; شادلو، اطلاعاتی درباره احزاب&zwnj; و جناحهای سیاسی ایران&zwnj; امروز ، تهران&zwnj; ۱۳۷۹ش&zwnj;؛</p><p>فرزانه&zwnj; مافی، &laquo;گفتگو با خانم&zwnj; فرزانه&zwnj; مافی مشاور وزیر جهادسازندگی در امور بانوان&zwnj; و مدیر امور زنان روستایی و عشایری&raquo;، ندا، ش&zwnj;۳۰ (پاییز ۱۳۷۹)؛</p><p>زهرا مصطفوی، &laquo;دیدار زنان&zwnj; عضو شوراهای سراسر کشور با دبیرکل&zwnj; جمعیت&zwnj; زنان&zwnj; جمهوری اسلامی ایران&zwnj;&raquo;، همان&zwnj;، ش&zwnj;۲۷ (بهار ۱۳۷۸)؛همو،</p><p>&laquo;گزارش&zwnj; مراسم&zwnj; افتتاح&zwnj; شعبه&zwnj; جمعیت&zwnj; زنان&zwnj; جمهوری اسلامی: سخنرانی سرکار خانم&zwnj; دکتر زهرا مصطفوی در برنامه افتتاحیه دفتر جمعیت&zwnj; در استان&zwnj; اردبیل&zwnj;&raquo;، همان&zwnj;، ش ۳۹ـ۴۰ (پاییز و زمستان&zwnj; ۱۳۸۲)؛</p><p>اعظم&zwnj; نوری، &laquo;مصاحبه&zwnj; با سرکار خانم&zwnj; اعظم&zwnj; نوری معاون&zwnj; پارلمانی وزارت&zwnj; فرهنگ&zwnj; و ارشاد اسلامی&raquo;، همان&zwnj;، ش&zwnj;۳۱ (زمستان&zwnj; ۱۳۷۹).</p><p>/ محبوبه&zwnj; جودکی /</p><p>دائره المعارف اسلامی<br />&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>کتاب خانه </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/cultural/cat-19/000528.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.528</id>

    <published>2010-02-27T08:30:53Z</published>
    <updated>2010-02-27T08:59:01Z</updated>

    <summary>کتاب های معرفی شده در شبکه ایران زنان</summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="روزنوشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
        <category term="کتاب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;<img style="margin: 0px 20px 20px 0px; float: left" class="mt-image-left" alt="studing.gif" width="160" height="169" src="http://www.iranzanan.com/userfiles/images/studing.gif" />این بخش جهت معرفی بعضی از کتاب هایی است که در پایگاه شبکه ایران زنان آمده اند. معرفی کتاب در پایگاه ایران زنان بر دو اساس است:</p><p>۱- کتاب هایی که با محوریت موضوع زنان و با هدف رفع مشکلات و موانع بر سر راه توانمندسازی زنان نوشته شده</p><p>۲-کتاب هایی که مولف آن زنان هستند اعم از کتاب های تحقیقاتی و یا ادبیاتی و هنری</p><p>&nbsp;<b>&nbsp;ادبیات :</b></p><p>&nbsp;<b>&nbsp;اجتماعی:</b></p><p>&nbsp;<b>تاریخی:</b></p><p>&nbsp;<a href="http://www.iranzanan.com/cultural/cat-19/000539.php">&nbsp;کتاب&zwnj;های منتشره انجمن زنان پژوهشگر تاریخ</a></p><p>&nbsp;<b>سیاسی:</b></p><p><a href="http://www.iranzanan.com/news/cat_21/000499.php">موانع مشارکت سیاسی زنان در ایران / دکتر زهرا نژادبهرام</a></p><p>&nbsp;<b>اسلام شناسی و معارف:</b></p><p><a href="http://www.iranzanan.com/cultural/cat-19/000680.php">زن در آئنه جلال و جمال / آیت الله جوادی آملی</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>مرکز امور زنان ریاست جمهوری فردی را به کمیسیون مقام زن در نیویورک اعزام نمی کند</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/news/cat_21/000769.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.769</id>

    <published>2010-02-26T18:56:59Z</published>
    <updated>2010-02-26T19:04:14Z</updated>

    <summary>جمع بندی مسایلی که در کمیسیون مقام زن باید از جانب اعضا عنوان شود ، اخذ گزارش هایی در مورد لایحه حمایت از خانواده و ساز و کارهای مناسب برای اجرای طرح حجاب و عفاف در کشور از جمله موارد مطرح شده در جلسه امروز فراکسیون زنان بود .
</summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="اخبار زنان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p>سخنگوی فراکسیون زنان با اعلام موارد مطرح شده در جلسه امروز فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی گفت : مرکز امور زنان ریاست جمهوری فردی را برای حضور در کمیسیون مقام زن به نیویورک اعزام نمی کند .</p><p>لاله افتخاری سخنگوی فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی با اعلام مطلب فوق در خصوص مسایل طرح شده در جلسه امروز فراکسیون زنان مجلس گفت : جمع بندی مسایلی که در کمیسیون مقام زن باید از جانب اعضا عنوان شود ، اخذ گزارش هایی در مورد لایحه حمایت از خانواده و ساز و کارهای مناسب برای اجرای طرح حجاب و عفاف در کشور از جمله موارد مطرح شده در جلسه امروز فراکسیون زنان بود .</p><p>این نماینده مجلس تصریح کرد : بهره گیری مناسب از جایگاه نظارتی فراکسیون زنان نسبت به دستگاه های ذی ربط نیز امروز در جلسه مورد بررسی قرار گرفت .<img style="text-align: center; margin: 0px auto 20px; display: block" class="mt-image-center" alt="un.jpg" width="295" height="414" src="http://www.iranzanan.com/userfiles/images/un.jpg" /></p><p>سخنگوی فراکسیون زنان به سفر دو تن از اعضای فراکسیون جهت شرکت در کمیسیون مقام زن به نیویورک اشاره کرد و ابراز داشت : از اعضای فراکسیون خانم ها صفایی و رهبر به منظور حضور در نشست بین المللی مقام زن به نیویورک اعزام می شوند .</p><p>افتخاری در خصوص حضور دیگر افراد از سایر دستگاه های کشور به این نشست بین المللی&nbsp; گفت : قرار بود از مرکز زنان و امور خانواده ریاست جمهوری نیز افرادی به این سفر اعزام شوند که ظاهرا از مرکز فردی به این سفر اعزام نمی شود .</p><p>افتخاری در مورد دلایل عدم حضور اعضای مرکز به این سفر اظهار بی اطلاعی کرد .</p><p>&nbsp;<br /><br />۱۳۸۸/۱۲/۰۵&nbsp;<br /><br /><a href="http://www.womenpress.ir/pages/shownews.aspx?newsid=22475">خبرگزاری زنان ایران</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>زنان در انقلاب : آنها هم از نظاره به منظره آمدند</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/social/cat_12/000767.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.767</id>

    <published>2010-02-26T18:05:19Z</published>
    <updated>2010-02-26T18:13:29Z</updated>

    <summary></summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="معرفی زنان پیشگام" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p><img style="margin: 0px 20px 20px 0px; float: left" class="mt-image-left" alt="zanan.enghelab.jpg" width="300" height="202" src="http://www.iranzanan.com/userfiles/images/zanan.enghelab.jpg" /><br /><br />حضور زنان در انقلاب اسلامی را شاید بتوان اولین حضور موثر و فراگیر زن ایرانی در عرصه اجتماع نامید. قبل از آن، هیچگاه زنان ایرانی نقش مشهودی در تحولات اجتماعی و سیاسی کشور نداشتند.<br />&nbsp;</p><p><b>خواهر طاهره</b></p><p>مسوولیت های نظامی پس از انقلاب، خواهر طاهره را بیشتر در اذهان ماندگار ساخت. برخی از دوستان نزدیک وی می گویند: اگر سرعت عمل او درتسخیر پادگان قزوین نبود، شاید سرنوشت انقلاب به شکل دیگری رقم می خورد</p><p>زمانی که برای ادامه مبارزه به لبنان رفت، هر ۸ فرزند خود را به دنیا آورده بود. مادر ۳۵ ساله، فرزندانش را به پدر سپرد و راهی شد تا شاید علاوه بر گذراندن دوره های چریکی، مدتی از دستگیری ها و آزار و اذیت ساواک در امان باشد. مرضیه حدیده چی سال ۱۳۵۳ پس از تحمل یک سال زندان و شکنجه های طاقت فرسای ساواک در حالی از زندان آزاد شد که کسی امیدی به زنده ماندنش نداشت، در عین حال و در کنار آزادی او، دخترش رضوانه همچنان دربند ماند. او در کتاب خاطراتش می نویسد: برخی شب ها صدای ضجه دخترم که شکنجه می شد، تا صبح توی گوشم بود.</p><p><br />مرضیه حدیده چی تنها زنی نیست که در مبارزات انقلاب نقش موثر داشته، اما شاید سرنوشت وی از بسیاری جهات با بقیه زنان انقلاب متفاوت باشد. این بانوی همدانی سال های ۵۳ تا ۵۷ با گروه روحانیت مبارز خارج از کشور زیر نظر شهید محمد منتظری به انجام عملیات و ماموریت های متفاوت مشغول بود. او در این سال ها در کشورهای مختلفی مانند عربستان، انگلستان، فرانسه، عراق، لبنان و سوریه تردد می کرد.</p><p>جالب است بدانید که حدیده چی آموزش های رزمی و چریکی را در پایگاه های نظامی واقع در مرز لبنان و سوریه دید. اما نام مستعار طاهره دباغ شاید معروف تر از اسم مرضیه حدیده چی باشد. کسی که به سبب نوع فعالیتش در خارج از کشور به نام هایی چون خواهر دباغ، خواهرزینت احمدی نیلی و خواهر طاهره شناخته می شد.</p><p>خواهر طاهره سال ۱۳۵۷ همراه امام وارد پاریس شد و تا پیروزی انقلاب مسوولیت های بیت امام را در پاریس به عهده گرفت. زندگی وی پس از پیروزی انقلاب نیز کم هیجان تر و کم تحرک تر از سال های پیش از انقلاب نبود. نه تنها به این دلیل که به عنوان تنها زن هیات ایرانی، به نمایندگی از امام پیام ایشان را به گورباچف ابلاغ کرد، بلکه مسوولیت های نظامی پس از انقلاب، خواهر طاهره را بیشتر در اذهان ماندگار ساخت. برخی از دوستان نزدیک وی می گویند: اگر سرعت عمل او درتسخیر پادگان قزوین و انتقال زرهی این پادگان به همدان نبود، شاید سرنوشت انقلاب به شکل دیگری رقم می خورد.</p><p><br />نظامیان پادگان همدان روزهای اول انقلاب زنی را که به عنوان فرمانده سپاه همدان پا به پادگان گذاشته بود، خوب به خاطر دارند. زنی که چنین می نمود که حتی به لحاظ مهارت های رزمی نیز قابلیت فرماندهی را دارد. وی سپس مسوولیت بسیج خواهران این شهر را به عهده گرفت. اما مجلس که تشکیل شد و نظام استقرار یافت، گویی دوره بازنشستگی حدیده چی نیز به لحاظ فعالیت های نظامی و شبه نظامی فرارسید.</p><p>وی دو دوره نمایندگی مردم تهران و یک دوره نمایندگی مردم همدان را در مجلس به عهده گرفت. پس از اتمام دوره نمایندگی در مجلس پنجم، کم کم خود را بازنشسته کرد و در حال حاضر قائم مقام جمعیت زنان جمهوری اسلامی است. وی در کتاب خاطرات سیاحت شرق خود به خاطره ای در سفر به شوروی سابق و ملاقات باگورباچف اشاره می کند: گورباچف وقت رفتن مثل زمان شروع با همه شروع به دست دادن کرد. به من که رسید، دستش را دراز کرد.</p><p>آقای جوادی آملی و سایرین مرا نگاه می کردند. دیدم اگر توی ذوق گورباچف بزنم خیلی بد است. چادر را روی دستم انداختم و با او دست دادم. این دست دادن من برای گورباچف، امپراتوری آن زمان دنیای شرق خیلی سخت آمد. به همین دلیل گفت: من دستم را برای دست دادن دراز نکردم، بلکه دستم را به سوی این مادر انقلاب دراز کردم که بگویم ما همسایه های خوبی هستیم. ما دست بی اسلحه مان را به سوی شما دراز می کنیم، شما هم مردهایتان را تشویق کنید دست بدون سلاحشان را به سوی ما دراز کنند.</p><p><br />حضور زنان در سطوح بالا و تصمیم ساز در سالهای اول انقلاب، گرچه با شروع جنگ به تدریج به پشت صحنه و شاید حاشیه کشیده شد، اما شکی نیست که فضا برای فعالیت آنها که می خواستند، وجود داشت. از جمله بانویی که برخی استفاده واژه رجال سیاسی در ماده های مربوط به انتخاب نماینده و رئیس جمهوری را به جای واژه مردان سیاسی حاصل تلاش او می دانند.</p><p><br /><b>منیره علی </b><br />منیره علی معروف به گرجی به مجلس خبرگان قانون اساسی راه یافت و پس از اتمام دوره مجلس خبرگان قانون اساسی و سپس کناره گیری از مشاغل دولتی، در حال حاضر در آستانه ۷۴ سالگی در حوزه علمیه خدیجه کبری در تهران به تدریس فقه، تفسیر، احکام و اخلاق مشغول است و در مرکز تربیت معلم شهید رجایی، مدرس درس عرفان امام است.</p><p><br />مجالس وعظ و خطابه وی در سال ۵۶، ۵۷ و ۵۸ معروف است؛ مجالسی که با تاثیر از دکتر شریعتی، زنان و گاهی مردان را آماده مبارزه می کرد. گرجی از جمله واعظانی بود که پا به عرصه مبارزه فرهنگی گذاشت، گرچه انتخاب وی به عنوان تنها زن مجلس خبرگان قانون اساسی، اعتراض برخی از منتخبان این مجلس را برانگیخت. آنان تهدید کردند: این زن باید برود وگرنه ما مجلس را ترک می کنیم. و او پاسخ داد: من بر مسوولیتی که مردم به من واگذار کرده اند، استوارم؛ هرکس نمی تواند حضور یک زن را تحمل کند، برود.<br />منیره گرجی همچنین نخستین سازمان غیر دولتی در حوزه تخصصی زنان را با عنوان موسسه مطالعات و تحقیقات زنان، تاسیس کرده است.</p><p><br /><b>معصومه ابتکار</b><br />از نسل اول انقلاب که بگذریم، جدای از زنانی که به واسطه حضور در کنار همسر و شهادت همسر در انقلاب نقش آفرینی کردند، میان نسل دومی ها هم نام هایی به چشم می خورد که بدون اتکا به نام همسر ماندگار شدند.</p><p><br />فکر نمی کردم پیوستن من به دانشجویان پیرو خط امام در زمان اشغال سفارت، چه تاثیری روی زندگی و آینده ام بگذارد.<br />معصومه ابتکار، تازه پا به دانشگاه گذاشته بود، سال اول. ۱۶ آبان درست ۳ روز پس از تسخیر سفارت پیشین آمریکا، یکی از دانشجویان مستقر در سفارت از این دختر ۱۹ ساله دعوت می کند برای ترجمه و امور روابط عمومی به آنان ملحق شود. ابتکار چند سالی به همراه خانواده اش در آمریکا زندگی کرده و به زبان انگلیسی مانند زبان فارسی مسلط است. این ویژگی، وی را که آن روزها به خواهر مری معروف بود، به سفارت اشغال شده کشاند و سپس زمینه ساز حضور سیاسی و مدیریتی او در نظام جمهوری اسلامی شد. روزهای اشغال حتی زندگی خانوادگی ابتکار را نیز رقم زد.محمد دانشجویی بود چهار سال بزرگتر از من، آن روزها هیچ کدام فکر نمی کردیم بعدها با هم ازدواج خواهیم کرد.<br />ابتکار نخستین زنی بود که پس از انقلاب با عنوان معاون رئیس جمهوری وارد کابینه شد.</p><p><br /><b>زهرا شجاعی </b><br />روزی که قرار بود امام وارد ایران شود، دوازدهم بهمن، کمیته ای برای استقبال اولیه از ایشان در فرودگاه شکل گرفت. کمیته، نمایندگانی از اقشار مختلف مردم را برای حضور در سالن فرودگاه سالنی که در حال حاضر خراب شده است انتخاب کرد. از میان دانشجویان نیز ۱۵۰ نفر انتخاب شدند، از هر دانشکده ای یک خانم و یک آقا. من هم به عنوان نماینده خانم دانشکده خودمان برای استقبال انتخاب شدم و مهندس علاقه مندان از میان آقایان.<br />این گفته های زهرا شجاعی، رئیس سازمان امور مشارکت زنان است. وی از زنان نسل دوم انقلاب به شمار می رود؛ زنانی که در سال های اولیه انقلاب به عرصه مبارزات پاگذاشتند.</p><p><br />دانشجویان و دانش آموزان چون از نظر سنی از همه کوچکتر بودند، به بالکن برده شدند، اتفاقا بالکن مشرف به سالن بود. اول قرآن توسط دکتر محمد اصفهانی واعظی که آن موقع ۸-۷ ساله بود، قرائت شد و بعد پیام دانشجویان. آنگاه سرود خمینی ای امام را دانشجویان و دانش آموزان اجرا کردند. بعد از استقرار امام نیز من به عنوان خبرنگار در اطراف محل اقامت امام حضور داشتم. فرم هایی به ما داده بودند که هر اتفاقی در آن حوالی می افتاد، در آن فرم ها یادداشت می کردیم. یک شب هم به اتفاق چند دانشجو، توانستیم با امام ملاقات خصوصی داشته باشیم.</p><p><b><br />اندرزگو<br /></b>در میان زنان نسل اول بیشتر می توان زنانی را که دوشادوش همسرانشان فعالیت های شبه نظامی داشته اند، سراغ گرفت. همسر شهیداندرزگو عضو موثر فدائیان اسلام، شاخه نظامی موتلفه از زنانی است که به واسطه همسر، مبارزه نظامی با رژیم شاهنشاهی را در پیش گرفت. ماجرای این زوج در قالب فیلم سینمایی نیز به نمایش درآمده است. حضور همسر اندرزگو در عملیات حمل اسلحه از افغانستان به ایران آنقدر ضروری بود که شاید بدون وی مردی نمی توانست از عهده این عملیات برآید. چه، زن در هیبت یک زن باردار، اسلحه ها را زیر لباسش به ایران حمل کرد. یکی دیگر از اعضای فعال شاخه نظامی موتلفه، مریم بهروزی است.</p><p><br /><b>مریم بهروزی </b><br />بهروزی، پس از انقلاب ۴ دوره نماینده مجلس بود. وی پیش از انقلاب همراه بقیه اعضای شاخه نظامی در عملیات آن زمان شرکت می کرد. تبحر بهروزی در تیراندازی، او را میان همرزمانش معروف کرده است. با این حال او توانست از خطراتی که دیگر همرزمانش مانند اندرزگو را به شهادت رساند، جان سالم به در ببرد.<br />به قول یکی از زنان مبارز نسل دومی، بیشترین بار مبارزات انقلاب بر دوش مبارزان فرهنگی بود تا نظامی.</p><p><b><br />لولا چی <br /></b>در کنار زنان مبارز، بودند زنانی که وظیفه انعکاس مبارزات انقلاب را، آن هم در شرایط آن زمان به عهده گرفتند. لولاچی، خبرنگار بازنشسته صدا و سیما نیز توانست نظر مساعد دانشجویان پیرو خط امام را جلب کند و برای تهیه گزارشی وارد سفارت اشغال شده شود. من نخستین خبرنگار صدا و سیما بودم که وارد سفارت شدم. خود او معتقد است، شاید زن بودنش برای موفقیت در این زمینه به کمکش آمده است.</p><p><br /><b>زهره کاظمی <br /></b>زهره کاظمی معروف به زهرا رهنورد از زنانی است که در زمینه مبارزه فرهنگی فعال بود. وی هرچند با نام همسرش میرحسین موسوی، نخست وزیر سابق جمهوری اسلامی ایران شناخته شده تر است، اما پیش از انقلاب مبارزات فرهنگی خود را شروع کرد.<br />انتشار مقالاتی نظیر پیام حجاب زن مسلمان، طلوع زن مسلمان، موضع گیری طبقات اجتماعی در قرآن و ... پیش از انقلاب، شروع مبارزه وی به شمار می رود. وی در حال حاضر ریاست دانشگاه الزهرا س را به عهده دارد.</p><p><br /><b>طالقانی ها</b><br />زنان خانواده طالقانی همانند مردان این خانواده، حضور موثر در مبارزات پیش از انقلاب داشتند. گو اینکه این حضور در میان خواهران طالقانی به یک اندازه نیست. پدرم می گفت: تو بیش از کارهای سیاسی به کارهای اجتماعی علاقه مندی، در حالی که خواهرت بیشتر مناسب کارهای سیاسی است. این گفته وحیده طالقانی است، در مقایسه فعالیت های خود با خواهرش اعظم.</p><p><br />و دیگران <br />نام های دیگری نیز در تاریخ انقلاب به ثبت رسیده اند؛ نام هایی چون فاطمه راکعی فعال سیاسی، زهره صفایی مجتهده، مرضیه وحید دستگردی فعال سیاسی، فاطمه تندگویان فعال سیاسی، شهلا حبیبی اولین مشاور رئیس جمهوری، الهه کولایی استاد دانشگاه و ... زنانی که هرکدام به اقتضای شرایط و درخور توانایی های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و نظامی حضوری فعال در عرصه انقلاب داشته اند؛ زنانی که شاید بدون حضور آنان سرنوشت انقلاب آن چیزی نبود که اکنون هست.<br /><br /><br />سهیلا بیگلرخانی <br /><a href="http://hamshahrionline.ir/hamnews/1383/831117/Irshahr/iransh.htm">همشهری</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>زیباترین زن! </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/news/cat_22/000766.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.766</id>

    <published>2010-02-26T17:18:49Z</published>
    <updated>2010-02-26T18:03:52Z</updated>

    <summary>وقتی پایان جلسه مرا قبول کرد تا هر هفته در کلاس تفسیر قرآنش شرکت کنم از خوشحالی داشتم بال در می آوردم و شاید این یکی از بزرگترین منت هایی است که خدا بر من گذاشته امیدوارم توان شکرگذاری داشته باشم.</summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="زنان در رسانه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;<br />دیروز یکی از زیباترین روزهای زندگیم بود. احساس می کردم گذشت زمان اصلا معنای خاصی ندارد. روبروی زنی نشسته بودم که زیباترین، روحانی ترین، مهربان ترین و عالم ترین انسانی بود که تا کنون در زندگی ملاقات کرده ام. اصلا دلم نمی خواست کوچکترین کلمه ای بگویم. دوست داشتم او تا ابد حرف بزند . تقریبا کلامی جز قرآن بر زبان نمی آورد و آنچنان با کتاب خدا مانوس و همدم بود که... ولش کن بعضی چیزها رو نمی شه نوشت. مدتها بود که در انتظار این ملاقات بودم تا بالاخره دیدار مجتهد دوست داشتنی و بی نظیر بانو منیره گرجی میسر شد. در زندگی زنی تا این حد روشنفکر به این حد مسلط و مهمتر از همه عامل به قرآن(نه واعظ و آمر و ...) ندیدم.</p><p>&nbsp;گفتن از این بانوی بی نظیر آسان نیست. تا قبل از ملاقات فکر می کردم انسان گوشه گیری است که کم می شود ملاقاتش کرد اما بعد از دیدن حجم کاری که این زن در این سن و سال انجام می دهد و در کنار آن خلوت های ضروری به شدت از خودم خجالت کشیدم.</p><p>&nbsp;خانم گرجی و مرحوم مهری برزگر( خاله بزرگوار مادر همسرم که گفتن از او مجالی دیگر می طلبد) بشاگرد را کشف کردند و به مدت ۱۵ سال(این شوخی نیست خیلی از ما فکرش را هم نمی کنیم) تمام تعطیلات عید خود را در آنجا سپری کردند و کارهایی انجام دادند که فقط روی کاغذ به نظر ممکن می رسد. خانم گرجی در همین سال گذشته روستایی در جنوب کرمان کشف کرده (این کلمه کشف به نظر من درسته چون اگر شما هم فیلم مربوط به اونجا رو می دیدید متوجه می شدید که تمدن اصلا از آن حوالی عبور نکرده) که مردمانش درشکاف یک کوه زندگی می کنند. آب، برق، دستشویی، حمام، کفش، هرگونه سواد و... آنجا شبیه شوخی است. این زن با همت از همین سال گذشته آنقدر رفته و آمده که حالا اسم این روستا وارد نقشه جغرافیای این کشور شده است!</p><p>&nbsp;برای گفتن از این انسان بی نظیر کتاب ها باید نوشت اما او آنقدر شریف و عفیف و متواضع است که اصلا به دنبال این حرفها نیست.</p><p>وقتی پایان جلسه مرا قبول کرد تا هر هفته در کلاس تفسیر قرآنش شرکت کنم از خوشحالی داشتم بال در می آوردم و شاید این یکی از بزرگترین منت هایی است که خدا بر من گذاشته امیدوارم توان شکرگذاری داشته باشم.<br />مریم طهماسبی</p><p>&nbsp;۱۳۸٧/۳/۳</p><p>وبلاگ&nbsp; <a href="http://maryamtahmasebi.persianblog.ir/tag/%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88_%DA%AF%D8%B1%D8%AC%DB%8C">پرستنده</a></p><p><br /><b>دفاع منیره گرجی از جایگاه زنان</b></p><p><br />روزنامه اطلاعات روز دوشنبه ۵ شهریورماه سخنان خانم منیره گرجی تنها نماینده زن مجلس خبرگان قانون اساسی را که در جلسه علنی این مجلس در دفاع از حقوق زنان عنوان داشته، منتشر کرده است.</p><p>خانم گرجی در این سخنان ضمن یادآوری جایگاه حقوقی زن در اسلام و نیز ذکر تاریخی وضعیت زنان ایرانی، خطاب به دیگر همکاران خویش در مجلس خبرگان می&zwnj;گوید: &laquo;چون در پیشگاه قرآن مسئول هستم، به حکم آیه &laquo;و من لم یحکم بما انزل&zwnj;الله&raquo; که سه بار در سوره مائده تکرار می&zwnj;شود این را توجه داشته باشیم که در این موقع، در این نشست مهم و عظیم، حقوق این گروه،&zwnj; که بنیاد اجتماع بر پایه زن است، ضایع نشود.</p><p>ما زنها محروم مانده&zwnj;ایم،&zwnj; این شعار نیست، &zwnj;واقعیت است.&raquo;</p><p><br /><a href="http://www.shahrvandemrouz.com/content/794/default.aspx">شهروند امروز</a><br />&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>گفتگو با خانم منیره گرجی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/social/cat_12/000765.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.765</id>

    <published>2010-02-26T17:06:27Z</published>
    <updated>2010-02-26T18:19:11Z</updated>

    <summary></summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="معرفی زنان پیشگام" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p>خوانندگان گرامی با نام سرکار خانم گرجی آشنا هستند و حضور ایشان در کرسی نمایندگان مجلس خبرگان بررسی نهایی قانون اساسی را به یاد دارند. خواهر گرجی که فعالیتهای اجتماعی خویش را از سنین جوانی و همزمان با پانزده خرداد سال ۴۲ آغاز کرده است، اینک در سنگر تدریس و تربیت مشتاقان، به ارایه خدمات دینی و فرهنگی خویش ادامه می دهند. ایشان در گفتگویی با پیام زن نقطه نظرات خویش را در باره مسایل مطروحه بیان داشته اند. ضمن سپاسگزاری از ایشان، توجه شما را</p><p>به این گفتگو جلب می کنیم.</p><p>* * *</p><p><b><br />خانم گرجی! با تشکر از شما به عنوان اولین سؤال، دوست داریم با محیط تربیتی شما در دوران کودکی و جوانی آشنا شویم، لطفا در این مورد توضیح دهید. </b></p><p>ـ بسم اللّه الرحمن الرحیم. با سلام و درود به ارواح پاک همه انسانهای والامقام از انبیا و اولیا و صدیقین و شهدا و تمام کسانی که راه آنها را طی می کنند. در باره این سؤال باید بگویم که مسایل شخصی افراد معمولی در این زمینه تأثیری ندارد. محیطی که ما در آن زندگی می کردیم مانند زندگی همه مسلمانان یک محیط سنتی و عادی بود؛ یک محیط سالم، پر از صفا و یکرنگی و عطوفت. ما هشت فرزند بودیم و در چنین محیطی که سرشار از پاکی و صمیمیت بود، بزرگ شدیم و چیز خاصی در زندگی ما نبود، تحصیلاتی در حد معمول داشتیم، البته پسرها می توانستند تحصیل کنند، ولی برا ی دخترها محدود بود.</p><p><br /><b>میزان تحصیلات شما اعم از حوزه و دانشگاه تا چه حدی است؟ </b></p><p>ـ مطالبی که تا کنون خوانده ام نه به روش کلاسیک و دانشگاهی بوده و نه به روش معمول حوزه ها، بلکه دروسی که لازم می دیدم بخوانم، به صورت تک درس نزد استاد می خواندم، از قبیل منطق، فلسفه، اصول، فقه و غیره. این روش به خاطر این بود که ضرورتی برای آن احساس نمی کردم.</p><p><br /><b>لطف کنید در مورد زندگی شخصی خودتان صحبت کنید؛ آیا در این خصوص، خود را موفق می دانید؟ </b></p><p>ـ زندگی من از اول مثل زندگی افراد معمولی بوده و هیچ چیز خاصی نداشته است. البته در زندگی تمام انسانها حوادثی چه مثبت و چه منفی رخ می دهد. ما باید حوادثی را که در ظاهر، شکل منفی دارد، با دید مثبت بنگریم. منظور من از چنین حوادث، مصیبتها، فقر، بیماری و شکستهاست. من ـ چه اکنون و چه در دوران جوانی ـ معتقد بوده و هستم که این حوادث یک پیام و یک راز است و باید از اینها خوب استفاده کنیم. برای مثال، مرض، غربت، ناکامیها و غیره نباید باعث نابودی ما شود، بلکه باید باعث رشد استعدادهای ما گردد، که اگر به این مانع برخورد نمی کردیم، هرگز آن استعداد را نمی یافتیم.</p><p>من در زندگی ام کم و بیش با این مسایل روبه رو شدم. به نظرم توضیح بیشتر این قسمت برای خواهران مفید است. به عنوان نمونه، من با یک مریضی سخت روبه رو شدم و آن را یک پیام خدا و یک رمز دانستم و به عقیده خودم بعضی از استعدادهای ناشناخته ام را آنجا یافتم. می خواهم این واقعیت را بگویم که این طور نیست که یک نفر بیاید و مستقیما دستمان را بگیرد و بالا ببرد یا پدری دانشمند داشته باشیم یا برادری با فلان شغل داشته باشیم تا بتوانیم به جایی برسیم. همان جایی که سدی در جلویمان ایجاد می شود، باید به خودمان برگردیم و توان حرکتمان را برای عبور از این سد بررسی کنیم، چرا که ما آن توان را داریم. باید در زندگی از این فرصتهای بسیار عالی استفاده کنیم. ما وقتی در باره زندگی کسانی که مورد لطف قرار گرفتند، مطالعه می کنیم، می بینیم که آنها در فقر، مرض، مشکل و غیره خدا را یافتند. وقتی خدا را یافتند آن وقت حرکت کردند.</p><p><b><br />فعالیتهای اجتماعی شما قبل از پیروزی انقلاب چگونه بود و چطور به مجلس خبرگان قانون اساسی راه یافتید؟ </b></p><p>ـ شروع فعالیتهای ما حوادث پانزده خرداد ۴۲ بود. در آن روزها ما در حوالی میدان شهدا ساکن بودیم و شاهد حضور مردم و آن کشت و کشتارهای بی رحمانه بودیم. با وجود این حوادث ما برای خانمها جلساتی داشتیم و من با دیدن این صحنه ها، در آن جلسات تصمیم قطعی گرفتم که باید بلند شد؛ نباید همین طور نشست و شاهد قلع و قمع مردم باشیم. حتی شاهد این باشیم که آنها نگذارند ما به احساسات دینی مان جواب مثبت بدهیم و این طور بی رحمانه ما را تاراج کنند. شروع تصمیم من همان روز پانزده خرداد ۴۲ بود. با اینکه من خیلی جوان بودم و بچه کوچک داشتم، مصمم شدم که در این جلسات با شناخت کامل شرکت کنم و واقعا کلام خدا را بفهمم. تصمیم گرفتم که به طور عمیق درس بخوانم و متوجه مسایل اصلی باشم. این بود که به تدریج جلسات را خودمان تشکیل و اداره کردیم. این جلسات هر چند در قالب جلسات اجتماعی، تفسیر و احکام تشکیل می شد، ولی شکل سیاسی به خود گرفته بود.</p><p>در مورد راه یافتن به مجلس نیز، من هیچ وقت برای خودم قدمی برنداشتم. الان هم نه با کسی آشنا هستم و نه در خانه ای رفت و آمد دارم، بلکه سعی دارم بنده خدا باشم و اگر مسؤولیتی احساس کنم حاضرم انجام وظیفه نمایم.</p><p>وقتی جریان مجلس خبرگان مطرح شد، چند نفر از آقایان مرتب تلفن می زدند و اصرار داشتند که من در انتخابات شرکت کنم. من هم خودم تعجب می کردم، چون نه همسرم در این جریانات حضور داشت و نه پسر یا دامادی داشتم و نه خودم اهل این بودم و هستم که بخواهم خودم را مطرح کنم. اگر کار برای خدا باشد خدا خودش وسایل را جور می کند.</p><p>&laquo;یَا مَنْ اَظْهَرَ الجَمیلَ و سَتَرَ القبیح&raquo; در باره من قضیه این طور پیش آمد. من اول نمی پذیرفتم، چون مریض بودم. یک روز از رادیو یا تلویزیون شنیدم که با خانمهایی از مجاهدین (منافقین) و فداییان آن زمان مصاحبه می کردند و می خواستند با آن نظرات غیر اسلامی خود به مجلس بروند. من با خودم گفتم اگر بناست مجلس تشکیل شود و اینها بخواهند کاندید شوند، من باید بروم و لااقل جلوی یکی از اینها را بگیرم.</p><p>وقتی دیدم پیشنهاد زیاد است و این مسایل نیز در جامعه وجود دارد، بعد از مدتی به این برادران جواب مثبت دادم. البته این برادران از جمله آقای خزعلی، آن موقع در جلساتی مرا آزمایش کردند. همچنین در مسافرتهایی که داشتیم در داخل یا خارج از کشور مثل خاور دور، آفریقا و کنیا در کنفرانس بین المللی زن، بدین طریق مرا به مجلس بردند! چون خودم حتی قدمی را در راه مجلس رفتن و انتخاب شدن برنداشتم. نظرم این بود که اگر لایق باشیم، خدا ما را انتخاب خواهد کرد.</p><p><br /><b>فعالیتهای کنونی شما در چه زمینه ای است؟</b></p><p><br />ـ فعالیت خاصی ندارم جز در مکانهایی که درس می دهم. البته خیلی محدود است، جلساتی هم به عنوان تدریس هفتگی به عهده دارم.</p><p><b><br />شما به عنوان کسی که بین وظایف شخصی و فعالیتهای اجتماعی جمع کرده و در این زمینه تجربه دارید، آیا در این خصوص خود را موفق می دانید؟ </b></p><p>ـ من نمی دانم از چه زمانی جامعه را قشربندی کردند و بین خانه و اجتماع فاصله و دوگانگی برقرار کردند، ولی اگر با یک دید وسیع بنگریم، می بینیم که هیچ فاصله ای بین خانه و اجتماع نیست. خانه واحد حقیقی اجتماع است و این دو از یکدیگر تفکیک ناپذیرند.</p><p>اگر ارتباط بین این دو قطع شود، دیگر نه خانواده، خانواده است و نه اجتماع، اجتماع است. نمی دانم این فرهنگها از چه زمان آغاز شد.</p><p>از زمانی که زن را به جامعه کشاندند، نه به خاطر کار و نه برای اینکه نقش حیاتی داشته باشد، بلکه به خاطر منافع سودجویانه سودپرستان و کسانی که می خواستند استفاده های کلان از کار و توان مردم بگیرند، بین خانه و خانواده جدایی افتاد و شخص را از خانواده بریدند و به کارخانه بردند، زن را از خانه جدا کردند؛ در نتیجه محیط لطف و صفا برای شوهر بیرون خانه بود. یعنی در این میان آنچه که عنصر تشکیل دهنده اصیل اجتماع بود، نابود شد. اجتماعی را ساختند که خود می خواستند بسازند. عنصر صفا، صمیمیت و یکرنگی و جایگاه عرضه کردن غرایز طبیعی و سالم را نابود کردند و به شکل ناسالم در جامعه در آوردند.</p><p>وقتی به قرآن را نگاه می کنیم می بینیم هر جا مسائل سیاسی اقتصادی مهم مطرح می شود، بحث اولش تربیت و خانه است. تمام ما یک ارتباط مستقیم و تنگاتنگ بین خانواده و آن مرد سیاسی یا زن سیاسی، اجتماعی، فرهنگی احساس می کنیم یعنی این خانه است که زمینه حضور سیاسی فرهنگی، اجتماعی زن می شود.</p><p>&laquo;فی بیوتِ اذن اللّه أن تُرْفَعَ و یُذکر فیها اسمه&raquo;</p><p>این دو در تعارض با یکدیگر نیستند. این صفا و صمیمیت خانه است که افراد را برای حضور سازنده در اجتماع می سازد. نمی دانم چه شد که ما به این روز افتادیم؟ خانه و اجتماع در طول یکدیگر و باعث تکامل یکدیگرند. همان خانمی که چند تا بچه دارد، همان زن در جبهه حضور دارد؛ همان زن در سفرهای تاریخی، نقش و حضور داشته، اصلاً خانواده امام حسین(ع) است که تکمیل کننده آن نظام و آن حرکت و آن قیام است. نمی دانم کی فریب این حرکت را خوردیم که یا خانه یا اجتماع؟ بعضی فکر می کنند که این دو قابل جمع نیست، ولی این طور نیست.</p><p>زندگی ما در حد متوسط بود. بنابراین، تمام مشکلات زندگی در حد متوسط برای ما هم وجود داشت. شما خوب می دانید که خانه ای که متوسط باشد کار زیاد دارد. من مرتب کار داشتم، چون با مادرشوهرم زندگی می کردم و رفت و آمد خانه زیاد بود. هیچ کس در خانه به من کمک نکرده، حتی سیسمونی و جهیزیه را نیز خودم تهیه می کردم. من الان هم سالی چهار، پنج سیسمونی با پارچه های اضافی خانه، درست می کنم. فعالیتهای اجتماعی من زیاد بوده، ولی هیچ کدامش با زندگی شخصی من تغایری نداشته است. اگر خانه نظم داشته باشد، اینها با هم تعارض پیدا نمی کند.</p><p>درس خواندن، مسؤول شدن و تبلیغ رفتن به خانه ضرر نمی زند. زن یک توان چند بعدی دارد و در هر بعدش می تواند کار کند. من یک موقع ساعت دوازده شب به خانه می آمدم و بیشتر کارهایم را شب انجام می دادم؛ حتی غذای فردا ظهر من آماده بود. آن وقتی که درس می خواندم و تبلیغ هم می رفتم از رفاه و استراحت خودم می زدم تا به کارهایم برسم.</p><p>آن زمانی که مسایل بالاتر و مشکلتر از اینها بود و یک زمان استثنایی به حساب می آمد، ما دیگر به خانه و زندگی شخصی خود فکر نمی کردیم؛ خانه ما ایران بود، خانه ما اسلام بود، خانه مان بزرگ شده بود، نه اینکه خانه مان رها شده بود. من فکر می کردم که یک خانه دارم به پهنای ایران، شاید فردا خانه ای داشته باشیم به پهنای تمام زمین. اینها منافاتی ندارد.</p><p>فاصله های بین خانه و اجتماع را باید برداشت. باید اسلامی فکر کرد. زن همان خانه ای که موسی(ع) را به دنیا آورده، همان زن منتظر رسالت موسی(ع) نشسته بوده است، همان زنی که در خانه فرعون همسر فرعون است، همان زن دوشادوش موسی(ع) حرکت می کند.</p><p>به هر حال، این مشکلات و این فعالیتها هیچ تأثیری در زندگی شخصی ام نگذاشت و خانواده ما نه از نظر اقتصادی ضربه خورد و نه از نظر عاطفی یا جنبه های دیگر. البته باید تلاش بیشتر و برنامه دقیق وجود داشته باشد تا انسان بتواند موفق شود.</p><p><br /><b>لطفا نظر خود را در باره نقاط مثبت و منفی وضعیت بانوان ایران بیان کنید. </b></p><p>ـ با سفرهایی که به خارج از کشور داشتم و زنان کشورهای دیگر را با زن ایرانی، مقایسه کردم یک سری پاکیها، صفا، ایثار، از خودگذشتگی در مقابل همسر، یکرنگی، یکدلی، متعهد بودن نسبت به دین و پای بندی به اصول، همه، ارزشهای بسیار متعالی و نقاط مثبتی است که زن مسلمان و انقلابی ایران دارد. دختر با اینکه دارای مدارج عالی علم است با صفا و صمیمیت با همسر خود زندگی می کند؛ خانمی که در خانه متمول بزرگ شده، ازدواج می کند و در یک خانه متوسط با صفا و از خودگذشتگی در کنار همسرش قرار می گیرد و مشکلات زندگی را به کمک یکدیگر حل می کند. اینها نقاط مثبت است که باید آنها را رشد دهیم و نقاط منفی را از بین ببریم.</p><p>یک نقطه منفی که در ما هست، حس خود کم بینی است که مصیبت بزرگی است و این ظواهر مضحک را به ارمغان آورده است. اگر کمی بیندیشیم می بینیم آن کشورهایی که الان برای ما مظهر تمدن و پیشرفت هستند، روزی ریزه خوار سفره ما بودند. ما از نظر درک، هنر، فرهنگ، صنعت، کشاورزی و غیره سرآمد بودیم. تاریخ ما سرشار از زنانی است که در اداره کشور سهم عمده ای داشته اند؛ زنانی که در شجاعت و جنگ نیز کم نظیر بودند. حال، چطور شد که حس خودکم بینی در ما به وجود آمد. این عیب بزرگی است که ما گول ظواهر فریبنده را می خوریم. این سنتها و ظواهری که ما داریم، بر اساس یک فلسفه ای بوده یعنی لباسها، نوع برخورد، میهمانی و سنتهایی که در جامعه ما بوده ـ علاوه بر سنت کامل اسلام ـ همه ارزشمند است.</p><p>برای مثال، لباس ایرانی، برخاسته از یک فرهنگ متعالی بوده و اصالت دارد، ولی متأسفانه صبح یک مدل عرضه می شود، ظهر یک مدل دیگر. نه ثباتی وجود دارد، نه اندیشه ای، افسوس که این عیب بزرگ سد راه ترقی ماست. من تمام وجودم تأسف است که چرا ما ثبات لباس نداریم، ثبات مسکن نداریم؛ مگر ما فرهنگ نداشتیم، با وجود داشتن فرهنگ، یک فرهنگ غنی تر و قویتری به نام اسلام انتخاب کردیم. اگر زور بود، پس از مدتی از بین می رفت. ما با بینش، اسلام را انتخاب کردیم. حیف از زن ایرانی که ابزار مصرف افراد سودجو بشود. وقتی می بینم یک زن پاکستانی یا هندی، سنتهای خود را در مورد لباس حفظ کرده و شرف خود را در این می بیند که در یک مجمع عمومی خود را هندی معرفی کند و به فرهنگ خود احترام بگذارد تأسف بار است که ببینم عده ای اگر جایی می خواهند خود را معرفی کنند، می بینند لباس شیک آنها چیست، لباس روز آنها چیست که خودشان را به آن رنگ در آورند. این واقعا درد است؛ دردی که اعماق وجود انسان را می سوزاند. حیف است اینان خود را به این رنگهای متنوع در بیاورند، مگر اصالت ما کجا رفته؟</p><p><b><br />چه راه حلی پیشنهاد می کنید؟</b></p><p><br />ـ &laquo;ما مِن حرکةِ الاّ و انت محتاجٌ فیها الی معرفةِ&raquo; علی علیه السلام &laquo;هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو را در آن نیازمند به شناختی می باشی&raquo;</p><p>باید فکر کنیم و شناخت داشته باشیم. این لباس چیست که من می خواهم بپوشم. این چه خانه ای است که می خواهم بسازم، هر قدمی که می خواهیم برداریم باید با شناخت باشد، باید ببینیم کجا داریم می رویم.</p><p>تنها چیزی که ما را به اصالت و خودباوری برمی گرداند این است که فکر کنیم. ما سابقه کهن داریم ۱۴۰۰ سال سابقه اسلام داریم. ما بیش از هر کشوری به اسلام گرایش داریم و با همه وجودمان اسلام را قبول کردیم. همین چادر افتخار است برای ما، معرف شخصیت ماست. زنهای ما خیلی خوبند. زنهای ایرانی زبانزد همه هستند. حیف از یک عده قلیل که حرکت بی منطق انجام دهند.</p><p><b><br />با توجه به فعالیتهای اجتماعی خود اگر خاطره ای دارید برایمان تعریف کنید؟ </b></p><p>ـ هفته ای که قرار بود حضرت امام به ایران بیایند یک روز چهارشنبه قرار بود بچه های نیروی هوایی پروازی را انجام دهند و به پاریس بروند و امام را بیاورند. ما شب اجتماعمان آنجا بود؛ خدا رحمت کند آقای طالقانی هم بودند. یک نفر از بین بچه ها حرفهایش را زد و گفت: ما فردا پرواز می کنیم و ممکن است ما را در حین پرواز بزنند و دوست داریم این پرواز در حضور ملت باشد. این حرف تأثیر عجیبی روی افراد گذاشت. ما صبح زود به فرودگاه رفتیم که پرواز این بچه ها را شاهد باشیم. با مشکلات زیادی توانستیم به محیط پرواز برویم. پرواز را نگذاشتند انجام شود و ظاهرا بچه ها را هم گرفتند. من آن روز با دختر بزرگم رفته بودم. به ما فرمان دادند که تا شماره سه را می شماریم، باید اینجا را ترک کنید و گرنه شلیک می کنیم. برف می آمد، ما همه روی زمین نشسته بودیم و قرار بود بنشینیم تا تکلیف معلوم شود؛ چیزی مثل تحصّن. نکته ای که برایم خیلی عجیب بود، وقتی که گفتند ما تا سه را می شماریم، دختر من پشت سر من نشسته بود، من سعی کردم بروم و پشت سر دخترم بنشینم، چون سربازها پشت سر ما قرار داشتند به صورتی که من اولین ردیف بودم. دخترم با خشمی گفت: مادر! هر کسی در نوبت خودش. البته تیراندازی نکردند و آقای طالقانی از ما خواهش کردند و گفتند: من به شما می گویم بلند شوید. این خاطره هیچ وقت یادم نمی رفت؛ آن خشمی که دخترم داشت که &laquo;اگر قرار است من اول تیر بخورم، تو حق نداری جای من را بگیری&raquo; برای من خیلی عجیب بود. باید این روحیه بماند. البته اگر الان هم مشکلی پیش بیاید زن و مرد ما همین روحیه را دارند و زنان جامعه ما همان زنها هستند، ولی ای کاش این حالت در تمام زمینه های زندگی ما باقی می ماند. اگر در حرکتی این روحیه ایثار و جان دادن برای بقای اسلام از ما گرفته شود، وای بر ما! خیلی حیف است این سرمایه بزرگ از دست دهیم.</p><p><br /><b>مهمترین آرزوی شما چیست؟</b></p><p><br />ـ &laquo;انت ولیی فی الدنیا و الاخره توفنی مسلما&raquo; یعنی آخرین آرزوی من این است که پروردگارا! ما در همه حال بنده تو و تسلیم تو باشیم و خادم مردم. امیدوارم بتوانم بندگی خدا را در عین خدمت به مردم داشته باشیم و موفق شویم که خادم بندگان خدا و بنده خود خدا باشیم و همچنین پیروزی نهایی این انقلاب و جهانی شدن آن.</p><p><br /><b>جمعی از خوانندگان ما از وضعیت گذشته و حال بانوان جامعه شکوه دارند و از آن به عنوان مظلومیت یاد می کنند و سبب آن را سلطه جویی و ستم مردان می دانند نگرش شما نسبت به این مسأله چیست؟ </b></p><p>ـ سلطه یک امر متقابل است. اگر من سرم را زیر دست او نبرم! او نمی تواند توی سر من بزند. ستم، زور و ... همه اینها یک رابطه تقابلی دارد. ما آن جایی که مجبور هستیم ظلم را بپذیریم باید به گونه ای باشد که ظالم هم نابود شود. در این صورت انسان مظلوم واقع می شود نه منظلم و ستم پذیر، یعنی با مظلوم شدن خود چهره ظالم را افشا می کند. در مورد مسأله ای که خانمها می گویند، واقعیت این است که ما قبل از انقلاب، مظلوم واقع شدیم و قابل انکار نیست. موضوع اصلی در مورد این مسأله، خود من هست که چگونه شخصیت خود را نشناختم، خود را باور نکردم. قانع شدن به مسایل روبنایی و امثال آن ما را در مقابل کسی که قویتر بود ظلم پذیر کرد. وقتی ما خود را نشناسیم، حقوق خود را ندانیم، تکلیف خود را انجام ندهیم، طرف مقابل این نقاط ضعف را به دست می آورد و به واسطه آنها بر سرمان می کوبد.</p><p>در کنفرانس بین المللی زن که در کینا تشکیل شده بود و ما شرکت کرده بودیم، بین زنهایی که خود را آن گونه درست کرده بودند و با آن وضعیت آمده بودند، تنها ما پنج زن بودیم که با چادر و به صورت ساده و اسلامی رفته بودیم، این مسأله برایشان خیلی عجیب بود. یک شخصی آمد و به ما گفت آیا چادر بر سر شما گذاشتند و شما را مجبور کردند؟ من برایش گفتم که ما در انقلاب چه کارهایی انجام دادیم. چقدر مادران و زنان ما فداکاری کردند، چقدر شهید دادند و در مورد شخصیت زن در اسلام در ایران برایش توضیح دادم. بعد از خود او سؤال کردم که آیا فکر می کنی چنین زنی را می توانند مجبور کنند که حجاب داشته باشد؟ گفت:</p><p>گفتم: پس من خودم انتخاب کردم و چون خودم انتخاب کردم، زمین نمی گذارم. کسی مرا رنگ نکرده که رنگم عوض شود. این حجاب ماست، اعتقاد ماست، فلسفه زندگی ماست. من بعضی اوقات به خانمهای جوان نصیحت می کنم که نگذارید چیزی از مسؤولیتتان زمین بماند که حتی به شما یک اخطار بدهند. همان اخطار، شما را ضعیف می کند. پس کارتان را درست انجام دهید و اجازه ندهید کسی به شما ظلم کند. وقتی من کارم را درست انجام دادم، جای خالی برای حرفی باقی نمی ماند.</p><p>من وقتی که درس می رفتم، جوان بودم؛ بچه هم داشتم. خوب اطرافیان حرفهایی می زدند. من می گفتم زمانی از خانه بیرون می روم که بچه ها را به مدرسه می فرستم. بچه کوچک هم داشتم که بغل می گرفتم و موقعی برمی گشتم که در را به روی بچه ها باز کنم. این هم خانه ام هست، این ناهارم و کارهای دیگر. پس چیزی نیست که کسی حرفی بزند و آن کارهایی که من قبول کرم، خدشه ای به وضعیت خانه ام وارد نکرد. بچه ها را بدرقه می کردم و در را هم به روی بچه ها باز می کردم. اگر درس می خواندم از خودم کم می گذاشتم. کارهایی که خانمها از صبح تا ظهر انجام می دادند، من شب انجام می دادم. پس هیچ جای کار، لنگی نداشت که درس خواندن من مانع انجام وظایفم باشد. پس نقصی نمانده که ایرادی گرفته شود.</p><p>زمانی که درس می خواندم، خیاطی می کردم و مزد می گرفتم که وسایل درس خواندنم را فراهم شود. خلاصه باید زن بود. اگر ما این لباس فریبنده ظاهر فریب را بکنیم و خودمان از درون خود بجوشیم، معلوم می شود که زن دارای چه استقامتی، چه تلاشی، چه ایثاری و چه شخصیتی است. آن قدر دنیا را زیبا کردند که روح حساس زن به سوی این زیباییهای کاذب و ظواهر سراب گونه کشیده شده و از آن زیباییهایی که خدا برایش معین کرده، محروم می ماند.</p><p><br /><b>به نظر شما مشکلات و نیازهای اساسی بانوان بیشتر در چه قسمتهایی است که مجله باید به آن بپردازد؟ </b></p><p>ـ بانوان قشرهای مختلفی دارند، چون کشور خیلی گسترده است و مردم به اشکال مختلف کار می کنند. بنابراین شؤونات اجتماعی فرق می کند. یک زن روستایی است، یک زن کشاورز است، یک زن تحصیل کرده است، کارگر، خانه دار و ... نه یک کشور صنعتی است که بگوییم همه در یک جهت هستند، نه یک کشور علمی است که بگوییم همه در جهت علمند. ایران ما اقشار مختلف دارد. بنابراین مسایل زیاد است. انسان باید یک زبانی داشته باشد که بتواند با همه اینها حرف بزند. زن روستایی ما یک مشکل دارد، زن خانه دار ما یک مشکل، زن ... هر کدام مشکل خاص خود را دارند. صحبت کردن با همه اینها خیلی مشکل است و تنها چیزی که همه اینها را جمع می کند، همان مسأله انسانیت انسان است. خودباوری و اصالت ماست. نقطه مثبتی که ما داریم این است که نوعا زنهای ما گرایش به مذهب دارند و به خاطر این گرایش، اسوه های دینی را باور دارند. این ارزش خیلی بالایی دارد یعنی زنهای ما فاطمه(س) را به عنوان یک اسوه متعالی می شناسند و عشق می ورزند و سینه هاشان مالامال از محبت ایشان است. خدیجه کبرا(س) و زینب(س) را به عنوان الگوی کامل پذیرفته اند. ما هر جا که هستیم باید سعی کنیم از این اسوه ها دور نشویم و شخصیت زن بودن را حفظ کنیم. حضور خدا را فراموش نکنیم. و در هر نقطه ای که هستیم، کار را برای رضای خدا انجام دهیم، راه نجاتمان در این است.</p><p>&laquo;هو معکم اینما کنتم&raquo;</p><p>همین است که انسان را بزرگ می کند، ارزش می دهد، ادب می آموزد. اینها را می توانیم به صورت عام بگوییم و نقطه اشتراک ماست. ایمان ما نقطه اشتراک ماست و باید آن را متجلی کنیم. این همان چیزی است که به ما صفا، صمیمیت و کمال می دهد.</p><p>خدا ان شاءاللّه ما را به خودمان وا نگذارد. &laquo;الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عینا ابدا&raquo;</p><p><br />پیام زن: مجددا از وقتی که در اختیار مجله گذاشتید سپاسگزاری می کنیم. <br /><br />پیام زن :: شهریور ۱۳۷۱، شماره ۶</p><p><a href="http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?id=33245">حوزه</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>یک انسان کامل، یک انسان معصوم </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.iranzanan.com/news/cat_10/000763.php" />
    <id>tag:www.iranzanan.com,2010://1.763</id>

    <published>2010-02-26T16:29:32Z</published>
    <updated>2010-02-26T16:34:11Z</updated>

    <summary>فاطمه زهرا(س)، پیکره ای تمام نما از همه ابعاد وجودی یک انسان کامل، معصوم و پاک، حاضر در تمام صحنه های پرتنش تاریخ زمانش، ذریه پیامبر و نیز تنها حلقه پیوند و اتصال ائمه به پدر خویش.</summary>
    <author>
        <name>iranzanan</name>
        
    </author>
    
        <category term="تحقیق و تحلیل" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.iranzanan.com/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;<br />این متن نوشتاری کوتاه است از منیره گرجی پیرامون محتویات کتاب نگرش قرآن بر حضور زن در تاریخ انبیا.<br /><br /><br />خداوند تعالی از آن هنگام که از روح خود در آدمی دمید به او در کل هستی اجازه حرکت، شکوفایی، تلاش و ظهور بی حد و حصری بخشید؛ بدان سان که بتواند مظهری از مظاهر الهی در این زمین خاکی باشد و قدرتی مافوق طبیعت کسب کند و رشدی ورای تصور بیابد و از آن هنگام که تاریخ صحنه نمایش ارزش های آدمی شد، انسان هایی برجسته با شکوفایی شگفت انگیز خود، هرکدام بعدی از ابعاد وجودی آدم را به نمایش گذاشتند تا آیندگان نمونه های بارز نمو انسانی را بازیابند و دریابند و خود در جهت آن بکوشند.</p><p>&nbsp;</p><p>قرآن که نظاره کردن در آثار گذشتگان را مطلوب می داند، به ارایه شاخص های برجسته ای می پردازد و هرکدام را در آن زمینه و جهتی که نمود داشته اند، معرفی می کند. لذا با بررسی زنان مطرح در قرآن در هر زمینه و جهتی می توان خصیصه ای خاص از آنان را نشان داد. ارتقای روحانی و معنوی و مریم، علم و درایت بلقیس، حضور مستدام زنان معاصر با حضرت موسی در لحظات حساس و سرنوشت ساز، عشق و محبت هرچند به خطای زلیخا، شجاعت ساره در هم راهی با هم سرش ابراهیم، صبر و استقامت هاجر و .... درک هرکدام از این خصایص قوه درک کننده خاص خود را می طلبد چون هر یک از آن ها در جنبه ای خاص از خود نمایشی تام دارند. بررسی و سخن گفتن از این زنان نسبتا سهل و میسر است، زیرا قرآن خود آنان را معرفی کرده است.</p><p>&nbsp;</p><p>اما چه سخت و دشوار است به کار گرفتن فکر و قلم در درک و ارایه شخصیتی حضرت زهرا(س)، شخصیتی که دارای عظمتی ویژه، پرورشی نمونه، حضوری همه جانبه و ظهوری در تمام جهات انسانیت دارد. به هنگام سخن گفتن از این چنین شخصیتی تحسین و علاقه با عشق و عجز می آمیزد و حیرت و تعجب بر یک دیگر سبقت می گیرند و.... در مجموع و به طور مجمل با بررسی تطبیقی آیات قرآن کریم می توان به مجموعه ای از زنانی که به نوعی در قرآن، در موقعیت های متعدد و به بهانه های مختلف مطرح شده اند دست یافت که از میان آنان در این مجال کوتاه ما بیش تر، به طور مشخص و به علت اهمیت مضاعف جایگاه زنان در عصر حضرت عیسی(ع) و درعصر حضرت محمد(ص)، به طور موردی به حضرت مریم(س) و حضرت فاطمه(س) خواهیم پرداخت. خلاصه ای از مجموعه زنان عالی قدری که به نوعی در قرآن مطرح شده اند، به شرح ذیل است:</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>۱ - بلقیس که ملکه ای معاصر با حضرت سلیمان(ع) است. در زمام داری لیاقتی درخور تقدیر دارد. او عقل و درایت را با توان مندی حکم رانی درهم آمیخته است و بر سرزمینی پهناور به شایستگی فرمان روایی می کند و در نهایت لطف الهی او را در مسیر هدایت سلیمان(ع) قرار می دهد. شجاعت، اقتدار، عدم استکبار، روشن فکری، عدم جمود ذهنی و بسیاری از خصلت های دیگر او، توسط قرآن در معرض دیده بصیرت همه انسان ها قرار داده شده است.</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>۲ - ساره، هم سر ابراهیم(ع) زنی که پابه پای شویش حضور در زمان دارد، رویاروی ملایکه و مورد تبشیر مستقیم آن ها قرار می گیرد و از دامان او، پیامبری به وجود می آید که سرسلسله انبیای پس از اوست و هم راه با همین ذریه مورد رحمت و برکت الهی قرار می گیرد.</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>۳ - زلیخا هم سر عزیز مصر زنی که در تاریخ به عنوان عاشقی جفاکار شناخته شده است، در قرآن مجید به صورت شخصیتی معرفی می شود که حسن و کمال یوسف را به خوبی درک کرده و دریافته است که او با ماورای این عالم ارتباط دارد، گرچه عشق او به یوسف به خطا می رود اما او در نهایت، باشجاعت مبلغ حق می شود، پاکی یوسف را گواه می دهد و با لطیف ترین کلام، عذر تقصیر به پیش گاه حق می آورد.</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>۴ - مادر حضرت یوسف(ع)، زنی شکیبا و صبور که فراق فرزندش را سال ها تحمل می کند و همسری درخور حضرت یعقوب(ع) معرفی می شود و توسط فرزندش یوسف هم طراز با شوهرش بر عرش، رفعت می یابد.</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>۵ - مادر و خواهر حضرت موسی(ع) و تمامی زنانی که با او در طول زندگی او مطرح می شوند و هم واره با رافت و رحمتی زایدالوصف از خطرهای حتمی او را نجات می دهند و زمینه ساز رشد پیامبری بزرگ می شوند.</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>۶ - حضرت مریم(س) زنی عاشق حق، محو جمال الهی، مورد ارتزاق مستقیم از طرف خداوند، به مقام و درجه ای از کمال نایل می شود که با فرزندش حضرت عیسی مسیح(ع) که پیامبری اولو العزم است وحدت وجود می یابد و منزلتی فوق تصور بشر پیدا می کند.</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>۷ - هم سر حضرت زکریا(ع)، که زنی عقیم و نازاست و وارث ارزش های آل یعقوب و در نتیجه دعاهای همسرش مورد توجه حضرت حق قرار می گیرد و دارای ذریه ای صالح می شود و برخوردار از خصلت هایی معرفی می شود که به عنوان مهم ترین صفت از برای همسر و پسرش معرفی شده است( انبیاء، آیه ۹۰). یدعوننا رغبا و رهبا و کانوالنا خاشعین</p><p>&nbsp;</p><p>فاطمه زهرا(س)، پیکره ای تمام نما از همه ابعاد وجودی یک انسان کامل، معصوم و پاک، حاضر در تمام صحنه های پرتنش تاریخ زمانش، ذریه پیامبر و نیز تنها حلقه پیوند و اتصال ائمه به پدر خویش.</p><p>● نویسنده: منیره - گرجی</p><p>● منبع: ماهنامه - ویژه نامه ماه همشهری - شماره ۴ - تاریخ شمسی نشر ۰۰/۰۴/۱۳۸۵<br />&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed>
